آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2ـ آیا حدود اسلامى با رأفت و رحمت دینى سازگار است؟

از جمله امورى که بهانه گیران آن را دستاویز قرار داده اند،«حدود و تعزیرات اسلامى» است. آنها مى گویند:
چگونه حدود و تعزیرات اسلامى با رحمت و رأفت سازگارى دارد؟
آیا نواختن صد ضربه تازیانه بر بدن شخص که مرتکب گناهى شده، خشونت نیست؟
آیا سنگسار کردن مرد یا زنى که بر اثر غلبه هوى و هوس، لحظه اى از جاده عفّت خارج گشته، با عطوفت اسلامى سازگار است؟
آیا بریدن دست و پاهاى سارقان و دزدان، با رحمت دینى مى سازد؟
آیا مجازاتهاى غلیظ و شدید، نوعى خشونت محسوب نمى شود؟
پاسخ : نکته هاى ظریفى در گوشه و کنار احکام «حدود و تعزیرات» به چشم مى خورد که به ما در پاسخ این سؤالات کمک مى کند، و با دقّت و مطالعه در آن نکات روشن مى شود که حدود و تعزیرات نیز چشمه اى دیگر از رحمت و عطوفت اسلامى است ـ هرچند ظاهر آن براى عدّه اى در برخورد اوّلیه خشونت آمیز به نظر مى رسد.

اوّل: بررسى فلسفه حدود و تعزیرات

روایاتى در مورد فلسفه اجراى حدود و تعزیرات وجود دارد که مطالعه آنها به ما بینش تازه اى در باره این مجازتهاى اسلامى مى دهد. به دو نمونه آن توجّه کنید:
1ـ پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
«اِقامَةُ حَدٍّ خَیْرٌ مِنْ مَطَرِ اَرْبَعینَ صَباحاً»(13);
اجراى هر نوع حدّ یا تعزیرى (به هر مقدار که باشد) از بارش چهل شبانه روز باران بهتر است.
همانگونه که ملاحظه مى فرمایید حدود و تعزیرات در این روایت نبوى به باران تشبیه شده، و اجراى کمترین مقدار آن از چهل روز باران بهتر شمرده شده است; مفهوم این روایت این است که همانطور که باران، رحمت(14) پروردگار است و خداوند آن را بر اهل زمین نازل و منتشر مى نماید، حدود الهى نیز نوعى رحمت الهى است. حقیقتاً اجراى مجازاتهاى اسلامى همچون باران جامعه را شستشو مى دهد و اجتماع را از آلودگیها پاک مى کند.
به عنوان نمونه، اگر شخصى باعث سلب امنیّت عمومى از جامعه شود و بر جان و مال و ناموس مردم هجوم برد، به گونه اى که رعب و وحشت قسمتى از جامعه را فراگیرد، محارب خواهد بود و اجراى حدّ محارب بر این شخص ضامن ثبات امنیّت در جامعه است و همچون باران، رعب و وحشت و ناامنى حاصل از جنایات او را از فضاى جامعه مى شوید. کسانى که در یک جامعه اسلامى دست به تولید و پخش مواد مخدّر مى زنند، و با این جنایت بزرگ جوانان آن کشور را نابود مى کنند، و براى رسیدن به منافع و مطامع خویش کشور را به فساد مى کشند، باید به عنوان مفسد فى الارض مجازات شوند. تا با دفع آفت، زمینه رشد فراهم گردد.
آیا حدود اسلامى که تشبیه به باران رحمت الهى شده، خشونت نامیده مى شود!
ما معتقدیم که چنین افراد و گروههایى که مستحقّ مجازات هاى اسلامى هستند، اگر مشمول این مجازاتها نشوند خداوند آنها را رها نخواهد کرد، و همان عوارض و ناملایماتى که سوغات کارهاى فاسد آنها بوده، دامنگیر خود آنها خواهد شد.
2ـ امام هفتم شیعان، حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام)، در تفسیر آیه شریفه (یُحْىِ الْاَرْضَ بَعْدِ مَوْتِها)(15) مى فرماید:
«لَیْسَ یُحْیِیْهَا بِالْقِطَرِ، وَ لکِنْ یَبْعَثُ اللّهُ رِجالا فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ فَتُحْیِى الْاَرْضَ لاِحْیاءِ الْعَدْلَ، وَ لاَقامَةُ الْحَدِّ فیهِ اَنْفَعُ فِى الْاَرضِ مِنَ الْقِطَرِ اَرْبَعینَ صَباحاً»(16);
منظور (فقط) این نیست که زمین هاى خشک را با بارانهاى پر برکت زنده مى کند، بلکه منظور این است که خداوند مردانى (بزرگ و مخلص و بلند همّت را) مبعوث مى کند، که آنها عدالت را در جهان زنده مى کنند، و زمین بر اثر زنده شدن عدالت احیاء مى گردد; و بدون شک اقامه و اجراى حدود و تعزیرات بر روى زمین، پر منفعت تر است از این که چهل شبانه روز بر آن باران ببارد.
توجّه مى کنید در این روایات، که فلسفه اجراى حدود را بیان مى کند، سخنى از انتقام و خشونت و مانند آن نیست; بلکه سخن از محبّت و رحمت و اقامه عدل و سیراب کردن جامعه اسلامى و مانند آن است.

دوم: راههاى اثبات حدود شرعى

مطالعه چگونگى اثبات حدود شرعى، جلوه هاى دیگرى از رحمت و رأفت اسلامى را در آئینه حدود و مجازاتهاى اسلامى به نمایش مى گذارد.
بسیارى از حدود با چهار شاهد، یا چهار بار اقرار ثابت مى شود; بدین معنى که باید چهار نفر انسان عادل شهادت دهند فلان زن و مرد را در حال انجام عمل منافى عفّت دیده اند، تا بتوان حدّ شرعى بر آنها جارى کرد.
آیا چنین امرى امکان پذیر است! ما در روایات و کتابهاى تاریخ، حتّى یک مورد نیافتیم که عمل منافى عفّت با شهادت شهود ثابت شده باشد، تا بر اساس آن، حد جارى شود. بنابراین، راه فوق عملا بسته است و این خود نوعى رحمت اسلامى محسوب مى شود، که شامل این نوع گنهکاران گردیده است.
راه دیگر، که اقرار خود گناهکار است، شرایط متعدّدى دارد. از جمله این که باید چهار بار اقرار کند، و هر اقرار در مجلس جدا گانه اى باشد، به طورى که اگر در یک مجلس چهار بار اقرار کند، یک مرتبه محسوب مى شود!(17) علاوه بر این، اگر مجرم قبل از اثبات جرمش نزد حاکم شرع توبه کند، و از کار خود نادم و پشیمان گردد، و آثار ندامت و پشیمانى در افعال و کردارش ظاهر گردد، اجراى حد بر او مشکل است!(18)
این مطالب در روایات متعدّدى آمده که به یک نمونه آن اشاره مى شود، تا شاهد رأفت و رحمت اسلامى جانشین حقیقى پیامبر(صلى الله علیه وآله) با مجرمى که با پاى خویش به پشت میز محاکمه آمده بود، باشیم:
«زن آلوده اى خدمت حضرت على(علیه السلام) رسید، و از آن حضرت خواست که با اجراى حدّ زنا بر وى، او را از آلودگى پاک کند; زیرا عذاب دنیا از مجازات مداوم و قطع نشدنى جهان آخرت آسان تر است! حضرت فرمود: برو، پس از وضع حمل بیا، تا تو را پاک کنم. زن رفت و پس از زایمان بازگشت و تقاضاى خویش را تکرار کرد; حضرت پس از طرح سؤالات متعدّد (به امید آن که شاید زن را منصرف کند و او را در آنچه مى گوید به تردید بیندازد) فرمود: برو بچّه ات را شیر بده و پس از تمام شدن دوران شیرخوارگى اش بیا تا تو را پاک کنم. زن بازگشت و پس از دو سال براى بار سوم خدمت حضرت رسید و تقاضاى خویش را تکرار کرد. حضرت بار دیگر سؤالهاى مختلفى مطرح کرد و زن پاسخ داد; حضرت در نهایت فرمود: برو بچّه ات را بزرگ کن، تا بتواند خودش را از خطرات روزانه حفظ کند، سپس نزد ما بیا تا تورا پاک کنیم. زن در حالى که اشک مى ریخت بازگشت و...(19)»
ملاحظه مى کنید ثابت شدن جرمى که حدّ شرعى دارد سهل و ساده نیست، و تا زمانى که مجرم خود خواهان اجراى حد نباشد طبعاً نمى توان جرم وى را ثابت کرد، و این خود نشانگر رأفت اسلامى است.
اگر اسلام آئین خشونت باشد، آیا براى اثبات جرم این قدر سخت گیرى مى کند!