آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

1ـ ریزش رحمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) پس از فتح مکّه

برخورد پیامبر(صلى الله علیه وآله) با دشمنانش پس از فتح مکّه یک نمونه از این سیره عملى است; برخورد آن حضرت را بصورت فشرده نقل نموده، سپس آن را با برخورد غربیهاى مدّعى تمدّن با دشمنانشان، پس از جنگ جهانى دوم مقایسه مى نماییم:
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)سیزده سال قبل از هجرت به مدینه، در مکّه مکّرمه بسیار آزار دید، به گونه اى که مکّه یادآور آلام و مصیبتها و نامردمیها و مشکلات و گرفتاریهاى فراوانى براى آن حضرت بود; چرا که سرسخت ترین دشمنان آن حضرت در مکّه بودند; ولى هنگامى که سپاه اسلام مکّه را فتح کرد و پیامبر(صلى الله علیه وآله)بر آن دشمنان لجوج و عنود، که منشأ تمام مصیبتها و مشکلات بودند پیروز شد، با یک جمله زیبا همه آنها را مشمول عفو و رحمت اسلامى قرار داد و خطاب به آنها فرمود:
اِذْهَبُوا اَنْتُمُ الطُّلَقاء
تمام شما آزادید، به هر کجا مایلید بروید!
حتّى وقتى خبر دادند که یکى از سربازان اسلام پرچمى به دست گرفته، و شعار انتقام جویى سر مى دهد، حضرت ناراحت شد، و پرچم را از دست آن سرباز گرفت و به جاى شعار انتقام، شعار صلح و دوستى سرداد:
«اَلْیَوْمَ یَوْمُ الْمَرْحَمَةِ»;
امروز روز رحمت و محبّت است!
امّا هنگامى که سربازان متّفقین وارد پایتخت آلمان (برلین) شدند، قتل و عام عجیبى به راه انداخته، و مرتکب جنایات فراوان و بى شمارى شدند، به عنوان نمونه، بچّه هاى شیرخوار قنداقه اى را به آسمان پرتاب کرده، و در وسط زمین و آسمان با شلیک گلوله آنها را کشتند!
و اکنون نسل همان جانیان به دور از عاطفه، در فلسطین اشغالى هر روز جنایت تازه اى مى آفرینند، جنایاتى که قلم از بیان آن شرم مى کند، و گاه انسان طاقت دیدن و شنیدن آن را ندارد!
آیا ما اهل خشونتیم، یا این متمدّن نماهاى بى تمدّن!

2ـ على (علیه السلام) و سفارش براى قاتلش!

نمونه دیگر، برخورد حضرت على(علیه السلام) با قاتل خویش، عبدالرّحمن بن ملجم مرادى، است.
آن حضرت به تبع دستورات دینى آنقدر رحیم و مهربان بود که حتّى دشمنش و کسى که به قصد کشتن بر او شمشیر زده بود، نیز از رحمتش بى نصیب نگردید. بدین جهت سفارش هاى آن امام رؤوف از لحظه دستگیرى آن موجود پست آغاز مى گردد و تا دم مرگ ادامه مى یابد:
فرزندانم! قاتل من فقط ابن ملجم است، مبادا پس از من عدّه اى سودجو و فرصت طلب، شمشیرهایشان را از نیام برکشند، و به جان مردم بى گناه بیفتند، و خون آن ها را به بهانه این که اینها با قاتل على همدست بوده اند، بریزند و در لباس این شعار مقدّس به تصفیه حسابهاى شخصى خود بپردازند!
عزیزانم! از همین غذایى که براى من تهیّه مى کنید، به قاتلم نیز بدهید!
نور چشمانم! اگر من زنده ماندم خود مى دانم با قاتلم چه کنم، و اگر به ملاقات خدا نائل شدم شما حق دارید قصاص کنید، ولى همانگونه که او یک ضربت شمشیر بر من وارد کرد، شما هم بیش از یک ضربت بر او نزنید!
فرزندان رسول خدا! پس از مرگ، بدنش را قطعه قطعه نکنید!
اینها سفارشاتى است که على(علیه السلام) در بستر مرگ نسبت به قاتل خویش بیان مى کند. آیا در سراسر جهان و در طول تاریخ، هیچ یک از رؤساى کشورها را سراغ دارید که به نفع قاتل خویش این گونه سفارش کند!
آیا اسلامى که جانشنین پیامبرش اینقدر رؤوف و مهربان است، آیین خشونت است!

فصل پنجم: سؤالها و ایرادها

پس از این که رحمت و رأفت اسلامى را در آیینه آیات قرآن، و روایات معصومان(علیهم السلام)و سیره پیشوایان دین مطالعه کردیم، و با تمام وجود تصدیق نمودیم که دین مقدّس و هماهنگ با فطرت بشرى اسلام، آئین محبّت و رحمت است و نه آئین خشونت، لازم است به بررسى مسائلى که دستاویز دشمنان اسلام گشته، و آنها را نشانه وجود خشونت در اسلام مى دانند، بپردازیم: