آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

فصل سوم: رأفت و رحمت اسلامى در روایات

رأفت و رحمت اسلامى در روایات متعدّد و فراوانى منعکس شده، که به نمونه هایى از آن اشاره مى کنیم:

1ـ اساس دین محبّت است

امام صادق(علیه السلام) در روایت زیبایى چنین مى فرماید:
«هَلِ الدّینُ اِلاَّ الْحُبٌّ! اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: قُلْ اِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونى یَحْبِبْکُمُ اللّه»(4);
آیا دین جز محبّت و رحمت چیز دیگرى است؟! (سپس دلیل کلامش را این گونه بیان مى کند: زیرا) خداوند متعال مى فرماید: اگر خدا را دوست دارید از دستورات من (پیامبر(صلى الله علیه وآله)) اطاعت کنید تا محبوب خداوند شوید.
یعنى انگیزه عمل به دستورات الهى، عشق و محبّت به خداوند است.
در روایت دیگرى از امام باقر(علیه السلام) چنین مى خوانیم:
«الدّین هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدّینُ»(5);
دین محبّت است و محبّت دین است.
گاه استدلال عقلى انگیزه انسان براى انجام کارى مى شود; و گاه عشق و محبّت، او را وادار به کارى مى کند. آیا این دو انگیزه یکسان هستند؟
خداوند براى بقاء نسل بشر علاقه اى بین زن و مرد ایجاد کرد تا نسل بشر ادامه یابد; حال اگر قرار بود منطق و استدلال عقلى انگیزه انسان براى بقاء نسل باشد، مثل این که بگوید:
«براى بقاء نسل باید ازدواج کرد و فرزندانى به وجود آورد و تمام زحمتها و ناراحتیهاى آن را تحمّل کرد» یا بگوید: «چون در پیرى و ناتوانى عصاى دستى لازم دارم و کسى را مى خواهم که مرا کمک کند و حمایتم نماید، پس بناچار باید ازدواج کنم و فرزندانى داشته باشم.»
اگر واقعاً انگیزه انسان این امور بود، از هر 100 نفر چند نفر حاضر به ازدواج و تحمّل سختیها و ناکامیها و مشکلات فراوان زندگى مشترک و بچّه دار شدن مى شد؟ فکر نمى کنیم بیش از 10 نفر آنها حاضر به چنین کارى مى شدند.
امّا جاذبه جنسى و عشق و محبّت، انسانها را به سمت ازدواج ـ با همه مشکلاتش ـ سوق مى دهد; به گونه اى که آنها عاشقانه تمام سختیها را به جان مى خرند; بلکه تمام عمرشان را به پاى فرزندشان مى ریزند تا نوزادشان کم کم بزرگ شود و راه رفتن بیاموزد، و سخن بگوید. آرى، انگیزه عشق و محبّت این قدرت و قوّت عجیب و خیره کننده را دارد.
همین مطلب در مورد برنامه هاى دینى نیز صادق است و لهذا در روایات فوق بر عشق و محبّت تأکید شده، نه بر راه پرسنگلاخ برهان منطقى و استدلالهاى عقلى، تا آدمى زودتر به سر منزل مقصود برسد. اگر عاشق شدى خود به خود به سوى اطاعت الهى گام برمى دارى، و مشکلات آن را به جان مى خرى. اگر عاشق امام زمان شدى اطاعت اوامرش و مبارزه با فساد و منکرات، کارى بس آسان خواهد بود. آرى، عشق و محبّت کارها را سهل مى کند. آیا دین و آئینى که انگیزه حرکت پیروانش محبّت و عشق است، و تمام دینش را محبّت و عشق معرّفى مى کند، آئین خشونت است؟!

2ـ رحمت اسلامى در میدان نبرد!

رحمت و رأفت اسلامى بقدرى وسیع و فراگیر است که در میدان جنگ نیز بروز و ظهور دارد; به تعبیر دیگر، اسلام آن قدر به محبّت و عطوفت و رحمت اهمّیّت مى دهد که حتّى در کانون خشونت و تندى، پیروانش را نسبت به آن سفارش مى کند! بدین جهت در روایات مربوط به آداب جنگ، نکات جالبى در این زمینه به چشم مى خورد، که به یک نمونه آن اشاره مى کنیم:
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «هنگامى که رسول مکرّم اسلام(صلى الله علیه وآله)تصمیم مى گرفت سربازان اسلام را به سوى میدان جنگ روانه کند، آنها را فرا مى خواند و این نکات(6) را به آنها گوشزد مى کرد (به گونه اى که اگر سربازى از این آداب تخلّف مى کرد مورد مؤاخذه قرار مى گرفت):
«سیرُوا بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ فى سَبیل اللّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ»;
به سوى میدان جنگ حرکت کنید، امّا نه از سر هوى و هوس، بلکه با نام و یاد خدا و براى رضاى او، و با نیّتى پاک و خالى از هر گونه انگیزه غیر خدائى، و بر طبق برنامه هاى اسلامى (که شرح آن مى آید) عمل کنید.
«لا تَغُلُّوا» : در جنگ هرگز خیانت نکنید. این که: منظور از این جمله چیست؟ سه احتمال وجود دارد:
نخست این که، در تقسیم غنیمتهاى جنگى خیانت ننمایید. همانگونه که در برخى از آیات قرآن به این مطلب اشاره شده که: آنچه مربوطه به حکومت و رهبرى است جدا شود. و آنچه مربوط به رزمندگان است در میان آنها تقسیم شود، و هر کس به آنچه حقّ اوست برسد و در غنیمت خیانت نشود.
احتمال دیگر این که، رزمندگان گذشته از غنائم جنگى، در سایر امور هم به همدیگر خیانت نکنند.
احتمال سوم این که، نه تنها به همرزمانتان، بلکه به دشمنان هم خیانت نکنید و با آنها جوانمردانه بجنگید.
«وَ لا تُمَثِّلُوا» : پس از این که دشمن را از پاى درآوردید، بر پیکر بى جان او هجوم نیاورید، و آن را مُثله (قطعه قطعه) نکنید.
در برخى روایات به نقل از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)آمده است که حتّى اگر سگ درنده اى به شما حمله کرد و آن را از پاى در آوردید، پس از کشتنش حقّ قطعه قطعه نمودن پیکرش را ندارید!(7)
«وَ لا تَغْدِروا» : اهل مکر و فریب و غدر و پیمان شکنى نباشید. اگر با دشمن از درِ صلح وارد شدید، و با او پیمان آتش بس امضا کردید، عهد و پیمانتان را محترم بشمرید، و آن را زیر پا ننهید. مسلمان کسى است که حتّى نسبت به عهد و پیمانى که با دشمنانش مى بندد وفادار باشد; بدین جهت حضرت على(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر خطاب به آن فرمانده شجاع خویش مى فرماید:
«اگر پیمانى بین تو و دشمن منعقد گردید، یا او را در پناه خود امان دادى، به عهد خود وفادار باش، و آنچه بر عهده گرفتى امانت دار باش، و جان خود را بر سر پیمانت بنه، زیرا هیچ یک از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نیست، که همه مردم جهان با تمام اختلافاتى که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتّفاق نظر دارند.(8)»
«وَ لا تَقْتُلُوا شَیْخاً فانِیاً وَ لا صَبیّاً وَ لا امْرَأَةً»;
به افراد ضعیف و ناتوان، که دخالتى در جنگ ندارند، حمله نکنید، و پیرمردهاى ناتوان و بچّه ها و زنها را به قتل نرسانید.
«وَ لا تَقْطَعُوا شَجَراً اِلاّ اَنْ تَضْطَرُّوا اِلَیْها»;
و درختان را قطع نکنید، مگر که ناچار شوید!
انسان با مطالعه این قوانین متعالى و دستورات حساب شده و مترقّى، به عظمت اسلام و گستره رحمت اسلامى پى مى برد و انگشت حیرت به دهان مى گیرد; چرا که رحمت اسلامى در کانون خشونت، حتّى شامل درختان نیز مى گردد; و لهذا پیامبرِ رحمةٌ للعالمین به سربازان خویش دستور مى دهد که هیچ درختى را در هنگام جنگ و نبرد قطع نکنند و به محیط زیست احترام بگذارند; مگر این که درخت یا درختانى مانع پیشروى سربازان اسلام و لشکریان قرآن باشد، که در این صورت قطع آن از باب ضرورت ـ و البتّه به مقدارى که ضرورت اقتضا مى کند ـ مانعى ندارد.
دستورات بعدى حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) نشانگر اوج رأفت و رحمت اسلامى در میدان جنگ و نبرد است، توجّه بفرمایید:
«وَ اَیُّما رَجُل مِنْ اَدْنَى الْمُسْلِمینَ اَوْ اَفْضَلِهُمْ نَظَرَ اِلى اَحَد مِنَ الْمُشْرِکینَ فَهُوَ جار حَتّى یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ، فَاِنْ تَبِعَکُمْ فَاَخُوکُمْ فِى الدّین وَ اِنْ اَبى فَاَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ»;
هر گاه یکى از لشکریان اسلام، چه برترین مقام باشد و چه پایین ترین سرباز، به یکى از دشمنان اسلام پناه داد، آن شخص در أمان است; باید او را به پشت جبهه منتقل کنند، و با صبر و حوصله و زبان خوش و سعه صدر، معارف اسلام و دستورات و احکام اسلامى را برایش بیان کنند، اگر اسلام را پذیرفت و به سلک مسلمانان وارد شد، او هم مسلمانى است همانند شما، و از تمام حقوق مسلمانان برخوردار خواهد شد; و اگر اسلام را نپذیرفت، یا مهلتى براى تفکّر پیرامون دستورات اسلامى درخواست کرد، باید او را صحیح و سالم به کشورش بازگردانید، و به هیچ عنوان حق ندارید او را اذیّت و آزار کنید.
البتّه انجام این دستورات کار سهل و آسانى نیست، و سینه اى گشاده و ایمانى قوى مى طلبد. بدین جهت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) در پایان سخنرانى به سربازانش دستور مى دهد که براى انجام این دستورات ـ که بیانگر اوج رأفت و رحمت اسلامى است ـ از خداوند بزرگ و قادر کمک بطلبند.
آیا دنیایى که دم از رعایت حقوق بشر مى زند، و شعارهاى بشر دوستانه اش گوش جهانیان را کر کرده، هیچ یک از این امور را در میدان جنگ رعایت مى کند! در جنگ اسرائیل و فلسطین، نه تنها این امور رعایت نمى شود، بلکه این جنایتکاران بى رحم و سنگدل، خانه هاى مردم فلسطین را ویران، بیمارستانهاى آنها را بر سر بیمارانش خراب، و مزارع را به آتش کشیده، و درختان را نابود مى نمایند، و به کوچک و بزرگ، پیر زن و پیر مرد ترحّم نمى کنند; و با این حال، مدّعیان حقوق بشر از آنها دفاع، و ما را متّهم به خشونت مى نمایند!