اصلاحات آمریکائی

نویسنده : محمد باقر ذوالقدر

پیش گفتار

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
انقلاب عزیز عزیزتر از جانمان که بر بنیاد اسلام پاک و مصفّا جان گرفت، همچون همان حقیقت ناب، از یکسو باجاذبه ها و جذبه های الهی خود دلهای میلیونها انسان مشتاق و علاقمند را بخود معطوف داشت و امیدها و آرزوهای بی شماری را برانگیخت و حیات و حرکت را درجانهای افسرده و دلهای یاس آلوده ریخت. عقده های فروخورده بسیاری را گشود و عشق ها و عاطفه های بی شماری را به «ایران»؛ کانون همه امیدها و عشق ها و جلوه گاه همه ایمانها و حماسه ها پیوند داد. از دیگر سو میدان ظهور و صحنه بروز ناجوانمردانه ترین کینه توزیها بود و دشمنی های بسیاری را برانگیخت. دشمنیِ آنها که صبح و روشنائی، عشق و زندگی، رهائی و پرواز را برنمی تافتند. آنها که سالیان سال بر این مرز و بوم خیمه زده و به غارت ثروت، دزدی هویت و لگد کوب کردن عزتمان مشغول بودند. همانها از اولین روزهای پیروزی، لشکریان خود را از داخل و خارج فرا خواندند، بما هجوم آوردند و تا امروز بی امان بر ما تاخته اند و دمی از فتنه گری و کینه ورزی نیاسوده اند.
آنچه پیش رو دارید شرح قطره ای است از دریای این دشمنی های رنگارنگ و آخرین آن که سخت بدان دل بسته اند؛ «اصلاحات» بعنوان راهبردی برای «توقف انقلاب» و «فروپاشی نظام» برآمده از انقلاب!
این نوشتار ویراسته یک بیان شفاهی است که به همت برادرانم در روابط عمومی فرماندهی سپاه تنظیم و مستند گردیده است. بی گمان آنچه که بیش از هر اقدامی می تواند دشمن را از دست یابی به هدفهایش باز دارد و او را در رسیدن به نیّات شومش
ناکام گذارد. «روشنگری» و «تبیین» و افکندن نور و روشنائی بر تاریک خانه ای است که بر بنیاد بی خبری و در فضای غبارآلود فتنه و فریب بنا نهاده است.
امیدوارم که این مختصر بتواند به بخش کوچکی از این مسئولیت بزرگ پاسخ گفته باشد.
«ذوالقدر»
اسفند ماه 79

گفتاری پیرامون اصلاحات و امنیّت ملّی

موضوع گفتار، بررسی تعامل اصلاحات و امنیّت ملّی و تأکید بر تقابل نگرش خاصی از اصلاحات با امنیّت ملّی است. بر این اساس ابتدا لازم است مفاهیم اصلاحات و امنیّت ملّی را جداگانه تعریف کنیم و روشن شود که منظور از امنیّت ملّی و اصلاحات چیست؟
و سپس به تبیین رابطه بین این دو بپردازیم.

امنیّت ملّی

امنیّت آن هم در سطح ملّی دارای تعاریف و تعابیر متنوع و گوناگونی است، در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، اجماع نظری در مورد تعریف امنیّت ملّی وجود ندارد و تاکنون تعاریف گسترده ای در این خصوص ارائه شده است. هرچند هیچیک از این تعاریف کامل و جامع نیست امّا عواملی همچون، ارزشهای حیاتی، منافع، اهداف ملّی و تهدید، در این تعاریف تکرار شده اند.
برخی امنیّت ملّی را «عدم تهدید نسبت به ارزشهای حیاتی یک کشور و حفاظت از یک ملّت در مقابل انواع تجاوزات خارجی، جاسوسی، عملیات خصمانه، خرابکاری، براندازی، عملیّات ایذایی و نفوذهای دشمنانه دیگر» می دانند و برخی دیگر آن را حالتی می دانند که «ملّتی فارغ از تهدیدِ از دست دادن ارزشهای بنیادین، تمام یا بخشی از جمعیّت، دارایی و یا خاک خود بسر برد». برخی دیگر نیز در تعریف آن گفته اند، «امنیت ملّی مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکاری سیاسی یا اقتصادی همراه با وارد کردن ضربه کاری و مرگبار است».
شاید نگاهی که در برگیرنده همه دیدگاهها و تصوّرات نسبت به امنیّت ملّی باشد این تعریف است که می گوید:
«امنیّت ملّی به وضعیّتی گفته می شود که طی آن یک ملّت قادر است اهداف، منافع و ارزشهای حیاتی مورد نظر خود را در سطح ملّی و فرا ملی گسترش دهد و یا حداقل در برابر تهدیدات بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی از آنها حفاظت کند.»
بنابراین، اگر اهداف، منافع و ارزشهای حیاتی مورد نظر یک ملّت مورد خطر و تهدید واقع شد و آن ملّت نتوانست از این امور در مقابل دشمن حفاظت کند یا از تداوم و بقاء و استمرار آنها مطمئن بشود، امنیّت ملّی در این شرایط مخدوش است و باید چاره اندیشی شود.
بر اساس این دریافت کلی ، می توان گفت امنیّت ملّی مهمترین اصل در ثبات سیاسی، استقلال و موجودیت یک ملّت و یا یک واحد سیاسی است. بقای هر کشور، تمامیت ارضی و استمرار حکومت آن، بستگی به امنیّت ملّی آن کشور دارد. اهمیّت این موضوع به حدّی است که برخی امنیّت ملّی را پیش شرط تأمین سایر اهداف ملّی می دانند.