زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

چگونگى پرداخت زكات

آیا بهتر است زكات را مردم با دست خود و مستقیماً به فقرا بدهند یا از طریق حكومت اسلامى و حاكم پرداخت شود؟
شاید از آیات و روایات بتوان استفاده كرد كه اصل و قانون آن است كه زكات از طریق حاكم اسلامى جمع آورى و تقسیم شود زیرا:
1- خداوند پیامبرش را مأمور گرفتن زكات كرده است، «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً»(193) اگر گرفتن رسول خدا واجب است، پس پرداخت مردم به پیامبر نیز واجب مى باشد.
در حدیثى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «اُمرتُ ان اخذ الصدقة من اغنیاءكم فَاَردّها فى فقراءكم»(194) من مأمورم كه از اغنیا زكات بگیرم و به فقرا بدهم. پس از پیامبر اسلام نیز امامان معصوم علیهم السلام مسئول این بوده اند.
شخصى مى گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم كه زكات فطره براى كیست؟ حضرت فرمود: براى امام است، گفتم این خبر را نقل كنم؟ فرمود: بله(195)
2- پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله براى زكات، كارگزارانى تعیین كرده بود كه در قرآن از آنان به نام عاملین یاد شده است، این افراد از طرف حضرت مسئول جمع آورى زكات بودند.(196) از جمله: شخصى به نام رافع را به سوى قبیله جهینه، بسر را به سوى قبیله بنى كعب، ولید بن عقبه را به سوى قبیله بنى المصطلق و مردى از بنى سعد را به سوى قبیله بنى سعد فرستاد.(197)
3- حضرت على علیه السلام نیز افرادى را براى جمع آورى زكات مى فرستاد و در نهج البلاغه حدود 20 دستور براى شیوه برخورد آنان با مردم بیان شده است.(198)
4- در قرآن مى خوانیم: بعضى از منافقان به نحوه تقسیم زكات پیامبرصلى الله علیه وآله اعتراض مى كردند و نیش مى زدند، اگر جمع آورى و تقسیم زكات مربوط به پیامبر نبود، دلیلى براى تحمّل این همه نیش نبود. بگذریم كه قرآن مى فرماید: «وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا»(199) «انتقاد و سرزنش این منافقان برخاسته از عقده و منافع شخصى آنهاست و هرگاه كمى از زكات به آنها داده شود، دیگر انتقاد نمى كنند».
5 - سهمى از زكات براى جذب دلها اختصاص داده شده است. «مؤلفة قلوبهم»
رسول خدا صلى الله علیه وآله براى جذب رؤساى قبائل چیزهایى به آنها مى داد و شكى نیست كه رئیس قبیله جذب افراد عادى نمى شود، ولى جذب رئیس حكومت مى شود. پس باید زكات نزد حاكم اسلامى جمع آورى و با نظارت او تقسیم شود تا بتوان افرادى را به اسلام جذب نمود.
6- در روایات براى حاكم اسلامى وظایفى تعیین شده است، از جمله اینكه بدهى بدهكاران را بپردازد. «فعلى الامام ان یعطیه»(200)
و در بعضى روایات مى خوانیم كه حاكم باید بخشش هایى داشته باشد. «فعلى الامام أن یعطیهم»(201)
بنابراین مكتبى كه براى امام و حاكم اسلامى هزینه تعیین مى كند باید منبع درآمد هم معیّن نماید. پس زكات باید در دست حاكم اسلامى باشد.
7- در روایات مى خوانیم: پنهان كردن زكات از امام، نشانه نفاق است.(202)
اگر پنهان كردن زكات نشانه نفاق است، پس باید زكات نزد امام المسلمین جمع آورى و توسط او تقسیم شود.
8 - در صدر اسلام افرادى كارشناس و متخصص در تخمین مبلغ زكات بودند و از طرف رسول خدا صلى الله علیه وآله و حضرت على علیه السلام به مناطق اعزام مى شدند. اگر پرداخت زكات از وظائف فردى باشد و از وظائف رسمى نظام اسلامى نباشد، نیازى به فرستادن گروه تخمین و ارزیابى از طرف حكومت نبود.
9- حضرت على علیه السلام به مخنف بن قیس كه مسئول زكات بود، فرمود: «لیس له ان ینزل بلادنا و یؤدى صدقة ماله الى عدوّنا...» هر كس از پیروان ما كه زكات مال خود را به كارگزاران شام پرداخت كند، درست نیست، زیرا نیروى سواره و پیاده ما از او حمایت كرده است و سزاوار نیست كه افرادى از خدمات ما بهره مند شوند، ولى زكات اموالشان را به دشمنان ما بدهند.(203)
از این حدیث معلوم مى شود كه زكات بودجه حكومت است و باید به حاكم داده شود تا امنیّت منطقه را با تدبیر، تأمین كند.
10- حضرت على علیه السلام در نامه هاى 25، 26 و 67 به مسئول زكات سفارشاتى مى كند كه نشان مى دهد باید اختیار زكات به دست حاكم اسلامى باشد، نمونه آن، این كه مى فرماید:
زكات را به حاكم اسلامى برسانند تا او تقسیم نماید.
زكات را فورى نزد ما آورید، تا بر طبق كتاب خدا و سنّت پیامبرش تقسیم كنیم.
حضرت على علیه السلام به مأمور خود مى گوید: «ارسلنى الیكم ولىّ اللّه و خلیفته حتّى أخذ منكم حق اللّه فى اموالكم. فهل فى اموالكم من حق فتؤدّوه الى ولیّه»(204) به مردم بگو! اى بندگان خدا، ولىّ خدا مرا نزد شما فرستاده است تا حق خدا را كه در اموال شماست بگیرم، پس آیا براى خداوند در اموال شما حقى هست تا آن را به ولى خدا برسانم؟ به همین دلیل ابوبكر با گروهى كه زكات نمى دادند برخورد نظامى كرد و در تاریخ نام آن گروه به اصحاب ردّه معروف شده است.
11- دلیل پرداخت زكات حل مشكلات فقراست و اگر قدرت حكومت نباشد، بسیارى از مردم زكات نمى دهند و فقرا در فقر مى سوزند. بنابراین باید حاكم اسلامى در مسأله زكات نقش فعال و قهار داشته باشد.
12- اگر قرار باشد هر كس با دست خود زكات مال خود را به افراد مستحق بدهد و نظارت حاكم اسلامى در كار نباشد، افراد زیادى سوء استفاده كرده و از چند نفر زكات مى گیرند.
13- در تأمین زندگى فقرا از طریق حكومت، ذلت و خوارى و تحقیر نیست. ولى اگر فقیر به طور مستقیم از دست افراد كمك بگیرد، احساس حقارت مى كند. بنابراین براى حفظ كرامت و آبرو و شخصیّت فقرا باید زكات نزد حاكم عادل اسلامى جمع آورى و تقسیم شود.
14- امام خمینى (ره) در تحریر الوسیله مى نویسد: بهتر است كه زكات را در زمان غیبت حضرت مهدى علیه السلام به فقیه و حاكم اسلامى بدهند. زیرا او به محل مصرف آن آگاه تر است و اگر فقیه و حاكم اسلامى بنابر مصلحت اسلام یا مسلمانان حكم كند كه مردم زكات مال خود را به او بپردازند، پیروى از وى هر چند كه از او تقلید نكنند، واجب است.(205)
سؤال: با این همه دلائل، چرا گروهى از بزرگان فقها بر این عقیده اند كه مردم خودشان زكات مالشان را بپردازند؟
پاسخ: شاید دلیل این بزرگان حدیثى باشد كه مى فرماید: «اخرجها من مالك... ثم اعطها كیف شئت»(206) زكات را از مال خود خارج كن و هرگونه مصلحت مى دانى خرج كن.
البتّه ممكن است این روایات در زمان تقیّه صادر شده باشد كه دست امامان معصوم علیهم السلام در آن هنگام بسته بوده است و قدرتى براى جمع آورى زكات نداشتند و اگر اموالى را جمع آورى و تقسیم مى كردند، كینه و حسادت حاكمان ستمگر را برمى انگیختند و براى طرفداران وفادارى كه براى رساندن زكات به آن بزرگواران مراجعت مى كردند، ایجاد زحمت مى كردند. به همین دلیل امامان معصوم علیهم السلام براى حفظ جان طرفداران خود، دستور مى دادند كه هر كس زكات مالش را خودش بدهد و هر كس به شما زكات داد، بگیرید و هر كس نداد كارى به او نداشته باشید.
ناگفته پیداست كه اكثر مراجع تقلید (حفظهم اللّه) به پرداخت كنندگان، اجازه پرداخت زكات را مى دهند.

مقدار دریافت زكات

امكانات نسبى مانع گرفتن زكات نیست، به چند حدیث توجّه كنید:
شخصى به امام صادق علیه السلام گفت: فلانى منزلى دارد كه چهار هزار درهم ارزش دارد، شترى دارد كه هر روز دو تا چهار درهم علاوه بر هزینه علف سود دارد، به علاوه همسر و غلام دارد. امام فرمود: «فَتَأمُرنى اَنْ امره ان یبیع داره و هى عزّه و مسقط رأسه او یبیع جاریته التى نقیّة الحر و البرد و تصون وجهه و وجه عیاله او امره اَن یبیع غلامه و جَمَله و هى معیشته و قوّته؟ یأخد الزكاة فهى له حلال و لا یبیع داره و لا غلامه و لا جَمَله»(207) آیا از من مى خواهى كه او را وادار كنم منزلى كه زادگاه و سبب عزّت اوست یا غلام و شترى كه وسیله زندگى اوست بفروشد؟! هرگز، او مى تواند زكات بگیرد و لازم نیست خانه و شتر و غلامش را بفروشد.
به امام صادق علیه السلام گفتند: عیسى بن اعین به نیازمندى چنین گفت: چون دیدم كه تو گوشت و خرما خریدى، پس فقیر نیستى و با اینكه زكات دارم به تو نمى دهم. هر چه فقیر عذر آورد كه خرید گوشت و خرما دائمى نبوده است، بر عیسى بن اعین اثر نكرد. امام براى مدتى دست مباركشان را بر پیشانى گذاشتند سپس سر بلند كرده و فرمودند: خداوند عنایتى به اموال اغنیا و سپس توجّهى به اموال فقرا فرمود، پس در اموال اغنیا سهمى كه براى فقرا كافى باشد قرار داد.(208)
شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید: از سهم زكات تا صد درهم به فقیر بدهم؟ حضرت فرمود: بله.
پرسید: از سهم زكات تا دویست درهم به فقیر بدهم؟ فرمود: بله
پرسید: از سهم زكات تا سیصد درهم بدهم؟ فرمود: بله
پرسید: از سهم زكات تا پانصد درهم به فقیر بدهم؟ فرمود: بله آن قدر بده تا او را بى نیاز كنى.(209)
امام صادق علیه السلام از حضرت على علیه السلام نقل مى فرماید كه: «انّما هى لاقوام لیس لهم فى الامارة نصیب و لا فى العمارة حظّ و لا فى التّجارة مال و لا فى الاجارة معرفة و قدرة ففرض اللّه فى اموال الأغنیاء ما یقوتهم و یقوم بِاَوَدَهم»(210) زكات براى كسانى است كه نه مقام حكومتى دارند و نه ساختمانى و نه ثروت و تجارتى، و نه براى اجیر شدن آشنایى با حرفه اى دارند و نه توان بدنى براى كارهاى ساده، پس خداوند در اموال اغنیا سهمى را براى این افراد واجب فرموده است، به مقدارى كه در زندگى فلج نباشند و بتوانند روى پاى خود بایستند.
از امام پرسیدند: زندگى شخصى از طریق پدر یا عمو و یا برادرش در حدّ ساده تأمین مى شود. آیا مى تواند براى توسعه زندگى زكات بگیرد؟ امام فرمود: مانعى ندارد.(211)
در حدیث دیگرى مى خوانیم: براى ازدواج كردن مى توان زكات گرفت.(212)
در حدیث دیگرى آمده است كه فقیر مى تواند به قدرى بگیرد كه حتّى بتواند صدقه بدهد.(213)
در بعضى روایات مى خوانیم: فقیر مى تواند زكات بگیرد و زندگى خود را تأمین نماید و حتّى اگر حج نرفته است، با آن به مكّه نیز برود.(214)
البتّه باید توجّه داشت كه رفتن به مكه در آن زمان از مدینه یك هزینه استثنائى به حساب نمى آمده است.
گیرندگان خمس و زكات و انفاقات نیز باید به نكاتى توجّه نمایند:
1- آنچه مى گیرند در موارد ضرورى صرف كنند.
2- از پرداخت كننده تشكر و در حق او دعا كنند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «لعن اللّه قاطعى سبیل المعروف فیكفره فیمنع صاحبه من ان یصنع ذلك الى غیره»(215) خدا لعنت كند كسى را كه راه خیر را به روى دیگران مى بندد. از كمك كنندگان تشكر نمى كند و آنان را با بى اعتنایى و كفران خود، از این كه به دیگرى كمك كنند، دلسرد مى كند.
3- نه پرداخت كننده را تحقیر كند و نه آنچه را مى گیرد.
كسانى كه مال اندك خود را خالصانه براى كمك به جبهه به رسول خداصلى الله علیه وآله مى دادند، مورد تحقیر بعضى از افراد قرار مى گرفتند و قرآن این تحقیر را به شدّت نكوهش مى كند. «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لَا یَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ »(216)
4- اموال شبهه ناك را نگیرد.
گاهى اوقات، افرادى براى اهداف نابجا اموالى را به نام هدیه، چشم روشنى، عیدى، سوغاتى و غیره به دیگران مى دهند تا دل آنان را به سوى خود جذب كنند و بستر را براى رسیدن به اهداف خود آماده نمایند. جالب آنكه هیچ مقامى از تیررس و شكار این افراد مصون نیست.
این قبیل افراد از بردن هدایایى در دل شب به در خانه حضرت على علیه السلام نیز دریغ ندارند.(217)
5 - بیش از نیاز خود نگیرد.
6- ضمن تشكر از پرداخت كننده، خدا را سرچشمه لطف بداند و مردم را به عنوان واسطه فیض تلقّى كند.(218)

گیرندگانى كه اولویّت دارند

والدین و بستگان

در قرآن مى خوانیم: «قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ »(219) هر چیزى كه مى دهید قبل از هر كس، والدین وبستگان خود را در نظر بگیرید.
حتّى اگر وصیّت مى كنید، قبل از هر كس براى والدین و بستگان خود وصیّت كنید. «إِن تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ »(220)
شعار اسلام این است كه «لا صدقة و ذو رحم محتاج»(221)، اگر بستگان محتاج باشند كمك شما به دیگران ارزش ندارد.
طرفدارن مكتب اهل بیت علیهم السلام
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: زكات حق كیست؟ فرمود: طرفداران ما. پرسیدند: اگر زیاد آمد، فرمود: به همان افراد اضافه بدهید و این سؤال را چند بار تكرار كردند، باز امام فرمود: به طرفداران مكتب اهل بیت علیهم السلام اضافه بدهید و سؤال را تكرار كردند. امام صادق علیه السلام با كلمه «لا و اللّه» فرمود: به غیر آنان ندهید، مگر در شرایط حسّاسى كه نیاز به ترحّم باشد كه در این صورت به حدّاقل اكتفا كنید. سپس امام براى بیان حداقل، انگشت شصت خود را روى چهار انگشت گذاشتند.(222)
البتّه اكتفا به حداقل در مواردى است كه مخالفان در برابر اهل بیت، سرسختى كنند ولى اگر مخالفتشان بر اساس لجاجت نباشد و یا احتمال جذب و گرایش آنان به مكتب اهل بیت وجود داشته باشد، شاید بتوان از باب «مؤلفة قلوبهم» سهم چشم گیرى از زكات به آنان پرداخت كرد.
بنابراین جایگاه اصلى مصرف زكات، طرفداران مكتب اهل بیت هستند و مصرف زكات درباره غیر آنان باید در چهارچوب اصول و نظریه فقها عمل شود.
اهل ایمان و تقوى
در روایات مى خوانیم، نسبت به مؤمنین تا 000/10 (درهم و دینار) بخشیده شود، ولى نسبت به نااهل و فاجر به مقدار حداقل. زیرا مؤمن كمك را در راه اطاعت خدا و فاجر در راه معصیت خدا صرف مى كند. «لانّ المؤمن ینفقها فى طاعة اللّه عزّ و جلّ و الفاجر فى معصیة اللّه عزّ و جلّ»(223)
آرى، كمك رسانى به افراد متّقى، گامى در توسعه خیر و بركت و صلاح است و كمك رسانى به نااهل، گامى در گسترش فساد و تباهى، و انسان باید به وسیله زكات علاوه بر سیر كردن گرسنگان، مكتب حق و راه صلاح را گسترش دهد.
كمك به اهل علم، توسعه فرهنگ است. از امام باقر علیه السلام پرسیدند: چگونه مال خودم را به دیگران عطا كنم؟ فرمود: بر اساس فقه، عقل و سابقه هجرت.(224)
آبرومندان
قرآن مى فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا»(225) (انفاق شما) براى نیازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند (و حمایت آنان از آیین خدا آنها را از وطن خویش آواره ساخته و شركت درمیدان هاى جهاد به آنان اجازه نمى دهد تا براى تأمین هزینه زندگى، دست به كسب و تجارت بزنند)، نمى توانند مسافرتى كنند و از بس اهل صبر و حیا هستند، بى خبران آنها را بى نیاز مى پندارند، امّا آنها را از چهره هایشان مى شناسى (كه صورت خود را با سیلى سرخ نگه مى دارند) و هرگز با اصرار چیزى از مردم نمى خواهند.
بر همین مبنا در رساله مراجع تقلید مى خوانیم: مستحب است در پرداخت زكات، كسانى را كه اهل سؤال نیستند، بر اهل سؤال مقدّم بدارید.
امام صادق علیه السلام فرمود: به فقرایى كه در جامعه عزیزتر و داراى منش و جلوه اى هستند، گاو و گوسفند و شتر را (به قصد زكات) هدیه كنید، امّا به فقراى معمولى درهم و دینار را به عنوان زكات بدهید.
از حضرتش پرسیدند: دلیل این تفاوت چیست؟ فرمود: در جامعه فقرایى هستند كه زندگى خوبى داشته اند و از گرفتن صدقه خجالت مى كشند. بنابراین باید در پرداخت، به زیباترین نوع با آنان برخورد شود. «یدفع الیهم اجمل الأمرین عند النّاس».(226) نكته مهم و قابل توجّه اینجاست كه امام با این كه فرمود براى افراد با شخصیّت گاو و شتر بفرستید، لكن در پایان حدیث، زیبایى كار را به مردم واگذار كرد: «اجمل الامرین عند الناس» زیرا ممكن است در شرایطى و درمناطقى هدیه كردن گاو و گوسفند سبك و اهداى طلا و نقره سنگین تر باشد.
بنابراین ملاك در پرداخت زكات، آن است كه ما حالات و شرایط گیرنده را با شرایط حاكم بر جامعه و افكار عمومى در نظر بگیریم و هر كدام زیباتر است، همان راهدیه كنیم.
فراموش نمى كنم كه براى تبلیغ به روستایى رفتم. مردم آن جا شیر گاو گوسفند خود را در روز عاشورا در دیگ هاى بزرگى مى ریختند و شیر روز عاشورا را هدیه امام جماعت و روحانى منطقه مى كردند. سپس شیرها را ماست و پنیر كرده و بعد از عاشورا به جاى پول به او مى دادند. من كه در آن زمان تازه داماد بودم و نیاز به پول داشتم، مجبور شدم ظرف هاى پنیر را از روستا به شهر آورده و بفروشم و این خاطره تلخ را بعد از سى سال هنوز فراموش نكرده ام. اگر مردم آن منطقه كه عاشق امام حسین علیه السلام و مخلص بودند و به قصد خدمت این عمل را انجام مى دادند، به حدیث فوق توجّه مى كردند و آن نیّت خالصانه با رفتارى همراه مى گشت كه گیرنده كمك به دردسر نیفتد، روحانى تازه داماد مجبور به پنیرفروشى نمى شد!
كسانى كه نیاز بیشترى دارند
رسول خدا صلى الله علیه وآله عطاهاى خود را بر اساس نیاز افراد در نظر مى گرفتند. «كان النّبىّ یعطى العطاء على قدر عیله»(227)
ثروتمندان دیروز
كسانى كه در گذشته، خود اهل بذل و بخشش و پرداخت زكات بوده اند، ولى امروز محتاج زكات هستند، سزاوار است در اولویّت دریافت زكات قرار گیرند.(228)
اهل منطقه
در روایات مى خوانیم: رسول خدا صلى الله علیه وآله زكات بادیه نشینان را به بادیه نشینان و زكات شهرنشینان را بین شهرنشینان تقسیم مى فرمود.(229)
امام صادق علیه السلام فرمود: نه صدقه مهاجرین براى اعراب حلال است و نه صدقه اعراب براى مهاجرین.(230) البتّه این در صورتى است كه در منطقه فقیر وجود داشته باشد، امّا اگر در منطقه اى نیازمند نبود، انتقال زكات به غیر بلامانع است.(231)