زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آداب پرداخت زكات

براى كمك به فقرا، آداب فراوانى ذكر شده است كه مراعات آنها ارزش كار را بالا مى برد، از جمله:
ادب روحى و روانى
پرداخت زكات باید برخاسته از رضایت قلبى و طیب خاطر باشد. رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «من اعطى زكاة ماله طیبةً بها نفسه اعطاه اللّه بكل حبّةٍ منها قصراً فى الجنّة من ذهب...»(163) هر كس زكات مال خود را عاشقانه بدهد در برابر هر دانه گندم و جوى كه مى پردازد، قصرى در بهشت دریافت مى كند.
حضرت على علیه السلام فرمود: اگر پرداخت زكات با رضایت قلبى همراه نباشد، فرد گرفتار پشیمانى و از دست دادن پاداش عمل خواهد شد.(164)
نكته دیگر این كه زكات دهنده توجّه داشته باشد كه هر چه دارد از خداوند است و پرداخت زكات، او را به خودپسندى و غرور كه سبب نابودى عمل است نكشاند. قرآن درباره آبادكنندگان مساجد كه اهل نماز و زكاتند، مى فرماید: «فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَن یَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ »(165) امید است كه از هدایت شدگان باشند. آرى، گاهى عبادات انسان، به خاطر غرور و عجب نابود مى شود و انسان را به كمال مطلوب نمى رساند.
ادب اجتماعى
گر چه در ظاهر، زكات به شخص فقیر پرداخت مى شود، ولى در حقیقت این خداوند است كه زكات را دریافت مى كند. «یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ »(166) پیامبر و امام و فقیر، نماینده و دست خدا هستند و لذا باید كمال احترام به آنان گذاشته شود.
امام صادق علیه السلام از یكى از یاران خود پرسید: زكات مال خودت را چه مى كنى؟ گفت: فقرا نزد من مى آیند و به آنها پرداخت مى كنم. امام فرمود: این كار تو سبب ذلّت فقرا است و هر كس دوست خدا را ذلیل كند، گویا در كمین جنگ با او نشسته است.(167) آرى به جاى آنكه فقرا براى دریافت زكات به در خانه تو آیند، تو باید زكات را به منزل آنان ببرى.
در حدیث دیگر مى خوانیم: اگر گیرنده زكات از این كه بفهمد آنچه به او مى دهید زكات است، رنج مى برد، زكات را به او بدهید ولى نگویید كه این زكات است و مؤمن فقیر را ذلیل نكنید.(168)
در حدیث دیگر مى خوانیم: اگر شخصى احساس كند كه بهتر است به جاى پرداخت پول به فقرا، براى آنان لباس و جنس دیگرى خریدارى كند، مى تواند به جاى پرداخت نقدى، لباس و جنس براى فقرا خریدارى كند. «... اشترى لهم ثیابا و طعاما و ادّى انّ ذلك خیر لهم لا بأس»(169)
اسلام براى حفظ آبروى فقیر مى فرماید: «لا یعطى احدٌ اقلّ من خمسة دراهم»(170) كمتر از پنج درهم به او ندهید.
امام خمینى قدس سره مى فرماید: اگر شخصى از گرفتن زكات شرمنده مى شود، مستحب است هنگام پرداخت در قلب نیّت زكات كنید، ولى در عمل آن را به عنوان هدیه پرداخت نمایید.(171)
نه تنها هنگام پرداخت زكات باید آبروى مردم را مراعات كرد، بلكه بعد از آن نیز نباید با منّت گذاشتن، گیرنده زكات تحقیر شود، چنانكه قرآن مى فرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ »(172) منّت و آزار، سبب بطلان پاداش مى شود.
اگر بدانیم كه فقیر مأمور الهى است تا مال ما را پاك كند و آن را براى قیامت حمل كند، با او برخورد كریمانه اى خواهیم داشت.
در اسلام احترام گذاشتن به فقرا به قدرى مهم است كه در تاریخ مى خوانیم: جنس كمى را نزد پیامبر صلى الله علیه وآله آوردند. حضرت آن مقدار كم را به بعضى از فقرا داد، ولى نگران شد كه مبادا در دل دیگر فقرا كدورتى ایجاد شود. نزد سایر فقرا آمد و رسماً عذرخواهى كرد كه چون مال كم بود به همه نرسید و فرمود: به كسانى دادم كه حساسیّت آنان بیشتر بود.(173)
ادب زمانى
رسول خدا صلى الله علیه وآله به على علیه السلام فرمود: از اخلاق مؤمنین، سرعت در پرداخت زكات است.(174)
سرعت در پرداخت زكات بركاتى دارد از جمله:
الف: نشانه عشق و علاقه نسبت به انجام تكالیف الهى است.
ب: فقیر در اثر تأخیر پرداخت، آبروى خود را با سؤال و درخواست نمى ریزد.
ج: راه را به روى وسوسه هاى شیطان و افراد بخیل یا پیش آمد حوادثى كه ممكن است مانع پرداخت شوند، مى بندد.
د: فقرا از اضطراب و دغدغه و دلهره، زودتر نجات مى یابند.
امام صادق علیه السلام به مناسبت آیه «وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ»(175) فرمود: قبل از آنكه محصول خود را به خانه ببرید، زكاتش را بدهید كه به سخاوت نزدیك تر است.(176)
پرداخت علنى
نكته دیگر در آداب پرداخت زكات آن است كه علاوه بر كمك هاى مخفیانه اى كه نشانه اخلاص و حفظ آبروى گیرندگان است، باید گاهى از اوقات پرداخت ها آشكار باشد تا هم دیگران تشویق شده و كمك كردن به دیگران جزء فرهنگ جامعه شود و هم انسان به بخل و بى تفاوتى متهم نشود. امام صادق علیه السلام فرمود: «كلما فرض اللّه علیك فاعلانه افضل من اسراره»(177) هر چه را خداوند واجب نموده است، علنى انجام دهید.
بوسیدن دست
حضرت على علیه السلام فرمود: «اذا ناولتم السائل فلیُردّ الّذى ناواه یده الى فیه فیُقبّلها فانّ اللّه تعالى یأخذ قبل أن تقع فى یده»(178) هر گاه با دست خود به فقیرى كمك كردید، همان دست را ببوسید چون در حقیقت خداوند كمك شما را دریافت كرده است.
درخواست دعا از گیرنده
در روایات مى خوانیم كه دعاى فقیر در حق كسى كه به او كمك مى كند مستجاب مى شود، لذا از فقیر تقاضا كنید تا در حق شما دعا كند.(179)
پرداخت در مسجد
هنگامى كه یاران رسول خدا صلى الله علیه وآله اموالشان به مقدار نصاب مى رسید، زكاتشان را به مسجد مى آوردند و حضرت در همان مكان زكات جمع شده را میان فقرا تقسیم مى فرمودند.(180)
دورى از گناه
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: هر كس زكات مال خود را به مستحق بدهد و نماز را با شرایط و حدود معین شده انجام دهد و بعد از نماز و زكات گناهى كه سبب بطلان عملش شود انجام ندهد، در روز قیامت همه به او غبطه مى خورند.(181)
پرداخت از حلال
خداوند پاك و طیّب است و جز مال پاك را نمى پذیرد.(182)
گروهى قبل از اسلام آوردن درآمدهاى ناحقى داشتند، هنگامى كه اسلام آوردند خواستند آن اموال نامشروع را صدقه بدهند كه پیامبر اجازه نفرمود.(183)
امام حسین علیه السلام فرمود: صدقه دل پسند صدقه اى است كه انسان با عرق پیشانى و غبار صورت آن را به دست آورد و به فقرا بپردازد.(184)
پرداخت از مال مرغوب
قرآن مى فرماید: «لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»(185) به نیكى نمى رسید مگر آنكه از آنچه دوست دارید، در راه خدا انفاق كنید.
قرآن از مشركانى كه در تقسیم مال خود بخش هاى ناپسند را سهم خداوند قرار مى دادند، انتقاد مى فرماید. «یَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا یَكْرَهُونَ»(186)
آرى این عمل یك نوع بى ادبى نسبت به مقام پروردگار است.(187)
قرآن مى فرماید: «أَنفِقُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ۖ وَلَا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ »(188) از اجناس دل پسندى كه به دست آورده اید و یا ما براى شما از زمین بیرون آورده ایم، به دیگران انفاق كنید و هرگز به فكر انفاق از مال نامرغوب نباشید.
بر اساس روایات، در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله گروهى بدترین نوع خرما(189) را به فقرا مى دادند و قرآن با جمله «و لا تیمّموا الخبیث منه» آنان را از این عمل بازداشت.(190)
برداشت محصول در برابر چشم مردم
امام صادق علیه السلام فرمود: محصولات كشاورزى خود را شبانه برداشت نكنید، سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ»(191) یعنى حق محرومان را در روز برداشت بدهید و فرمود: اگر شما محصول خود را شبانه برداشت كنید، فقرا اطلاع پیدا نمى كنند و گرسنه مى مانند و شما از بركات پرداخت زكات محروم مى مانید.(192)

چگونگى پرداخت زكات

آیا بهتر است زكات را مردم با دست خود و مستقیماً به فقرا بدهند یا از طریق حكومت اسلامى و حاكم پرداخت شود؟
شاید از آیات و روایات بتوان استفاده كرد كه اصل و قانون آن است كه زكات از طریق حاكم اسلامى جمع آورى و تقسیم شود زیرا:
1- خداوند پیامبرش را مأمور گرفتن زكات كرده است، «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً»(193) اگر گرفتن رسول خدا واجب است، پس پرداخت مردم به پیامبر نیز واجب مى باشد.
در حدیثى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «اُمرتُ ان اخذ الصدقة من اغنیاءكم فَاَردّها فى فقراءكم»(194) من مأمورم كه از اغنیا زكات بگیرم و به فقرا بدهم. پس از پیامبر اسلام نیز امامان معصوم علیهم السلام مسئول این بوده اند.
شخصى مى گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم كه زكات فطره براى كیست؟ حضرت فرمود: براى امام است، گفتم این خبر را نقل كنم؟ فرمود: بله(195)
2- پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله براى زكات، كارگزارانى تعیین كرده بود كه در قرآن از آنان به نام عاملین یاد شده است، این افراد از طرف حضرت مسئول جمع آورى زكات بودند.(196) از جمله: شخصى به نام رافع را به سوى قبیله جهینه، بسر را به سوى قبیله بنى كعب، ولید بن عقبه را به سوى قبیله بنى المصطلق و مردى از بنى سعد را به سوى قبیله بنى سعد فرستاد.(197)
3- حضرت على علیه السلام نیز افرادى را براى جمع آورى زكات مى فرستاد و در نهج البلاغه حدود 20 دستور براى شیوه برخورد آنان با مردم بیان شده است.(198)
4- در قرآن مى خوانیم: بعضى از منافقان به نحوه تقسیم زكات پیامبرصلى الله علیه وآله اعتراض مى كردند و نیش مى زدند، اگر جمع آورى و تقسیم زكات مربوط به پیامبر نبود، دلیلى براى تحمّل این همه نیش نبود. بگذریم كه قرآن مى فرماید: «وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا»(199) «انتقاد و سرزنش این منافقان برخاسته از عقده و منافع شخصى آنهاست و هرگاه كمى از زكات به آنها داده شود، دیگر انتقاد نمى كنند».
5 - سهمى از زكات براى جذب دلها اختصاص داده شده است. «مؤلفة قلوبهم»
رسول خدا صلى الله علیه وآله براى جذب رؤساى قبائل چیزهایى به آنها مى داد و شكى نیست كه رئیس قبیله جذب افراد عادى نمى شود، ولى جذب رئیس حكومت مى شود. پس باید زكات نزد حاكم اسلامى جمع آورى و با نظارت او تقسیم شود تا بتوان افرادى را به اسلام جذب نمود.
6- در روایات براى حاكم اسلامى وظایفى تعیین شده است، از جمله اینكه بدهى بدهكاران را بپردازد. «فعلى الامام ان یعطیه»(200)
و در بعضى روایات مى خوانیم كه حاكم باید بخشش هایى داشته باشد. «فعلى الامام أن یعطیهم»(201)
بنابراین مكتبى كه براى امام و حاكم اسلامى هزینه تعیین مى كند باید منبع درآمد هم معیّن نماید. پس زكات باید در دست حاكم اسلامى باشد.
7- در روایات مى خوانیم: پنهان كردن زكات از امام، نشانه نفاق است.(202)
اگر پنهان كردن زكات نشانه نفاق است، پس باید زكات نزد امام المسلمین جمع آورى و توسط او تقسیم شود.
8 - در صدر اسلام افرادى كارشناس و متخصص در تخمین مبلغ زكات بودند و از طرف رسول خدا صلى الله علیه وآله و حضرت على علیه السلام به مناطق اعزام مى شدند. اگر پرداخت زكات از وظائف فردى باشد و از وظائف رسمى نظام اسلامى نباشد، نیازى به فرستادن گروه تخمین و ارزیابى از طرف حكومت نبود.
9- حضرت على علیه السلام به مخنف بن قیس كه مسئول زكات بود، فرمود: «لیس له ان ینزل بلادنا و یؤدى صدقة ماله الى عدوّنا...» هر كس از پیروان ما كه زكات مال خود را به كارگزاران شام پرداخت كند، درست نیست، زیرا نیروى سواره و پیاده ما از او حمایت كرده است و سزاوار نیست كه افرادى از خدمات ما بهره مند شوند، ولى زكات اموالشان را به دشمنان ما بدهند.(203)
از این حدیث معلوم مى شود كه زكات بودجه حكومت است و باید به حاكم داده شود تا امنیّت منطقه را با تدبیر، تأمین كند.
10- حضرت على علیه السلام در نامه هاى 25، 26 و 67 به مسئول زكات سفارشاتى مى كند كه نشان مى دهد باید اختیار زكات به دست حاكم اسلامى باشد، نمونه آن، این كه مى فرماید:
زكات را به حاكم اسلامى برسانند تا او تقسیم نماید.
زكات را فورى نزد ما آورید، تا بر طبق كتاب خدا و سنّت پیامبرش تقسیم كنیم.
حضرت على علیه السلام به مأمور خود مى گوید: «ارسلنى الیكم ولىّ اللّه و خلیفته حتّى أخذ منكم حق اللّه فى اموالكم. فهل فى اموالكم من حق فتؤدّوه الى ولیّه»(204) به مردم بگو! اى بندگان خدا، ولىّ خدا مرا نزد شما فرستاده است تا حق خدا را كه در اموال شماست بگیرم، پس آیا براى خداوند در اموال شما حقى هست تا آن را به ولى خدا برسانم؟ به همین دلیل ابوبكر با گروهى كه زكات نمى دادند برخورد نظامى كرد و در تاریخ نام آن گروه به اصحاب ردّه معروف شده است.
11- دلیل پرداخت زكات حل مشكلات فقراست و اگر قدرت حكومت نباشد، بسیارى از مردم زكات نمى دهند و فقرا در فقر مى سوزند. بنابراین باید حاكم اسلامى در مسأله زكات نقش فعال و قهار داشته باشد.
12- اگر قرار باشد هر كس با دست خود زكات مال خود را به افراد مستحق بدهد و نظارت حاكم اسلامى در كار نباشد، افراد زیادى سوء استفاده كرده و از چند نفر زكات مى گیرند.
13- در تأمین زندگى فقرا از طریق حكومت، ذلت و خوارى و تحقیر نیست. ولى اگر فقیر به طور مستقیم از دست افراد كمك بگیرد، احساس حقارت مى كند. بنابراین براى حفظ كرامت و آبرو و شخصیّت فقرا باید زكات نزد حاكم عادل اسلامى جمع آورى و تقسیم شود.
14- امام خمینى (ره) در تحریر الوسیله مى نویسد: بهتر است كه زكات را در زمان غیبت حضرت مهدى علیه السلام به فقیه و حاكم اسلامى بدهند. زیرا او به محل مصرف آن آگاه تر است و اگر فقیه و حاكم اسلامى بنابر مصلحت اسلام یا مسلمانان حكم كند كه مردم زكات مال خود را به او بپردازند، پیروى از وى هر چند كه از او تقلید نكنند، واجب است.(205)
سؤال: با این همه دلائل، چرا گروهى از بزرگان فقها بر این عقیده اند كه مردم خودشان زكات مالشان را بپردازند؟
پاسخ: شاید دلیل این بزرگان حدیثى باشد كه مى فرماید: «اخرجها من مالك... ثم اعطها كیف شئت»(206) زكات را از مال خود خارج كن و هرگونه مصلحت مى دانى خرج كن.
البتّه ممكن است این روایات در زمان تقیّه صادر شده باشد كه دست امامان معصوم علیهم السلام در آن هنگام بسته بوده است و قدرتى براى جمع آورى زكات نداشتند و اگر اموالى را جمع آورى و تقسیم مى كردند، كینه و حسادت حاكمان ستمگر را برمى انگیختند و براى طرفداران وفادارى كه براى رساندن زكات به آن بزرگواران مراجعت مى كردند، ایجاد زحمت مى كردند. به همین دلیل امامان معصوم علیهم السلام براى حفظ جان طرفداران خود، دستور مى دادند كه هر كس زكات مالش را خودش بدهد و هر كس به شما زكات داد، بگیرید و هر كس نداد كارى به او نداشته باشید.
ناگفته پیداست كه اكثر مراجع تقلید (حفظهم اللّه) به پرداخت كنندگان، اجازه پرداخت زكات را مى دهند.

مقدار دریافت زكات

امكانات نسبى مانع گرفتن زكات نیست، به چند حدیث توجّه كنید:
شخصى به امام صادق علیه السلام گفت: فلانى منزلى دارد كه چهار هزار درهم ارزش دارد، شترى دارد كه هر روز دو تا چهار درهم علاوه بر هزینه علف سود دارد، به علاوه همسر و غلام دارد. امام فرمود: «فَتَأمُرنى اَنْ امره ان یبیع داره و هى عزّه و مسقط رأسه او یبیع جاریته التى نقیّة الحر و البرد و تصون وجهه و وجه عیاله او امره اَن یبیع غلامه و جَمَله و هى معیشته و قوّته؟ یأخد الزكاة فهى له حلال و لا یبیع داره و لا غلامه و لا جَمَله»(207) آیا از من مى خواهى كه او را وادار كنم منزلى كه زادگاه و سبب عزّت اوست یا غلام و شترى كه وسیله زندگى اوست بفروشد؟! هرگز، او مى تواند زكات بگیرد و لازم نیست خانه و شتر و غلامش را بفروشد.
به امام صادق علیه السلام گفتند: عیسى بن اعین به نیازمندى چنین گفت: چون دیدم كه تو گوشت و خرما خریدى، پس فقیر نیستى و با اینكه زكات دارم به تو نمى دهم. هر چه فقیر عذر آورد كه خرید گوشت و خرما دائمى نبوده است، بر عیسى بن اعین اثر نكرد. امام براى مدتى دست مباركشان را بر پیشانى گذاشتند سپس سر بلند كرده و فرمودند: خداوند عنایتى به اموال اغنیا و سپس توجّهى به اموال فقرا فرمود، پس در اموال اغنیا سهمى كه براى فقرا كافى باشد قرار داد.(208)
شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید: از سهم زكات تا صد درهم به فقیر بدهم؟ حضرت فرمود: بله.
پرسید: از سهم زكات تا دویست درهم به فقیر بدهم؟ فرمود: بله
پرسید: از سهم زكات تا سیصد درهم بدهم؟ فرمود: بله
پرسید: از سهم زكات تا پانصد درهم به فقیر بدهم؟ فرمود: بله آن قدر بده تا او را بى نیاز كنى.(209)
امام صادق علیه السلام از حضرت على علیه السلام نقل مى فرماید كه: «انّما هى لاقوام لیس لهم فى الامارة نصیب و لا فى العمارة حظّ و لا فى التّجارة مال و لا فى الاجارة معرفة و قدرة ففرض اللّه فى اموال الأغنیاء ما یقوتهم و یقوم بِاَوَدَهم»(210) زكات براى كسانى است كه نه مقام حكومتى دارند و نه ساختمانى و نه ثروت و تجارتى، و نه براى اجیر شدن آشنایى با حرفه اى دارند و نه توان بدنى براى كارهاى ساده، پس خداوند در اموال اغنیا سهمى را براى این افراد واجب فرموده است، به مقدارى كه در زندگى فلج نباشند و بتوانند روى پاى خود بایستند.
از امام پرسیدند: زندگى شخصى از طریق پدر یا عمو و یا برادرش در حدّ ساده تأمین مى شود. آیا مى تواند براى توسعه زندگى زكات بگیرد؟ امام فرمود: مانعى ندارد.(211)
در حدیث دیگرى مى خوانیم: براى ازدواج كردن مى توان زكات گرفت.(212)
در حدیث دیگرى آمده است كه فقیر مى تواند به قدرى بگیرد كه حتّى بتواند صدقه بدهد.(213)
در بعضى روایات مى خوانیم: فقیر مى تواند زكات بگیرد و زندگى خود را تأمین نماید و حتّى اگر حج نرفته است، با آن به مكّه نیز برود.(214)
البتّه باید توجّه داشت كه رفتن به مكه در آن زمان از مدینه یك هزینه استثنائى به حساب نمى آمده است.
گیرندگان خمس و زكات و انفاقات نیز باید به نكاتى توجّه نمایند:
1- آنچه مى گیرند در موارد ضرورى صرف كنند.
2- از پرداخت كننده تشكر و در حق او دعا كنند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «لعن اللّه قاطعى سبیل المعروف فیكفره فیمنع صاحبه من ان یصنع ذلك الى غیره»(215) خدا لعنت كند كسى را كه راه خیر را به روى دیگران مى بندد. از كمك كنندگان تشكر نمى كند و آنان را با بى اعتنایى و كفران خود، از این كه به دیگرى كمك كنند، دلسرد مى كند.
3- نه پرداخت كننده را تحقیر كند و نه آنچه را مى گیرد.
كسانى كه مال اندك خود را خالصانه براى كمك به جبهه به رسول خداصلى الله علیه وآله مى دادند، مورد تحقیر بعضى از افراد قرار مى گرفتند و قرآن این تحقیر را به شدّت نكوهش مى كند. «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لَا یَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ »(216)
4- اموال شبهه ناك را نگیرد.
گاهى اوقات، افرادى براى اهداف نابجا اموالى را به نام هدیه، چشم روشنى، عیدى، سوغاتى و غیره به دیگران مى دهند تا دل آنان را به سوى خود جذب كنند و بستر را براى رسیدن به اهداف خود آماده نمایند. جالب آنكه هیچ مقامى از تیررس و شكار این افراد مصون نیست.
این قبیل افراد از بردن هدایایى در دل شب به در خانه حضرت على علیه السلام نیز دریغ ندارند.(217)
5 - بیش از نیاز خود نگیرد.
6- ضمن تشكر از پرداخت كننده، خدا را سرچشمه لطف بداند و مردم را به عنوان واسطه فیض تلقّى كند.(218)