زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آیا زكات باید به هشت قسمت مساوى تقسیم شود؟

در آیه شصت سوره توبه براى زكات هشت مصرف نام برده شده كه عبارتند از: فقرا، مساكین، دست اندركاران دریافت زكات، هزینه جذب دل ها، خرید و آزاد كردن بردگان، كمك به بدهكاران، هزینه كردن در كارهاى خداپسندانه و عام المنفعه، كمك به مسافرانى كه در راه به مشكلات برمى خورند. در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینكه آیا باید زكات در این موارد یكسان هزینه شود؟
پاسخ را از امام صادق علیه السلام مى شنویم: امام از شخصى به نام عمرو بن عبید مى پرسد: زكات مال خود را چگونه تقسیم مى كنى؟ گفت: به هشت جزء مساوى. امام فرمود: ممكن است تعداد یك صنف (مثلاً فقرا) ده هزار نفر، ولى تعداد صنف دیگر چند نفرى بیشتر نباشد. گفت: بله، ولى تقسیم من یكسان است. امام فرمود: این عمل تو خلاف راه و روش پیامبر است. پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در تقسیم زكات، مصلحت اندیشى مى فرمودند.(150)
آرى، زكات از بودجه هاى حكومت است و باید دست حاكم اسلامى در نحوه مصرف آن باز باشد.

چرا در جامعه فقیر وجود دارد؟

فقر انواعى دارد: گاهى به خاطر تن پرورى است. گاهى به دلیل نادانى است. گاهى به جهت حقارت و خودكم بینى است. گاهى به طور طبیعى است. گاهى هم انتخابى است.
آنجا كه ریشه فقر، تن پرورى، جهل، حقارت، استعمار و استثمار باشد، اسلام به شدّت از آن انتقاد كرده است، ولى در جایى كه فقر انتخابى باشد، یعنى انسان زندگى ساده و زاهدانه اى را انتخاب مى كند تا گرفتار ثروت اندوزى، جمع مال، حفظ مال، بخل و حرص نشود، در نظر اسلام این فقر ارزش است.
آنچه مربوط به بحث زكات مى شود، فقر طبیعى است. یعنى فرد، تمام تلاش خود را كرده است، امّا به دلایل مختلف درآمد او كفاف زندگیش را نمى دهد و یا اصولاً امكان كار و تلاش ندارد، از كار افتاده است و یا سرپرست خانواده در اثر سانحه یا به مرگ طبیعى از دنیا رفته و خانواده اش درآمدى ندارند. این فقر بر اساس تن پرورى، جهل، حقارت، استعمار و استثمار نیست. اینجا یك آزمایش الهى براى فقیر و غنى است كه فقیر چه مقدار صبر مى كند و غنى چه مقدار بذل مى كند. اسلام براى حلّ این نوع فقر دستوراتى از قبیل پرداخت خمس، زكات، انفاق، صدقه و... داده است.
بنابراین كسى نمى تواند بگوید كه نظام دینى، ابتدا جامعه را به دو قطب فقیر و غنى تقسیم كرده و سپس سفارش به انفاق و خمس و زكات مى نماید، بلكه این امرى طبیعى است كه بر اساس تفاوت استعدادها، ابتكارات و گاهى مقدّرات حكیمانه الهى جامعه به دو گروه تقسیم مى شود، ولى این تفاوت ها با دستورات واجب یا مستحب جبران مى شود.

به چه كسانى نباید زكات بدهیم؟

در این بحث با توجّه به روایات، كسانى كه حق گرفتن زكات ندارند، معین شده اند، از جمله:
1- كسانى كه مى توانند بدون مشقّت حرفه اى بیاموزند و از طریق آن امرار معاش كنند.(151) امام باقر علیه السلام فرمود: «ان الصّدقة لاتحلّ... لذى مرةٍ سوىٍ قوىٍ»(152) افراد تندرست و قوى، نباید زكات بگیرند و نباید به آنها زكات داد.
آرى، در جامعه افرادى با این كه قدرت بر كار كردن دارند، به خاطر تن پرورى خود را مشمول زكات مى پندازند.
2- به كسى كه شارب خمر است، زكات ندهید.(153)
3- به كسانى كه سرسختانه و با علم و آگاهى با مسلمین عناد مى ورزند و نسبت به اهل بیت پیامبر علیهم السلام كینه و لجاجت دارند، زكات ندهید.(154)
4- در روایت مى خوانیم: به افراد ناصبى نیز زكات ندهید، مگر آن كه از زبان او بترسید و از طریق زكات بتوانید دین و آبروى خود را حفظ كنید.(155) و همچنین نااهلانى كه از طریق شعر و تهمت و امثال آن آبروى دیگران را مخدوش مى كنند.(156)
5 - امام رضا علیه السلام فرمود: به كسانى كه انحراف آنان نسبت به اهل بیت روشن و شناخته شده است، زكات ندهید.(157)
6- به كسانى كه تحت سرپرستى و واجب النفقه فرد هستند، زكات نمى رسد. «و كلّ من هو فى نفقتك فلا تعطه»(158)
7- به افراد غَنىّ، زكات پرداخت نمى شود.(159)
8 - به صاحبان حرفه زكات نمى رسد.(160)
9- به كسانى كه انحراف عقیده دارند، مثلاً واقفیّه و هفت امامى هستند، زكات پرداخت نمى شود.(161)
البتّه پرداخت كمى از زكات به گروهى كه در راه حق نیستند ولى با حق هم لجاجتى ندارند، بلامانع است.(162)