زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آیا مصرف زكات تنها در هشت مورد ذكر شده است؟

در آیه 58 سوره توبه، منافقان پیامبر عزیز را در مورد نحوه مصرف زكات سرزنش كرده و مى گفتند: چرا زكات جمع آورى شده را فقط در موارد خاص مصرف مى كند. خداوند مى فرماید: انتقاد و كنایه آنان بر اساس منافع شخصى است، اگر مقدارى از زكات به آنان داده شود راضى مى گردند و اگر داده نشود، عصبانى مى شوند. «وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ »
و در آیه بعد مى فرماید: اگر این منافقان (به جاى انتقاد و انتقام)، به آنچه خدا و رسول به آنان عطا كرده بود، راضى بودند و مى گفتند خداوند ما را كفایت مى كند، و در آینده خدا و رسول از فضلش به ما لطف خواهند كرد، برایشان بهتر بود.
سپس آیه 60، با صراحت و قاطعیّت مصرف زكات را در هشت مورد منحصر كرده است.
ما این آیه را به صورت یك تقسیم ریاضى ترسیم مى كنیم كه جمله صدقات، مقسوم و هشت مورد مصرف، مقسوم علیه باشد و اینك باید شاهد خارج قسمت باشیم كه بیانگر چهره نظام اسلامى است.
آرى، اگر نظام اسلامى مقدارى از اموال اغنیا و پردرآمدها را بگیرد و در مصارف هشت گانه اى كه ذكر شده است مصرف كند، جامعه اسلامى به جامعه اى تبدیل مى شود كه در آن زندگى فقرا تأمین شده است، دل ها جذب و نیروهاى اسیر آزاد شده اند، مهره هاى ورشكسته اقتصادى به حركت درآمده، انواع كارهاى عامّ المنفعة و خداپسندانه صورت گرفته و گرفتاران و درراه ماندگان نجات یافته اند.
در جمله پایانى آیه به دو نكته مهم اشاره مى شود: یكى این كه تقسیم زكات بر هشت گروه از طرف خداوند واجب شده است: «فریضةً من اللّه» و دیگر جایى براى چانه زدن نیست.
دوّم اینكه سرچشمه این قانون و این نحوه تقسیم، علم و حكمت الهى است: (و اللّه علیم حكیم)
آرى، اگر مبناى قانون، اطلاعات محدود بشرى، خواسته ها، یافته ها، بافته ها، عادات و رسوم، شرایط سیاسى و اجتماعى، قبیله اى و قومى باشد، جاى تردید و اظهارنظر هست كه چرا زكات در هشت مورد مصرف شود ولى قانونى كه برخاسته از علم و حكمت بى نهایت الهى است و مطابق با عقل و فطرت و نیازهاى واقعى بشر در تمام عصرها و نسل هاست، باید با عشق پذیرفته شود و همان گونه كه در انجام دستورات پزشك متخصص چون و چرا نمى كنیم، باید در انجام فرامین الهى نیز تسلیم باشیم.
اگر گفته شود نیازهاى افراد یا جوامع در شرایط مختلف تفاوت دارد، پس آیا بهتر نبود مصرف زكات را خود ما تعیین مى كردیم؟
در پاسخ مى گوییم:
در آیه اى كه مصارف هشت گانه زكات مطرح شده است، عبارت «فى سبیل اللّه» به كار رفته كه معناى آن این است كه زكات را مى توان در راه خدا مصرف كرد و راه خدا در هر زمان مى تواند مصداق و جلوه اى داشته باشد. گاهى مصداق راه خدا، تأمین امكانات ازدواج براى افراد بى همسر است و گاهى ایجاد شغل براى افراد بیكار، گاهى هم فراهم كردن زمینه براى تحصیل افراد متعهّد. بنابراین تأمین نیازهاى واقعى فرد و جامعه از هر نوع كه باشد، مصداق «فى سبیل اللّه» به حساب مى آید.

آیا زكات باید به هشت قسمت مساوى تقسیم شود؟

در آیه شصت سوره توبه براى زكات هشت مصرف نام برده شده كه عبارتند از: فقرا، مساكین، دست اندركاران دریافت زكات، هزینه جذب دل ها، خرید و آزاد كردن بردگان، كمك به بدهكاران، هزینه كردن در كارهاى خداپسندانه و عام المنفعه، كمك به مسافرانى كه در راه به مشكلات برمى خورند. در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینكه آیا باید زكات در این موارد یكسان هزینه شود؟
پاسخ را از امام صادق علیه السلام مى شنویم: امام از شخصى به نام عمرو بن عبید مى پرسد: زكات مال خود را چگونه تقسیم مى كنى؟ گفت: به هشت جزء مساوى. امام فرمود: ممكن است تعداد یك صنف (مثلاً فقرا) ده هزار نفر، ولى تعداد صنف دیگر چند نفرى بیشتر نباشد. گفت: بله، ولى تقسیم من یكسان است. امام فرمود: این عمل تو خلاف راه و روش پیامبر است. پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در تقسیم زكات، مصلحت اندیشى مى فرمودند.(150)
آرى، زكات از بودجه هاى حكومت است و باید دست حاكم اسلامى در نحوه مصرف آن باز باشد.

چرا در جامعه فقیر وجود دارد؟

فقر انواعى دارد: گاهى به خاطر تن پرورى است. گاهى به دلیل نادانى است. گاهى به جهت حقارت و خودكم بینى است. گاهى به طور طبیعى است. گاهى هم انتخابى است.
آنجا كه ریشه فقر، تن پرورى، جهل، حقارت، استعمار و استثمار باشد، اسلام به شدّت از آن انتقاد كرده است، ولى در جایى كه فقر انتخابى باشد، یعنى انسان زندگى ساده و زاهدانه اى را انتخاب مى كند تا گرفتار ثروت اندوزى، جمع مال، حفظ مال، بخل و حرص نشود، در نظر اسلام این فقر ارزش است.
آنچه مربوط به بحث زكات مى شود، فقر طبیعى است. یعنى فرد، تمام تلاش خود را كرده است، امّا به دلایل مختلف درآمد او كفاف زندگیش را نمى دهد و یا اصولاً امكان كار و تلاش ندارد، از كار افتاده است و یا سرپرست خانواده در اثر سانحه یا به مرگ طبیعى از دنیا رفته و خانواده اش درآمدى ندارند. این فقر بر اساس تن پرورى، جهل، حقارت، استعمار و استثمار نیست. اینجا یك آزمایش الهى براى فقیر و غنى است كه فقیر چه مقدار صبر مى كند و غنى چه مقدار بذل مى كند. اسلام براى حلّ این نوع فقر دستوراتى از قبیل پرداخت خمس، زكات، انفاق، صدقه و... داده است.
بنابراین كسى نمى تواند بگوید كه نظام دینى، ابتدا جامعه را به دو قطب فقیر و غنى تقسیم كرده و سپس سفارش به انفاق و خمس و زكات مى نماید، بلكه این امرى طبیعى است كه بر اساس تفاوت استعدادها، ابتكارات و گاهى مقدّرات حكیمانه الهى جامعه به دو گروه تقسیم مى شود، ولى این تفاوت ها با دستورات واجب یا مستحب جبران مى شود.