زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

مصارف زكات

مصرف زكات باید دقیق و به جا و در مواردى كه خداوند دستور داده است باشد. در روایات مى خوانیم: اگر زكات در جاى خود مصرف نشود، انسان ضامن است.(134)
قرآن بعد از آنكه موارد هشتگانه مصرف زكات را در آیه 60 سوره توبه بیان مى كند، در پایان مى فرماید: «فریضةً من اللّه و اللّه علیم حكیم». در هر یك از كلمات فریضه، علیم و حكیم نكته اى نهفته است:
«فریضة»، یعنى تقسیم زكات واجب است و آن را جدى بگیرید.
«علیم حكیم» یعنى خداوند مى داند كه حل مشكلات فقرا و نابسامانى ها در سایه انجام صحیح واجبات الهى و تقسیم صحیح زكات است، بنابراین مصارفى كه در قرآن براى زكات آمده عالمانه و حكیمانه است و اگر زكات در جاى خود مصرف نشود، برخلاف علم و حكمت است.
در برخى روایات آمده است: اگر زكات در جایى مصرف شود كه مورد نهى خداوند باشد، پروردگار آن را قبول نخواهد كرد.(135)
قرآن درباره تقسیم زكات مى فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ »(136)
همانا صدقات (زكات)، براى نیازمندان و درراه ماندگان و كارگزاران زكات و جلب دلها و آزادى بردگان و اداى بدهى بدهكاران و (هزینه جهاد) در راه خدا و تأمین در راه مانده است، این دستور، فرمانى است از جانب خدا و خداوند، دانا و حكیم است.
با توجّه به این آیه، زكات در هشت مورد قابل مصرف است:
اوّل و دوم: «الفقراء و المساكین» فقرا و مساكین
امام صادق علیه السلام در تفاوت فقیر ومسكین فرمودند: فقیر، نیازمندى است كه از دیگران درخواست كمك نمى كند، ولى مسكین كسى است كه به خاطر فشار فقر، از مردم درخواست كمك مى كند.(137) شاید دلیل آنكه حضرت درباره فقیر فرمودند: كسى است كه سؤال نمى كند، آیه 273 بقره باشد كه مى فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ» تا آنجا كه مى فرماید: «یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ » فقرا همان كسانى هستند كه به خاطر عفّت وسؤال نكردن از دیگران، بى خبران آنان را اغنیا مى پندارند.
ناگفته نماند شرط فقیر و مسكین بودن بیكارى نیست، چه بسا افرادى داراى شغل و كار و سهم یا سهامى باشند، ولى درآمد آنان كفایت مخارج زندگى آنها را نمى كند.
قرآن درباره آن كشتى كه حضرت خضر آن را سوراخ كرد، مى فرماید: صاحبان كشتى جمعى از مساكین كارگر بودند. «أَمَّا السَّفِینَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ »(138)
اسلام فقرزدایى را در رأس مصارف زكات قرار داده است. اگر نگاهى به آیات و روایات و سیره پیامبر اكرم و اهل بیت معصومش علیهم السلام بیاندازیم، اهمیّت مسأله را بهتر و بیشتر درك خواهیم كرد. به چند نمونه توجّه كنیم:
قرآن مى فرماید: در قیامت بهشتیان از دوزخیان مى پرسند چه چیز سبب دوزخى شدن شما شد؟ آنان در پاسخ مى گویند: «وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ»(139) ما به فكر گرسنگان نبودیم.
حتّى اگر انسان مال و ثروتى ندارد، نمى تواند در برابر نیازمندان بى تفاوت باشد، بلكه باید دیگران را به كمك كردن تشویق و وادار كند و گرنه مورد توبیخ واقع مى شود. «وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِینِ»(140)
قرآن رسیدگى به گرسنگان و فقرا را، طى كردن گردنه هاى آزمایش مى داند.(141)
توجّه به گرسنگان، اختصاص به گرسنگان مسلمان ندارد، بلكه باید همه مردم جامعه سیر باشند. حضرت ابراهیم پس از بنا كردن خانه كعبه، در دعاى خود گفت: «وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم » پروردگارا از مردم مكه هر كس ایمان دارد او را روزى ده. خداوند فرمود: من كفّار گرسنه را نیز رزق مى دهم. «وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا»(142)
سیر كردن گرسنگان عبادتى است كه امامان ما و اهل بیت علیهم السلام شخصاً انجام مى دادند و براى این كار كسى را نایب نمى گرفتند. در تاریخ مى خوانیم كه در كیفر و جریمه كفّار سخاوتمند، تخفیف داده مى شد. نه تنها انسان ها كه به حیوانات و گیاهان نیز باید رسیدگى شود تا آنجا كه در حدیث مى خوانیم: سیراب كردن درخت تشنه همچون سیراب كردن مسلمان تشنه است.
در اسلام، توجّه به گرسنگان تا آنجا مهم است كه اگر گرسنه اى نان مردم را سرقت كرد، به عنوان دزدى دستش قطع نمى شود.
و اگر شخصى غذاى مردم را در انبار خود احتكار نمود و با تذكرات حاكم اسلامى بیدار نشد، حكومت اسلامى مى تواند با او برخورد انقلابى كرده و گندم را از انبار او خارج كند.
سوّم: «العاملین علیها» كارگزاران زكات
یكى از مصارف زكات، كسانى هستند كه براى جمع آورى، تقسیم و حفظ اموال زكاتى، تلاش مى كنند(143). آرى، همان گونه كه زندگى قاضى باید تأمین شود تا به فكر گرفتن رشوه نیفتد، زندگى دست اندركاران مسأله زكات نیز باید به نحوى تأمین شود و حتّى اگر بى نیازند باید سهمى از زكات به آنان پرداخت شود(144) و بدین وسله مورد تشویق و محبت دیگران قرار گیرند تا به خاطر توسعه در زندگى به فكر رفتار ناروا نیفتند.
حضرت على علیه السلام پس از سفارشاتى كه به كارگزاران مسأله زكات مى كند، مى فرماید: اگر به این سفارشات عمل كنید، قطعاً به پاداش بزرگترى خواهید رسید و به كمالى كه در شأن شماست نزدیك خواهید شد، زیرا خداوند به اموال زكاتى و به شما كارگزاران امر زكات و به تلاش و دلسوزى كه نسبت به حاكم اسلامى و فقراى تحت پوشش او دارید، نگاه لطف و مرحمتى دارد و هر كس كه مورد نظر و لطف خداوند قرار بگیرد، در بهشت با ما خواهد بود.(145)
چهارم: «المؤلّفة قلوبهم» تألیف قلوب
سهمى از زكات باید در راه توسعه و ترویج فرهنگ اسلام و دعوت دیگران به دین اسلام از راه ایجاد روابط حسنه و جذب قلوب آنان مصرف شود. از قدیم گفته اند هر گردوئى گرد است، ولى هر گردى گردو نیست. هر مؤمنى مسلمان هست، ولى هر مسلمانى مؤمن نیست. بسیارند كسانى كه مسلمان هستند، یعنى از شرك دورند و در مدار توحید قرار گرفته اند، ولى در مرحله ضعیفى از ایمان قرار دارند، اسلام براى آنكه دست این افراد را بگیرد و به مراحل بالاتر ببرد، راه هایى را مطرح كرده است؛ از جمله سهمى از زكات براى كمك یا توسعه در زندگى آنان صرف شود تا با این عمل معرفت و شناخت در جان آنان تثبیت شود. كسانى كه با اسلام داغ شده اند، باید با محبت ها پخته شوند، زیرا هر داغى سرد مى شود، ولى هر پخته اى دیگر خام نمى شود.
كسانى كه به اسلام وارد شده اند: «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ »(146) با این گونه رفتارها و محبّت ها، اسلام در درون جان آنان جاى گیرد.
آرى، فرق است میان كسانى كه داخل در اسلام شده اند با كسانى كه اسلام و ایمان در روح آنان داخل شده است.
امام باقر علیه السلام فرمود: مراد از «مؤلّفة قلوبهم» گروهى هستند كه توحید را پذیرفته و از مدار شرك خارج شده اند، ولى هنوز معرفت پیامبر صلى الله علیه وآله در قلبشان رسوخ نكرده است. پس باید سهمى از زكات صرف این گونه افراد شود تا محبت و معرفت در آنان تثبیت شود.(147)
امروزه ابرقدرت ها با فرستادن كتاب ها، كشیش ها، كارشناس ها، دعوت نامه ها، بورسیه ها، هیأت هاى علمى و فنّى و صدها راه دیگر براى توسعه فكر خود و سلطه گرى، سایه شوم خود را بر كشورها گسترش داده اند، سفرها كردند، كنگره ها گرفتند، توطئه ها كردند، افرادى را با پول خریدند، به اسم جهانگرد وجب به وجب سرزمین هاى ما را گشتند و به اسم كارشناس فنى، اقتصاد ما و به اسم كارشناس نظامى، قواى مسلح ما را زیر نظر گرفتند و بدتر از همه اینكه از بودجه خود ما علیه خود ما استفاده كردند، ولى متأسفانه مسلمانان با داشتن ده ها فرمان به سیر و سفر، به هجرت و تبلیغ، به فراگیرى علوم از شرق و غرب، از گهواره تا گور و از زمین تا ثریا در خواب غفلت فرو رفته اند.
فراموش نكنیم كه حضرت على علیه السلام در روزهاى آخر عمر مباركشان با ناله مى فرمود، مبادا دیگران در عمل به اسلام از شما جلو بیفتند.
اگر ما امروز با پرداخت حق الهى دل افراد ضعیف را جذب كنیم، تمام توطئه ها و تبلیغات و تهاجمات دشمن را خنثى خواهیم كرد.
پنجم: «فى الرّقاب» آزادى بردگان
سهمى از زكات براى آزادسازى بردگان است. در طول تاریخ، درگیرى، جنگ، قتل و اسارت وجود داشته و آنچه مهم است بررسى سرچشمه ها، هدف ها و نتایج این نزاع ها است. اسلام انگیزه جنگ ابتدایى و جهاد را رفع فتنه و دفع موانع براى دعوت مردم به حق مى داند و براى همه امور جنگ و از جمله اسیران، برنامه ها و آداب بسیار عالى و حكیمانه دارد.
بردگان معمولاً كسانى هستند كه در جبهه جنگ با مسلمانان، اسیر شده اند كه در باره آنان چند طرح را مى توان تصور كرد:
1- تمام اسیران را یكجا بكشیم كه این كار با عاطفه و عقل و رأفت سازگار نیست.
2- تمام آنان را یكجا آزاد كنیم. این عمل سبب مى شود كه آنان دوباره تجدید قوا كنند و به جنگ ما بیایند.
3- آنان را در اردوگاه ها نگهدارى كنیم. این كار سبب تحمّل هزینه زیاد و بارى بر دوش جامعه اسلامى است.
4- اسرا را در میان مسلمین تقسیم كنیم و پس از مدتى به تدریج آزاد نمائیم كه این طرح اسلام و داراى امتیازاتى است. از جمله:
الف: در این طرح هزینه اسرا در میان مسلمین تقسیم مى شود و فشارى بر نظام وارد نمى گردد.
ب: اسرا در میان توده امّت اسلامى با برنامه هاى اسلام آشنا مى شوند و بسیارى از آنان دست از كفر و شرك برمى دارند. در تاریخ نام بسیارى از بردگانِ مسلمان شده كه منشأ آثار و بركات و به دست گرفتن مسئولیّت هاى حساس شده اند، آمده است تا آنجا كه مادر شش امام معصوم ما، از كنیزان بوده اند و فرزندان بسیارى از بردگان در زمره نوابغ قرار گرفته اند.
لذا كفّاره روزه خوردن و یا بسیارى اعمال نارواى دیگر، آزاد كردن بردگان قرار داده شده سهمى از زكات نیز براى خرید بردگان و آزاد كردن آنان اختصاص داده شده است.
ششم: «الغارمین» بدهكاران
سهمى از زكات براى بدهكارانى است كه توان پرداخت بدهى خود را ندارند. پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «ایّما مؤمن او مسلم مات و ترك دَیناً لم یكن فى فساد و لا اسراف فعلى الامام ان یقضِه فان لم یقضه فعلیه اثم ذلك»(148) بر امام و حاكم اسلامى است كه بدهى كسانى را كه بدهكارند و بدهى آنان به خاطر اسراف و فساد نیست، از سهم زكات پرداخت نماید و در غیر این صورت گناهكار است.
چه بسیارند افراد آبرومندى كه به خاطر بدهى، گرفتار وام هاى با بهره (ربا) مى شوند و هر روز بدهى آنان اضافه مى گردد و به تدریج ورشكست شده و به فروش خانه و مغازه و ماشین خود مجبور مى شوند و آبروى چندین ساله آنان یكجا فرو مى ریزد و فرزندانشان تحقیر مى شوند. اگر هر یك از احكام الهى درست عمل شود، مشكلات جامعه حل مى شود. خداى علیم و حكیم، از علم و حكمت بى نهایت خود دستور داد تا بخشى از سهم زكات صرف پرداخت بدهى بدهكاران شود.
بدهكارى كه امروز گیرنده زكات است، همچون پیچ و مهره زنگ زده اى است كه اگر كمى روغن به آن برسد، دوباره به حركت درمى آید و فعالیّت هاى اقتصادى خود را از سرگرفته و چه بسا در فاصله كمى، خودش هم از زكات دهندگان شود.
هفتم: «فى سبیل اللّه» در راه خدا
یكى از مصارف زكات، كارهاى عامّ المنفعة است كه رنگ الهى داشته باشد، یعنى خداپسندانه و به مصلحت عموم مردم باشد. همچون ساخت مدارس، مساجد، مسكن براى محرومان، درمانگاه، پل و یا كمك به ازدواج جوانان، كمك به زلزله زده ها، جنگ زده ها، یا كمك به كتابخانه ها، تبلیغات اسلامى، تعظیم شعائر اسلامى، اصلاح و آشتى میان مسلمین، ایجاد اشتغال براى بیكاران، آموزش حرفه و فن براى كسانى كه تخصص ندارند و ده ها نمونه دیگر.(149)
یكى از امتیازات دین اسلام آن است كه هرگز بن بست ندارد و در كنار كارهاى مشخص و رسمى، انواع كارهاى داوطلبانه و آزاد را نیز قرار داده است:
اگر هفده ركعت نماز واجب و رسمى داریم، بیش از سیصد نوع نماز مستحبى داوطلبانه داریم.
اگر سفر حج در ایام مخصوص است، سفر عمره در هر ماه جایز است.
اگر خواندن سوره حمد در نماز واجب است، بعد از آن خواندن بیش از صد سوره دیگر آزاد است.
اگر روزه در ماه رمضان رسمى است، در تمام ایام سال (غیر از عید فطر و قربان) روزه گرفتن داوطلبانه و اختیارى است.
اگر خمس و زكات به مقدار معینى واجب شده است، پرداخت انواع صدقات و انفاقات بستگى به اراده پرداخت كننده و شرائط دیگر دارد.
اگر در مصرف زكات نامى از بدهكاران، بردگان، فقرا و كارگزاران زكات آمده است، مورد «فى سبیل اللّه» دست را باز گذاشته است كه هر كار خداپسندانه دیگر را نیز مى توان انجام داد.
ممكن است در زمانى كار خداپسندانه ساختن آب انبار باشد و در زمان دیگر لوله كشى آب. اگر در زمانى چاپ كتاب راه خداست،ممكن است در شرایط و زمان دیگر كار خداپسندانه امر دیگرى باشد. بنابراین عبارت «فى سبیل اللّه» هر كار خیرى را دربرمى گیرد.
هشتم: «ابن السّبیل» در راه مانده
«ابن السّبیل» یعنى فرزند راه، یعنى كسى كه در وطن خود فقیر نیست، ولى در سفر به مناطق دیگر به خاطر تصادف، دزدى، بیمارى، گرانى و یا هر امر دیگر نیاز به كمك دارد كه اگر مورد حمایت قرار نگیرد، جان یا آبروى او در معرض خطر قرار مى گیرد و نیاز مالى از یك سو و احساس غربت از سوى دیگر، فشار روحى و روانى خاصّى بر او وارد مى كند. مكتب زنده اسلام كه در تمام برنامه هایش به مسأله جان و مال و آبرو و شخصیّت افراد توجّه خاصى دارد، در اینجا نیز با اختصاص سهمى از زكات، هم آبرویشان را حفظ مى كند وهم دغدغه آنان را برطرف مى نماید.

آیا مصرف زكات تنها در هشت مورد ذكر شده است؟

در آیه 58 سوره توبه، منافقان پیامبر عزیز را در مورد نحوه مصرف زكات سرزنش كرده و مى گفتند: چرا زكات جمع آورى شده را فقط در موارد خاص مصرف مى كند. خداوند مى فرماید: انتقاد و كنایه آنان بر اساس منافع شخصى است، اگر مقدارى از زكات به آنان داده شود راضى مى گردند و اگر داده نشود، عصبانى مى شوند. «وَمِنْهُم مَّن یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ »
و در آیه بعد مى فرماید: اگر این منافقان (به جاى انتقاد و انتقام)، به آنچه خدا و رسول به آنان عطا كرده بود، راضى بودند و مى گفتند خداوند ما را كفایت مى كند، و در آینده خدا و رسول از فضلش به ما لطف خواهند كرد، برایشان بهتر بود.
سپس آیه 60، با صراحت و قاطعیّت مصرف زكات را در هشت مورد منحصر كرده است.
ما این آیه را به صورت یك تقسیم ریاضى ترسیم مى كنیم كه جمله صدقات، مقسوم و هشت مورد مصرف، مقسوم علیه باشد و اینك باید شاهد خارج قسمت باشیم كه بیانگر چهره نظام اسلامى است.
آرى، اگر نظام اسلامى مقدارى از اموال اغنیا و پردرآمدها را بگیرد و در مصارف هشت گانه اى كه ذكر شده است مصرف كند، جامعه اسلامى به جامعه اى تبدیل مى شود كه در آن زندگى فقرا تأمین شده است، دل ها جذب و نیروهاى اسیر آزاد شده اند، مهره هاى ورشكسته اقتصادى به حركت درآمده، انواع كارهاى عامّ المنفعة و خداپسندانه صورت گرفته و گرفتاران و درراه ماندگان نجات یافته اند.
در جمله پایانى آیه به دو نكته مهم اشاره مى شود: یكى این كه تقسیم زكات بر هشت گروه از طرف خداوند واجب شده است: «فریضةً من اللّه» و دیگر جایى براى چانه زدن نیست.
دوّم اینكه سرچشمه این قانون و این نحوه تقسیم، علم و حكمت الهى است: (و اللّه علیم حكیم)
آرى، اگر مبناى قانون، اطلاعات محدود بشرى، خواسته ها، یافته ها، بافته ها، عادات و رسوم، شرایط سیاسى و اجتماعى، قبیله اى و قومى باشد، جاى تردید و اظهارنظر هست كه چرا زكات در هشت مورد مصرف شود ولى قانونى كه برخاسته از علم و حكمت بى نهایت الهى است و مطابق با عقل و فطرت و نیازهاى واقعى بشر در تمام عصرها و نسل هاست، باید با عشق پذیرفته شود و همان گونه كه در انجام دستورات پزشك متخصص چون و چرا نمى كنیم، باید در انجام فرامین الهى نیز تسلیم باشیم.
اگر گفته شود نیازهاى افراد یا جوامع در شرایط مختلف تفاوت دارد، پس آیا بهتر نبود مصرف زكات را خود ما تعیین مى كردیم؟
در پاسخ مى گوییم:
در آیه اى كه مصارف هشت گانه زكات مطرح شده است، عبارت «فى سبیل اللّه» به كار رفته كه معناى آن این است كه زكات را مى توان در راه خدا مصرف كرد و راه خدا در هر زمان مى تواند مصداق و جلوه اى داشته باشد. گاهى مصداق راه خدا، تأمین امكانات ازدواج براى افراد بى همسر است و گاهى ایجاد شغل براى افراد بیكار، گاهى هم فراهم كردن زمینه براى تحصیل افراد متعهّد. بنابراین تأمین نیازهاى واقعى فرد و جامعه از هر نوع كه باشد، مصداق «فى سبیل اللّه» به حساب مى آید.

آیا زكات باید به هشت قسمت مساوى تقسیم شود؟

در آیه شصت سوره توبه براى زكات هشت مصرف نام برده شده كه عبارتند از: فقرا، مساكین، دست اندركاران دریافت زكات، هزینه جذب دل ها، خرید و آزاد كردن بردگان، كمك به بدهكاران، هزینه كردن در كارهاى خداپسندانه و عام المنفعه، كمك به مسافرانى كه در راه به مشكلات برمى خورند. در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینكه آیا باید زكات در این موارد یكسان هزینه شود؟
پاسخ را از امام صادق علیه السلام مى شنویم: امام از شخصى به نام عمرو بن عبید مى پرسد: زكات مال خود را چگونه تقسیم مى كنى؟ گفت: به هشت جزء مساوى. امام فرمود: ممكن است تعداد یك صنف (مثلاً فقرا) ده هزار نفر، ولى تعداد صنف دیگر چند نفرى بیشتر نباشد. گفت: بله، ولى تقسیم من یكسان است. امام فرمود: این عمل تو خلاف راه و روش پیامبر است. پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در تقسیم زكات، مصلحت اندیشى مى فرمودند.(150)
آرى، زكات از بودجه هاى حكومت است و باید دست حاكم اسلامى در نحوه مصرف آن باز باشد.