زکات

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

معناى زكات

زكات در لغت به معناى رشد و پاكیزگى است. آرى دلسوزى براى محرومین و كمك به آنها سبب رشد معنوى انسان و پاك شدن روح از بخل و حرص و تكاثر است.
زكات در اصطلاح فقهى، به معناى پرداخت مقدار معیّنى از مال به محرومان و نیازمندان است.
زكات در قرآن، هم به معناب لغوى آمده است، چنانكه خداوند مى فرماید: ما به حضرت یحیى از ناحیه خود رحمت و پاكى بخشیدیم و او فردى پرهیزكار بود. «وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً ۖ وَكَانَ تَقِیًّا »(28) و هم به معناى اصطلاحى آمده كه البتّه معناى عامى دارد و به كمك هاى واجب و مستحب هر دو گفته مى شود.

چه كنیم كه مردم خمس و زكات مال خود را بپردازند؟

ابتدا باید به سراغ ریشه هاى اعتقادى و فكرى و فرهنگى رفت:
اگر كسى باور كند مالى كه در اختیار اوست، امانت و هدیه خدایى است،
اگر باور كند امتیازى بر دیگران ندارد و همه با هم برادرند،
اگر باور كند ارزش جذب دل محرومان، بیش از ارزش جمع مال است،
اگر باور كند دعاى محرومان، مشكل هاى زندگى او را حل مى كند،
اگر باور كند ممكن است فردا خودش یكى از محرومان جامعه باشد،
اگر باور كند كه خدا جاى آنچه را انفاق مى شود، پر مى كند،
اگر باور كند انفاق او همچون دانه اى است كه تبدیل به خوشه هاى متعدد و صدها دانه مى شود،
اگر باور كند فقیر، كمك مالى او را براى قیامتش حمل مى كند،
اگر باور كند سیر شدن فقرا، یك لذّت معنوى و آرامش درونى به همراه دارد،
اگر باور كند كمك امروز او به صورت چهره زیبایى در برزخ مونس او خواهد بود،
اگر باور كند حل مشكل مسلمین، حل مشكل رسول خدا صلى الله علیه وآله است،
اگر باور كند بى تفاوتى نسبت به محرومان جامعه ممكن است سبب انفجار و انقلاب و از دست دادن كل اموال او شود،
اگر به آثار و بركات و پاداش هاى كمك به دیگران ایمان داشته باشد،
و اگر خطرات بى تفاوتى، كنزاندوزى، بخل و حرص را بداند و با تاریخ ثروتمندان بى تفاوت آشنا شود، خود را براى پرداخت خمس و زكات و انفاق و... آماده مى كند.
اگر بدانیم خدایى از ما قرض خواسته و فرموده است: « مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا»(29) كه خزینه هاى آسمان ها و زمین به دست اوست، خواهیم فهمید كه هدف از این قرض در حقیقت شكوفایى روحیه سخاوت و انسان دوستى در انسان است.(30) اگر ما همچون حضرت سلیمان دارایى هاى خود را از فضل خداوند بدانیم و بگوییم: « هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّی »(31)، هرگز در پرداخت خمس و زكات مال خود بخل نمى كنیم.
اگر ما نعمت هاى خداوند را وسیله رفاه و غفلت و سرمستى ندانیم، بلكه همان گونه كه قرآن مى فرماید: « لِیَبْلُوَنِی أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ»(32)، آنها را وسیله آزمایش خود بدانیم كه آیا با بكارگیرى صحیح آنها شكر عملى نعمت هاى خدادادى را به جا مى آوریم و یا كفران نعمت مى كنیم،
اگر همان گونه كه امام رضا علیه السلام فرمود، بدانیم كه خداوند مسئولیّت افراد زمین گیر را به عهده متمكنین قرار داده است،
اگر بدانیم هستى ما و فكر و علم و قدرت و ابتكار و توفیقى كه داریم، از خداوند است و حتّى در كشاورزى نقش ما تنها بذرافشانى و آبیارى است، امّا جذب آب توسط زمین و شكوفایى بذر در درون آن، جذب نور و هوا، شكفتگى زمین و خروج خوشه ها از خداست و به تعبیر قرآن: «أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»(33)، هرگز بخل نخواهیم ورزید.
اگر بدانیم دریافت كنندگان كمك هاى ما در ظاهر فقرا هستند، ولى در واقع خداوند است كه صدقات را تحویل مى گیرد، «یَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ »(34)، به راحتى كمك مى كنیم و همان گونه كه در روایات آمده دست خود را نیز مى بوسیم.
اگر بدانیم بى اعتنایى به فقرا ما را به سرنوشت قارون ها گرفتار مى كند كه خود و خانه و سرمایه اش یك جا به زمین فرو رفتند، «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ»(35) این همه بخل در كار نخواهد بود. قارون مى گفت: اموال من از خدا نیست، بلكه به وسیله علم و تخصص و ابتكار و نبوغ خودم، آن را به دست آورده ام. «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِی»(36)
اگر به داستان باغى كه سوخت توجّه كنیم، خواهیم دید كه چگونه باغ كسانى كه تصمیم گرفتند فقرا را از نعمت هاى الهى محروم كنند، یك جا سوخت. «فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِیمِ»(37)
اگر بدانیم بى توجّهى به یتیمان ممكن است سبب یتیم شدن فرزندان خود ما شود.
اگر بدانیم كمك هاى امروز ما در مواردى دو برابر و در مواردى چند برابر و در مواردى ده برابر و در مواردى هفتصد برابر مى شود و به ما برمى گردد، هرگز بخل نخواهیم كرد.
اگر به سخن امام صادق علیه السلام ایمان داشته باشیم كه فرمود: خداوند مهم تر از زكات چیزى را بر مردم سخت نگرفته است و بسیارى از مردم به خاطر نپرداختن آن هلاك شده اند، «ما فرض اللّه على هذه الامّة شیئاً اشدّ علیهم من الزكاة و فیها تهلك عامتهم»(38) هرگز بخل نخواهیم كرد.
اگر بدانیم آن كه ما را از فقر آینده مى ترساند، شیطان است: «الشَّیْطَانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»(39)، هرگز از وسوسه هاى تهدیدآمیز شیطان نمى ترسیم.
اگر بدانیم ما جانشین خدا هستیم و حیف است تنها به مادیّات راضى باشیم، هرگز به مادیّات دلخوش نمى شویم «أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا»(40)
اگر بدانیم ریشه جمع مال، پندار باطل ابدى بودن آن است، «الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ *یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ »(41)، هرگز از پرداخت خمس و زكات طفره نمى رویم.
اگر بدانیم هر چه بیشتر داشته باشیم، مسئولیّت ما بیشتر است. خداوندى كه به پیامبرش كوثر و خیر كثیر مى دهد، براى او ذبح گوسفند را كافى نمى داند، بلكه باید شتر نحر نماید.(42) آرى كسى كه بیشترین دریافت را دارد، باید كمك او نیز بیشتر باشد.
اگر بدانیم با پرداخت زكات، سلام و صلوات پیامبر را دریافت مى كنیم، به راحتى زكات خواهیم داد. خداوند به پیامبرش مى فرماید: زكات مردم را بگیر و بر آنها درود بفرست.(43)
اگر بدانیم حضرت على علیه السلام انگشتر خود را در نماز به فقیر داد و حتّى صبر نكرد نماز تمام شود و اگر بدانیم ارزش كمك به محرومان همچون بوسیدن كعبه و حجر الأسود است، هرگز آن را به دیگرى واگذار نمى كنیم و حتماً مسئولیّت آن را خودمان به عهده مى گیریم. گاهى یاران امامان از آنان مى خواستند كه حمل غذا به خانه فقرا را به آنان واگذار نماید، ولى امامان معصوم ما نمى پذیرفتند.
اگر بدانیم كه دوزخیان در پاسخ بهشتیان مى گویند: یكى از عوامل سقوط ما به دوزخ بى تفاوتى نسبت به فقرا بوده است، «وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ»(44)، نسبت به آنان احساس مسئولیّت خواهیم كرد.
اگر باور كنیم كه رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: روزى براى شما فرا خواهد رسید كه از هر كس محتاج تر خواهید بود، هرگز بخل نخواهیم كرد.(45)
اگر باور كنیم این سخن خدا را كه فرمود: افراد بخیل گمان مبرند كه اموالشان براى آنان خیر است، بلكه براى آنها شر است،(46)
اگر باور كنیم كه قرآن مى فرماید: آنچه نزد شماست، نابود مى شود و آنچه براى خدا و در راه او داده مى شود، باقى مى ماند، «مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ»(47)
اگر باور كنیم كه امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند فقرا را در اموال اغنیا شریك قرار داده است و نباید حق فقرا در غیر آنان هزینه شود،(48)
اگر باور كنیم كه خداوند از بنده اش مى پرسد: آیا نسبت به فرمان من بخل مى كنى؟! یا مرا متهم مى كنى؟ یا گمان مى كنى كه من از جبران آنچه انفاق كرده اى عاجزم؟!، خود را براى كمك به محرومان آماده تر خواهیم كرد.(49)
اگر بدانیم كه نپرداختن زكات از گناهانى است كه سبب ندامت و حسرت مى شود(50) و لحظه مرگ، انسان از خداوند مى خواهد كه به دنیا برگردد و حق فقرا را بدهد،(51)
اگر بدانیم كه زكات ندادن، انسان را از مدار ایمان واسلام خارج مى كند،(52)
اگر بدانیم كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله در سایه كعبه به ابوذر فرمود: كسانى زیانكارترند كه زكات نمى دهند،(53)
اگر بدانیم هر روز هزار فرشته، ثروتمندى را كه زكات نمى دهد به آتش بشارت مى دهند،(54)
اگر بدانیم رسول خدا صلى الله علیه وآله كسانى را كه پرداخت زكات را خسارت مى پندارند به انواع قهرهاى الهى (باد سخت، زلزله و دگرگونى چهره) وعده داده است،(55)
اگر بدانیم حضرت مهدى علیه السلام با كسانى كه زكات مال خود را نمى پردازند مانند زناكارانِ همسردار برخوردكرده وگردنشان را مى زند،(56)
اگر بدانیم كه رسول خدا صلى الله علیه وآله سوگند یاد كردند كه نپرداختن زكات خیانت به خدا و شرك است،(57)
اگر بدانیم كه خداوند نام كسانى را كه زكات نمى دهند در میان نام مشركان و كافران قرار داده است،(58)
اگر بدانیم كه زكات از ضروریات دین و انكار آن به منزله كفر است،(59)
اگر بدانیم كه در زمان ابوبكر با گروهى كه زكات نمى دادند (به نام اصحاب ردّه) برخورد نظامى شد، بر علیه آن افراد لشگركشى شد و حضرت على علیه السلام نیز در آن جبهه شركت فرمودند،(60)
اگر بدانیم كه امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس حتّى اگر مقدار كمى از زكات خود را ندهد، یهودى یا نصرانى مى میرد،(61)
اگر بدانیم رسول خدا صلى الله علیه وآله مى فرمود: مالى كه زكات آن پرداخت نشده است، ملعون است، ملعون،(62)
اگر بدانیم امام صادق علیه السلام به كسى كه زكات نمى داد لقب سارق دادند،(63)
اگر بدانیم دست كسانى كه زكات نمى دهند در قیامت به گردنشان بسته مى شود و با سخت ترین كلمات مورد توبیخ فرشتگان قرار مى گیرند،(64)
اگر بدانیم و باور كنیم كه رسول خدا صلى الله علیه وآله و اهل بیت معصومش علیهم السلام صحنه هایى از شكنجه تاركان زكات را در قیامت این گونه بیان كرده اند كه مار بزرگى به گردن آنان آویخته مى شود و این همان است كه قرآن مى فرماید: «سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا »(65) همان مالى كه بخل شد، در قیامت طوق گردن مى شود،(66)
اگر باور كنیم كه قرآن مى فرماید: روز قیامت اموال كنز شده را داغ مى كنند و بر پیشانى و پهلو و كمر كسانى كه زكات نداده اند مى گذارند و به آنان گفته مى شود: این همان چیزى است كه در دنیا ذخیره كردید و حق محرومان را نپرداختید،
اگر باور كنیم كه نپرداختن زكات از گناهان كبیره اى است كه خداوند در مقابل آن وعده عذاب داده است،
آرى اگر این باورها را داشته باشیم، لحظه اى در پرداخت حق الهى درنگ نخواهیم كرد.
اگر بدانیم كه زكات در برزخ در كنار نماز تجسم یافته و مونس انسان مى شود، به راحتى آن را خواهیم پرداخت.(67)
اگر بدانیم كه با پرداخت زكات، پاداش هاى چندین برابرى كه تعداد و عمق آن را كسى جز خدا نمى داند، دریافت خواهیم كرد،(68) هرگز بخل نخواهیم كرد.
اگر بدانیم كه با پرداخت زكات درهاى بهشت را به روى خود باز مى كنیم،(69) هرگز بخل نخواهیم كرد.
اگر بدانیم كه در قیامت از كسى كه زكات مال خود را كامل مى پردازد و در جاى خود مصرف مى كند، نمى پرسند كه اموال خود را از كجا آورده اى،(70) انگیزه پرداخت زكات زیاد خواهد شد.
اگر بدانیم كه پرداخت زكات در دنیا، كلید دریافت رحمت الهى در روزى است كه از همه محتاج تریم و نپرداختن امروز، عامل بیشترین خسارت است،(71) لحظه اى در پرداخت آن درنگ نخواهیم كرد.
اگر بدانیم پاداش هر دانه گندم و جو و امثال آن كه به قصد زكات داده مى شود، قصرهایى از طلا، نقره، لؤلؤ، زبرجد، جواهر و نور است(72)، لحظه اى در پرداخت آن دریغ نخواهیم كرد.
اگر بدانیم كه زكاتِ عاشقانه كفّاره گناهان است(73)، در پرداخت آن شتاب خواهیم كرد.
اگر بدانیم زكات دهنده در هر یك از آسمان هاى هفت گانه به نام مقدسى خوانده مى شود، در آسمان اوّل به نام «سخىّ»، در آسمان دوم «جواد»، در آسمان سوم «معطى »، و در آسمان هاى دیگر «مبارك»، «محفوظ»، «منصور» و «مغفور» نامیده مى شود(74)، هرگز این نام هاى نیك را به آسانى از دست نخواهیم داد.
اگر بدانیم سیر كردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و سیراب كردن تشنگان، رمز سیراب شدن در قیامت و پوشاندن فقرا، رمز پوشیده بودن در رستاخیز است(75)، تا آنجا كه مى توانیم با پرداخت خمس و زكات به گرسنگان و تشنگان و برهنگان خدمت خواهیم كرد.

آثار زكات