خمس

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سنّت پیامبر در كنار كتاب خدا

بر فرض كه این آیه مربوط به خمس غنائم جنگى باشد، ما از روایات، خمس سایر موارد را به دست مى آوریم. زیرا قرآن مى فرماید: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ »(93) هر چه را پیامبر براى شما آورد بگیرید و عمل كنید. بنابراین سند ما تنها قرآن نیست، بلكه سنّت رسول خدا نیز هست. مثلاً در قرآن آمده كه طواف واجب است، امّا تعداد طواف در قرآن نیامده و ما آن را از حدیث فرا مى گیریم. در قرآن فرمان به اقامه نماز صادر شده، امّا تعداد ركعات در قرآن نیامده كه ما آن را از سخنان پیامبر به دست آورده ایم.هیچ مانعى ندارد كه خمس غنائم جنگى در قرآن و خمس سایر درآمدها در روایات مطرح شده باشد.
همان گونه كه اهل سنّت بخاطر روایات، در سود گنج و معدن، خمس را واجب مى دانند. در حدیث مى خوانیم كه امام صادق علیه السلام در ذیل آیه خمس فرمودند: «هى واللّه الافادة یوماً بیوم»(94) سوگند به خدا كه مراد آیه، خمس درآمدهاى روزمرّه مردم است.
2- گاهى مى گویند: غنیمت در لغت، تنها غنائم جنگى است.
در حالى كه در لغت غنیمت در برابر غرامت است و همان گونه كه غرامت به هر نوع ضرر گفته مى شود، غنیمت نیز به هر نوع درآمد گفته مى شود. چنانكه در بعضى آیات قرآن، مراد از غنائم هر نوع درآمدى است.(95) به علاوه ما در تفسیر قرآن باید به همتاى قرآن كه اهل بیت پیامبرند مراجعه كنیم كه مى فرمایند هر نوع درآمدى غنیمت است. چنانكه حضرت على علیه السلام فرمود: «الهَمّ نصف الهرم والسّلام نصف الغنیمة»(96) غم و اندوه نیمى از پیرى و سلامتى نیمى از درآمد است.
3- گاهى مى گویند: اگر خمس بر هر درآمدى واجب است پس چرا خلفا و سلاطین آن را نمى گرفتند؟
در پاسخ باید گفت: حجّت ما كلام خدا و سنّت رسول اوست و ما هیچ دلیلى نداریم كه رفتار دیگران براى ما ملاك باشد.
اگر در تاریخ خلفا نشانى از گرفتن خمس نیست، امّا در تاریخ رسول خدا و ائمه اهل بیت نشانه هاى فراوانى از خمس هست. در نامه هایى كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به قبائل و سران مى نوشتند سخن از خمس است در حالى كه در آن مناطق جنگى نبود كه بگوئیم مراد خمس غنائم جنگى است.(97)
4- گاهى مى گویند: اگر هر درآمدى خمس دارد، چرا كلمه «غنمتم» بكار رفت كه افكار به سوى درآمدهاى جنگى معطوف شود؟
پاسخ آن است كه چون جایگاه نزول آیه جنگ بود باید تعبیرى بكار رود كه مورد نزول را به طور شفاف روشن كند.

دیدگاه شیعه

امّا از دیدگاه شیعه، به جز فعالیّت كشاورزى و دامدارى كه مشمول زكات مى باشد، هرگونه فعالیّتِ درآمدزا، چه روى زمین، همچون استخراج معدن و كشف گنج و چه در دریا، همچون صید و غواصّى و چه فعالیّت هاى تجارى، خدماتى، صنعتى، آموزشى، درمانى، در سطوح كلان یا خرد، مشمول خمس مى باشد و روایات بسیارى در این موارد وارد شده كه فقهاى بزرگوار بر اساس آنها، مسائل مربوطه را به تفصیل در رساله هاى عملیّه بیان كرده اند.
به نمونه اى از روایات در این باره توجّه كنید:
از امام رضاعلیه السلام درباره خمس سؤال شد، حضرت فرمودند: «فى كلّ ما افاد الناس من قلیل او كثیر»(98)، در هر چیزى كه مردم سود ببرند كم باشد یا زیاد، خمس واجب است.
امام جواد نیز مى فرمایند: «الخمس بعد المؤنة»(99)، هزینه یك سال را به حساب آورید و اگر زیاد آمد، خمسِ همان مقدار زائد را بپردازید.
در خاتمه این بحث، حدیثى را نقل مى كنیم كه شخصى نزد حضرت على علیه السلام آمد و گفت: من اموالى دارم كه حلال و حرام آن به هم مخلوط شده است، امام فرمود: اگر صاحب اموال را مى شناسى به خود آنان رد كن وگرنه یك پنجم آن را بپرداز تا باقى براى تو حلال مى شود.(100)

گیرنده خمس در زمان غیبت كیست؟

آیه 41 سوره انفال براى مصرف خمس شش مورد تعیین كرده است كه سه مورد آن خدا و رسول و اهل بیت پیامبرند. ما در بحث هاى گذشته گفتیم حق خداوند به رسول داده مى شود، آن هم نه براى زندگى شخصى، بلكه براى مقام رسالت و امامت و براى تبلیغ دین و عزّت اسلام.
ناگفته پیداست كه اهداف الهى و نبوى براى زمان خاصى نیست و چون اهداف ابدى است نیاز به بودجه ابدى دارد. در این زمان كه دست ما به پیامبر و امام نمى رسد سهم آنان را باید به كسانى بدهیم كه نزدیك ترین افراد به پیامبر و امام باشند، علم و فكر، اعتقاد، زهد، شجاعت، بصیرت و تقواى آنان شبیه پیامبر و امام باشد، از علوم آنان بهره وافر داشته و اگر معصوم نیستند از حد اعلاى عدالت برخوردار باشند.
در روایات براى فقهاى متّقى تعبیراتى به چشم مى خورد از جمله:
دژهاى اسلام، اُمناى اسلام، وارثان انبیا، اُمناى پیامبران، كفیلان ایتام اهل بیت علیهم السلام(101) و كسانى كه مجارى امور و احكام را در دست دارند و امین بر حلال و حرام هستند این تعبیرات ما را راهنمائى مى كند كه در این زمان حق خدا و رسول و امام را به این افراد كه جانشینان پیامبرند بدهیم و آنان در راه تقویت عقائد و توسعه فرهنگ دینى و تبلیغ و ارشاد و عزّت اسلام و مسلمین و مصالح آنان صرف نمایند.
امام هادى علیه السلام مى فرماید: «لولا من یبقى بعد غیبة قائمناعلیه السلام من العلماء الداعین الیه و الدّالین علیه والذابّین عن دینه بحجج اللّه و المنقذین لضعفاء عباد اللّه من شباك ابلیس و مردته و من فخاخ النواصب لما بقى احد الا ارتد عن دین اللّه و لكنّهم الّذین یمسّكون ازمّة قلوب ضعفاء الشیعة كما یمسك صاحب السفینة سكّانها اولئك هم الافضلون عنداللّه عزّوجلّ»(102)
اگر فقهاى با تقوى، مرزبان افكار و عقاید دینى مردم نبودند، شبكه هاى ابلیسى مردم را از دین خدا دور مى كردند. این علما در عصر غیبت قائم ماعلیه السلام همچون ناخداى كشتى محافظ مسلمانان آسیب پذیرند. در پایان امام هادى علیه السلام فرمود: این افراد نزد خدا با فضیلت ترینند.