خمس

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

خمس مربوط به چه چیزهایى است؟

در آیه 41 سوره انفال خواندیم: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ...»، هرگونه غنیمتى كه بدست آورید خمس آن را بپردازید.
در اینكه مراد از غنیمت چیست، دو نظریه مطرح است: یكى نظر فقهاى شیعه كه مى گویند غنیمت شامل هرگونه كسب و درآمد مى شود و خمس بر هرگونه درآمدى است و دیگرى نظر مفسرین و فقهاى اهل سنّت كه مى گویند: خمس تنها در غنائم جنگى است و به همین دلیل مسئله خمس را در كتاب جهاد مطرح كرده اند.
دلیل اهل سنّت چند مطلب است:
1- آیه در جنگ بدر نازل شده و مراد از غنیمت، غنائم جنگى است.
پاسخ: اگر منظور از «غنمتم» تنها غنائم جنگى بود، مى بایست بگوید: «غنمتم من الحرب» نه آنكه بگوید: «غنمتم من شى ء»
به علاوه اگر بخواهیم به مورد نزول آیه كه جنگ است توجّه كنیم و بگوییم مراد از غنیمت، غنائم جنگى است، پس باید خمس، تنها در غنائم جنگ بدر باشد، نه دیگر جنگ ها، در حالى كه هیچ كس حكم خمس را مخصوص جنگ بدر ندانسته است.
در قرآن نمونه هاى زیادى داریم كه به مناسبت خاصى قانونى صادر شده، امّا آن قانون در همه جا جارى مى گردد. مثلاً قرآن در مورد شیر دادن دایه مى فرماید: «لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا »(92) یعنى جز به مقدار توان به كسى تكلیف نمى شود. لكن این موضوع به صورت یك اصل و قانون كلى در همه جا ملاك و معیار قرار مى گیرد، به گونه اى كه شرط هر تكلیفى قدرت بر انجام آن است. راستى اگر بنا باشد آیات قرآن تنها در موارد نزولش مصداق داشته باشد هرگز كتابى جاودان و جهانى براى همه نسل ها و عصرها نخواهد بود، بلكه كتاب تاریخى خواهد شد كه زمان مصرفش گذشته است.

سنّت پیامبر در كنار كتاب خدا

بر فرض كه این آیه مربوط به خمس غنائم جنگى باشد، ما از روایات، خمس سایر موارد را به دست مى آوریم. زیرا قرآن مى فرماید: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ »(93) هر چه را پیامبر براى شما آورد بگیرید و عمل كنید. بنابراین سند ما تنها قرآن نیست، بلكه سنّت رسول خدا نیز هست. مثلاً در قرآن آمده كه طواف واجب است، امّا تعداد طواف در قرآن نیامده و ما آن را از حدیث فرا مى گیریم. در قرآن فرمان به اقامه نماز صادر شده، امّا تعداد ركعات در قرآن نیامده كه ما آن را از سخنان پیامبر به دست آورده ایم.هیچ مانعى ندارد كه خمس غنائم جنگى در قرآن و خمس سایر درآمدها در روایات مطرح شده باشد.
همان گونه كه اهل سنّت بخاطر روایات، در سود گنج و معدن، خمس را واجب مى دانند. در حدیث مى خوانیم كه امام صادق علیه السلام در ذیل آیه خمس فرمودند: «هى واللّه الافادة یوماً بیوم»(94) سوگند به خدا كه مراد آیه، خمس درآمدهاى روزمرّه مردم است.
2- گاهى مى گویند: غنیمت در لغت، تنها غنائم جنگى است.
در حالى كه در لغت غنیمت در برابر غرامت است و همان گونه كه غرامت به هر نوع ضرر گفته مى شود، غنیمت نیز به هر نوع درآمد گفته مى شود. چنانكه در بعضى آیات قرآن، مراد از غنائم هر نوع درآمدى است.(95) به علاوه ما در تفسیر قرآن باید به همتاى قرآن كه اهل بیت پیامبرند مراجعه كنیم كه مى فرمایند هر نوع درآمدى غنیمت است. چنانكه حضرت على علیه السلام فرمود: «الهَمّ نصف الهرم والسّلام نصف الغنیمة»(96) غم و اندوه نیمى از پیرى و سلامتى نیمى از درآمد است.
3- گاهى مى گویند: اگر خمس بر هر درآمدى واجب است پس چرا خلفا و سلاطین آن را نمى گرفتند؟
در پاسخ باید گفت: حجّت ما كلام خدا و سنّت رسول اوست و ما هیچ دلیلى نداریم كه رفتار دیگران براى ما ملاك باشد.
اگر در تاریخ خلفا نشانى از گرفتن خمس نیست، امّا در تاریخ رسول خدا و ائمه اهل بیت نشانه هاى فراوانى از خمس هست. در نامه هایى كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به قبائل و سران مى نوشتند سخن از خمس است در حالى كه در آن مناطق جنگى نبود كه بگوئیم مراد خمس غنائم جنگى است.(97)
4- گاهى مى گویند: اگر هر درآمدى خمس دارد، چرا كلمه «غنمتم» بكار رفت كه افكار به سوى درآمدهاى جنگى معطوف شود؟
پاسخ آن است كه چون جایگاه نزول آیه جنگ بود باید تعبیرى بكار رود كه مورد نزول را به طور شفاف روشن كند.

دیدگاه شیعه

امّا از دیدگاه شیعه، به جز فعالیّت كشاورزى و دامدارى كه مشمول زكات مى باشد، هرگونه فعالیّتِ درآمدزا، چه روى زمین، همچون استخراج معدن و كشف گنج و چه در دریا، همچون صید و غواصّى و چه فعالیّت هاى تجارى، خدماتى، صنعتى، آموزشى، درمانى، در سطوح كلان یا خرد، مشمول خمس مى باشد و روایات بسیارى در این موارد وارد شده كه فقهاى بزرگوار بر اساس آنها، مسائل مربوطه را به تفصیل در رساله هاى عملیّه بیان كرده اند.
به نمونه اى از روایات در این باره توجّه كنید:
از امام رضاعلیه السلام درباره خمس سؤال شد، حضرت فرمودند: «فى كلّ ما افاد الناس من قلیل او كثیر»(98)، در هر چیزى كه مردم سود ببرند كم باشد یا زیاد، خمس واجب است.
امام جواد نیز مى فرمایند: «الخمس بعد المؤنة»(99)، هزینه یك سال را به حساب آورید و اگر زیاد آمد، خمسِ همان مقدار زائد را بپردازید.
در خاتمه این بحث، حدیثى را نقل مى كنیم كه شخصى نزد حضرت على علیه السلام آمد و گفت: من اموالى دارم كه حلال و حرام آن به هم مخلوط شده است، امام فرمود: اگر صاحب اموال را مى شناسى به خود آنان رد كن وگرنه یك پنجم آن را بپرداز تا باقى براى تو حلال مى شود.(100)