خمس

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

وسوسه هاى شیطانى

وسوسه از راه وعده فقر
هنگامى كه فردى تصمیم بر دادن حقّ اللّه مى گیرد، شیطان به او وعده فقر مى دهد(62) كه اگر خمس بدهى مال تو كم مى شود و فردا فقیر و محتاج مى شوى، هنوز فرزندانت به سر و سامان نرسیده اند. ولى قرآن نیز در برابر وعده فقر شیطان وعده هایى دارد از جمله:
* آنچه در راه خدا بدهید، خداوند جایگزین مى كند: «فَهُوَ یُخْلِفُهُ »(63) انفاق مثل مكیدن شیر مادر است كه هرچه فرزند مى خورد، خداوند دوباره سینه مادر را پر مى كند.
* هر چه بدهید گم نمى شود و آن را نزد خداوند مى یابید. «تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ»(64)
* كارهاى خیر شما باقى مى ماند و پاداش بهتر دارد. «وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا»(65)
* هر چه نزد شماست فانى مى شود، ولى اگر رنگ الهى پیدا كند و در راه او مصرف شود ابدى مى گردد. «مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ ۖ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ»(66)
* در راه خدا از خرج كردن نترسید كه او به شما وسعت مى دهد. «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ »(67)
* مثال آنچه در راه خدا مى دهید مثال دانه گندمى است كه در خاك پنهان مى شود، ولى چیزى نمى گذرد كه از آن دانه، هفت خوشه و در هر خوشه صد دانه ظاهر مى شود.(68)
نوع دیگرى از وسوسه
اگر شیطان در مرحله اول حریف انسان نشد كمى تخفیف داده و مى گوید: خمس واجب است ولى حالا صبر كن. عجله درست نیست هنوز آخر كار نشده و معلوم نیست سود و زیان چقدر است، ممكن است بعضى از سرمایه هاى تو نقد نشود، ممكن است بعضى از جنس هاى فروخته شده برگردد، امسال سود بردى، شاید سال آینده زیان كنى و... .
قرآن در برابر این تأخیر، سفارشاتى دارد و تذكراتى مى دهد از جمله:
1- در قرآن بارها كلمه «بغتة» بكار رفته است، یعنى ممكن است مرگ ناگهانى فرا رسد و توفیق عمل خیر نداشته باشى.
2- تاریخ افراد و اقوام و گروه هایى در قرآن مطرح شده كه ناگهان گرفتار قهر الهى شدند.
3- قرآن صحنه هائى از آرزوى برگشتن به دنیا و انجام كار خیر را نقل مى كند كه البتّه هرگز به این آرزو پاسخ مثبتى داده نمى شود.
4- قرآن در آیه 14 سوره حدید گفتگوى دوزخیان را با بهشتیان در قیامت اینگونه بیان مى فرماید: منافقان التماس مى كنند كه نگاهى به ما كنید تا از نور شما استفاده كنیم. وقتى جواب رد مى شنوند مى گویند: آیا ما در دنیا با شما نبودیم؟ بهشتیان مى گویند: چرا ولى شما خودتان را فریب دادید و در كار خیر، امروز و فردا كردید.
وسوسه دیگر
گاهى شیطان انسان را وسوسه مى كند كه چرا نتیجه دسترنج و علم و ابتكار و خلاقیّت تو نصیب دیگران شود. همان گونه كه قارون مى گفت: سرمایه من بخاطر علم و تخصّص و مدیریّتى است كه دارم، «انّما اوتیتُه على علمٍ عندى»(69) خداوند در پاسخ مى فرماید: آیا قارون نمى داند كه ما قوى تر از او را نابود كردیم. چه بسیار افرادى از صاحبان سرمایه كه با سواد، زرنگ، قوى و زحمت كش بودند، ولى به جایى نرسیدند. آرى، هرگز داده هاى الهى را به حساب تخصّص و علم و تلاش و مدیریّت و هنر خود نگذاریم.
وسوسه دیگر
گاهى شیطان وسوسه مى كند كه خدا خواسته گروهى فقیر و گروهى در رفاه باشند، اگر خدا بخواهد به فقرا نیز ثروت مى دهد. «أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ »(70) گویا این افراد غافلند كه دادن ها و گرفتن هاى الهى براى آزمایش مردم است تا كسى كه ثروت دارد از خود سخاوت و كسى كه ندارد از خود صبر و قناعت نشان دهد. اگر همه مردم یكسان باشند روحیه ایثار، سخاوت، صبر و قناعت، در انسان محو مى شود.
وسوسه دیگر
گاهى انسان بر اثر وسوسه شیطان مى گوید: من كارهاى خیر زیادى كرده ام به فقراء كمك مى كنم، به بستگان سر مى زنم اموالى را وقف یا وصیّت مى كنم، بنابراین خمس دادن لازم نیست.
در حالى كه اگر انسان هزار مستحب انجام دهد جبران یك واجب نمى شود. ما بنده خدا هستیم و باید هرچه را او گفت و هر گونه كه او خواست عمل كنیم، نه آنچه را سلیقه خودمان تشخیص مى دهد و بدتر آنكه سلیقه خودمان را به جاى حكم خدا حساب كنیم.
وسوسه دیگر
افرادى مى گویند: برخى از كسانى كه خمس را به آنها مى پردازیم، خود در رفاه هستند چرا ما به آنان خمس بدهیم؟ در پاسخ باید گفت: اسلام مى فرماید: خمس را به فقیه عادلى بپردازید كه اهل دنیا نباشد، اگر شما گیرنده خمس را اهل دنیا دیدید مى توانید گیرنده را عوض كنید نه آنكه از پرداخت خمس سرباز زنید. شرط مرجعیّت در اسلام دورى از هواى نفس است و در روایات سفارش شده است كه اگر عالمى را دیدید كه دنیا گراست از او دورى نمائید و به سراغ عالم زاهد و پارسا بروید.
علاوه بر آنكه ممكن است رفاهِ گیرنده خمس، بخاطر ارث و یا درآمدهاى شخصى باشد و زندگى او از خمس نباشد.
وسوسه دیگر
بعضى مى گویند: خمس ما مبلغ قابلى نیست، خودمان به فقرا مى دهیم.
پاسخ آن است كه ما باید به وظیفه عمل كنیم و كارى به كم و زیاد آن نداشته باشیم. همان گونه كه گاهى یك برگ زرد در حوض آب، كشتى چندین مورچه مى شود، ممكن است مبلغ ناچیز شما چند گره را از كار مسلمانان باز كند. خداوند به مبلغ نظر ندارد، بلكه او به اخلاص مى نگرد چنانچه سوره «هل اتى...» به خاطر چند قطعه نان كه در راه خدا خالصانه انفاق شد نازل گردید.
وسوسه دیگر
گاهى مى گویند ما هنوز مشكل مسكن و همسر و مركب و اشتغال خود یا فرزندانمان را حل نكرده ایم كه خمس بپردازیم.
پاسخ: اسلام، خمس را پس از تأمین هزینه هاى متعارف و متعادل زندگى قرار داده است. تأمین نیازهایى مانند ازدواج خود یا فرزندان، تهیه مسكن و مركب و سفرهاى تفریحى و زیارتى و هدایا و مهمانى ها و انواع هزینه هایى كه در آن ریخت و پاش نیست و در نظر عموم مردم بجاست، مقدم بر خمس است ولى متأسفانه بعضى از مردم اسراف كارى و بلند پروازى و تجمّل گرایى و چشم هم چشمى را بهانه نپرداختن خمس قرار مى دهند.
به هر حال خمس پس از تأمین زندگى عادى است. مثلاً اگر پنج میلیون تومان درآمد سال شما و چهار میلیون تومان خرج زندگى سالانه شما باشد، تنها خمس یك میلیون تومان یعنى دویست هزار تومان بر شما واجب است و از پنج میلیون تومان سود، نپرداختن دویست هزار تومان، بى انصافى است. راستى اگر باغ انگورى را به انسان ببخشند و بگویند در هر سال چند كیلو از انگور این باغ را به صاحبش بدهید، بى اعتنایى به این خواسته خلاف هر وجدان بیدار نیست؟
وسوسه دیگر
بعضى مى گویند: ما خمس را خودمان به فقرا مى دهیم و نیازى نیست كه به فقیه جامع الشرایط بپردازیم، این افراد نمى دانند كه خمس عبادت است و در عبادت تعبّد و مراعات دستور ضرورى است. قرآن با صراحت، گیرنده خمس را «ذى القربى» یعنى امام معصوم دانسته و امام معصوم فقیه عادل را جانشین خود قرار داده كه باید مجارى امور به دست او باشد و در حوادث واقعه به او مراجعه كرد و او حرف آخر را بزند.
وسوسه دیگر
گاهى مى گوید: بسیارى از مردم خمس نمى دهند، ما نیز مثل همه.
پاسخ آن است كه در قیامت هر كس باید پاسخگوى رفتار خود باشد و حساب افراد، جداگانه بررسى مى شود. قرآن صحنه هاى تلخى از گفتگوى مجرمان در قیامت را بیان مى فرماید كه یكى از آنها این است كه بعضى به دیگران مى گویند: اگر شما نبودید ما ایمان مى آوردیم. (شما ما را منحرف كردید) آنان مى گویند: هرگز چنین نیست بلكه شما خود ایمان آور نبودید. «لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِینَ قالوا بل لم تكونوا...»(71) بنابراین ملاك عمل باید عقل و دستور خداوند باشد نه جامعه. جمله معروف: «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو» بسیار نابجاست. اگر یك كشتى در حال غرق شدن بود و اكثر مسافرانش بخاطر ندانستن شنا غرق شدند، آیا صحیح است كه چند نفرى كه شنا مى دانند خودشان را غرق كنند و بگویند: خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو!!
حضرت على علیه السلام مى فرمود: «لا تستوحشوا فى طریق الهدى لقلة اهله»(72) از رفتن در راه حق بخاطر كمى افراد نترسید. مگر حضرت ابراهیم یك موحّد در برابر انبوه مشركان نبود. مگر پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در آغاز بعثت تنها نبود. به هرحال غفلت اكثریّت از خمس و زكات، دلیل سرباز زدن دیگران نمى شود.
به علاوه در برابر افرادى كه اهل خمس و زكات نیستند، افرادى جان و مال و آبروى خود را در راه اسلام دادند كه قرآن از آنان تجلیل مى نماید و مى فرماید: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ...»(73) و «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ »(74)

تفاوت خمس و زكات با مالیات

گاهى مى گویند: ما كه به دولت اسلامى مالیات مى دهیم، دیگر خمس و زكات براى چه؟
در پاسخ به این سؤال، به تفاوت هایى كه میان خمس و زكات با مالیات است اشاره مى كنیم:
تفاوت اول
مالیات، هزینه اى است كه شما مى پردازید تا دولت، رفاه شما را بیرون منزل تأمین كند. مثلاً بیرون منزل شما بوستانى احداث كند همان گونه كه خود نیز در منزل باغچه احداث مى كنید.
هر كسى حیاط منزل خود را موزائیك یا سنگ مى كند، به دولت نیز مالیات مى دهد تا بیرون منزلش را اسفالت كند.
درب منزل خود را قفل مى زند، به دولت نیز مالیات مى دهد بیرون منزل پلیس بگمارد.
در منزل لامپ روشن مى كند، به دولت نیز مالیات مى دهد تا بیرون منزل، كوچه و خیابان را روشن كند.
در منزل كپسول آتش نشانى دارد، به دولت نیز مالیات مى دهد تا بیرون منزل ماشین آتش نشانى را آماده داشته باشد.
بنابراین مالیات، خرج خود شما مى شود و نظیر پولى است كه شما در منزل براى زندگى شخصى هزینه مى كنید. با این تفاوت كه آنچه در منزل خرج مى كنید مستقیم است و آنچه در بیرون خرج مى شود به واسطه مالیاتى است كه به دولت مى دهید.
تفاوت دوم
پرداخت خمس و زكات، به عنوان یك عبادت است و در آن قصد قربت لازم است كه اگر نباشد عمل قبول نمى شود. بر خلاف مالیات كه قصد قربت نمى خواهد و نوعاً با اكراه پرداخت مى گردد.
تفاوت سوّم
خمس، زیر نظر عالم ترین، محبوب ترین، با تقوى ترین فردى كه با تحقیق انتخاب شده، یعنى فقیه عادل مصرف مى شود، بر خلاف مالیات كه چنین شرطى در آن نیست و لذا گاهى غیر عادلانه هزینه مى شود. به علاوه اتصال طبقه محروم با عالم ربانى زمینه پندپذیرى و اطاعت از خدا و رسول است و فقرا و سایر گیرندگان، چون خمس را از دست جانشین امام زمان علیه السلام مى گیرند احساس حقارت نمى كنند.
تفاوت چهارم
در خمس و زكات به پرداخت كننده اعتماد مى شود، یعنى اولاً خودش حساب مال خود را مى كند نه بازرس و مأمور دولت. ثانیاً كسى را كه مى خواهد مال خود را به او بدهد انتخاب مى كند كه كدام مرجع و عالم متّقى تر باشد. ثالثاً از مصرف آن زیر نظر مجتهد عادل آگاه است و مى داند در كجا هزینه مى شود.
تفاوت پنجم
در خمس و زكات هدفِ گیرنده، رشد و پاك كردن مردم و هدفِ پرداخت كننده قرب به خداست.
خمس را از مازاد مخارج سالانه مى گیرند، ولى مالیات از اصل درآمد مردم گرفته مى شود.

راه مقاومت در برابر وسوسه ها

ما باید در برابر وسوسه ها و القائاتى كه مى شود، جمله امام رضا علیه السلام را فراموش نكنیم كه فرمود: خمس وسیله حفظ و تبلیغ مكتب ما و كمك براى بستگان و دوستداران ماست.(75)
و فرمود: «فعلى كلّ من غنم... فعلیه الخمس فان اخرجه فقد ادّى حقّ اللّه ما علیه و تعرض للمزید و حل له باقى ماله و طاب و كان اللّه اقدر على انجاز ما وعده العباد من المزید و التطهیر من البخل على ان یغنى نفسه مما فى یدیه من الحرام الّذى بخل فیه بل قد خسر الدنیا والاخرة... فاتّقوا اللّه واخرجوا حقّ اللّه مما فى ایدیكم یبارك اللّه لكم فى باقیه و یزكو فانّ اللّه عزّوجلّ الغنى و نحن الفقراء و قال اللّه: «لَن یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰكِن یَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنكُمْ»(76) فلا تدعوا التقرّب الى اللّه بالقلیل والكثیر على حسب الامكان و بادروا بذلك الحوادث واحذروا عواقب التسویف فیها فانما هلك من هلك من الامم السابقة بذلك»(77)، اگر خمس بدهید حق خدا را داده و باقى مال براى شما حلال مى شود و در معرض اضافه شدن قرار مى گیرید و خداوند بر انجام وعده ى لطفى كه به پرداخت كننده داده از هر كس تواناتر است، ایمان و توكل بر وعده هاى الهى از تكیه بر مال حرامى كه در دست دارد و بخل مى كند بهتر است زیرا او با نپرداختن خمس، خسارت دنیا و آخرت را براى خود كسب كرده است. پس، از خداوند پروا كنید و از آنچه در دست دارید، حق خدا را بپردازید تا خداوند در باقى مال شما بركت دهد و شما تزكیه شوید. (و بدانید كه) خداوند بى نیاز و ما فقیر هستیم. قرآن (به كسانى كه قربانى مى كنند،) مى فرماید: خداوند از گوشت و خون حیوانات قربانى سهمى نمى برد، ولى شما با این عمل روحیه تقوى و قرب خودتان را به او نشان مى دهید پس خود را از قرب به خدا محروم نكنید خواه كم باشد یا زیاد و بدینوسیله حوادث تلخ را از خود دور كنید و از عواقب سوء تأخیر بترسید (و بدانید) دلیل هلاكت امت هاى سابق همین تأخیرها بوده است.