خمس

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

خمس در قرآن

«وَ اعلَموا أنّما غَنِمتُم مِن شَى ءٍ فَاِنّ لِلّهِ خُمُسَه و لِلرَّسولِ ولِذِى القُربى وَ الیَتامى والمَساكینِ وابنِ السَّبیلِ اِن كُنتُم آمَنتُم بِاللّه...»(12)
«اگر به خدا ایمان دارید، بدانید هر چه را به عنوان غنیمت بدست مى آورید، بى تردید یك پنجم آن براى خدا و رسول و خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان است.»
تاریخ نزول آیه
بعضى زمان نزول آیه را جنگ بنى قینقاع (15 شوال سال دوم هجرى) مى دانند،(13) برخى زمان نزول را جنگ اُحد (7 شوّال سال سوم هجرى)(14) و بعضى جنگ بدر (رمضان سال دوم هجرى) مى دانند.(15) كه خداوند از مجاهدان اسلام مى خواهد خمس آنچه را در جنگ به غنیمت برده اند، پرداخت نمایند.
نگاهى دقیق تر به آیه خمس
نگاهى به آیه خمس اهمیّت آن را نشان مى دهد زیرا:
1- در كمتر آیه اى مربوط به احكام، این همه تأكید پى در پى آمده است. كلمات «واعلموا، انّما، من شى، فانّ، للّه خُمُسه (بجاى «خمسه للّه») و ان كنتم آمنتم» نشان تأكید است.
2- براى تهییج مردم مى فرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. بنابراین پرداخت آن از لوازم ایمان شناخته شده است.
3- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (كه به اصطلاح جمله اسمیّه است) بیانگر این است كه این حكم دائمى است، نه موقّت و موسمى. به علاوه چیزى كه نشانه ایمان است نمى تواند موقّت باشد.
4- كلمه «واعلموا» در اول آیه به معناى آن است كه باید خمس دادن باورتان بیاید و مسئله را جدى بگیرید. راستى عجیب است كه شركت در جبهه، كنار پیامبر بودن، اهل نماز و روزه بودن، عقاید سالم داشتن، از مهاجرین، انصار و سابقین بودن، مجروح شدن و بالاخره بر سپاه كفر پیروز شدن به تنهایى كافى نیست، زیرا با آن همه كمالات باز هم قرآن مى فرماید: اى رزمندگان پیروز! اگر ایمان دارید خمس غنائم را بپردازید. اگر به بعضى از دستورات مثل جهاد و نماز عمل كردید، ولى به دستور خمس عمل نكردید، ایمان واقعى ندارید.
یك نكته مهم
رسول خداصلى الله علیه وآله در شب جنگ بدر نخوابید و دائماً دعا مى كرد و مى فرمود: خدایا! این گروه اندك از مسلمین روى زمین مشابهى ندارند، اگر اینها شكست بخورند روى زمین بنده مؤمنى نخواهى داشت.(16) امّا قرآن خطاب به همین رزمندگان مى فرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. یعنى چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسیار كم باشد، ولى حتّى همین تعداد كم كه مشمول دعاى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نیز هستند، اگر به تكلیف الهى و پرداخت خمس عمل نكنند، ایمان ندارند.

اهمیّت خمس

نه تنها در آیه 41 سوره انفال، پرداخت خمس شرط و لازمه ایمان شمرده شده، بلكه چهارمین آیه این سوره نیز نشانه مؤمنان واقعى را كمك به محرومان مى داند و مى فرماید: «مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه خداوند یاد شود دلهایشان مى طپد و... از آنچه به آنها روزى كرده ایم انفاق مى كنند. اینان همان مؤمنان حقیقى هستند.» آرى، پرداخت خمس از جهات متعددى داراى اهمیّت است كه ما به بعضى از آن جهات فهرست وار اشاره مى كنیم.
از نظر اعتقادى
همان گونه كه در آیه خمس خواندیم: پرداخت خمس نشانه ایمان و اعتقاد واقعى است. «اِن كنتم آمنتم...»
از نظر عبادى
خمس از عبادات است و باید با قصد قربت پرداخت گردد و هرگونه ریاكارى و ناخالصى در انجام این فریضه اختلال به وجود مى آورد.
از نظر سیاسى
پرداخت خمس به حاكم و فقیه جامع الشرائط سبب ارتباط مردم با جانشینان پیامبر مى شود كه این ارتباط در طول تاریخ لرزه بر اندام طاغوت ها انداخته است. پرداخت خمس كمك كردن به خط اهل بیت و تقویت بنیه مالى فقها و حوزه هاى علمیّه اى است كه روشنگر مردم در طول تاریخ بوده اند. پرداخت خمس سبب تبلیغ و نشر تفكّر علوى به وسیله علما و فضلا و طلاّب و مرزبانى از حدود و ثغور دینى و مبارزه با انواع انحرافات فكرى و اخلاقى و سم پاشى ها و ایجاد تردیدها و وسوسه هاى بدخواهان مغرض و یا طرفداران ساده دل است.
به علاوه این پرداخت، رابطه عاطفى میان فقها و مردم را برقرار مى كند و فقها را از وضعیّت اقتصادى جامعه آگاه مى كند.
از نظر اقتصادى
پرداخت خمس راهى براى تعدیل ثروت، مبارزه با تكاثر و رسیدگى به محرومان و تهى دستان جامعه است.
از نظر اجتماعى
پرداخت خمس راهى براى ایجاد الفت و محبت میان طبقات مختلف و جلوگیرى از ایجاد شكاف هاى عمیقِ اجتماعى است.
از نظر روانى
پرداخت خمس سبب مى شود كه انسان در خود احساس كند حامى اهل بیت و مراجع تقلید و حوزه هاى علمیّه و تبلیغات صحیح دینى است و این احساس همواره او را هوادار جبهه حق و مخالف جبهه هاى باطل و وسوسه هاى آنان قرار مى دهد.
از نظر تربیتى
پرداخت خمس انسان را حسابگر، دقیق، وظیفه شناس، نسبت به محرومان جامعه مسئول و نسبت به حمایت از خط خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام، متعهّد تربیت مى كند.
پرداخت خمس روح سخاوت و نوع دوستى را در انسان شكوفا مى كند.
پرداخت خمس روحیه بى تفاوتى و دنیاپرستى را از انسان برطرف مى كند.
كوتاه سخن آنكه پرداخت خمس؛
رابطه انسان را با خدا از طریق قصد قربت در پرداخت،
رابطه انسان را با محرومان از طریق كمك به ایتام،
رابطه انسان را با حاكم معصوم یا عادل از طریق كمك به فقهاى عادل،
رابطه انسان را با جامعه از طریق تقویت حوزه هاى علمیه و اعزام اسلام شناسان به اطراف،
رابطه انسان را با خودش از طریق مهار كردن خوى حرص و بخل و بى تفاوتى،
رابطه انسان را با نسل آینده از طریق حلال كردن لقمه ها و مهریه ها،
و رابطه انسان را با پیامبر اسلام و اهل بیت معصومش علیهم السلام از طریق رسیدگى به سادات محروم تنظیم و تصحیح و تقویت مى كند.

آثار خمس

اگر به تعبیراتى كه در آیات و روایات آمده است توجّه كنیم، به آثار پرداخت خمس بیشتر پى خواهیم برد. بعضى جملات و كلماتى را كه براى فلسفه خمس آمده فهرست وار مطرح مى كنیم.
1- نسل پاك
در روایات مى خوانیم: «لتطیب ولادتهم»(17) پرداخت خمس، مال را پاك و مال پاك مقدمه نسل پاك است.
2- تقویت دین
امام رضاعلیه السلام فرمودند: «الخمس عوننا على دیننا»(18) خمس، حق ما اهل بیت و پشتوانه مكتب و راه ما است.
3- نشانه وفا
در تعبیر دیگر مى خوانیم: «المسلم من یفى اللّه بما عهد الیه و لیس المسلم من اجاب باللسان و خالف بالقلب»، مسلمان واقعى كسى است كه به پیمان الهى وفادار باشد و كسى كه با زبان جواب مثبت ولى در دل جواب منفى مى دهد، در حقیقت مسلمان نیست.(19)
4- كمك به یاران
امام رضاعلیه السلام فرمود: خمس وسیله اى براى كمك ما بر بستگان و یاوران ماست. «ان الخمس عوننا على عیالاتنا»(20)، «عوننا على موالینا»(21)
5 - پاكى مال
امام صادق علیه السلام فرمود: من از گرفتن درهم شما هدفى جز پاك كردن شما ندارم، زیرا وضع مالى من امروز خوب است. «ما ارید بذلك الا ان تطهروا»(22)
6- گوارا بودن درآمد
در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: هر كس خمس ما را بدهد باقى درآمدش براى او گواراست. «یودّى خمسنا و یطیب له»(23)
7- حفظ آبرو در برابر مخالفان
امام رضا علیه السلام فرمود: به وسیله خمس، ما آبروى خود و طرفدارانمان را در برابر تهدیدات مخالفان حفظ مى كنیم. «و ما نبذله و نشترى من اعراضنا ممن نخاف سطوته»(24)
8 - فقر زدائى از خاندان رسالت
امام كاظم علیه السلام فرمود: خداوند نیمى از خمس را براى فقر زدائى از بستگان پیامبر كه از زكات و صدقات محرومند قرار داد. «و جعل للفقراء قرابة الرسول نصف الخمس فاغناهم به عن صدقات الناس...»(25)
9- كفّاره گناهان و ذخیره قیامت
امام رضا علیه السلام فرمود: خارج كردن خمس مال، وسیله آمرزش گناهان و ذخیره قیامت و روز نیاز شماست. «فان اخراجه... تمحیص ذنوبكم و ما تمهدون لانفسكم لیوم فاقتكم»(26)
10- ضمانت بهشت
شخصى نزد امام باقر علیه السلام آمد و خمس مال خود را پرداخت، امام فرمود: بر من و پدرم لازم است كه بهشت را براى شما ضمانت كنیم. «ضمنت لك علىّ و على ابى الجنّة»(27)
11- شمول دعاى امام
امام رضا علیه السلام فرمود: خمس، كمك ما بر حفظ مكتب است، سپس فرمود: تا مى توانید خودتان را از دعاى ما محروم نكنید. «ولا تحرموا انفسكم دعاءنا ما قدرتم علیه»(28)
12- كلید رزق
امام رضا علیه السلام فرمود: پرداخت خمس كلید رزق شماست. «فان اخراجه مفتاح رزقكم»(29)
13- نظم و حساب در سرمایه
كسى كه حساب سال دارد و خمس مى دهد، در واقع شخصى حسابگر، منظم و دقیق است و میزان درآمد و مصرفش مشخّص است.
امام باقر علیه السلام فرمود: «الكمال كلّ الكمال: التّفقه فى الدّین والصبر على النائبة و تقدیر المَعیشة»(30) بالاترین كمال در سه چیز است: شناخت عمیق دین، پایدارى در برابر ناملایمات و نظم و برنامه در زندگى.
14- عنایات ویژه
كسانى كه اهل خمس هستند، یعنى در هر درآمد خود، سهم خدا، رسول، اهل بیت و سهم دیگران را در نظر دارند، قهراً خدا و اولیاى او نیز به او عنایات ویژه دارند.
مگر در قرآن نمى خوانیم: «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ »(31) مرا یاد كنید، شما را یاد مى كنم.
مگر در قرآن نمى خوانیم: «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ»(32) اگر خوبى كنید به خودتان خوبى كرده اید.
مگر در قرآن نمى خوانیم: «وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا»(33) اگر شخصى نسبت به شما كریمانه برخورد كرد، شما بهتر از او برخورد كنید.
مگر قرآن وعده نداده كه «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ»(34) اگر شما خدا را یارى كنید خداوند شما را یارى مى كند.
مگر قرآن خبر از دوست داشتن نیكوكاران نداده است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ »(35)
آرى، كسى كه با پرداخت خمس، حق خدا و رسول و امام را مى دهد، در حقیقت مشمول تمام آیاتى است كه گفته شد. زیرا او هم خدا را یاد كرده، هم احسان كرده، هم اولیاى خدا و محرومان را گرامى داشته و هم مكتب الهى را یارى نموده است و دریافت این همه عنایات در برابر 20% مازاد درآمد سال، سود بزرگى است.
یك نمونه از عنایات ویژه
زنى به نام شطیطه یك درهم پول و یك كلاف نخ را از نیشابور براى امام كاظم علیه السلام فرستاد و از كمى مال خود عذرخواهى كرد و گفت: «انّ اللّه لا یستحیى من الحق»
امام درهم و كلاف را پذیرفت و فرمود: سلام مرا به این خانم برسانید و این چهل درهم و این پارچه اى كه جزو كفن خودم هست به او بدهید، او چند روزى بیشتر زنده نیست ولى همین كه از دنیا رفت من براى نماز بر جنازه او به نیشابور خواهم آمد.(36) در این ماجرا امام چند درهم را از یك مسلمان مخلص مى پذیرد و این همه او را مورد تفقد قرار مى دهد ولى مبالغ سنگینى را از افراد نااهل نمى پذیرد.