خمس

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

جامعیّت اسلام

آرى، از امتیازات اسلام آن است كه اقتصاد آن با اخلاق و عاطفه آمیخته است، همان گونه كه سیاست و دیانت آن به هم آمیخته است. نمازجمعه با این كه یك عمل عبادى است، یك مانور سیاسى هم هست. اسلام حتّى در جهاد، به مسائل عاطفى، اخلاقى، اجتماعى و سیاسى نیز توجّه دقیق دارد.
این على بن ابیطالب علیه السلام است كه در بحبوحه جنگ به خورشید نگاه مى كند تا مبادا نماز اوّل وقتش از دست برود! و فرزندش امام حسین علیه السلام ظهر عاشورا در برابر سیل تیر دشمن، نه تنها نماز واجب مى خواند، بلكه به مستحبات نماز نیز از قبیل اذان، اقامه، جماعت، اوّل وقت و... توجّه كامل دارد. و باز مى بینیم همین علىّ بن ابیطالب علیهما السلام در وسط جنگ، وقتى یارانش آب را در ظرفى تَرك دار براى او مى آورند، مى فرماید: آشامیدن آب از ظرف ترك دار مكروه است. (چه بسا ذرّات آلوده اى كه لابه لاى آن ترك باشد و آب را غیربهداشتى كند.)
باز مى بینیم در وسط جنگ بعضى از حضرتش مى پرسند: نظر شما درباره فلانى و فلانى چیست؟ حضرت مى بیند پاسخ این سئوال سبب فتنه و تفرقه مى شود، سؤال كننده را توبیخ مى كند و اجازه نمى دهد امّتى كه به وحدت كلمه نیاز دارند دستخوش تفرقه شوند، و باز مى بینیم به هنگام جنگ، شخصى از على علیه السلام معناى توحید را مى پرسد و رزمندگان از سؤال او ناراحت مى شوند، حضرت مى فرماید: جنگ ما براى توحید است و سپس توحید را براى او معنا مى كند.
به رزمندگان دستور مى دهد آب آشامیدنى دشمن را مسموم نكنید، درختانشان را قطع و به فراریان تیراندازى نكنید، به زنان و كودكان و سالمندان كارى نداشته باشید. در كجاى دنیا سراغ دارید كه جنگ، سیاست، عبادت و اقتصاد اینگونه با مسائل اعتقادى، اجتماعى، اخلاقى، بهداشتى و عاطفى آمیخته باشد.
در نظام اسلامى رابطه میان مردم و رهبر الهى رابطه صلوات و درود است. به مردم فرمان مى دهد كه به پیامبرشان درود فرستند: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا »(4) و به پیامبر نیز دستور مى دهد به پرداخت كنندگان زكات صلوات و درود فرستد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً … وَصَلِّ عَلَیْهِمْ»(5)
در اسلام، روزهایى عید نامیده شده است كه ضمن شادى و تبریك، رسیدگى به محرومان از طریق تقسیم گوشت قربانى در عید قربان و سیر كردن شكم گرسنگان در عید فطر از طریق زكات فطرة مورد توجّه است. جامعیّت اسلام تا آنجاست كه حتّى خوردن و آشامیدن، هدفمند طرّاحى شده است؛ در كنار جمله «كلوا» كه فرمانِ خوردن است، یكجا مى فرماید: «كلوا...و لاتسرفوا»(6) در خوردن زیاده روى نكنید.
یكجا مى فرماید: «كلوا... و اشكروا»(7) به خاطر خوردن از خداوند تشكّر كنید.
یكجا مى فرماید: «كلوا... و اعملوا صالحاً»(8) با قدرتى كه از غذاخوردن بدست مى آورید كار نیك انجام دهید.
یكجا مى گوید: «كلوا.... و لاتطغوا فیه»(9) از قدرتى كه به وسیله غذا بدست آورده اید طغیان نكنید.
یكجا مى فرماید: «كلوا... و آتوا حقّه»(10) بخورید و حقّ آن را اداء كنید.
و یكجا مى فرماید: «فكلوا... اطعموا»(11) بخورید و به دیگران نیز اطعام كنید.
حتّى آنجا كه به زنبور عسل الهام مى كند شیره گل را بمك، دستور مى دهد كه عسل بساز، بنابراین اسلام، دین خوردن و خوابیدن نیست، بلكه خوردن و خوراندن و كار نیك انجام دادن و طغیان و زیاده روى نكردن است، همه با هم در نظر گرفته شده است. در كدام مكتب به این جامعیّت توجّه شده است.
به هر حال دنیا مالیات مى گیرد و اسلام نیز خمس و زكات مى گیرد، امّا شما در این كتاب به نكات و لطائفى برخورد خواهید كرد كه نشان مى دهد حساب مالیات هاى اسلامى از حساب انواع مالیات هایى كه در دنیا گرفته مى شود و قوانین آن بافته و ساخته فكر بشرى است جداست. در قوانین اسلامى به تمام ابعاد توجّه شده است؛
از چه چیزى خمس و زكات گرفته شود؟
چه مقدار از سرمایه مشمول خمس و زكات شود؟
چگونه گرفته و چگونه پرداخت و چگونه مصرف شود؟
محاسبه اموال با چه كسى باشد، گیرنده یا پرداخت كننده؟
پرداخت كننده با چه انگیزه و هدفى بپردازد و گیرنده چه ویژگیهائى داشته باشد؟
چگونه مردم را به پرداخت خمس و زكات علاقمند كنیم؟
مسؤلین جمع آورى چه افرادى باشند و چگونه به سراغ مردم بروند. در كجا گردآورى شود و شرائط خزانه دار بیت المال چه باشد، با افرادى كه سوءاستفاده مى كنند، چگونه برخورد شود و دَه ها مورد دیگر كه اگر میان مالیات هائى كه در دنیا گرفته مى شود با خمس و زكات مقایسه شود، معجزه بودن مقرّرات اسلامى روشن مى شود، همان گونه كه اگر مقایسه اى میان اذان و ناقوس كلیسا شود، مشخّص مى گردد كه جملات اذان موزون، پرمحتوى ، هدفمند و انگیزه آور، ولى در صداى ناقوس، چیزى مفهوم نیست. اگر مقایسه اى میان نماز اسلام با عبادات سایر ادیان شود، اگر مقایسه اى میان جهاد اسلامى و جنگهاى دنیا شود، اگر مقایسه اى میان كنگره بین المللى حج با سایر اجتماعات شود و اگر مقایسه اى میان نظام خانواده در اسلام با نظام خانواده در دنیا شود، جلوه اسلام بیشتر روشن خواهد شد.

خمس در قرآن

«وَ اعلَموا أنّما غَنِمتُم مِن شَى ءٍ فَاِنّ لِلّهِ خُمُسَه و لِلرَّسولِ ولِذِى القُربى وَ الیَتامى والمَساكینِ وابنِ السَّبیلِ اِن كُنتُم آمَنتُم بِاللّه...»(12)
«اگر به خدا ایمان دارید، بدانید هر چه را به عنوان غنیمت بدست مى آورید، بى تردید یك پنجم آن براى خدا و رسول و خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان است.»
تاریخ نزول آیه
بعضى زمان نزول آیه را جنگ بنى قینقاع (15 شوال سال دوم هجرى) مى دانند،(13) برخى زمان نزول را جنگ اُحد (7 شوّال سال سوم هجرى)(14) و بعضى جنگ بدر (رمضان سال دوم هجرى) مى دانند.(15) كه خداوند از مجاهدان اسلام مى خواهد خمس آنچه را در جنگ به غنیمت برده اند، پرداخت نمایند.
نگاهى دقیق تر به آیه خمس
نگاهى به آیه خمس اهمیّت آن را نشان مى دهد زیرا:
1- در كمتر آیه اى مربوط به احكام، این همه تأكید پى در پى آمده است. كلمات «واعلموا، انّما، من شى، فانّ، للّه خُمُسه (بجاى «خمسه للّه») و ان كنتم آمنتم» نشان تأكید است.
2- براى تهییج مردم مى فرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. بنابراین پرداخت آن از لوازم ایمان شناخته شده است.
3- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (كه به اصطلاح جمله اسمیّه است) بیانگر این است كه این حكم دائمى است، نه موقّت و موسمى. به علاوه چیزى كه نشانه ایمان است نمى تواند موقّت باشد.
4- كلمه «واعلموا» در اول آیه به معناى آن است كه باید خمس دادن باورتان بیاید و مسئله را جدى بگیرید. راستى عجیب است كه شركت در جبهه، كنار پیامبر بودن، اهل نماز و روزه بودن، عقاید سالم داشتن، از مهاجرین، انصار و سابقین بودن، مجروح شدن و بالاخره بر سپاه كفر پیروز شدن به تنهایى كافى نیست، زیرا با آن همه كمالات باز هم قرآن مى فرماید: اى رزمندگان پیروز! اگر ایمان دارید خمس غنائم را بپردازید. اگر به بعضى از دستورات مثل جهاد و نماز عمل كردید، ولى به دستور خمس عمل نكردید، ایمان واقعى ندارید.
یك نكته مهم
رسول خداصلى الله علیه وآله در شب جنگ بدر نخوابید و دائماً دعا مى كرد و مى فرمود: خدایا! این گروه اندك از مسلمین روى زمین مشابهى ندارند، اگر اینها شكست بخورند روى زمین بنده مؤمنى نخواهى داشت.(16) امّا قرآن خطاب به همین رزمندگان مى فرماید: اگر ایمان دارید، خمس بدهید. یعنى چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسیار كم باشد، ولى حتّى همین تعداد كم كه مشمول دعاى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نیز هستند، اگر به تكلیف الهى و پرداخت خمس عمل نكنند، ایمان ندارند.

اهمیّت خمس

نه تنها در آیه 41 سوره انفال، پرداخت خمس شرط و لازمه ایمان شمرده شده، بلكه چهارمین آیه این سوره نیز نشانه مؤمنان واقعى را كمك به محرومان مى داند و مى فرماید: «مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه خداوند یاد شود دلهایشان مى طپد و... از آنچه به آنها روزى كرده ایم انفاق مى كنند. اینان همان مؤمنان حقیقى هستند.» آرى، پرداخت خمس از جهات متعددى داراى اهمیّت است كه ما به بعضى از آن جهات فهرست وار اشاره مى كنیم.
از نظر اعتقادى
همان گونه كه در آیه خمس خواندیم: پرداخت خمس نشانه ایمان و اعتقاد واقعى است. «اِن كنتم آمنتم...»
از نظر عبادى
خمس از عبادات است و باید با قصد قربت پرداخت گردد و هرگونه ریاكارى و ناخالصى در انجام این فریضه اختلال به وجود مى آورد.
از نظر سیاسى
پرداخت خمس به حاكم و فقیه جامع الشرائط سبب ارتباط مردم با جانشینان پیامبر مى شود كه این ارتباط در طول تاریخ لرزه بر اندام طاغوت ها انداخته است. پرداخت خمس كمك كردن به خط اهل بیت و تقویت بنیه مالى فقها و حوزه هاى علمیّه اى است كه روشنگر مردم در طول تاریخ بوده اند. پرداخت خمس سبب تبلیغ و نشر تفكّر علوى به وسیله علما و فضلا و طلاّب و مرزبانى از حدود و ثغور دینى و مبارزه با انواع انحرافات فكرى و اخلاقى و سم پاشى ها و ایجاد تردیدها و وسوسه هاى بدخواهان مغرض و یا طرفداران ساده دل است.
به علاوه این پرداخت، رابطه عاطفى میان فقها و مردم را برقرار مى كند و فقها را از وضعیّت اقتصادى جامعه آگاه مى كند.
از نظر اقتصادى
پرداخت خمس راهى براى تعدیل ثروت، مبارزه با تكاثر و رسیدگى به محرومان و تهى دستان جامعه است.
از نظر اجتماعى
پرداخت خمس راهى براى ایجاد الفت و محبت میان طبقات مختلف و جلوگیرى از ایجاد شكاف هاى عمیقِ اجتماعى است.
از نظر روانى
پرداخت خمس سبب مى شود كه انسان در خود احساس كند حامى اهل بیت و مراجع تقلید و حوزه هاى علمیّه و تبلیغات صحیح دینى است و این احساس همواره او را هوادار جبهه حق و مخالف جبهه هاى باطل و وسوسه هاى آنان قرار مى دهد.
از نظر تربیتى
پرداخت خمس انسان را حسابگر، دقیق، وظیفه شناس، نسبت به محرومان جامعه مسئول و نسبت به حمایت از خط خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام، متعهّد تربیت مى كند.
پرداخت خمس روح سخاوت و نوع دوستى را در انسان شكوفا مى كند.
پرداخت خمس روحیه بى تفاوتى و دنیاپرستى را از انسان برطرف مى كند.
كوتاه سخن آنكه پرداخت خمس؛
رابطه انسان را با خدا از طریق قصد قربت در پرداخت،
رابطه انسان را با محرومان از طریق كمك به ایتام،
رابطه انسان را با حاكم معصوم یا عادل از طریق كمك به فقهاى عادل،
رابطه انسان را با جامعه از طریق تقویت حوزه هاى علمیه و اعزام اسلام شناسان به اطراف،
رابطه انسان را با خودش از طریق مهار كردن خوى حرص و بخل و بى تفاوتى،
رابطه انسان را با نسل آینده از طریق حلال كردن لقمه ها و مهریه ها،
و رابطه انسان را با پیامبر اسلام و اهل بیت معصومش علیهم السلام از طریق رسیدگى به سادات محروم تنظیم و تصحیح و تقویت مى كند.