معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

1- زلزله عظیم

«اى مردم! از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید که زلزله رستاخیز حادثه عظیمى است، این حادثه آنقدر عظیم است که هنگامى که آن را ببینید هر مادر شیردهنده اى کودک شیر خوار خود را فراموش خواهد کرد و هر زن باردارى جنین خود را سقط مى کند و مردم را مست مى بینى در حالى که مست نیستند ولى کیفر الهى شدید و سخت است!».(142)
مسلما این زلزله قبل از رستاخیز و در آستانه آن واقع مى شود نه در روز رستاخیز زیرا در آن روز نه زن باردار وجود دارد و نه شیردهنده اى و در هر صورت این زلزله عظیم سرآغاز دگرگونى وسیعى در تمام جهان هستى است و به اصطلاح ابتداى کار است و سپس - چنانکه خواهیم دید - تا متلاشى شدن و درهم پیچیدن کرات آسمانى پیش مى رود تا بر ویرانه هاى آنها جهانى نو بنیاد گردد!

2- تاریک شدن خورشید و ماه

و هنگامى که خورشید تاریک شود.
و هنگامى که ستارگان بى فروغ گردند.
و هنگامى که کوه ها به حرکت درآیند.
﴿ صفحه 301﴾
و هنگامى که نفیس ترین اموال به دست فراموشى سپرده شود.
و هنگامى که حیوانات وحشى (از ترس و وحشت خانه و لانه خود را ترک گویند و در بیابانها) جمع شوند.
و هنگامى که دریاها برافروخته گردند.
و هنگامى که مردم دسته دسته شوند.
و هنگامى که از دخترانى که زنده به گور شدند سؤال شود که به چه گناه کشته شدند؟
و هنگامى که نامه هاى عمل گشوده شود.
و هنگامى که آسمان برکنده گردد.
و هنگامى که دوزخ برافروخته شود.
و هنگامى که بهشت نزدیک گردد.
(آرى) در آن هنگام هر کس مى فهمد چه (کارى انجام داده و چه) چیز (براى آن زندگى) حاضر ساخته است!».(143)
در حقیقت این انقلاب عمومى شامل انسان ها و حیوانات و کوه ها و دریاها و زمین و آسمانها مى گردد، و همگى در این رستاخیز بزرگ شرکت دارند و دگرگون مى شوند!
دقت فرمایید که در آیات فوق اشاره به علائم و مقدمات رستاخیز و همچنین به قسمتى از حوادث خود رستاخیز شده است و هر دو به شکل جالبى به هم آمیخته شده اند.
﴿ صفحه 302﴾

3- آن روز که همه چیز در هم کوبیده مى شود!

«کوبنده، چه کوبنده اى؟ و تو نمى دانى کوبنده چیست؟ آن روز که مردم مانند پروانه ها پراکنده شوند! و کوه ها همچون پشم رنگ کرده و زده شده و بر باد رفته متلاشى گردند!»(144)
در حقیقت زلزله و ضربه و لرزه آن روز به قدرى شدید است که همه چیز را در هم مى کوبد و «قیامتى» برپا مى کند!
در اینجا اشاره به وضع انسان هاى سرگردان شده که در نخستین ضربه ها به قدرى به هیجان مى آیند که همچون پروانگانى که پى در پى خود را به شعله هاى شمعها مى کوبند تابسوزند و نابود شوند، خود را به هر طرف مى زنند!
بعضى معتقدند که بر خلاف تصور مشهور و شاعرانه و دلپذیرى که درباره پروانه و شمع در اذهان وجود دارد که از عشق و پاکبازى و قربانى شدنش در پاى معشوق سنگدل و بى رحم، در عین سکوت و خاموشى داستان ها سروده اند، پروانه هرگز قربانى راه عشق به شمع نمى شود بلکه فقط قربانى راه فراموشکارى خویش است، زیرا حافظه اش به قدرى ضعیف و ناتوان است که با نزدیک شدن به شعله شمع و احساس سوزش گرما فوراً به عقب بر مى گردد، اما با گذشتن یک لحظه، فراموشى به او دست مى دهد، مجدداً به سوى شعله باز مى گردد و آنقدر این کار را تکرار مى کند تا جان خود را بر سر فراموشکارى بگذارد!
و شاید تشبیه مردم، در آیات بالا، به پروانه هاى پراکنده به هنگام بروز نخستین نشانه هاى هولناک رستاخیز نیز براى نشان دادن عظمت حادثه است
﴿ صفحه 303﴾
که عقل ها را مى رباید و هوش و حافظه را به کلى از بین مى برد!
این بود قسمتى از نشانه هاى رستاخیز که همگى روشنگر آن است که جهان دیگر باجهانى که در آن زندگى داریم تفاوت فوق العاده زیادى دارد و پس از ویرانى کامل این جهان، در ابعادى فوق العاده گسترده تر طرح ریزى مى شود.
و با این بحث گفتار خود را در بحث معاد و عالم پس از مرگ پایان مى دهیم اگر چه در گوشه و کنار این بحث وسیع و دامنه دار هنوز مسائل دیگرى وجود دارد که شایسته بررسى است، اما ترس از طولانى شدن سخن مانعى از طرح آنهاست.
همچنین در زمینه جهان برزخ و عالمى که واسطه میان این جهان و جهان رستاخیز است بحث هاى بسیار فراوانى است که باید جداگانه و در کتاب مستقلى بررسى گردد.
خداوندا! به ما توفیق مرحمت کن که خود را براى چنان زندگى بسازیم.
پروردگارا! به ما شایستگى حیات جاویدان در جوار رحمتت کرامت نما.
بارالها! ما را یارى فرما که از طریق خدمت هاى بزرگ به آیین پاکت و به بندگانت، صفحات عمر خود را با خطوط زرینى که نمایانگر رضاى کامل توست رقم زنیم و سرانجام به فیض شهادت در راه تو نائل گردیم و در آغوش رحمتت جاى گیریم.