معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

بهشت و دوزخ کجاست؟

آیا بهشت و دوزخ الان موجودند؟... یا در حال موجود شدن هستند؟...
و اگر وجود دارند کجا هستند؟
و به فرض که الان وجود نداشته باشند و بعداً موجود شوند محل آنها کجا خواهد بود؟
از سوى دیگر ما در بعضى از آیات قرآن مى خوانیم که پهنه بهشت به پهنه آسمان ها و زمین است با این حال چه جایى براى دوزخ باقى مى ماند؟!
اینها سؤالاتى است که در این بحث در برابر ما خودنمایى مى کند. ولى پیش از آن که به پاسخ آنها بپردازیم باید به یک نکته توجه داشته باشیم که از مجموع تعبیراتى که در آیات قرآن و روایات اسلامى آمده بهشت و دوزخ به سه معنى مختلف اطلاق شده است:
1- بهشت دنیا.
2- بهشت برزخ.
3- بهشت برین و جنة المأوى در جهان دیگر.
بهشت دنیا از نظر ظاهر همان باغهاى خرم و سرسبز این جهان هستند
﴿ صفحه 291﴾
مثلاً در قرآن درباره قوم سبأ - همان جمعیت متمدنى که در سرزمین آباد «یمن» مى زیستند و آثار تمدن عظیم آنها هنوز مورد توجه باستان شناسان است - مى خوانیم.
«لَقَدْ کانَ لِسَبَإ فی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتانِ عَنْ یَمین وَ شِمال کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبُّ غَفُورٌ; براى قوم سبأ در محل سکونتشان نشانه اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظیم با میوه هاى فراوان; به آنها گفتیم:) از روزى پروردگارتان بخورید و شکر او را به جا آورید شهرى است پاک و پاکیزه و پروردگارى آمرزنده».(130)
اطلاق کلمه «جَنّت» به باغهاى سرسبز دنیا منحصر به این مورد نیست، در موارد دیگرى از قرآن نیز این تعبیر دیده مى شود.
به احتمال قوى، بهشت و جنت آدم نیز یکى از همین باغهاى خرّم و باطراوت زمین بوده است و هبوط و فرودآمدن آدم(ع) از بهشت به روى زمین یک نوع هبوط و نزول مقامى بوده است،(131)زیرا آدم از آغاز به عنوان نماینده خدا در روى زمین انتخاب شده بود، این از نظر مادى; از نظر معنوى نیز مجلس علم و دانش و مانند آن باغى از باغهاى بهشت نامیده شده است.
بهشت و دوزخ برزخى، کانونى از نعمت و عذاب است براى نیکوکاران و بدکاران در «جهان برزخ» یعنى عالمى که در میان دنیا و آخرت قرار دارد، چنانکه درباره شهیدان راه خدا مى خوانیم که «آنها زنده اند
﴿ صفحه 922﴾
و در پیشگاه پروردگار متنعمند»(132)
و یا اینکه شهید به هنگامى که ازروى مرکب به روى زمین مى افتد در آغوش بهشت و بهشتیان جاى مى گیرد(133) و یا تعبیرات دیگرى از این قبیل که نشان مى دهد، افرادى هستند که با مردن در آغوش بهشت جاى مى گیرند(134) همه اینها مربوط به بهشت برزخى است. همچنین کیفر و مجازاتى که براى جمعى از ستمگران و گنهکاران، بعد از مرگ و پیش از رستاخیز در آیات قرآن و یا روایات اسلامى وارد شده همه مربوط به دوزخ برزخى است.
بهشت و دوزخ رستاخیز که گاهى از آن تعبیر به جَنَّة المأوى یا جنات عدن و گاهى ناراً خالداً فیها (آتس جاودانى) شده است کانونى است از رحمت یا عذاب دردناک در عالم قیامت و جهانى به مراتب وسیعتر از این جهان.
اما گاهى اشتباه میان این سه معنى درباره بهشت و دوزخ سرچشمه نتیجه گیریهاى نادرست در این قسمت شده است که باید به دقت از آن پرهیز کرد.
اکنون به اصل سخن بازگردیم:
نخستین پرسش این بود که آیا هم اکنون بهشت و دوزخ رستاخیز وجود خارجى دارند؟
در حالى که عدّه اى از دانشمندان معروف اسلامى - اعم از شیعه و سنى - مانند علم الهدى سید مرتضى و برادر بزرگوارش سید رضى و همچنین
﴿ صفحه 293﴾
عبدالجبّار و ابوهاشم که دو نفر از علماى عقاید هستند، عقیده دارند که بهشت و دوزخ الان وجود ندارند و بعداً ایجاد مى شوند، اکثریت دانشمندان اسلامى معتقد به وجود فعلى آنها هستند، و قرائن و شواهدى نیز در منابع اسلامى براى این موضوع به چشم مى خورد از جمله:
1- «وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى; بار دیگر پیامبر (ص) فرشته وحى را مشاهده کرد، نزد سدرة المنتهى، همانجا که بهشت جاویدان قرار دارد».(135)
این آیات که از جریان معراج پیامبر (ص) سخن مى گوید نشان مى دهد که بهشت هم اکنون موجود است.
2- «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینَ; هم اکنون دوزخ کافران را احاطه کرده است».(136)
این تعبیر که در دو آیه قرآن دیده مى شود نشانه احاطه فعلى دوزخ به کافران است و کلمه جهنم معمولاً به دوزخ رستاخیز گفته مى شود.
3- جمله «اُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ; بهشتى که براى پرهیزکاران آماده است».
و جمله «اُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ; دوزخ براى کافران آماده است» که در آیات مختلف قرآن وارد شده نیز شاهد دیگرى براى این موضوع محسوب مى گردد.(137) این از یکسو.
ولى از سوى دیگر از پاره اى از آیات قرآن استفاده مى شود که وسعت بهشت، به اندازه پهنه زمین و آسمان است:
«وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ
﴿ صفحه 294﴾
لِلْمُتَّقینَ; سبقت بگیرید و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن آسمان ها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده».(138)
در این آیه پهنه بهشت «پهنه آسمان ها و زمین» شمرده شده، ولى در آیه دیگرى «همانند پهنه آسمان و زمین» و فرق میان این دو تعبیر روشن است.
در آیه دیگر مى خوانیم:
«سابِقُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ; سبقت بجویید به سوى آمرزش پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن همانند پهنه آسمان و زمین است».(139)
(ناگفته پیداست که منظور از «عرض» در این دو آیه عرض هندسى که نقطه مقابل طول است نمى باشد بلکه عرض به معنى لغوى یعنى وسعت و پهنه است).
اکنون این سؤال پیش مى آید که از یک طرف، ظاهر آیات قرآن مى گوید: بهشت و دوزخ هم اکنون موجودند و از سوى دیگر وسعت بهشت به تنهایى به اندازه وسعت آسمان و زمین است، پس این میعادگاه بزرگ نیکوکاران کجاست؟
به علاوه در این صورت جایى براى دوزخ و کانون عذاب و رنج باقى نمى ماند؟
اینجاست که این فکر براى ما پیدا مى شود، نکند این هر دو در باطن این جهان وجود داشته باشند، ما امروز این بطن را نمى بینیم و در آن روز که به مقتضاى:
«فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ; ما پرده از تو برداشتیم و
﴿ صفحه 295﴾
امروز چشم تو تیزبین است». (140)
آشکار و ظاهر مى شوند و هرکس به میزان استعداد خود سهم خویش را مى گیرد و محل خود را مى یابد!
ممکن است این سخن عجیب به نظر آید ولى شاید بتوانیم با ذکر یک مثال آن را به ذهن نزدیک سازیم: مى دانیم ما تمام امواج صوتى این جهان را نمى شنویم بلکه گوش ما تنها استعداد شنیدن پاره اى از صداها را دارد که تعداد نوسانات امواج آن از حد معینى کمتر و بیشتر نباشد و بقیه را به هیچ وجه احساس نمى کنیم.
از سوى دیگر این را نیز مى دانیم که ایستگاه هاى فرستنده دنیا به طور مستمر در شبانه روز امواج مخصوصى را پخش مى کنند که بدون دستگاه هاى گیرنده قادر به شنیدن آن ها نیستیم.
حال فرض کنید دو فرستنده نیرومند که امواج آنها با ماهواره هاى بزرگ فضایى تقویت گردد و سراسر کره زمین را زیر پوشش امواج خود قرار دهد، یکى در شرق و دیگرى در غرب داشته باشیم.
از یک فرستنده نغمه اى روح پرور، از قرآن مجید، با صدایى ملیح و نشاط بخش و دل انگیز پخش مى گردد که روح انسان را نوازش مى دهد و او را دریک جذبه الهى غیرقابل توصیف فرو مى برد.
از فرستنده دیگر صداى گوش خراش، ناهنجار، چندش آور با محتویاتى بسیار نامطلوب و آزار دهنده پخش مى شود که مایه ناراحتى روح و خستگى گوش و خلاصه عذابى است الیم!
این دو دسته امواج در دل امواج دیگر صوتى در فضا جریان دارند و همه
﴿ صفحه 296﴾
جا را پر کرده اند ولى در حال عادى براى ما ابداً قابل احساس نیستند.
حال اگر گیرنده اى داشته باشیم که تنها یک موج دارد و یک مرکز را مى تواند بگیرد و آن مرکز فرستنده صداى زیبا و ملیح است، بدیهى است هر لحظه آن را روشن مى کنیم سرتاپاى ما غرق نشاط و سرور و لذت و معنویت مى گردد، اما واى به حال ما اگر دستگاه گیرنده مان تنها بتواند امواج فرستنده دوم را بگیرد و مجبور هم باشیم آن را روشن کنیم، فکر کنید شبانه روز چه زجر و ناراحتى خواهیم کشید!
اشتباه نشود منظور فقط بیان یک مثال است براى نزدیک ساختن مطلب به ذهن، اکنون دقت کنید، آیا ممکن نیست بهشت و دوزخ نیز در ابعاد دیگرى از این جهان غیر از ابعادى که ما احساس مى کنیم یعنى در عمق و بطن این جهان وجود داشته باشد که اگر درک و دید دیگرى مى داشتیم مى توانستیم آن را درک کنیم؟!
آیا آیه اى که در بالا درباره دوزخ نقل کردیم که مى گفت هم اکنون دوزخ کافران را احاطه کرده با این تفسیر کاملاً قابل انطباق نیست؟
آیا آیاتى که مى گوید وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمان و زمین است (با توجه به اینکه بیرون آسمان و زمین چیزى نداریم) با این سخن مفهوم تر نخواهد بود!
آیا آیه اى که مى گوید:
«یَوْمَ تُبَدَّلُ اْلأَرْضُ غَیْرَ اْلأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ; در آن روز که این زمین به زمین دیگر و آسمانها (به آسمانهاى دیگرى) مبدل مى شود و آنان در پیشگاه خداوند یگانه (اى که مسلّط بر همه چیز است) ظاهر مى گردند».(141)
﴿ صفحه 297﴾
مفهومش این نیست که به هنگام رستاخیز این زمین و آسمان در ابعاد کنونى ویران مى گردند و ابعاد رستاخیز که امروز در درون این جهان قرار دارد آشکار مى شود!
گرچه تصور این مسأله - همانند سایر مسائل مربوط به زندگى پس از مرگ و معاد - خالى از پیچیدگى نیست ولى با توجه به مقدماتى که گفته شد شاید احتمال قابل ملاحظه اى در زمینه تفسیر وجود کنونى بهشت و دوزخ باشد. ذکر این نکته نیز لازم است که آنچه در بالا گفتیم یکى از احتمالات درباره مکان بهشت و دوزخ است، احتمالات دیگرى نیز وجود دارد که براى پرهیز از طولانى شدن بحث از آن صرف نظر مى کنیم.
﴿ صفحه 298﴾

﴿ صفحه 299﴾

علائم و نشانه هاى رستاخیز

بیشتر سوره هاى قرآن در مکه نازل شده، لحن بسیارى از سوره هاى مکى کوبنده، بسیار پرحرارت و مملو از یادآوریهاى مکرر درباره معاد و زندگى پس از مرگ و مخصوصاً نشانه ها و علائم هیجان انگیز رستاخیز است.
انسان بى درد، بى خبر از مسؤولیتها، دور از مسیر هدف نهایى آفرینش و گم کرده راه در بیابان زندگى، باید تکان شدید بخورد، و مخصوصاً در آن محیط خواب آلود عصر جاهلیت باید فریادى سخت و تکان دهنده او را بیدار و هوشیار سازد، و چیزى بهتر از توجه به حوادث هولناکى که در زندگى آینده در پیش است نمى تواند این نقش را ایفا کند.
آیات متعددى که در زمینه مقدمات و علائم رستاخیز نازل شده همگى نشان مى دهد که قیامت به طور ساده و آرام برپا نمى شود بلکه رستاخیز انسان ها مقارن با رستاخیزى در مجموعه جهان آفرینش است و آمیخته با یک دگرگونى عظیم و ناگهانى در سراسر نظام کائنات!
البته عقل و خرد نیز چنین مى گوید که: نظام نوین زندگى و فرسوده پیشین ممکن نیست بلکه باید این طرح نو، در جهانى نو، پیاده شود، و این تحول و نوسازى مانند تحولات و نوسازیهاى مهم دیگر جهان با یک جهش و انقلاب صورت مى گیرد، انقلابى عظیم و فوق العاده وسیع که امواج آن
﴿ صفحه 300 ﴾
سراسر عالم هستى را مى پوشاند.
اکنون به قسمتى از آیاتى که در این زمینه وارد شده است توجه کنید:

1- زلزله عظیم

«اى مردم! از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید که زلزله رستاخیز حادثه عظیمى است، این حادثه آنقدر عظیم است که هنگامى که آن را ببینید هر مادر شیردهنده اى کودک شیر خوار خود را فراموش خواهد کرد و هر زن باردارى جنین خود را سقط مى کند و مردم را مست مى بینى در حالى که مست نیستند ولى کیفر الهى شدید و سخت است!».(142)
مسلما این زلزله قبل از رستاخیز و در آستانه آن واقع مى شود نه در روز رستاخیز زیرا در آن روز نه زن باردار وجود دارد و نه شیردهنده اى و در هر صورت این زلزله عظیم سرآغاز دگرگونى وسیعى در تمام جهان هستى است و به اصطلاح ابتداى کار است و سپس - چنانکه خواهیم دید - تا متلاشى شدن و درهم پیچیدن کرات آسمانى پیش مى رود تا بر ویرانه هاى آنها جهانى نو بنیاد گردد!