معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

مسئله خلود و عذاب جاودان

همان گونه که خدمات و خلافکاریهاى همه مردم - از نظر کیفیّت و کمیّت - یکسان نیست، پاداش و مجازات آنها نیز نمى تواند یکسان بوده باشد.
﴿ صفحه 281﴾
در مقررات کیفرى و جزائى قوانین عادى بشرى نیز هیچ گاه مجازات کسى که مثلاً یک انگشترى ارزان قیمت را سرقت کرده با مجازات کسى که حمله به خانه مردم نموده و ضمن سرقت تمام هستى اهل آن خانه، زنان و کودکان آنها را نیز به قتل رسانیده است هرگز مساوى نمى باشد.
در پاداشها و مجازات هاى الهى که از هر نظر حساب شده است، و دور از اشتباهات و غلط کارهایى است که قوانین بشرى معمولاً از آنها خالى نیست، این تناسب دقیقاً در میان «اعمال» از یکسو و پاداش و کیفر آنها از سوى دیگر وجود دارد.
به خصوص اینکه: همان طور که قبلاً توضیح داده شد - همواره یک رابطه طبیعى و تکوینى میان «عمل» و «کیفر پاداش» موجود است.
بنابراین تفاوت پاداشها و کیفرهاى اشخاص، امرى است روشن و تا اینجا بحثى نیست.
اما از منابع اسلامى - اعم از قرآن و کتب معتبر حدیث - به خوبى استفاده مى شود که عموم افراد پاک و با ایمان جاودانه در بهشت خواهند بود، و بعضى از افراد گناهکار که وجود آنها غرق در کفر و انکار و گناه و تجاوز شده است براى همیشه در مجازات و عذاب دوزخ مى مانند، و به تعبیر دیگر مجازات آنها نیز جاودانه است.
در زبان قرآن از این موضوع به «خلود» تعبیر شده که در اصل لغت به معنى بقاى چیزى به حال خود است، و اگر به اشیاء فسادناپذیر «خالد» گفته مى شود نیز به همین جهت است.
از 25 مورد که در قرآن مجید کلمه «خالدون» به کار رفته چهارده مورد آن درباره عذاب دوزخ و جاودانگى آن است.
﴿ صفحه 822﴾
و از 44 مورد که کلمه «خالدین» به کار رفته سیزده مورد مربوط به این قسمت مى باشد، گاهى علاوه بر تعبیر به خلود، با عبارات دیگرى جاودانگى پاداش و کیفر مشخص شده است.
مثلاً در سوره هود در مورد نیکوکاران سعادتمند مى خوانیم: «وَ أَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذ; اما سعادتمندان، در بهشت تا آسمان و زمین برپاست باقى مى مانند - مگر آنچه را که خدا بخواهد - این بخششى است قطع نشدنى».(123)
و در مورد شقاوتمندان مى گوید:
«خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّک; آنها، تا آسمان و زمین برپاست در دوزخ مى مانند، مگر آنچه خدا بخواهد».(124)
روشن است که استثناء آخر آیه (مگر آنچه را خدا بخواهد) به معنى قطع پاداش و کیفر نیست،بلکه بیان قدرت پروردگار است یعنى نه آنکه خیال شود با چنان پاداش و کیفرى کار از دست خدا بیرون مى رود، نه، همه چیز همچنان در قبضه قدرت اوست.
شاهد این سخن ذکر جمله: «عَطاءَ غَیْرَ مَجْذُوذِ; (این بخششى است قطع نشدنى) بعد از استثناء مذکور است.
به علاوه اگر کسى در دوام کیفر بدکاران تردید کند در دوام پاداش نیکو کاران جاى تردیدى وجود ندارد و این قرینه دیگرى است بر آنچه گفتیم (دقت کنید).
﴿ صفحه 283﴾

یک سؤال مهم

در اینجا فوراً یک علامت استفهام بزرگ در فکر هر شنونده اى ترسیم مى شود که این نابرابرى چگونه در کار خدا ممکن است؟
چگونه مى توان پذیرفت که انسانى تمام عمر خود را که حداکثر هشتاد یا صد سال بوده کار خوب یا بد کرده است ولى میلیونها میلیون سال - و بیشتر - پاداش و کیفر ببیند؟!
باز این مطب در مورد پاداش چندان مهم نیست، زیرا بخشش و پاداش هر چه بیشتر باشد نشانه فضل و کرم پاداش دهنده است بنابراین جاى هیچ گونه ایراد و خرده گیرى نیست.
اما در مورد کار بد و گناه و ظلم و کفر و انکار، چگونه عذاب جاودانه در برابر گناه محدود با اصل عدالت سازگار است؟
کسى که دوران طغیان و سرگشى و تجاوزش حداکثر از یک صد سال تجاوز نمى کند چرا همیشه باید در آتش و مجازات شکنجه ببیند؟
آیا عدالت ایجاب نمى کند که یک نوع تعادل در اینجا برقرار گردد و مثلاً هشتاد یا صد سال (به اندازه اعمال خلافش) کیفر ببیند؟!

پاسخ هاى غیر قانع کننده

پیچیدگى پاسخ این اشکال سبب شده که بعضى به فکر توجیه آیات خلود بیفتند و آنها را طورى تفسیر کنند که مجازات جاودان که به عقیده آنها بر خلاف اصل عدالت است از آن استفاده نشود.
1- بعضى مى گویند: منظور از «خلود» معنى کنائى یا مجازى آن است
﴿ صفحه 284﴾
یعنى یک مدت نسبتاً طولانى، همانطور که به افرادى که تا آخر عمر باید در زندان بمانند مى گویند آنها محکوم به «زندان ابد» هستند، با اینکه مسلماً ابدیتى در هیچ زندانى وجود ندارد و با پایان عمر، پایان مى یابد، حتى در زبان عربى نیز «یُخَلَّدُ فِى السِّجْنِ» که از ماده خلود است در این گونه موارد به کار مى رود.
2- بعضى دیگر مى گویند: اینگونه گردنکشان طاغى و یاغى که گناه سراسر وجود آنها را فراگرفته است و وجودشان به رنگ کفر و گناه درآمده اگر چه همیشه در دوزخ خواهند بود، ولى مهم اینجاست که دوزخ همیشه به یک حال باقى نمى ماند بلکه روزى فرا مى رسد که آتش آن - مانند هر آتش دیگر - بالاخره خاموش مى گردد! و آرامش خاصى دوزخیان را فرا مى گیرد!
3- بعضى دیگر احتمال داده اند که با گذشت زمان و پس از کشیدن مجازات هاى فراوان، سرانجام یک نوع سازش با محیط در دوزخیان به وجود مى آید و آنها به رنگ محیط خود در مى آیند و کم کم به آن خو مى گیرند و عادت مى کنندو در این حال هیچ گونه احساس ناراحتى و عذاب ندارند!
البته همان گونه که گفتیم همه این توجیهات به خاطرعجز و ناتوانى در برابر حل مشکل خلود و جاودانى بودن عذاب است، وگرنه ظهور آیات خلود، در جاودانى بودن عذاب یک دسته خاص، قابل انکار نیست.