معاد و جهان پس از مرگ

آیت الله مکارم شیرازی

الف - گواهان در رستاخیز

در آیات قرآن مجید، گواهان مختلفى براى آن دادگاه بزرگ ذکر شده است، به این ترتیب:
1- ذات پاک خداوند: «وَ ما تَکُونُ فی شَأْن وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآن وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَل إِلاّ کُنّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفیضُونَ فیهِ وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّة فِی اْلأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاّ فی کِتاب مُبین»!
«در هر حال که باشى، و هر آیه اى از قرآن بخوانى، و هر کارى انجام دهى، ما گواه بر شما هستیم و هیچ امرى بر علم و دانش پروردگار تو - حتى به اندازه سنگینى ذره اى - مخفى نمى ماند نه در زمین و نه در آسمان، و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن، مگر اینکه همگى در کتاب آشکار ثبت است».(91)
﴿ صفحه 257﴾
2- پیامبران نیز از گواهانند: «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّة بِشَهید وَ جِئْنا بِکَ عَلى هؤُلاءِ شَهیدًا; چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتى گواهى خواهیم آورد و تو را گواه بر آنها قرار خواهیم داد».(92)
3- زبان و دست و پا گواهى میدهند: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ; روزى که زبان و دست و پاى آنها به اعمال آنها گواهى مى دهد!»(93)
4- پوستهاى تن نیز گواهند: «وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْء; به پوستهاى تن خود مى گویند چرا بر ضد ما گواهى دادید؟ آنها جواب مى دهند: پروردگارى که همه چیز را به نطق در آورده ما را نیز به نطق درآورد (تا حقایق را بازگو کنیم)».(94)
5- زمین نیز گواه اعمالى است که بر آن انجام یافته: «یَوْمَئِذ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ! بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحى لَها; در آن روز زمین اخبار خود را بازگو مى کند زیرا پروردگار او به او وحى کرده است».(95)
6- فرشتگان نیز از گواهانند: «وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْس مَعَها سائِقٌ وَ شَهیدٌ; همه کس وارد دادگاه قیامت مى شوند در حالى که با هر فردى مأمورى و گواهى (از فرشتگان) مى باشد». (96)
﴿ صفحه 258﴾

چگونگى این گواهى

با توجه به قرار گرفتن زبان و دست و پا و اعضاى بدن و همچنین، زمین ها در زمره گواهان روشن مى شود که این گواهى از آن «گواهیهاى قراردادى بشر» که گاهى از منطفه حرف تجاوز نمى کندو هیچ گونه مطابقتى با واقع ندارد، نیست.
این یک گواهى «عملى» و «اثرى» است که دروغ را در آن راهى نیست.
توضیح اینکه: گاهى مى گوییم چشم هاى فلان کس گواهى مى دهد که دیشب نخوابیده است!
رنگ پریده و صداى لرزانش گواهى مى دهد که از چیزى ترسیده است!
نظافت فوق العاده لباس و خانه اش گواهى مى دهد که در انتظار میهمانى به سر مى برد.
این «گواهى طبیعى و عملى» رساترین و صادق ترین نوع گواهى مى باشد که کسى را یاراى انکار آن نیست.
بسیار مى شود که متهم شهادت تمام شهود را انکار مى کند، اما همین که نوار سخنان او را برایش مى گذارند و یا عکسهایش از لحظه جنایت را به او نشان مى دهند تمام راههاى انکار را به روى خود بسته مى بیند و اعتراف مى کند، دلیل آن این است که گواهى عکس و نوار یک گواهى طبیعى و اثرى است، که هیچ کس قادر بر انکار آن نمى باشد.
نباید فراموش کنیم که روح و جسم ما یک بایگانى عجیب اسرارآمیز از تمام اعمال و رفتار و سخنان عمر ماست، یعنى همان طور که غذاهایى از آغاز عمر تاکنون خورده ایم در جسم ما - بدون استثناء اثر گذارده، و آثار هر یک
﴿ صفحه 259﴾
از آنها در خون ما، در سلول هاى بدن، در استخوان و رگ و پى ما وجود دارد، حتى با تغییر سلول ها و عوض شدن آنها باز این آثار به سلول هاى آینده انتقال مى یابند، به طورى که اگر یک دستگاه فوق العاده دقیق باشد و روى خون یا سلول هاى بدن ما بررسى کند، ممکن است تمام غذاهایى را که از آغاز تاکنون خورده ایم - حتى با قید تاریخ! - بازگو کند.
همچنین هر یک از اعمال ما انعکاس و بازتابى در روح و جسم ما دارد: یک دروغ، یک خیانت، یک تجاوز به حق دیگران، یک ضربه سیلى به صورت بى گناه، یک شهادت و گواهى ظالمانه همه نقشى در روح و جسم ما مى گذارند و خطوطى ترسیم مى کنند که خواندن این خطوط در دادگاه قیامت که عالم ظهور و بروز است کاملاً آسان مى باشد، اینها همه گواهان و شهودان دادگاهند.
و راستى اگر جامعه اى توجه و ایمان به چنین واقعیتى داشته باشد چقدر مراقب اعمال و رفتار خویش خواهد بود؟ و این ایمان مذهبى به رستاخیزى این چنین، چه اثر تربیتى عظیم و فوق العاده اى خواهد داشت!

ب - حساب و کتاب در آن دادگاه

از آنچه در بالا گفته شد به خوبى معلوم مى شود که مسأله پرونده و نامه اعمال و محاسبه در محکمه رستاخیز نیز شکل تازه اى به خود مى گیرد.
سرتاپاى مجرمان و نیکوکاران پرونده است، زمینى که روى آن زندگى داشته، در و دیوارهاى خانه اى که در آن مسکن کرده بود، هر کدام
﴿ صفحه 260﴾
پرونده اى مى باشد و مسلماً نامه عملى که به دست راست نیکوکاران و به دست چپ بدکاران داده مى شود و آیات قرآن میگوید آنها قادر به انکار محتویات آن نیستند نوعى از این پرونده هاى اثرى است که شاید تصور آن هم امروز براى ما مشکل باشد.
و از اینجا مشکل دیگرى براى ما حل مى شود که چگونه قرآن مى گوید: «وَاللّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ; خداوند به سرعت حساب خلایق را مى رسد».(97)
زیرا حساب همه در آنجا روشن است، این حساب مجموعه اثرات اعمال نیک و بدى است که در وجود هر کس متراکم شده، و همواره نتیجه آن معلوم و مشخص مى باشد.
گاهى براى نزدیک ساختن این حقیقت به ذهن، به یک مثال ساده - و شاید از جهاتى دور از مقصود - متوسل مى شویم مى گوییم اتومبیلهاى معمولى ممکن است در طول عمر خود راه هاى زیادى در جاده هاى مختلف را پیموده باشند بدون آنکه حتى راننده آن به خاطر داشته باشد تا چه رسدکه بتواند به حساب آنها برسد ولى هر لحظه اراده کنیم با یک نگاه به کیلومتر شمار آن، مى توانیم مقدار راهى را که پیموده دقیقاً تعیین نماییم که این نیز یک گواه اثرى است، چون پیوند سیم کیلومتر شمار با دستگاه هاى حرکت ماشین دائماً روى آن اثر گذارده و آن را به حرکت در مى آرود.
در محاسبه هاى معمولى اشتباه وجود دارد، حساب با انگشت با اعداد با چتکه و حتى با مغزهاى الکترونیکى، اما یک نوع حساب در این جهان داریم که در آن اشتباه نیست، مثلاً کنده هاى درختان هر سال قشرى بر خود مى افزایند که روشنگر سن آنهاست، همچنین طبقات یخ، این حسابى است
﴿ صفحه 261﴾
که در آن اشتباه وجود ندارد و همیشه «سرجمع» آن حاضر است، محاسبه قیامت نوع عالى تر این گونه حساب مى باشد.