معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2- کمبود مواد خاکى زمین

ایراد دیگرى که در مورد معاد جسمانى مى کنند این است که اگر بنا شود تمام افراد انسان در روز رستاخیز با همین بدن مادى باز گردند، اصولاً خاک هاى روى زمین براى آن همه انسان کافى نیست و به این صورت گرفتار
﴿ صفحه 247﴾
کمبود مصالح اصلى براى ساختمان این همه انسان مى شویم! و اگر بگوییم این انسان ها به شکل کنونى نخواهند بود بلکه تبدیل به آدمکهایى خواهند شد بسیار کوچک و ریز، آن هم مطلب عجیب و باورنکردنى است.
پاسخ: کسانى که این سخن را مى گویند و مسأله کمبود خاک ها و مصالح ساختمانى بدن آن همه انسان ها را مطرح مى کنند، در حقیقت گز نکرده پاره کرده اند! و تیرى درتاریکى پرتاب نموده اند که متأسفانه به هدف نخورده است! چه خوب بود که در این گونه بحث ها که با اعداد و ارقام باید سر و کار داشته باشیم، قلم و کاغذى به دست مى گرفتند و یک محاسبه اجمالى روى مطلب مى کردند تا بدانند چه اندازه گرفتار اشتباه شده اند!
اکنون بفرمایید قلم و کاغذ به دست گرفته، حساب کنیم:
مى گویند 65 تا 70 درصدبدن هر انسانى آب است بنابراین مواد معدنى و آلى بدن یک انسان تقریباً در حدود یک سوم وزن بدن اوست، یعنى یک انسان شصت کیلویى تقریباً بیست کیلو - یا مقدارى کمتر - خاک و مواد آلى و معدنى دارد و بقیه آب است. حالا حساب مى کنیم که اگر یک متر مکعب خاک داشته باشیم براى مصالح ساختمان بدن چند انسان کافى است؟
به آسانى مى توانیم دریابیم که این مقدار خاک (یک متر مکعب) براى بیش از یکصد نفر کفایت مى کند. اگر وزن مخصوص خاک را دو برابر آب حساب کنیم یک متر مکعب خاک دو هزار کیلوگرم وزن خواهد داشت که اگر آن را تقسیم به عدد بیست (وزن مواد لازم براى هر انسانى) کنیم نتیجه صد مى شود.
اکنون به خوبى مى توانیم بدانیم که یک کیلومتر مکعب خاک یعنى قطعه زمینى که طول و عرض و عمق آن یک هزار متر بوده باشد براى ساختن یکصد
﴿ صفحه 248﴾
میلیارد انسان کافى است.
یعنى در یک کیلومتر مکعب - به زبان ساده - یک میلیاد متر مکعب وجود دارد که هر کدام براى ساختن یکصدانسان کافى است.
و به عبارت روشنتر:
این مقدار خاک مى تواند تقریباً 25 برابر جمعیت کره زمین را بسازد و تصدیق مى کنید این مقدار خاک وسعت ناچیزى از سطح کره زمین را اشغال مى کند.
حالا که زحمت محاسبه را کشیدید بیایید در افق زمان نیز به سیر و حرکت بپردازیم:
فکر مى کنید حد متوسط عمر یک انسان چند سال است؟ و به تعبیر دیگر: چند سال طول مى کشد که یک نسل به کلى از میان برود و نسل دیگرى جانشین آن گردد؟
فکر مى کنید بیش از پنجاه سال باشد؟ نه، امروز که بیش از این نیست و در گذشته البته از این کمتر بوده است.
اکنون عدد 25 را که در بالا داشتیم و معرف 25 نسل بود ضرب در عدد پنجاه سال که متوسط عمر هر نسلى است مى کنیم مى شود 1250 سال یعنى یک «کیلومتر مکعب خاک» براى ساختن ماده اصلى تمام انسان هاى روى کره زمین به مدت 1250 سال کافى است.
بنابراین اگر مجموع دوران تاریخ زندگى بشر را روى زمین فى المثل دوازده هزار و پانصد سال فرض کنیم، و باز فرض کنیم هیچ جزئى از بدن انسان جزء بدن فرد دیگر نشده باشد، فقط ده کیلومتر مکعب خاک کافى است که مصالح بدن این همه انسان را از نو تشکیل دهد.
﴿ صفحه 249﴾
و اگر طول عمر انسان را در کره زمین دو میلیون و پانصد هزار سال بدانیم! که از آخرین جمجمه هاى پیدا شده به دست مى آید و شاید نتوان از آن دورتر رفت، در این صورت دو هزار کیلومتر مکعب خاک کافى است که مصالح بدن این همه انسان را در طول 2500000 سال تشکیل دهد، و مى دانیم این مقدار خاک مقدار کمى از روى زمین را اشغال مى کند.
نتیجه اینکه اگر سطح مساحت کشور ایران را با عمق هزار متر خاک در نظر بگیریم مى تواند جواب نیازمندى مصالح جسمى میلیاردها میلیارد انسان را در طول دو میلیون و پانصد هزار سال بدهد، با اینکه کشور ما گوشه کوچکى از سطح کره زمین را اشغال کرده که با یک نگاه سطحى روى نقشه جغرافیا وضع آن روشن مى گردد.
از مجموع آنچه گفتیم روشن مى شود که ادعاى عدم کفایت خاک هاى کره زمین براى پاسخ گفتن به مواد لازم براى تشکیل بدن انسان ها تا چه اندازه بى اساس است و مصداق همان «گز نکرده و پاره کردن» مى باشد!

3- با کدامین جسم معاد صورت مى گیرد؟

سؤال دیگرى که در زمینه معاد جسمانى مطرح مى شود این است که اگر معاد با جسم صورت مى گیرد، با کدامیک از بدنها و اجسامى که انسان در طول عمر با آن زندگى کرده، رستاخیز انجام مى شود؟ زیرا مى دانیم یک انسان در طول عمر چندین بار جسم و بدن خود را عوض مى کند، و احتمالاً هر هفت سال تمام سلول هاى بدن یک انسان عوض مى شوند و سلول هاى نو جانشین آنها مى گردد.
﴿ صفحه 250﴾
البته این دگرگونى آنچنان دقیق و ماهرانه و تدریجى صورت مى گیرد که به هیچ وجه محسوس نیست، و جالب تر اینکه سلول هاى نو تمام مشخصات و خصوصیات سلول هاى کهنه را به خود جذب مى کنند، یعنى به همان اندازه، به همان شکل و به همان رنگ در مى آیند، مگر نه این است که زائیده و مولود و وارث سلول هاى پیشین هستند; چرا در همه چیز همانند آنها نباشند؟

به هر حال با توجه به آنچه گفته شد جاى این سؤال باقى مى ماند که انسانى که در مدت عمر هفتاد ساله اش ده بار قالب عوض کرده و با هر یک اعمالى از نیک و بد انجام داده است آیا با مجموع این بدن ها باز مى گردد که هیولاى عجیبى خواهد شد؟! یا با یکى از آنها که ترجیح بلامرجح خواهد بود، علاوه بر این هر بدنى براى خود پرونده اعمال دارد که ممکن است با پرونده اعمال بدن دیگر کاملاً متفاوت باشد، اما اگر معاد روحانى باشد هیچ یک از این اشکالات بروز نخواهد کرد.
پاسخ: جواب این سؤال را در خود سؤال مى توان یافت، زیرا همانطور که در متن آمده هر بدنى تمام مشخصات و صفات بدن پیشین را به خود جذب مى کند، و بنابراین آخرین بدن بایگانى تمام پرونده هاى یک عمر است و خلاصه و فشرده و عصاره اى است از تمام مشخصات بدنهاى گذشته، زیرا وارث و جانشین بلکه محتوى و حافظ تمام ویژگیهاى آنهاست.
و به این ترتیب هرگاه آخرین بدن مبعوث و برانگیخته شود چنان است که تمام بدن ها برانگیخته شده باشد. جالب اینکه سلول ها به هنگام تعویض حتى عوارض اکتسابى را نیز به خود جذب مى کنندمثلاً کسانى که روى بدن خود خالکوبى کرده اند این خالها ممکن است تا آخر عمر از آنها جدا نشود
﴿ صفحه 251﴾
با اینکه سلول ها عوض مى گردند و این به خوبى نشان مى دهد که حتى صفات اکتسابى نیز نقل مکان داده، به «سلول هاى جانشین» منتقل مى گردند.
و همان گونه که گفتیم از آیات متعددى از قرآن مجید نیزاستفاده مى شود که معاد رستاخیز با آخرین بدن انجام مى گیرد.
در سوره یس آیه 51 مى خوانیم:
«وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ اْلأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ; و(بار دیگر) در صور دمیده مى شود، ناگهان آنها از قبرها شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى روند».
و در سوره حج آیه 7 مى خوانیم:
«وَ أَنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ; و خداوند مردگانى را که در قبرها هستند بر مى انگیزد».
از این آیات و مانند آنها به خوبى استفاده مى شود که رستاخیز با آخرین بدن صورت مى گیرد، قانون خرد نیز اقتضا مى کند که چنین باشد، زیرا بدنى که عصاره و فشرده همه بدنهاى دوران عمر است در حقیقت همیشه با روح بوده است و از هر جهت تناسب و سنخیت با آن دارد، و روح تنها با آن مى تواند زندگى کاملى داشته باشد بنابراین، مشکلى از این جهت در امر معاد جسمانى پیدا نخواهد شد.

4- رستاخیز در کجا خواهد بود؟

بالاخره آخرین سؤالى که در زمینه معاد جسمانى ممکن است صورت گیرد این است که اگر همه مشکلات در این مورد حل شود تازه براى
﴿ صفحه 522﴾
بازگشت این همه انسان که در دوران عمر به زمین آمده اند جایى در روى کره زمین وجود نخواهد داشت، زیرا هم امروز وسعت کره زمین براى نسل موجود در پاره اى از نقاط کم است و برنامه مبارزه با افزایش جمعیت در همه جا مطرح مى باشد حالا فکر کنید اگر بخواهند همه انسان هاى گذشته و آینده در زمان واحد باز گردند چه غوغایى برپامى شود، اما اگر معاد تنها جنبه روحانى داشته باشد مشکلى به وجود نخواهد آمد چون در جهان ارواح مزاحمتى وجود ندارد.
پاسخ: کسى که این ایراد را مى کند گویا از یک نکته غفلت کرده است و آن این که همان گونه که در قرآن نیز صریحاً آمده، در پایان این جهان نظام کرات عالم هستى به هم مى ریزد: خورشید خاموش و ماه تاریک مى گردد کوه ها همانند ذرات غبار پراکنده مى گردند، سپس بر ویرانه این جهان کهنه، جهان نو و تازه بنیاد مى گردد و زندگانى نوین انسانها در جهانى نو صورت مى گیرد، و به این ترتیب مشکل کمى وسعت کره زمین اساساً مطرح نخواهد بود، زیرا آن روز کره زمینى به این شکل نخواهیم داشت که از کمى وسعت آن نگران باشیم در آینده توضیح بیشترى - به خواست خدا - در این زمینه خواهیم داد.
﴿ صفحه 253﴾