معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

بقاى روح در قرآن

اشتباه نشود نمى خواهیم بگوئیم که قرآن از مسئله روح و بقاى آن سخن به میان نیاورده است بلکه مى خواهیم بگوئیم اثبات معاد را متکى به آن نکرده است.
در قرآن آیات متعددى وجود دارد که صریحاً و یا بطور اشاره حکایت از بقاى روح و استقلال آن و فانى نشدن آن به فناى بدن مى کند.
از جمله: در سوره آل عمران آیه 169 و 170 درباره شهیدان راه خدا چنین
﴿ صفحه 227﴾
مى خوانیم:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ;
«(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند، بلکه آنها زنده اند و در نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند، آنها به خاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است خوشحالند و به خاطر کسانى که هنوز به آنها ملحق نشده اند (= مجاهدان و شهیدان آینده) خوشوقتند، (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى بینند و مى دانند) که نه ترسى بر آنهاست و نه غمى خواهند داشت».

این آیه صراحت در بقاى روح شهداء دارد و مى دانیم که این حکم مخصوص شهیدان راه خدا نیست زیرا روح آنها با ارواح دیگران از نظر مادى بودن و نبودن، تفاوتى ندارد و اگر تنها از آنها نام برده شده، به خاطر آن است که بحث و گفتگو پیرامون وضع شهیدان در میان مردم بوده (آنچنان که از شأن نزول آیه نیز به خوبى استفاده مى شود).
در سوره غافر آیه 46، درباره آل فرعون چنین مى خوانیم:
«النّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ; عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه مى شوند و هنگامى که قیامت برپا مى شود (دستور داده خواهد شد که) آل فرعون را در سخت ترین عذابها وارد کنید».
این آیه نیز گرچه درباره آل فرعون است ولى مسلماً اختصاصى به این دسته از ستمگران و گنهکاران ندارد!
﴿ صفحه 228﴾
بنابراین از دو آیه فوق استفاده مى شود که ارواح «نیکوکاران» و «بدکاران» بعد از مرگ داراى یک نوع حیات برزخى هستند و بنابراین دلیل بر استقلال روح محسوب مى شوند.
از آیات دیگرى همانند: قُلْ یَتَوَفّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُمْ; فرشته مرگ که مأمور شماست، (روح) شما را مى گیرد».(83)
شبیه این تعبیر در آیات متعدد دیگرى مانند آیه 50 سوره انفال، آیه 42 سوره زمر، آیه 36 سوره یونس و غیر اینها نیز دیده مى شود در این آیات به جاى مرگ تعبیر به گرفتن شده است که نشان مى دهد چیزى در وجود انسان است که با مرگ جسم، باز گرفته مى شود، و این نشان مى دهد که با مرگ جسم، انسان بکلى نابود نمى گردد و چیزى از او باقى مى ماند و این تعبیرات اشاره لطیفى به مسئله بقاى روح است.
﴿ صفحه 229﴾

معاد جسمانى و روحانى

آیا زندگى بعد از مرگ تنها جنبه روحانى دارد؟ یعنى جسم به هنگام مرگ براى همیشه از ما جدا مى شود و زندگى جاویدان تنها مربوط به روح است؟
و یا اینکه معاد در هر دو جنبه صورت مى گیرد، یعنى جسم و روح توأماً باز مى گردند؟
و یا اینکه معاد جنبه روحانى و نیمه جسمانى دارد، یعنى روح باز مى گردد و جسم هم بر مى گردد، اما نه این جسم مادى عنصرى معمولى، بلکه جسم لطیفى که مافوق این جسم و عصاره آن است بازگشت مى کند.
و یا اینکه معاد صرفاً جنبه جسمانى دارد و این عقیده کسانى است که براى روح استقلالى قائل نیستند و آن را از آثار و خواص همین جسم مى دانند. هر یک از این چهار نظریه طرفدارانى دارد.

نظر اول: معاد روحانى

بسیارى از فلاسفه پیشین طرفدار این عقیده بودند و مى گفتند به هنگام مرگ روح براى همیشه از بدن جدا مى شود و در عالم ارواح باقى مى ماند، بنابراین مسئله «معاد» یعنى بازگشت اصولاً مفهومى ندارد و بازگشتى در کار نیست، بلکه روح به بقاى خود همچنان ادامه مى دهد، آنها معتقد بودند
﴿ صفحه 230﴾
همانطور که جوجه براى مدتى نیاز دارد که در درون پوست تخم مرغ زندگى کند، و جنین در شکم مادر، و هنگامى که دوران تکاملى خود را در آن طى کردند و از آن جدا شدند، دیگر هرگز به آن باز نمى گردند، نه مرغ به درون پوست بر مى گردد و نه جنین بعد از تولد به رحم، انسان نیز چنین است و بنابراین تمام پاداشها و کیفرها، لذات و ناراحتیهاى پس از مرگ و جهان دیگر همه جنبه روحانى دارد.