معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3- خواب و رؤیا

مسأله خواب از دو جنبه همواره فکر دانشمندان را به خود مشغول داشته است.
1- خواب چیست؟ چرا انسان به خواب مى رود؟ اصولاً در حال خواب چه نوع تغییرات فیزیولوژیکى در انسان پیدا مى شود؟
2- صحنه هایى را که انسان در خواب مى بیند و رویا نامیده مى شود چیست و چگونه است؟
تا کنون به گفته بعضى از دانشمندان صدها نظریه درباره خواب و حقیقت رؤیا ابراز شده است، که نشان مى دهد این مسئله از دیر زمان مورد مطالعه و بررسى دانشمندان بوده و آنچه ما در اینجا مى آوریم فشرده اى از مهمترین نظراتى است که در این بحث ابراز شده است.
نخست به اصل حقیقت خواب مى پردازیم تا ببینیم چه مى شود که انسان به خواب مى رود؟
بعد بحث خود را درباره حقیقت «رؤیا» که نقطه اصلى بحث ما است دنبال خواهیم کرد.
خواب یعنى تعطیل شدن قسمتى از فعالیتهاى مغزى انسان (فعالیت هاى خودآگاه)، بدیهى است هیچ گاه تمام فعالیتهاى این مرکز فرماندهى بدن تعطیل نمى شود زیرا تعطیل عمومى آن مساوى است با مرگ!
به عقیده جمعى از دانشمندان خواب در تمام موجودات زنده هست، همه حیوانات و حتى گیاهان مى خوابند، یعنى قسمتى از فعالیتهاى حیاتى
﴿ صفحه 213﴾
آنها بطور متناوب با گذشت شب و روز تعطیل مى شود.(80)
اما اینکه چطور مى شود مغز انسان قسمتى از فعالیتهاى خود را تعطیل مى کند و د رخواب فرو مى رود و فعالیتهاى جسمى به صورت کند و ملایم در مى آید، و به زبان ساده چه مى شود که انسان خوابش مى برد؟ این سؤالى است که پاسخهاى فراوانى به آن داده شده است، و مهمترین آنها سه نظریه زیر است:
1- نظریه عامل فیزیکى
2- نظریه عامل شیمیایى
3- نظریه عامل عصبى
نخستین نظریه مى گوید:
خواب عامل فیزیکى دارد و علت اصلى آن انتقال خون از مغز به سوى قسمتهاى پائین بدن و پاهاست، هنگامى که خون متوجه قسمتهاى پائین بدن شد و کمتر به مغز رسید مغز قسمتى از فعالیت خود را تعطیل مى کند در این موقع مى گوئیم به خواب رفته است.
طرفداران این نظریه براى اثبات عقیده خود، از تختخوابهاى مخصوصى استفاده کرده اند - که تختخواب ترازویى نامیده مى شود - شخصى که مى خواهد به خواب فرو رود روى این تختخوابها دراز مى کشد، تجربه نشان مى دهد که قبل از خواب رفتن سر او سنگینتر است
﴿ صفحه 214﴾
زیرا مقدار بیشترى خون را به سوى خود جلب کرده، اما هنگامى که به خواب رفت طرف پاها سنگینتر مى شود و نشان مى دهد که خون متوجه به آن سمت از بدن شده است.
این نظریه گرچه ذاتاً قابل قبول است - چون متکى به آزمایش مى باشد - ولى به هیچ وجه نمى تواند عامل اصلى خواب را نشان دهد، زیرا جاى این سؤال باقى مى ماند که بر اثر چه عاملى خون، مغز را رها کرده و متوجه به سوى پاها مى شود و به عبارت دیگر آنها نتیجه خواب را بیان کرده اند نه عامل اصلى پدید آمدن آن را.
طرفداران نظریه دوم (عامل شیمیائى) مى گویند: به هنگام تلاش و کوشش، سمومى در بدن انسان جمع مى شود که بخشى از مغز را از کار مى اندازد و هنگامى که این سموم در بدن انسان جذب شد از خواب بیدار مى شود.
ولى آنها نتوانسته اند این مطلب را روشن سازند که چرا انسان به خواب مى رود و یک مرتبه از خواب بیدار مى شود، در حالى که مى دانیم مسمومیت یک موضوع تدریجى است و زائل شدن آن هم تدریجى، بنابراین انسان باید تدریجاً از حالت بیدارى به حالت نیمه خواب و خواب زدگى و سپس خواب کامل فرو رود و همچنین تدریجاً بیدار شود در حالى که چنین نیست، و این دو پدیده غالبا در یک «آن» انجام مى گیرد، البته ممکن است انسان یک ساعت در بستر بماند تا به خواب فرو رود ولى لحظه فرو رفتن در خواب یک لحظه بیش نیست، همانطور که بیدار شدن نیز در یک لحظه انجام مى گیرد، و این با مسأله تدریجى بودن سازگار نمى باشد.
﴿ صفحه 215﴾
نظریه سوم مى گوید:
در مغز آدمى یک سیستم فعال وجود دارد که مغز را به کار وا مى دارد، هنگامى که این سیستم فعال از کار افتاد انسان مى خوابد این سیستم فعال عصبى که حکم گاز اتومبیل را دارد بر اثر خستگى خاموش مى شود.
اما این خستگى چیست؟ و چرا این سیستم فعال عصبى از کار مى افتد؟
اینها سؤالاتى است که پاسخ روشنى هنوز براى آن ندارند.
از آنچه گفته شد چنین نتیجه مى گیریم که با تمام گفتگوها و بررسى هایى که درباره حقیقت خواب شده است هنوز راز اصلى این مسئله در پرده اى از ابهام باقى مانده است و ممکن است تحقیقات آینده دانشمندان پرده از روى آن بردارد.
و جالب این است که از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «کُلُّ حَىِّ یَنامُ ما خَلاَ الله; همه موجودات زنده، جز ذات خداوند، مى خوابند».

رؤیا و خواب دیدن

از اصل مسأله خوابیدن مهمتر، «خواب دیدن و رؤیا» است. همان صحنه هاى گوناگون زشت و زیبا، دلپذیر و غم انگیز، وحشتناک و روح افزا که انسان در خواب مى بیند.
همیشه انسان در این فکر بوده که راستى این صحنه هائى که در خواب مى بیند چیست و سرچشمه اصلى رؤیا کجاست؟
چه عامل مرموزى در کار است که این صحنه ها را در ساعات خواب در برابر انسان مجسم مى سازد؟
درباره حقیقت رؤیا، تفسیرهاى زیادى شده است که مى توان آنها را به دو بخش تقسیم کرد:
﴿ صفحه 216﴾
1- تفسیر مادى
2- تفسیر روحى
مادیها مى گویند رؤیا چند علت مى تواند داشته باشد:
الف: ممکن است خواب دیدن و رؤیا نتیجه مستقیم کارهاى روزانه انسان باشد یعنى; آنچه را انسان در روزهاى گذشته انجام داده به هنگام خواب در مقابل فکر او مجسم گردد.
ب: ممکن است یک سلسله آرزوهاى برآورده نشده باعث دیدن خوابهایى شود، همان طور که شخص تشنه، در خواب آب مى بیند و کسى که در انتظار سفر کرده اى است خواب آمدن او از سفر را مى بیند (و از قدیم گفته اند: شتر در خواب بیند پنبه دانه!...).
ج: ممکن است ترس از چیزى باعث شود که انسان خواب آن را ببیند، زیرا مکرر تجربه شده کسانى که در خانه تنها از دزد وحشت دارند شب خواب دزد مى بینند (ضرب المثل معروف «دور از شتر بخواب و خواب آشفته مبین» اشاره به همین حقیقت است).(81)
فرویدیستها و پیروان مکتب فروید یک نوع تفسیر و تعبیر مادى دیگرى براى خواب دارند; آنها طى مقدمات مشروحى اظهار مى دارند که: خواب و رؤیا عبارت است از ارضاى تمایلات واپس زده و سرکوفته اى که همیشه با تغییر و تبدیلهائى براى فریب «من» به عرصه خودآگاه روى مى آورند.(82)
توضیح اینکه: بعد از قبول این مسئله که روان مشتمل بر دو بخش است.
«بخش آگاه» (آنچه به تفکرات روزانه و معلومات ارادى و اختیارى
﴿ صفحه 217﴾
انسان ارتباط دارد).
«بخش ناآگاه» (آنچه در ضمیر باطن به صورت یک میل ارضاء نشده، پنهان گردیده است.)
مى گویند: بسیار مى شود امیالى که ما داریم و به عللى نتوانسته ایم آنها را ارضا کنیم و در ضمیر باطن ما جاى گرفته اند، به هنگام خواب که سیستم خودآگاه از کار مى افتد براى یک نوع اشباع تخیلى به مرحله خودآگاه روى مى آورد، گاهى بدون تغییر منعکس مى شوند (همانند عاشقى که محبوب از دست رفته خود را در عالم خواب مشاهده مى کند) و گاهى تغییر شکل داده و به صورتهاى مناسبى منعکس مى شوند که در این صورت نیاز به تعبیر دارند.
بنابراین رؤیاها همیشه مربوط به گذشته است و از آینده هرگز خبر نمى دهد، تنها مى توانند وسیله خوبى براى خواندن «ضمیر ناآگاه» باشند، و به همین جهت براى درمان بیماریهاى روحى که متکى به کشف ضمیر ناآگاه است بسیار مى شود که از خوابهاى بیمار کمک مى گیرند.
بعضى از دانشمندان غذاشناس، میان «خواب و رؤیا» و «نیازهاى غذائى بدن» رابطه قائل هستند و معتقدند که مثلاً اگر انسان در خواب ببیند از دندانش «خون» مى چکد لابد ویتامین ث بدن او کم شده است!
و اما فلاسفه روحى، تفسیر دیگرى براى خوابها دارند، آنها مى گویند: خواب و رؤیا بر چند قسم است.
﴿ صفحه 218﴾
1- خوابهاى مربوط به گذشته زندگى و امیال و آرزوها، که بخش مهمى از خوابهاى انسان را تشکیل مى دهد.
2- خوابهاى پریشان و نامفهوم که معلول فعالیت و نیروى توهم و خیال است (اگر چه ممکن است انگیزه هاى روانى داشته باشد).
3- خوابهایى که مربوط به آینده است و از آن گواهى مى دهد.
شک نیست که خوابهاى مربوط به زندگى گذشته و جان گرفتن و تجسم صحنه هایى که انسان در طول زندگى خود دیده است تعبیر خاصى ندارند، همچنین خوابهاى پریشان و به اصطلاح اضغاث احلام که نتیجه افکار پریشان، و همانند افکارى است که انسان در حال تب و هذیان پیدا مى کند نیز تعبیر خاصى نسبت به مسائل آینده زندگى نمى تواند داشته باشد، اگر چه روانشناسان و روانکاوان از آنها به عنوان دریچه اى براى دست یافتن به ضمیر ناآگاه بشرى استفاده کرده و آنها را کلیدى براى درمان بیماریهاى روانى مى دانند.
بنابراین تعبیر خواب آنها براى کشف اسرار روان و پیدا کردن سرچشمه بیماریهاست، نه براى حوادث آینده زندگى.
و اما خوابهاى مربوط به آینده نیز داراى دو شعبه است، قسمتى خوابهاى صریح و روشن مى باشند که به هیچ وجه تعبیرى نمى خواهند و گاهى بدون کمترین تفاوتى، با نهایت تعجب، در آینده دور یا نزدیک تحقق مى پذیرد.
دوم، خوابهایى است که در عین حکایت از حوادث آینده بر اثر عوامل خاص ذهنى و روحى تغییر شکل یافته و نیازمند به تعبیر است.
براى هر یک از این خوابها نمونه هاى زیادى وجود دارد که همه آنها را نمى توان انکار کرد، نه تنها در منابع مذهبى و کتب تاریخى نمونه هائى از
﴿ صفحه 219﴾
آن ذکر شده بلکه در زندگى خصوصى خود ما یا کسانى که مى شناسیم مکرر رخ داده است به اندازه اى که هرگز نمى توان همه را معلول تصادف دانست. در اینجا چند نمونه از خوابهایى را که به طرز عجیبى پرده از روى حوادث آینده برداشته و از افراد کاملاً مورد اعتماد شنیده ایم یادآور مى شویم:
1- یکى از علماى معروف و کاملاً مورد وثوق همدان مرحوم آقا میرزا عبدالنبى که از علماى بزرگ تهران بود چنین نقل مى کرد:
«هنگامى که در سامرا بودم هر سال مبلغى در حدود یکصد تومان از مازندران براى من فرستاده مى شد، و به اعتبار همین موضوع قبلاً که نیاز پیدا مى کردم قرضهائى مى نمودم و به هنگام وصول آن وجه، تمام بدهیهاى خود را ادا مى کردم. یکسال به من خبر دادند که امسال وضع محصولات بسیار بد بوده و بنابراین وجهى فرستاده نمى شود، بسیار ناراحت شدم و با همین فکر ناراحت خوابیدم، ناگهان در خواب پیامبر اسلام (ص) را دیدم که مرا صدا زد و فرمود: فلانکس برخیز در آن دولاب را باز کن (اشاره به دولابى کرد) و یک صد تومان در آن هست بردار.
از خواب بیدار شدم چیزى نگذشت در خانه را زدند بعد از ظهر بود دیدم فرستاده مرحوم میرزاى شیرازى مرجع بزرگ شیعیان است گفت: میرزا شما را مى خواهد، من تعجب کردم که در این موقع براى چه آن مرد بزرگ مرا مى خواهد، رفتم دیدم در اطاق خود نشسته، من خواب خود را فراموش کرده بودم ناگاه مرحوم میرزاى شیرازى به من گفت: میرزا عبدالنبى در آن دولاب را باز کن و یکصد تومان در آنجا هست بردار! بلافاصله داستان خواب به نظرم رسید و از این حادثه سخت تعجب کردم، خواستم چیزى بگویم، احساس کردم مایل نیست سخنى در این زمینه گفته
﴿ صفحه 220﴾
شود، وجه را برداشتم و بیرون آمدم.
2- دوستى که مورد اعتماد است نقل مى کرد نویسنده کتاب «ریحانة الادب» مرحوم تبریزى فرزندى داشت، دست راست او ناراحت بود; (شاید رماتیسم شدید داشت) بطورى که به زحمت مى توانست قلم به دست بگیرد، بنا شد براى معالجه به آلمان برود.
او مى گوید: در کشتى که بودم در خواب دیدم مادرم از دنیا رفته است، تقویم را باز کردم و جریان را با قید روز و ساعت نوشتم بعد از مدتى که به ایران برگشتم جمعى از بستگان به استقبال من آمدند دیدم لباس مشکى در تن دارند، تعجب کردم و جریان خواب بکلى از خاطرم رفته بود بالاخره تدریجاً به من حالى کردند که مادرم فوت کرده، بلافاصله به یاد جریان خواب افتادم، تقویم را بیرون آوردم و روز فوت را سؤال کردم دیدم درست در همان روز مادرم از دنیا رفته است.
3- در سالنامه دنیا، سال شانزدهم، از یکى از رجال معروف سابق نقل مى کند که در نزدیکى قزوین زمین بایر وسیعى به قیمت نسبتاً زیادى خریدارى مى کند که به زودى مورد ملامت دوستان قرار مى گیرد و همه آن را یک نوع اشتباه مى دانند زیرا هیچ امیدى براى تهیه آب براى آن زمین نبود. هر قدر کوشش مى کند و از مقنى هاى قدیم و مهندسین جدید براى حفر چاه و رسیدن به آب استفاده مى نماید نتیجه اى نمى گیرد، این جریان او را بسیار پریشان کرده بود ولى از آنجا که پشتکار عجیبى داشت، دست از کوشش بر نمى داشت، اما ناکامیهاى او در این کوششها کم کم او را مأیوس مى کند تا اینکه شبى در خواب مى بیند که در آن زمین مشغول گردش براى یافتن آب است ناگهان به نقطه اى مى رسد که آب از آن مى جوشد، فرداى
﴿ صفحه 221﴾
آن روز به سراغ همان قطعه زمین مى رود و نقطه اى را که در خواب دیده بود پیدا مى کند و دستور حفر آن را مى دهد، چیزى نمى گذرد که آب فراوان از آن فوران مى نماید.
4- نویسنده معروف اسلامى، سید قطب، در تفسیر «فى ظلال القرآن» ذیل آیات مربوط به سوره «یوسف» چنین مى نویسد: «اگر من تمام آنچه را درباره رؤیا گفته اند انکار کنم، هیچ گاه نمى توانم جریانى را که براى خودم - هنگامى که در آمریکا بودم - واقع شد انکار نمایم، در آنجا من در خواب دیدم که خواهر زاده ام خون چشمانش را فرا گرفته بود و قادر به دیدن نیست (خواهرزاده ام با سایر اعضاى خانواده ام در مصر بودند). من از این خواب متوحش شدم، فوراً نامه اى براى خانواده ام به مصر نوشتم و مخصوصاً از وضع چشم خواهرزاده ام سؤال کردم چیزى نگذشت جواب نامه به دستم رسید، نوشته بودند که چشم او مبتلا به خون ریزى داخلى شده و قادر به دیدن نیست و هم اکنون مشغول معالجه است، قابل توجه اینکه خونریزى داخلى چشم او طورى بود که در مشاهده معمولى قابل رؤیت نبود، و تنها با وسایل پزشکى دیدن آن میسّر بود به هر حال از بینائى چشم محروم گشته بود، من حتى این خونریزى درونى را در خواب به شکل آشکار دیدم».
خوابهاى که پرده از روى اسرارى برداشته و حقایق مربوط به آینده و یا حقایق پنهانى مربوط به حال را کشف کرده بیش از آن است که حتى افراد دیر باور بتوانند انگشت انکار روى همه آنها بگذارند، و یا آنها را حمل بر تصادف کنند، با تحقیق از دوستان نزدیک خود غالباً مى توانید به
﴿ صفحه 222﴾
نمونه هایى از این خوابها دست یابید.
اینگونه خوابها از طریق «تفسیر مادى رؤیا» هرگز قابل تعبیر نیستند، و تنها با تفسیر فلاسفه روحى، و اعتقاد به استقلال روح مى توان آنها را تفسیر کرد، بنابراین از مجموع آنها به عنوان شاهدى براى استقلال روح مى توان استفاده نمود.

4 و 5- تله پاتى و اعمال حیرت انگیز مرتاضان

راه چهارم و پنجم براى اثبات استقلال روح از طرق تجربى مسئله انتقال فکر مخصوصاً از راههاى دور است، و این همان چیزى است که امروز به عنوان «حس ششم» از آن یاد مى شود.
به این ترتیب که دو نفر که آمادگى کافى روحى دارند، پس از تمرینهاى لازم مى توانند بدون آنکه با وسائل عادى با یکدیگر حرف بزنند افکار یکدیگر را از راه دور بخوانند.
این کار نیز ممکن است در یک جلسه یا یک شهر و گاهى در دو شهر دور افتاده انجام پذیرد - و اصولاً کلمه تله پاتى به معنى انتقال فکر از نقاط دور است - .
مکرر آزمایش شده که پدران و مادران و بستگان نزدیک و دوستان صمیمى یک مرتبه و بدون عامل شناخته شده اى در درون دل خود احساس تشویش و ناراحتى و اضطراب مى کنند بدون آنکه خودشان دلیل آن را بدانند، چیزى نمى گذرد که معلوم مى شود حادثه ناگوارى براى فرد مورد علاقه آنها رخ داده بوده است و گویا از همان راه دور با قلب خود استمداد مى کرده و دست به یک مخابره روانى زده است.
﴿ صفحه 223﴾
«فلاماریون» دانشمند معروف فلکى در کتاب «اسرار مرگ» نمونه هاى زیادى از مردم گوناگون در نقاط مختلف جهان را در این زمینه نقل مى کند - به فرض که ما قسمتى از آنها را تصادفى و یا اشتباه و تخیل و یا سادگى بدانیم ولى آیا مى توانیم همه آنها را انکار نمائیم؟
آیا مسئله انتقال فکر از طریق تفسیرهاى مادى براى روح قابل توجیه است؟ و اگر «فکر» را صرفاً یک پدیده مادى بدانیم چگونه مى تواند بدون استفاده از وسائل مادى این چنین نقل و انتقال پیدا کند و حتى مسئله زمان و مکان براى او مطرح نباشد؟
عملیات مرتاضان که با نیروى اراده و بدون دست زدن به چیزى اجسامى را در هوا به حرکت در مى آورند و یا از حرکت باز مى دارند، اشیاء فلزى را با نگاه کج مى کنند و یا مى شکنند (که اخیراً در جرائد نمونه هائى از آن ذکر شده بود که یک جوان مرتاض چگونه در انگلستان در حضور خبرنگاران متعدد و در برابر چشم جمعیت زیادى از انگلیسى هاى دیر باور اشیاء فلزى را کج مى کرد نه تنها در انگلستان در نقاط مختلف دنیا در برابر چشم هزاران نفر این گونه کارها را انجام مى داد و خبرنگاریها به سراسر جهان مخابره کردند).
یا اینکه گاهى یک فرد مرتاض را براى یک یا چند هفته در تابوتى گذارده و در زیر خاک دفن مى کنند و پس از بیرون آوردن و تنفس مصنوعى دادن تدریجاً به حالت زندگى قبلى باز مى گردد، چنانکه نمونه آن را در یکى از «مطبوعات» نوشته بودند که مرتاضى به نام «هاریک لس» در یکى از شهرهاى هند در برابر حاکم انگلیسى به نام «کلودیوس وى دو» این کار را
﴿ صفحه 224﴾
انجام داد.
به این ترتیب که او را در تابوتى گذارده و مهر و موم کرده و به خاک سپردند و قراولان شب و روز در کنار قبر پاسدارى مى کردند، و هزاران نفر از مریدان او در کنار قبر حاضر بودند و این نمایش عجیب را مشاهده مى کردند، بعد از چندین روز او را بیرون آوردند، پوست بدن مرتاض چروک خورده و بدن ظاهراً خشک شده بود و آثارى از حیات در او دیده نمى شد، آهسته آهسته آب گرم بر او ریختند و تنفس مصنوعى به او دادند و به هوش آمد.
اگر ما روح را صرفاً از خواص فیزیکو شیمیایى سلولهاى مغزى بدانیم اعمال شگفت انگیز و خارق العاده فوق را چگونه مى توانیم تفسیر نمائیم، خواص فیزیکوشیمیائى سلولهاى مغزى چگونه قادر است جسمى را حرکت دهد یا میله فلزى را کج کند و یا اعمال حیرت انگیز دیگر شبیه آن انجام دهد؟
نتیجه گیرى
نتیجه اى که مى توانیم از مجموع بحثهاى مربوط به استقال روح، اعم از دلایل علمى و تجربى بگیریم این است که روح حقیقى است مافوق ماده و بنابراین خاصیت ماده که مسأله فناپذیرى و کهنگى و فرسودگى است، در آن راه ندارد و به این ترتیب مى تواند بعد از فناى بدن باقى بماند.
اثبات بقاى روح بعد از فناى بدن اگر چه با مسئله رستاخیز تفاوت دارد، ولى در هر حال گامى به سوى رستاخیز و جهان ابدى و عالم پس از مرگ محسوب مى شود و پاسخى خواهد بود به آنهایى که مرگ را آخرین مرحله
﴿ صفحه 225﴾
وجود انسان و نقطه فنا و نابودى او مى دانند و معتقدند که انسان با مرگ، بازگشت به جهان بى جان مى کند و ذرات وجود او، در لابه لاى خاک و آب و هوا گم مى شود و همه چیز پایان مى یابد!