معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

4- پدیده هاى روحى با کیفیات مادى همانند نیستند

دلیل دیگرى که مى تواند ما را به استقلال روح و مادى نبودن آن رهنمون گردد این است که: در پدیده هاى روحى، خواص و کیفیتهائى مى بینیم که با خواص و کیفیتهاى موجودات مادى هیچ گونه شباهت ندارد.
زیرا: موجودات مادى «زمان» مى خواهند و جنبه تدریجى دارند.
﴿ صفحه 195﴾
دیگر اینکه: با گذشت زمان، فرسوده مى شوند.
از سوى سوم: قابل تجزیه به اجزاء متعددى هستند.
ولى پدیده هاى ذهنى داراى این خواص و آثار نیستند، ما مى توانیم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسیم کنیم بدون اینکه احتیاج به گذشت زمان و جنبه هاى تدریجى داشته باشد.
از این گذشته عکسهایى که مثلاً از زمان کودکى در ذهن ما نقش بسته با گذشت زمان نه کهنه مى شود و نه فرسوده، و همان شکل خود را حفظ کرده است. ممکن است مغز انسان فرسوده شود ولى با فرسوده شدن مغز، خانه اى که نقشه اش از بیست سال قبل در ذهن ما ثبت شده فرسوده نمى گردد، و از یک نوع ثبات که خاصیت جهان ماوراى ماده است برخوردار است.
روح ما نسبت به نقش ها و عکسها خلاقیت عجیبى دارد، و در یک «آن» مى توانیم بدون هیچ مقدمه اى هر گونه نقشى را در ذهن ترسیم کنیم، کرات آسمانى، کهکشانها و یا موجودات زمینى، دریاها و کوهها و مانند آن، این خاصیت یک موجود مادى نیست بلکه نشانه یک موجود مافوق مادى است.
بعلاوه ما مى دانیم مثلاً 2 به اضافه 2 مساوى با 4، شکى نیست که طرفین این معادله را مى توانیم تجزیه کنیم، یعنى عدد 2 یا 4 را تجزیه نمائیم، ولى این برابرى را هرگز نمى توانیم تجزیه کنیم و بگوئیم «برابرى» دو نیم دارد و هر نیمى غیر از نیم دیگر است، این موضوع ممکن نیست، برابرى یک مفهوم غیر قابل تجزیه است، یا وجود دارد و یا وجود ندارد و هرگز نمى توان آن را دو نیم کرد.
بنابراین این گونه مفاهیم ذهنى قابل تجزیه نیستند و به همین دلیل
﴿ صفحه 196﴾
نمى توانند مادى باشند، زیرا اگر مادى بودند قابل تجزیه بودند، و باز به همین دلیل روح ما که مرکز چنین مفاهیم غیر مادى است نمى تواند مادى بوده باشد بنابراین مافوق ماده است (دقت کنید).

5- دلایل تجربى بر استقلال روح

تاکنون از طریق چهار استدلال عقلى و منطقى، استقلال روح را اثبات کرده ایم و ثابت نمودیم که روح نمى تواند طبق گفته مادیها خاصیت فیزیکى یا شیمیایى سلولهاى مغزى بوده باشد بلکه حتماً باید موجودى مافوق ماده جسمانى باشد.
اکنون به سراغ دلایل تجربى مى رویم تا به کمک آنها «استقلال» و «مادى نبودن» روح را نیز اثبات کنیم.
فلاسفه و دانشمندان روحى امروز، روح را در سر حد مسائل تجربى در آورده و براى آنها که پذیرش استدلالات عقلى برایشان مشکل است صورت حسى و تجربى به این مسئله داده اند، تا آنجا که جمعى از دیر باورترین دانشمندان علوم طبیعى در برابر این دلائل تجربى تسلیم شده و به وجود روح به عنوان یک موجود مافوق ماده اعتراف کرده اند.
دلایل تجربى را مى توان در چند قسمت بطور فشرده بیان کرد:
1- اسپرى تیسم و ارتباطى با ارواح.
2- خوابهاى مغناطیسى.
3- خوابهاى عادى و رؤیاها.
4- کارهاى خارق العاده مرتاضان.
﴿ صفحه 197﴾
5- تله پاتى و انتقال فکر از راه دور.
اکنون هر یک از این راههاى پنجگانه را بطور فشرده مورد بررسى قرار مى دهیم.

1- اسپرى تیسم و ارتباط با ارواح

موضوع ارتباط با ارواح و گفتگو با آنها، امروز به صورت یک علم درآمده و جمعیت هایى به این نام در نقاط مختلف جهان تشکیل شده است، و به گفته دانشمند معروف مصرى فرید وجدى (در جلد چهارم از دائرة المعارف خود در ماده روح) در حدود سیصد مجله و روزنامه از طرف «جمعیت هاى روحیون» در سراسر جهان انتشار مى یابد و جمعى از بزرگ ترین دانشمندان علوم مختلف در این جلسات شرکت داشته و دارند.
در آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان و بسیارى از کشورهاى دیگر کراراً جلساتى به منظور رسیدگى به این موضوع تشکیل شده و افراد سرشناسى از شخصیت هاى مختلف در آن شرکت جسته اند، و در حضور آنها ارتباط با ارواح برقرار شده و کارهاى خارق العاده اى انجام گرفته است.
از جمله در کتاب اصول روانکاوى فروید صفحه 32، چنین مى خوانیم: یک هیئت 33 نفرى از اساتید دانشگاه هاى انگلستان و قضات و مانند آنها براى رسیدگى به این کار تشکیل شد، آنها یک سال و نیم روى این مسئله بررسى کردند که آیا ارتباط با ارواح یک واقعیت است و یا یک خرافه و نیرنگ؟
اما پس از تحقیق، رأى خود را دائر به صحت این موضوع به
﴿ صفحه 198﴾
«انجمن زبان شناسان انگلستان» که از طرف آنها این مأموریت را داشتند تقدیم کردند.
در کتابهاى عالم پس از مرگ (تألیف لئون دنى) و روانکاوى فروید و کتاب على ابطال المذهب المادى، مسائل حیرت آورى که در این جلسات دیده شده بطور مشروح آمده است.
از جمله:
1- سخن گفتن به غیر زبان مادرى (یعنى شخصى را که در خواب مغناطیسى فرو مى برند و با ارواح تماس مى گیرند، مى تواند احیاناً با زبانى که هیچ گونه آشنایى تا آن روز با آن نداشته، سخن بگوید!).
2- حل مسائل پیچیده ریاضى، بوسیله کسانى که هیچ گونه آمادگى براى حل این مسائل نداشته اند در خواب مغناطیسى.
3- نوشتن مطالبى روى الواحى که داخل صندوقى قرار داده بودند و درب آن را بسته و مهر و موم کرده اند!
4- برداشتن اجسامى از روى زمین بوسیله ارواح بدون اینکه کسى دست به آنها بزند!
5- ظاهر شدن ارواح به صورت اشباحى در این جلسات.
همانطور که گفتیم اینها مسائلى است که به وسیله دانشمندان بزرگى مشاهده شده و به صحت آن اعتراف کرده اند و در کتابها و مجلات گوناگون ثبت شده است.
آیا با توجه به این مشاهدات حسى مى توان گفت روح، همان خواص فیزیکى و شیمیایى سلولهاى مغزى است؟
﴿ صفحه 199﴾