معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

یک سؤال لازم

ممکن است گفته شود، نقشه هاى ذهنى ما، همانند «میکروفیلمها» و یا «نقشه هاى جغرافیایى» است که در کنار آن یک عدد کسرى نوشته شده مانند یک صدهزارم و یا یک صد میلیونیم که مقیاس کوچک شدن آن را نشان مى دهد و به ما مى فهماند که باید این نقشه را به همان نسبت بزرگ کنیم تا نقشه واقعى به دست آید، و نیز بسیار دیده ایم عکسى از کشتى غول پیکرى گرفته شده که نمى تواند به تنهایى عظمت آن کشتى را نشان بدهد، و لذا قبل از گرفتن عکس براى نشان دادن عظمت آن انسانى را در عرشه کشتى قرار مى دهند و عکس آن دو را با هم مى گیرند تا با مقایسه آن دو عظمت کشتى روشن شود.
نقشه هاى ذهنى ما نیز تصویرهاى بسیار کوچکى هستند که با مقیاسهاى معینى کوچک شده اند به هنگامى که به همان نسبت آنها را بزرگ کنیم نقشه واقعى به دست مى آید، و مسلماً این نقشه هاى کوچک مى تواند به نوعى در سلولهاى مغزى ما جاى گیرد (دقت کنید).
پاسخ
مسئله مهم اینجاست که میکروفیلمها را معمولاً بوسیله پروژکتورها بزرگ مى کنند و روى پرده اى منعکس مى نمایند و در نقشه هاى جغرافیایى عددى که زیر آن نوشته شده است به ما کمک مى کند که نقشه را در آن عدد ضرب کنیم و نقشه بزرگ واقعى را در ذهن خود منعکس نمائیم. حالا این
﴿ صفحه 194﴾
سؤال پیش مى آید که آن پرده بزرگى که میکروفیلمهاى ذهنى ما روى آن به صورت عظیم منعکس مى گردد کجاست؟ آیا این پرده بزرگ همان سلولهاى مغزى هستند؟ قطعاً، نه. و آن نقشه جغرافیایى کوچک را که ما در عدد بزرگ ضرب مى کنیم و تبدیل به نقشه عظیمى مى نمائیم، مسلماً محلى لازم دارد، آیا مى تواند سلولهاى کوچک مغزى باشد.
به عبارت روشنتر: در مثال میکروفیلم و نقشه جغرافیائى آنچه در خارج وجود دارد، همان فیلمها و نقشه هاى بسیار کوچک هستند ولى در نقشه هاى ذهنى ما چنین نیست، این نقشه ها درست به اندازه وجود خارجى آنها مى باشند و قطعاً محلى لازم دارند به اندازه خودشان اینها از هر تابلو نقاشى رنگین تر و زنده ترند چگونه نیاز به محلى ندارند و مى دانیم سلولهاى مغزى کوچکتر از آن است که بتواند آنها را با آن عظمت منعکس سازد.
کوتاه سخن اینکه: ما این نقشه هاى ذهنى را با همان بزرگى که در خارج دارند تصور مى کنیم و این تصویر و تصور عظیم نمى تواند در سلول کوچکى منعکس گردد، بنابراین نیازمند محلى غیر از آن است و از اینجا به وجود حقیقتى مافوق این سلولها پى مى بریم که مافوق جهان ماده است.

4- پدیده هاى روحى با کیفیات مادى همانند نیستند

دلیل دیگرى که مى تواند ما را به استقلال روح و مادى نبودن آن رهنمون گردد این است که: در پدیده هاى روحى، خواص و کیفیتهائى مى بینیم که با خواص و کیفیتهاى موجودات مادى هیچ گونه شباهت ندارد.
زیرا: موجودات مادى «زمان» مى خواهند و جنبه تدریجى دارند.
﴿ صفحه 195﴾
دیگر اینکه: با گذشت زمان، فرسوده مى شوند.
از سوى سوم: قابل تجزیه به اجزاء متعددى هستند.
ولى پدیده هاى ذهنى داراى این خواص و آثار نیستند، ما مى توانیم جهانى همانند جهان فعلى در ذهن خود ترسیم کنیم بدون اینکه احتیاج به گذشت زمان و جنبه هاى تدریجى داشته باشد.
از این گذشته عکسهایى که مثلاً از زمان کودکى در ذهن ما نقش بسته با گذشت زمان نه کهنه مى شود و نه فرسوده، و همان شکل خود را حفظ کرده است. ممکن است مغز انسان فرسوده شود ولى با فرسوده شدن مغز، خانه اى که نقشه اش از بیست سال قبل در ذهن ما ثبت شده فرسوده نمى گردد، و از یک نوع ثبات که خاصیت جهان ماوراى ماده است برخوردار است.
روح ما نسبت به نقش ها و عکسها خلاقیت عجیبى دارد، و در یک «آن» مى توانیم بدون هیچ مقدمه اى هر گونه نقشى را در ذهن ترسیم کنیم، کرات آسمانى، کهکشانها و یا موجودات زمینى، دریاها و کوهها و مانند آن، این خاصیت یک موجود مادى نیست بلکه نشانه یک موجود مافوق مادى است.
بعلاوه ما مى دانیم مثلاً 2 به اضافه 2 مساوى با 4، شکى نیست که طرفین این معادله را مى توانیم تجزیه کنیم، یعنى عدد 2 یا 4 را تجزیه نمائیم، ولى این برابرى را هرگز نمى توانیم تجزیه کنیم و بگوئیم «برابرى» دو نیم دارد و هر نیمى غیر از نیم دیگر است، این موضوع ممکن نیست، برابرى یک مفهوم غیر قابل تجزیه است، یا وجود دارد و یا وجود ندارد و هرگز نمى توان آن را دو نیم کرد.
بنابراین این گونه مفاهیم ذهنى قابل تجزیه نیستند و به همین دلیل
﴿ صفحه 196﴾
نمى توانند مادى باشند، زیرا اگر مادى بودند قابل تجزیه بودند، و باز به همین دلیل روح ما که مرکز چنین مفاهیم غیر مادى است نمى تواند مادى بوده باشد بنابراین مافوق ماده است (دقت کنید).

5- دلایل تجربى بر استقلال روح

تاکنون از طریق چهار استدلال عقلى و منطقى، استقلال روح را اثبات کرده ایم و ثابت نمودیم که روح نمى تواند طبق گفته مادیها خاصیت فیزیکى یا شیمیایى سلولهاى مغزى بوده باشد بلکه حتماً باید موجودى مافوق ماده جسمانى باشد.
اکنون به سراغ دلایل تجربى مى رویم تا به کمک آنها «استقلال» و «مادى نبودن» روح را نیز اثبات کنیم.
فلاسفه و دانشمندان روحى امروز، روح را در سر حد مسائل تجربى در آورده و براى آنها که پذیرش استدلالات عقلى برایشان مشکل است صورت حسى و تجربى به این مسئله داده اند، تا آنجا که جمعى از دیر باورترین دانشمندان علوم طبیعى در برابر این دلائل تجربى تسلیم شده و به وجود روح به عنوان یک موجود مافوق ماده اعتراف کرده اند.
دلایل تجربى را مى توان در چند قسمت بطور فشرده بیان کرد:
1- اسپرى تیسم و ارتباطى با ارواح.
2- خوابهاى مغناطیسى.
3- خوابهاى عادى و رؤیاها.
4- کارهاى خارق العاده مرتاضان.
﴿ صفحه 197﴾
5- تله پاتى و انتقال فکر از راه دور.
اکنون هر یک از این راههاى پنجگانه را بطور فشرده مورد بررسى قرار مى دهیم.