معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

افسانه است یا واقعیت؟

گفتیم سرگذشت اصحاب کهف (خفتگان شهر اُفسوس) یک واقعیت تاریخى است که اسناد آن در تواریخ شرق و غرب موجود است. اکنون به بررسى مسأله از جنبه هاى علمى روز توجه کنید:
در مورد خواب طولانى خفتگان شهر اُفسوس (اصحاب کهف) که سالیان درازى به طول انجامید ممکن است افرادى تردید کنند و آن را با موازین علمى سازگار ندانند، و آن را در ردیف اسطوره ها و افسانه ها فرض کنند زیرا: چنین عمر طولانى چند صد ساله براى افراد بیدار بعید است تا چه رسد به افراد خواب، این از یکسو.
از سوى دیگر، اگر قبول کنیم که در بیدارى چنین عمرى امکان پذیر است براى کسى که در خواب باشد مسلمان امکان ندارد زیرا مشکل غذا و آب پیش مى آید که چگونه ممکن است انسانى در چنان مدتى بدون غذا و آب زنده بماند، و اگر براى هر روز فرضاً یک کیلو غذا و معادل یک لیتر آب در نظر بگیریم براى عمر اصحاب کهف، بیش از یک صد تن غذا و یکصد هزار لیتر آب لازم است که ذخیره کردن آن در خود بدن معنى ندارد.
از سوى سوم، اگر از همه اینها صرف نظر کنیم باز این اشکال پیش مى آید که ماندن بدن در شرایط یکنواخت براى چنان مدت طولانى به
﴿ صفحه 126﴾
ارگانیزم آن صدمه مى زند و ضایعاف فراوانى به بار خواهد آورد.
این ایرادها ممکن است در آغاز بن بستها و موانع غیر قابل عبورى بر سر راه این مسأله مجسم کند، در حالى که چنین نیست: زیرا مسأله عمر دراز مدت - چند صد سال و حتى بیش از هزار سال - یک مسأله غیر علمى نیست، چه اینکه مى دانیم طول عمر هیچ موجود زنده اى - از نظر علمى - میزان ثابت و معینى ندارد که با فرا رسیدن آن، مرگ حتمى باشد.
به عبارت دیگر درست است که نیروهاى جسمى انسان هر چه باشد بالاخره محدود و پایان پذیر است، اما این سخن به آن معنى نیست که بدن یک انسان یا موجود زنده دیگر توانایى زیست بیشتر از مقدار عادى را ندارد، مثلاً همان طور که در طبیعت هنگامى که آب به یکصد درجه حرارت رسید مى جوشد و در درجه صفر یخ مى زند، انسان هم به یکصد یا یکصد و پنجاه سال که رسید قلب او متوقف مى گردد و مرگ او فرا مى رسد.
بلکه میزان طول عمر موجودات زنده بستگى زیادى به وضع زندگى و شرایط خاص آن دارد و با تغییر آن کاملا تغییرپذیر است.
گواه زنده این سخن این است که از یک طرف مى بینیم هیچ یک از دانشمندان جهان میزان معینى براى عمر انسان کشف نکرده اند، و از سوى دیگر توانسته اند در آزمایشگاه ها گاهى طول عمر بعضى از موجودات زنده را به دو، یا چند برابر، و گاهى به دوازده برابر و بیشتر برسانند، و حتى امروز به ما امیدوارى مى دهند که در آینده با پیدا شدن «روش هاى نوین علمى» عمر انسان نیز به چندین برابر فعلى افزایش خواهد یافت.
﴿ صفحه 127﴾
این درباره اصل مسأله طول عمر (به طور خلاصه).
دوم این که، در مورد آب و غذا در این خواب طولانى اگر خواب عادى و معمولى باشد، مى توان حق را به ایراد کننده داد که این موضوع با اصول علمى سازگار نیست، زیرا مصرف غذاى بدن به هنگام خواب هاى عادى کمى از حال بیدارى کمتر است و روى هم رفته براى سال هاى متمادى بسیار زیاد خواهد بود، ولى باید توجه داشت که خواب هایى در جهان طبیعت وجود دارد که مصرف غذاى بدن در آنها بسیار ناچیز است.

زمستان خوابى

بسیارى از جانداران هستند که در سرتاسر زمستان در خواب فرو یم روند و به اصطلاح «زمستان خوابى» دارند.
در این نوع خوابها فعالیت هاى حیاتى تقریباً متوقف مى گردد، و تنها شعله بسیار ضعیفى از آن روشن است، «قلب» تقریباً از ضربان مى افتد و یا به تعبیر صحیح تر ضربان آن به قدرى خفیف مى شود که ابداً قابل احساس نیست، در این گونه موارد بدن را مى توان به کوره هاى عظیمى تشبیه کرد که به هنگام خاموش کردن آن ها «شمعکى» از آن در حال اشتعال است.
واضح است که مقدار خوراکى را که آن کوره در یک روز از مواد نفتى - مثلاً - مى طلبد تا شعله هاى عظیم خود را به آسمان بفرستد ممکن است خوراک ده ها یا صدها سال آن در حال اشتعال شمعک بسیار کوچک باشد (البته این بستگى به شعله هاى عظیم در حال بیدارى کوره و حال شمعک آن دارد).
دانشمندان در مورد زمستان خوابى بعضى از جانداران چنین مى گویند:
﴿ صفحه 128﴾
«اگر وزغى را که در حال زمستان خوابى است از جایش بیرون آوریم، به نظر مرده مى رسد، در ششهاى آن هوا نیست، ضربان قلبش چنان ضعیف است که نمى توان به آن پى برد... در میان حیوانات خونسرد که زمستان خوابى دارند بسیارى از پروانه ها و حشرات و حلزونهاى خاکى و خزندگان را مى توان نام برد. بعضى از پستان داران (خونگرم) نیز زمستان خوابى دارند، در دوران زمستان خوابى فعالیت هاى حیاتى بسیار کند مى شود و چربى ذخیره بدن آنها به تدریج مصرف مى گردد».(53)
منظور این است یک نوع خواب داریم که در آن نیاز به غذا، فوق العاده تقلیل پیدا مى کند، و فعالیت هاى حیاتى نزدیک به صفر مى رسد، و اتفاقاً همین موضوع کمک به جلوگیرى از فرسودگى اعضا و طول عمر این گونه جانداران مى کند، اصولاً زمستان خوابى براى این حیوانات که احتمالاً قادر بر تحصیل غذاى خود در زمستان نیستند فرصت بسیار گرانبهایى است.

نمونه دیگر: دفن مرتاضان

در مورد مرتاضان نیز دیده شده است که بعضى از آنها را در برابر چشمان حیرت زده عده اى از افراد دیرباور، در تابوى گذارده و گاهى براى مدت یک هفته در زیر خاک دفن کرده اند و پس از تمام شدن مدت مزبور بیرون آورده و ماساژ و تنفس مصنوعى مى دهند تا کم کم به حال عادى باز گردند.
مسأله نیاز به غذا در این مدت اگر مهم نباشد، مسأله نیاز به اکسیژن هوا بسیار مهم است. زیرا مى دانیم حساسیت سلول هاى مغز مخصوصاً در
﴿ صفحه 129﴾
برابر اکسیژن و نیازشان به این ماده حیاتى به قدرى زیاد است که اگر چند دقیقه از آن محروم بمانند ضایع مى شوند.
حالا چطور است جناب مرتاض هندى کمبود اکسیژن را مثلاً براى مدتى در حدود یک هفته تحمل مى کند؟
پاسخ این سؤال با توجه به توضیحى که دادیم چندان مشکل نیست، در این مدت فعالیت حیاتى بدن مرتاض تقریباً متوقف مى گردد، بنابراین نیاز سلول ها به اکسیژن و مصرف آن فوق العاده تقلیل مى یابد، به طورى که در این مدت همان هواى محفظه تابوت براى تغذیه یک هفته سلول هاى تن او کافى است.