معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

چهره رستاخیز در کتب آسمانى

«یهود» بر اثر فرو رفتن در مادّیات و سجده در برابر بت ثروت، در محو آیات رستاخیز کوشیدند تا با وجدانى آرام به کارهاى خود ادامه دهند!
و «مسیحیان» با پیش کشیدن مسأله فداء و نجات به وسیله مسیح و گناه بخشى کشیشان، آثار تربیتى ایمان به رستاخیز را از میان بردند!
توجه دادن به دو چیز و پاسخ دادن به دو معما جزء برنامه همه پیامبران، و متفکران بشر بوده است «آغاز آفرینش» و «انجام آن» و به عبارت دیگر: «مبدأ» و «معاد».
مسلماً فهم معنى زندگى و حیات، بدون فهم این دو ممکن نیست. همانطور که جهان شناسى واقعى، بدون فهم این دو امکان پذیر نمى باشد.
تربیت به معنى حقیقى - یعنى; تربیتى که تنها در تشریفات و آداب میهمانى و طرز غذا خوردن وتعارف بادوستان و مانند اینهاخلاصه نشود بلکه از سطح زندگى بگذرد و به اعماق حیات و جان انسان نفوذ کند - آن هم نیاز به حل این دو مسأله دارد یعنى; توجه به دستگاه مراقبتى که بر انسان حکومت مى کند، و توجه به پاداش و کیفر، و تکامل و سقوط
﴿ صفحه 80﴾
انسان در سایه اعمالش.
به همین دلیل هیچ کتاب آسمانى نبوده و نه هیچ پیامبرى که اساس دعوت خود را بر این دو موضوع استوار نساخته باشد. ولى از آنچه که دست تحریف از روى عمد، یا به واسطه جهل ونادانى به کتابهاى آسمانى پیامبران پیشین دراز شده، چهره رستاخیز در آنها در پاره اى از قسمتها دگرگون گردیده است.
ولى به هر حال لازم است در اینجا یک بررسى اجمالى روى محتویات این کتب از نظر بحث رستاخیز به عمل آید که از جهاتى آموزنده و جالب است.

کتب تاریخى به جاى کتب آسمانى

بد نیست بدانید کتب مقدسى که از یهود ونصارى امروز در دست است، از نظر خود آنها فقط کتب مقدس است نه کتاب آسمانى ولذا نام کتاب آسمانى بر آنها نمى گذارند، هیچ یهودى و مسیحى پیدا نمى کنیم که بگوید این کتب همان وحى آسمانى است که بر مسیح و موسى نازل شده است، بلکه همه معترفند که اینها بعد از این دو پیامبر بزرگ به وسیله شاگردان و پیروان آنها به رشته تحریر در آمده، اگر چه در آنها چیزى از وحى آسمانى وجود دارد و به همین دلیل بیوگرافى مسیح (ع) و موسى (ع) و حتى حوادث بعد از آنها در این کتابها به وضوح نوشته شده است.
توضیح اینکه:
عهد عتیق (کتب مقدس یهودیان) مشتمل بر 39 کتاب است که پنج
﴿ صفحه 81﴾
کتاب آن اسفار پنجگانه تورات است و مثلا در آخرین فصل سفر پنجم - که سفر تثنیه یا «تورات مثنى» نام دارد - مى خوانیم: «پس موسى بنده خداوند در آنجا به زمین «مواب» موافق قول خداوند وفات کرد واو را در دره زمین مواب برابر یعور دفن کرد...»
و این خود گواه تألیف آنها بعد از وفات موسى (ع) است.
و هفده کتاب آن که به نام «مکتوبات مورخان» آمده است چنانکه از نامشان پیداست تاریخى از ملوک و پادشاهان و مانند آنها مى باشد و هفده کتاب باقیمانده به عنوان مکتوبات انبیاء و پیامبران بنى اسرائیل است که شرح حال و بیان کلمات قصار و پند و اندرزها و مناجاتهاى پیامبران خداست.
و اما کتب عهد جدید (کتب مقدس مسیحیان) مشتمل بر 27 کتاب است چهار کتاب آن که «اناجیل اربعه» نام دارند به وسیله شاگردان مسیح (ع)، یا شاگردان شاگردان مسیح (ع) نوشته شده و بیست و دو کتاب از آن، نامه هایى است که پولس و رجال برجسته دیگر مسیحیت براى مناطق مختلف فرستاده اند و آخرین کتاب آن هم کتاب «مکاشفات یوحنا» است که شرح مکاشفات او را مى دهد.
و به هر حال در میان عهد عتیق و جدید یک تفاوت روشن به چشم مى خورد و آن اینکه در کتب یهود، سخن از دنیا فراوان است و از رستاخیز بسیار کم! در حالى که در انجیل چنین نیست و سخن از رستاخیز و عالم پس از مرگ و پاداش و کیفر نسبتاً زیاد است تا آنجا که «مستر هاکس» آمریکایى نویسنده «قاموس کتاب مقدس» تصریح مى کند که افکار قوم یهود در پاره اى از مسائل مربوط به عالم پس از مرگ نامعلوم و غیر واضح است.
﴿ صفحه 82﴾
آنچه مى توان با توجه به وضع خاص روحى قوم یهود در این جا حدس زد این است که: یهود- که در میان مردم دنیا به مادى بودن و خودخواهى و ثروت پرستى بى قید و شرط مشهورند، تا آنجا که گفته اند: خداى آنها نیز پول است - به هنگامى که دست تحریف به سوى کلمات و حالات پیامبران گشودند آنچه سخن از زندگى مادى بود به خوبى ثبت کردند ولى آنچه سخن از رستاخیز و کیفر دنیا پرستان و ستمکاران و غاصبان بازگو مى کرد حذف نمودند.
آنها تنها اخبار جهان را به سود خود تحریف نمى کنند بلکه سخنان انبیا و کتب آسمانى را نیز هم!
در قرآن مجید نیز آیاتى وجود دارد که نشان مى دهد یهودیان معاصر پیامبر اسلام (ص) نیز مردمى بودند فوق العاده حریص به زندگى مادى.
«وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النّاسِ عَلى حَیاة»(34)
این روحیه اى است که امروز در آنها دیده مى شود و دیروز هم وجود داشته و گویا به مرور ایام جزء خون آنها شده است «و ریشه دربه درى گذشته، و سرسختى و لجاجت امروز آنها را که سر از دربه درى دیگرى بیرون خواهد آورد در همین باید جستجو کرد».
مگر اینکه به راستى در برنامه زندگى خود تجدید نظر کنند و با مردم دنیا از در آشتى در آیند و براى غیر «ماده» نیز ارزشى قائل شوند.
به هر حال، با همه بى اعتنائى کتب عهد قدیم به مسأله رستاخیز باز تعبیرات روشنى در پاره اى از کتابهاى آن در این زمینه دیده مى شود که به عندان نمونه چند قسمت را یادآور مى شویم:
﴿ صفحه 83﴾
1- در کتاب اول سموئیل (باب 2 جمله 6) مى خوانیم:
«خداوند مى میراند و زنده مى کند، به قبر فرود مى آورد و بر مى خیزاند».
این جمله - همانطور که مى بینیم - علاوه بر اصل مسأله رستاخیز صراحت در معاد جسمانى دارد، چه اینکه قبر جاى جسم انسان است که تبدیل به خاک شده، و الّا قبر جایگاه روح نیست که از آن بر خیزد، و این درست شبیه آن است که در قرآن مى خوانیم:
«وَ أَنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ; و خداوند تمام کسانى را که در قبرها هستند زنده مى کند»(35)
2- در کتاب اشعیاى نبى (باب 26 جمله 19) مى خوانیم:
«مرگان تو زنده خواهند شد، و جسدهاى من خواهند برخاست اى شما که در خاک ساکنید بیدار شوید و ترننم نمایید!»
در این جمله رستاخیز یک نوع بیدارى (شبیه بیدارى از خواب) معرفى شده همانطور که در روایات اسلامى نیز مى خوانیم: «اَلنّاسُ نِیامٌ اِذا ماتُوا انْتَبَهُوا; مردم خوابند، هنگام مرگ (و ورود در آستانه رستاخیز) بیدار مى شوند».
این تشبیه «مرگ» یا «رستاخیز» به بیدارى از خواب بسیار چیزها به ما مى آموزد که بعداً - به خواست خدا - مورد بررسى قرار مى گیرد.
ضمناً تعبیر به جسدهاى من (با اینکه هر کس یک جسد بیشتر ندارد). شاید به منظور اجزاء و اعضاى مختلف جسد - و یا جسدهائى است - که در طول عمر و با گذشت زمان عوض مى شود.
﴿ صفحه 84﴾
3- در مزامیر داوود (مزمور 23، جمله 4 تا 6) مى خوانیم:
«چون در وادى سایه موت نیز راه روم از بدى نخواهم ترسید زیرا تو با منى. هر آینه نیکوئى و رحمت تمام عمرم در پى من خواهد آمد و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابد الاباد».
و از این جمله ها پیوند انسان، در عالم پس از مرگ، با اعمالى که در این جهان انجام داده است به خوبى به دست مى آید، که اعمال او همه جا به دنبال او خواهد شتافت و هرگز از او جدا نمى شود.
و به این ترتیب در سخنان پیامبرانى همچون «سموئیل» و «اشعیاء» و «داود» اشارات قابل ملاحظه اى درباره رستاخیز آمده است ولى قوم یهود آنچنان رستاخیز را فراموش کردند که گوئى جز این زندگى مادى دنیا، زندگى دیگرى در کار نبوده است!

چهره رستاخیز در اناجیل

همان طور که گفته شد در اناجیل، مسأله رستاخیز با صراحت بیشتر و تعبیرات زنده ترى به چشم مى خورد از جمله:
1- در انجیل یوحنا (باب 5، جمله 27-28) مى خوانیم:
«ساعتى مى آید که جمله کسانى که در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر کس اعمال نیکو کرد براى قیامت حیات و هر کس بد کرد به جهت قیامت داورى».
منظور از قیامت حیات، همان حیات جاودانى در نعمت خداست که
﴿ صفحه 85﴾
پاداش نیکوکاران است و منظور از قیامت داورى کیفر بدکاران به مقتضاى داورى و عدل پروردگار است.
این جمله - با توجه به ذکر قبور که جایگاه جسم انسان است - اشاره به معاد جسمانى است.
2- در انجیل متى - که نخستین اناجیل است - صریحاً به مسأله جزا و پاداش روز رستاخیز اشاره شده آنجا که مى گوید:
«زیرا پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خویش، به اتفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسى را موافق اعمالش جزا خواهد داد» (انجیل متى، باب 16، جمله 27).
و نظیر این تعبیرات که حکایت از پاداش و کیفر و بهشت و دوزخ و داورى در جهان پس از مرگ مى کند در انجیل و کتب عهد جدید فراوان است.
امّا افسوس! مسیحیان گنهکار و آتش افروز با بدعت خطرناکى که در مورد مسأله نجات و قربانى شدن مسیح (ع) در برابر گناهان پیروان خود، و مسأله گناه بخشى به وسیله کشیشان گذاردند، چنان اثرات تربیتى عقیده به معاد و رستاخیز را از کار انداختند که گوئى پاکى و ناپاکى عمل براى نجات از کیفر و برخوردارى از حیات آرام بخش جاویدان چندان اثرى ندارد و آنچه هست در مسأله شفاعت مسیح (ع) و گناه بخشى کشیش گنهکار است!
﴿ صفحه 86﴾

﴿ صفحه 87﴾