معاد و جهان پس از مرگ

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

پیشگفتار

بسمه تعالى
ایمان بر مبدأ و معاد
دو اصل بالا مهمترین ارکان اسلام است. چرا، که بدون آن هیچ برنامه اخلاقى و عملى سامان نمى یابد و هیچ انسانى راه حق و عدالت و تقوى را نمى سپرد.
اعتقاد به مبدأ یعنى خود را دائماً در حضور خدا دانستن، خداوندى که از تمام نیات و اعمال، خرد و کلان، آشکار و نهان، آگاه است، گردش چشمهاى خطاکاران را مى بیند. نجواى نجوا کنندگان را مى شنود و از آنچه در دل داریم یا در سر مى پرورانیم آگاه است (یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ)(1).
او به ما از ما نزدیکتر است، نزدیکتر از شریانهاى گردنمان و نزدیکتر از رگهاى قلبمان (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ)(2).
هیچ حجابى ما را از او مستور نمى دارد، و در هیچ زمان و مکانى از ما جدا نیست (وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ)(3).
اعتقاد به معاد یعنى ایمان به دادگاه عظیمى که هیچ شباهتى به دادگاههاى جهان ما ندارد، همه اعمال ما در آنجا حاضر است (وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرًا)(4).
کوچکترین اعمال و بزرگترین آنها همه پرونده دارد (لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلاّ أَحْصاها)(5).
﴿ صفحه 12﴾
خودمان باید به مطالعه پرونده خود بنشینیم، و خود باید قاضى و داور خود باشیم (اقْرَأْ کِتابَکَ کَفى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیبًا)(6).
خودمان گواه خویش هستیم و جزء جزء بدن ما شاهدان این دادگاهند و بر ضدّ ما گواهى مى دهند (شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ)(7).
نه جاى انکار است، نه راهى به سوى بازگشت و جبران وجود دارد، نه توان تحمل مجازات الهى را داریم، و نه راه گریزى.
نیکان و پاکان، صالحان و مقربان در جوار قرب حق از نعمتهایى که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر قلب هیچ انسانى خطور نکرده بهره مندند; در حالى که بدکاران تبهکار و ظالمان آلوده در آتشى که از درون جانشان سر مى کشد مى سوزند و مى گدازند (نارُ اللّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتی تَطَّلِعُ عَلَى اْلأَفْئِدَةِ)(8).
آرى اگر ایمان به این دو اصل اساسى زنده شود حتى توجه مختصرى به آن در اعماق جان ما باشد، براى تربیت و هدایت ما کافى است، و اگر ایمان به مبدأ و معاد نباشد هیچ قانونى انسان را اصلاح نخواهد کرد.
کتاب حاضر که اکنون به همّت «انتشارات سرور» جان تاره اى بخود مى گیرد کوششى است براى احیاى اصل دوم یعنى معاد، به زبان روز، و به صورتى کاملا مستدل و قابل فهم براى همه قشرها و ناظر به تمام سؤالات و پرسشها.
به این امید که قبل از فرا رسیدن آن روز، خود را بوسیله اعتقاد به آن بسازیم و گام مؤثرى در اصلاح خویش برداریم.
قم - حوزه علیمه
ناصر مکارم شیرازى
اردیبهشت 1376
﴿ صفحه 13﴾
بسم الله الرحمن الرحیم

از عالم پس از مرگ چه مى دانیم؟

1- دور نمایى از بحثهاى کتاب

در زمینه معاد و رستاخیز ارواح و اجساد، و جهان بعد از مرگ با تمام اهمیتى که دارد متأسفانه کمتر نوشته شده و از تعداد محدودى تجاوز نمى کند. با اینکه هر انسانى تشنه این است که بداند بعد از مرگ چه خواهد شد، آیا زندگى همچنان - و در افقى وسیعتر - ادامه خواهد یافت؟
آیا شرایط زندگى در جهان دیگر همانند زندگى در این جهان است یا همانطور که طفل در حال جنین قادر نیست وضع زندگى جهان بیرون رحم مادر را تصور کند، و از همه مفاهیم حیات، روشنایى آفتاب، درخشش ماه، طراوت نسیم بهارى، زیبایى شکوفه ها، هیجان امواج، و عظمت جهان آفرینش چیزى جز یک مشت گوشت و خون درک کند، ما نیز مى توانیم مفاهیم و حقایق مربوط به جهان دیگر را دریابیم؟
آیا در این صورت تلاش ما در این زمینه به جایى مى رسد؟
آیا به راستى اعمال نیک و بد ما در آن جهان با ما خواهند بود، و براى ما شادى مى آفرینند یا ما را رنج و شکنجه و عذاب مى دهند؟
آیا با اینکه کسى از این راه باز نگشته مى توانیم از اخبار آن جهان با خبر
﴿ صفحه 14﴾
شویم؟
آیا مرگ دردناک است؟ راستى در لحظه مرگ چه احساسى به انسان دست مى دهد؟
آیا با پوسیدن بدن، روح باقى مى ماند؟
روح چیست؟ و چگونه مى توان آن را از نظر علمى و فلسفى شناخت و با آن ارتباط برقرار ساخت؟
آیا بازگشت این بدن (معاد جسمانى) با اینکه دائماً در تغییر است و احیاناً ذرات آن با گذشت زمان جزء چندین بدن دیگر شده، مشکلى بوجود نمى آورد؟!
آیا ایمان به رستاخیز مى تواند اثر تربیتى، اجتماعى، فکرى و اخلاقى در روح و جسم انسان بگذارد؟
و در هر حال آیا مسائل مربوط به زندگى پس از مرگ را مى توان با اصول علمى و... اثبات کرد؟
این سؤالها و دهها سؤال دیگر نظیر آن، مسائلى هستند که در کتاب حاضر مورد بحث قرار گرفته است.
و با اینکه محتویات این کتاب چند سال مورد بررسى و مطالعه بوده، اما چون - همان طور که ذکر شد - در این زمینه کمتر بحث شده کاملا امکان دارد که نارسائیها و نقایصى در کتاب وجود داشته باشد، لذا از صاحب نظران و اندیشمندان تقاضا مى شود که نقدها و اصلاحات و نظرات تکمیلى خود را براى نگارنده بفرستند و مطمئن باشند با نهایت تشکر از آنها استفاده خواهد شد. ولى بدلیل تازه بودن بسیارى از بحثها لازم مى دانم از همه مطالعه کنندگان محترم خواهش کنم از داورى نهائى پیش از مطالعه تمام کتاب خوددارى فرمایند.
﴿ صفحه 15﴾
یادآورى این نکته نیز لازم است که براى کسانى که «زندگى» در مکتب آنها جز «نان و آب» مفهومى ندارد و حد اعلاى شعار مکتبهاى انسانى آنها «نان و آب براى همه» مى باشد ممکن است بحثهاى این کتاب مسائلى خارج از محیط زندگى جلوه کند، ولى به فرض که ما داراى چنین دید تنگ و محدودى باشیم باز خواهیم دید که ایمان به زندگى پس از مرگ چه اثر عمیقى در تأمین رفاه و آسایش همین زندگى مادى - از جهات مختلف - دارد، و در حقیقت انسان بدون ایمان به معاد، نه قادر به اجراى عدالت اجتماعى است، نه سیر کردن در مراحل تکامل انسانى و معنوى و اخلاقى.
ذکر دو موضوع دیگر را در این مقدمه نیز لازم مى دانم: