راز دعوت(آموزه هایی از قرآن و حدیث درباره تبلیغ)

نویسنده : محمد موحدی نژاد

آثار منفى درخواست مزد

الف: از بین رفتن اخلاص.
مبلّغ در نظر مردم الگوى این آیه است:
«قل انّ صلاتى و نسكى و محیاى و مماتى للّه ربّ العالمین»(280) «(اى پیامبر!) بگو: نماز و عبادات و زندگى و مرگ من براى خداوند، پروردگار عالمیان است.»
اگر مبلّغ طالب دنیا شد آن هم از راه «علم و دانش دین»، مصداق این گفته امیرالمؤمنین علیه السلام مى شود كه فرمود:
«یطلب الدنیا بعمل الاخرة»(281) «دنیا را طلب مى كند با عملى كه باید با آن آخرت را بدست آورد.»
ب: كاهش اثر تبلیغ.
حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید:
«الدینار داء الدین و العالم طبیب الدین، فاذا رأیتم الطبیب یجرّ الداء الى نفسه فاتّهموه»(282)
«دینار، بیمارى دین، و عالم، طبیب دین است. پس اگر دیدید طبیب، بیمارى را به سوى خود مى كشد، به او بدگمان باشید.»
ج: از بین رفتن ارزش ها.
تبلیغ، ارشاد، هدایت و موعظه، ارزش است. حال اگر به صورت كالا در آمده و وسیله برآورده كردن نیازهاى مادّى مبلّغ شود، قداست و ارزش آن از بین خواهد رفت و اگر وسیله اى براى تأمین امور مادى و امرار معاش و رسیدن به مطامع دنیوى به دست افراد ناباب شود، چه بسا معارف دینى تحریف خواهد شد.
د: فقر و تنگدستى.
اگر كسى براى رسیدن به دنیا و مظاهر آن، «دانش دینى» را وسیله قرار مى دهد، نه تنها به آرزوى خود نخواهد رسید، بلكه وسیله سقوط او خواهد شد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
«مَن استأكل بعلمه افتقر»(283)
«هركس علمش را وسیله نان خوردن قراردهد، مستمند خواهد شد.»
البته زندگى مبلّغ و راهنما باید به شكلى تأمین شود. اگر او براى رضاى خدا تبلیغ كرد و مردم هم هدیه اى به او داده و اكرام كردند، پذیرش آن اشكالى ندارد.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد كه مردم به مبلّغان احكام دین و معارف اسلامى هدیه مى دهند، آیا این كار اشكال دارد؟
حضرت فرمودند:
«لیس اولئك بمستأكلین»(284)
«اینان كسانى نیستند كه با علم خود، نان مى خورند.»

نمونه اى از اخلاص موسى (ع)‌...

پس از آن كه موسى علیه السلام از شرّ فرعونیان به مَدین رفت و براى استراحت به كنار چاه آبى آمد، دید عدّه اى گوسفندان خود را آب مى دهند، ولى دو دختر با حُجب و حیا با گوسفندان خود در كنارى ایستاده اند و براى آب دادن به گوسفندان، منتظر خلوت شدن آن مكان مى باشند.
موسى به كمك آنها رفت و براى آنها آب تأمین كرد و پس از آن حضرت به كنارى به استراحت نشست و در حالى كه گرسنگى سخت او را آزار مى داد گفت:
«رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»(285)
«پروردگارا! همانا من به هرچیزى كه به سویم بفرستى، سخت نیازمندم.»
در این حال دید آن دو دختر بازگشته و به او گفتند: پدر ما مى خواهد پاداش سقّایى تو را بدهد.
موسى علیه السلام وارد خانه شعیب علیه السلام شد و در حالى كه سفره و غذا آماده بود، دعوت به غذا شد. موسى علیه السلام گفت: پناه مى برم به خدا كه از شما طلبى داشته باشم.
حضرت شعیب علیه السلام در پاسخ او فرمود:
«لا و اللّه یا شابّ و لكنّها عادتى و عادة آبائى، نقرى الضّیف و نطعم الطعام»(286)
«اى جوان! به خدا قصد ما این نیست، بلكه این مرام من و پدران من است كه میهمان را تكریم و اطعام مى كنیم.»
شعیب علیه السلام، كه موسى را جوانى عفیف، پاك و شایسته اى دید، یكى از دخترانش را به ازدواج او درآورده و براى تأمین شغل و امرار معاش او، چوپانى گوسفندانش را به او واگذار نمود.(287)
كسى كه پرهیزكار باشد و به خدا توكل كند و تكیه گاهش او باشد، خداوند از جایى كه حتّى تصور نمى شود، نیازهاى او را برآورده كرده و روزى او را مى رساند:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »(288)
«و هركس تقوا پیشه كند (خداوند) براى او راه بیرون شدن (از مشكلات) قرار مى دهد. و از جایى كه حسابش را نمى كند به او روزى مى رساند و هركس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است (روزى اش مى رساند.)»
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى فرماید:
«انّ اللّه تعالى قد تكفّل لطالب العلم برزقه خاصة عمّا ضمنه لغیره»(289)
«خداوند متعال، روزى اى كه براى دیگران ضمانت كرده، به خصوص براى طالب علم متكفل شده است.»
بر این اساس مبلّغ با توكّل و امید به خدا باید با تمام تلاش و استعداد و امكانات موجود در راه تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم كوشش نماید و بداند خداوند هم طبق وعده حقّى كه فرموده، زندگى او را با آبرومندى تأمین خواهد نمود.

تذكّرات

1- در زمان هاى مناسب از توصیه و سفارش كردن به نماز غافل نشویم.
2- در روستاها به خصوص مناطق كشاورزى روایات زكات را مطرح كنیم.
3- به مدارس منطقه تبلیغى خود سرى بزنیم و ضمن كلاسدارى و اقامه نماز، گفتگویى با معلمان و مربّیان و دانش آموزان داشته باشیم.
4- جوانان مستعد را شناسایى و از آنان براى تحصیل در حوزه علمیّه دعوت كنیم.
5 - آیات و روایات و مسائل شرعى را از رو بخوانیم كه صحیح تر و مقدّس تر و مؤثّرتر است.
6- در انتخاب محل اقامت كه بى مسأله و خوشنام باشد دقّت كنیم.
7- بیشتر وقت خود را صرف تلاوت و تدبّر در قرآن كنیم.
8 - از كنار سؤالات و شبهاتى كه زمینه اختلاف مى شود با دقّت و كریمانه بگذریم.
9- مسائل صنفى داخل حوزه و مدرسه و روحانیت را براى مردم بیان نكنیم.
10- از خدمات حوزه ها، شهدا، مجروحین، خدمتگزاران حوزه هم سخن گرچه كوتاه بگوییم.
11- در كنار بیان خدمات، انتقادات به عملكرد نظام را پذیرا باشیم و مطرح كنیم.
12- اگر مساجد و تكایا نزدیك به هم است، از كارهاى منفى و رقابتى پرهیز كنیم.
13- برخورد با تهاجم فرهنگى دو راه دارد:
الف: تشویق به ازدواج آسان و دورى از خرافات. «من تزوّج فقد احرز نصف دینه»(290)
ب: توجّه و توصیه ویژه به نماز. «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ »(291)
14- در جهت مهجوریّت زدایى از قرآن، تمام توان و استعداد و ابتكار خود و اطرافیان را بكار گیریم.
15- سعى كنیم كه محور سخنرانى ها شعر و خواب و داستان سرایى و وقت گذرانى نباشد كه ما در مقابل اتلاف وقت و عمر مردم مسئول مى باشیم.
16- زمان سخنرانى و كلاس را با برنامه هاى پرجاذبه و پربیننده تلویزیون تنظیم كنیم.
17- از حمایت و طرفدارى و تعصب نابجا و غیرمنطقى از شخص و گروه پرهیز كنیم.
18- به سخنرانى و برنامه هاى موفّق خود مغرور نشویم.
19- با نثار قرائت آیات و ذكرها به ارواح طیّبه علما، شهدا و آنهایى كه براى ترویج و تبلیغ دین در طول تاریخ زحمت كشیده اند، دعاى آن ها را در عالم برزخ پشتوانه موفقیت خود قرار دهیم.
20- از متهم كردن و انگ زدن به افراد و گروه هاى كه مخالف ما هستند، پرهیز كنیم.
21- از جوانان و نوجوانانى كه امتیازاتى در جهت حضور در جبهه و تحصیل و عبادت و اخلاق و... دارند با نام و نشان تجلیل كنیم.
22- با توجه به این كه مردم ما را الگوى اسلام مى دانند در رفتار و گفتار و كردار، غذا خوردن، راه رفتن، برخورد با افراد و نوع لباس و... كمال دقت و مراقبت را داشته باشیم.
خداوندا! روح انبیا، اوصیا، شهدا، علما و مبلّغان راستین را از ما راضى فرما.
«و السلام على من اتّبع الهدى»