راز دعوت(آموزه هایی از قرآن و حدیث درباره تبلیغ)

نویسنده : محمد موحدی نژاد

سیماى منافق در قرآن

در آیات اول سوره بقره و آیاتى از سوره هاى منافقون، احزاب، توبه، نساء و محمّد سیماى منافق معرّفى شده است كه به بعضى از آن ها اشاره مى كنیم:
منافق، در باطن ایمان ندارد.
خود را مصلح و عاقل مى پندارد.
پنهانى با همفكران خود اعلام وفادارى مى كند.
نمازش را با كسالت مى خواند و انفاقش را با كراهت مى پردازد.
نسبت به رهبران دینى، موذى و در مورد مؤمنان عیبجو است.
غافل، یاوه سرا، ریاكار، شایعه ساز و علاقمند به دوستى با كفار است.
ملاك دوستى و علاقه اش كامیابى خود و معیار غضبش، محرومیّت است.
نسبت به تعهّداتش بى وفا است.
نسبت به خیراتى كه به مؤمنین مى رسد نگران، ولى نسبت به مشكلاتى كه براى مسلمین پیش مى آید، شاد مى شود.
امر به منكر و نهى از معروف مى كند.
متحیّر، لجوج و متعصّب، كور و كر و لال است.
مضطرب و با دلهره و رسوا و ذلیل است.
متكبّر، سركش و طغیان گر و مغرور است.
مؤمنان را به استهزا مى گیرد و آنان را تحقیر مى كند.
بى صداقت و بى شهامت، ترسو و هراسان است.
نان را به نرخ روز مى خورد.
روحیه امتیازطلبى و خود برتربینى دارد.
نسبت به ارشاد و دعوت دیگران بى تفاوت است.
خود را اصلاح گر و دیگران را مفسد مى داند.
مریض است و روز به روز بر مریضى او افزوده مى شود.
اهل خدعه، حیله و نیرنگ است.(268)
با توجّه با این ویژگى ها خداوند به پیامبرش مى فرماید؛
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ ۚ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ»(269)
«اى پیامبر! با كافران و منافقان بستیز و بر آنان سخت گیر كه جایگاهشان دوزخ است و بد سرنوشتى دارند.»
20- ترسیم خط رهبرى و ولایت
وظیفه مبلّغ تنها «انذار» نیست، بلكه باید در زمینه هاى مختلف سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، خانوادگى و... نیز خط دهنده باشد و باید مردم را با معیارهایى آشنا كند كه در راستاى خط رهبرى دینى و الهى است.
حركت رسول خداصلى الله علیه وآله در معرّفى حضرت على علیه السلام به عنوان امام و رهبر، در واقع معرّفى خط رهبرى اسلام بود و به قدرى مهم بودكه با تمام دوران تبلیغ آن حضرت برابرى مى كرد؛
«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»(270)
«اى رسول! آنچه از سوى خدا بر تو نازل شده است به مردم برسان كه اگر نرسانى رسالت خویش را تبلیغ نكرده اى و به انجام نرسانده اى.»
امروز كه در زمان فقدان و غیبت امامان معصوم علیهم السلام به سر مى بریم، نوّاب عام و رهبران دینى ما، نزدیك ترین انسان ها به آنان یعنى فقهاى جامع الشرایط مى باشند كه آن بزرگوران در روایات متعدّد موضوع رهبرى جامعه را در زمان غیبت به آنان سپرده اند.
مبلّغ باید ضمن معرّفى و حمایت از رهبران دینى، حركات مخالفان آنان را به مردم معرّفى كند و با ترسیم خط رهبرى و ولایت، مردم را آگاه نموده تا زمینه اى براى نفوذ و تسلّط دشمنان اسلام و رهبرى كافران بر جامعه اسلامى فراهم نشود.(271)
21- مقابله با شبهات و برداشت هاى غلط
قرآن كه از آیات محكم و متشابه تشكیل شده، در طول تاریخ آنان كه قلبى مریض و منحرف داشته اند، همواره به سراغ متشابهات رفته و با برداشت هاى غلط و ایجاد شبهات در جامعه اسلامى، اعتقادات مؤمنین را ضعیف و متزلزل مى ساخته اند.
مبلّغ چون هدایتگر مردم است باید با شبهات و برداشت هاى غلط مقابله كرده و مردم را آگاه سازد.
خداوند در قرآن مى فرماید:
«هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ ۗ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ...»(272)
«(اى پیامبر!) او كسى است كه این كتاب را بر تو نازل كرد. بخشى از آن، آیات محكم (روشن وصریح) است كه اصل و اساس این كتاب را تشكیل مى دهد. (و هرگونه ابهامى در آیات دیگر، با مراجعه به این محكمات روشن مى شود) و بخشى از آن، آیات متشابه است (كه در معنا احتمالات مختلفى دارند و با توجّه به آیات محكم تفسیر آنها روشن مى شود)، امّا كسانى كه در دلهایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه (و گمراه كردن مردم) و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه مى روند، در حالى كه تفسیر این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند.»
در این آیه لزوم مقابله با شبهات و برداشت هاى غلط منحرفان مشخص گردیده كه نباید از آن غفلت شود.
22- تفقّد و دلجویى از محرومان و بیماران
مبلّغ باید به نوعى از زحمت كشان دلجویى و به محرومان و بیماران سرى بزند.
رسول اكرم صلى الله علیه وآله درباره حضرت خدیجه علیها السلام مى فرمود:
خدیجه در زمانى از من حمایت كرد كه یاورى نداشتم و كمك هاى او در آن زمان بسیار سرنوشت ساز بود.
یكى از مبلّغان در منطقه تبلیغى مریض شد. پزشكى براى درمان او آوردند، مردم دیدند فوق العاده این طبیب متوجّه این روحانى است و مراقبت هاى ویژه اى دارد. علت را پرسیدند. گفت: براى خاطره خوب و خوشى است كه از او دارم. من در كودكى و در حالى كه فقیر و بى سرپرست بودم، دچار بیمارى شدم و در حالت درد و ناامیدى در بیمارستان به سر مى بردم. یك شب، یك روحانى به نام آیت الله فیروزآبادى به دیدن من آمد، دستى به سرم كشید از من تفقّد نموده و مقدارى پول به من داد.
اكنون كه سالیان دراز و طولانى از آن واقعه مى گذرد، ولى هنوز شیرینى آن خاطره از یادم نرفته است، و من از آن زمان نسبت به روحانیّت علاقه مند شدم و خود را مدیون محبّت آن ها مى دانم.
23- پرهیز از درخواست مزد
مردم، روحانى و مبلّغ را یك انسان با اخلاق و رفتار اسلامى دانسته و به او به عنوان الگو و اسوه ارشاد و هدایت نگاه مى كنند، مبلّغ باید با خودسازى، پرهیز از مظاهر دنیا، ساده زیستى و تبلیغ عملى وابسته نبودن خودش را به دنیا و مظاهر آن ثابت كند تا حرفش تأثیرگذار بوده و باعث هدایت مردم گردد.
مكرر در قرآن از زبان پیامبران نقل شده كه خطاب به مردم گفته اند:
«إِنِّی لَكُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ *فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ *وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِینَ »(273) «من براى شما فرستاده اى در خورِ اعتمادم. از خدا پروا كنید و فرمانم ببرید و بر این (رسالت و تبلیغ و ارشاد)، اجرى از شما طلب نمى كنم. اجر من، جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.»
آنجایى هم كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله تقاضاى اجر مى كند، باز در جهت هدایت و ارشاد خود مردم است:
«قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاءَ أَن یَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا»(274) «بر این (رسالت)، اجرى از شما طلب نمى كنم، جز این كه هركس بخواهد راهى به سوى پروردگارش (در پیش) گیرد.»
«قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَىٰ»(275)
«بگو: مزدى بر این (رسالت) از شما طلب نمى كنم، مگر دوستى درباره خوشاوندان.»
البته از آنجا كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود:
«انّى تارك فیكم الثقلین، كتاب اللّه و عترتى»
«من در میان شما دو چیز گرانبها مى گذارم: كتاب خدا و عترت و اهل بیتم را.»
پس تقاضاى مزد رسالت یعنى تقاضاى محبتّ و دوستى با خویشاوندان آن حضرت كه آن نیز در جهت هدایت مردم است كه مردم با دو بال «كتاب و عترت» به سوى خدا و كمال و هدف پرواز كنند.
حضرت على علیه السلام مى فرماید:
«لایكون العالم عالماً حتى... لا یأخذ على علمه شیئاً من حطام الدنیا»(276)
«عالم، عالم نیست مگر این كه براى دانش خود، چیزى از متاع دنیا را دریافت نكند.»
امام زین العابدین علیه السلام مى فرماید:
«مَن كتم علماً احداً او اخذ علیه اجراً رفداً فلا ینفعه ابداً»(277) «هركس دانش را از یك نفر پنهان سازد یا بر آن مزد دریافت دارد، آن دانش هرگز سودى به او نرساند.»
در روایت آمده كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله هر روز این جمله را تكرار مى فرمودند:
«الّلهم انّى اعوذ بك من علم لا ینفع»(278)
«خدایا! به تو پناه مى برم از علمى كه نفع رسانى(مردمى و اجتماعى) نداشته باشد.»
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
«مَن احتاج الناس الیه لیفقّههم فى دینهم، فیسألهم الاجرة، كان حقیقا على اللّه تعالى ان یدخله نار جهنّم»(279) «كسى كه مردم به او نیاز دارند تا دین را به آنان بیاموزد و او از آنان مزد بخواهد، بر خداوند متعال شایسته است كه او را در آتش جهنّم بسوزاند.»

آثار منفى درخواست مزد

الف: از بین رفتن اخلاص.
مبلّغ در نظر مردم الگوى این آیه است:
«قل انّ صلاتى و نسكى و محیاى و مماتى للّه ربّ العالمین»(280) «(اى پیامبر!) بگو: نماز و عبادات و زندگى و مرگ من براى خداوند، پروردگار عالمیان است.»
اگر مبلّغ طالب دنیا شد آن هم از راه «علم و دانش دین»، مصداق این گفته امیرالمؤمنین علیه السلام مى شود كه فرمود:
«یطلب الدنیا بعمل الاخرة»(281) «دنیا را طلب مى كند با عملى كه باید با آن آخرت را بدست آورد.»
ب: كاهش اثر تبلیغ.
حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید:
«الدینار داء الدین و العالم طبیب الدین، فاذا رأیتم الطبیب یجرّ الداء الى نفسه فاتّهموه»(282)
«دینار، بیمارى دین، و عالم، طبیب دین است. پس اگر دیدید طبیب، بیمارى را به سوى خود مى كشد، به او بدگمان باشید.»
ج: از بین رفتن ارزش ها.
تبلیغ، ارشاد، هدایت و موعظه، ارزش است. حال اگر به صورت كالا در آمده و وسیله برآورده كردن نیازهاى مادّى مبلّغ شود، قداست و ارزش آن از بین خواهد رفت و اگر وسیله اى براى تأمین امور مادى و امرار معاش و رسیدن به مطامع دنیوى به دست افراد ناباب شود، چه بسا معارف دینى تحریف خواهد شد.
د: فقر و تنگدستى.
اگر كسى براى رسیدن به دنیا و مظاهر آن، «دانش دینى» را وسیله قرار مى دهد، نه تنها به آرزوى خود نخواهد رسید، بلكه وسیله سقوط او خواهد شد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
«مَن استأكل بعلمه افتقر»(283)
«هركس علمش را وسیله نان خوردن قراردهد، مستمند خواهد شد.»
البته زندگى مبلّغ و راهنما باید به شكلى تأمین شود. اگر او براى رضاى خدا تبلیغ كرد و مردم هم هدیه اى به او داده و اكرام كردند، پذیرش آن اشكالى ندارد.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد كه مردم به مبلّغان احكام دین و معارف اسلامى هدیه مى دهند، آیا این كار اشكال دارد؟
حضرت فرمودند:
«لیس اولئك بمستأكلین»(284)
«اینان كسانى نیستند كه با علم خود، نان مى خورند.»

نمونه اى از اخلاص موسى (ع)‌...

پس از آن كه موسى علیه السلام از شرّ فرعونیان به مَدین رفت و براى استراحت به كنار چاه آبى آمد، دید عدّه اى گوسفندان خود را آب مى دهند، ولى دو دختر با حُجب و حیا با گوسفندان خود در كنارى ایستاده اند و براى آب دادن به گوسفندان، منتظر خلوت شدن آن مكان مى باشند.
موسى به كمك آنها رفت و براى آنها آب تأمین كرد و پس از آن حضرت به كنارى به استراحت نشست و در حالى كه گرسنگى سخت او را آزار مى داد گفت:
«رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»(285)
«پروردگارا! همانا من به هرچیزى كه به سویم بفرستى، سخت نیازمندم.»
در این حال دید آن دو دختر بازگشته و به او گفتند: پدر ما مى خواهد پاداش سقّایى تو را بدهد.
موسى علیه السلام وارد خانه شعیب علیه السلام شد و در حالى كه سفره و غذا آماده بود، دعوت به غذا شد. موسى علیه السلام گفت: پناه مى برم به خدا كه از شما طلبى داشته باشم.
حضرت شعیب علیه السلام در پاسخ او فرمود:
«لا و اللّه یا شابّ و لكنّها عادتى و عادة آبائى، نقرى الضّیف و نطعم الطعام»(286)
«اى جوان! به خدا قصد ما این نیست، بلكه این مرام من و پدران من است كه میهمان را تكریم و اطعام مى كنیم.»
شعیب علیه السلام، كه موسى را جوانى عفیف، پاك و شایسته اى دید، یكى از دخترانش را به ازدواج او درآورده و براى تأمین شغل و امرار معاش او، چوپانى گوسفندانش را به او واگذار نمود.(287)
كسى كه پرهیزكار باشد و به خدا توكل كند و تكیه گاهش او باشد، خداوند از جایى كه حتّى تصور نمى شود، نیازهاى او را برآورده كرده و روزى او را مى رساند:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »(288)
«و هركس تقوا پیشه كند (خداوند) براى او راه بیرون شدن (از مشكلات) قرار مى دهد. و از جایى كه حسابش را نمى كند به او روزى مى رساند و هركس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است (روزى اش مى رساند.)»
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى فرماید:
«انّ اللّه تعالى قد تكفّل لطالب العلم برزقه خاصة عمّا ضمنه لغیره»(289)
«خداوند متعال، روزى اى كه براى دیگران ضمانت كرده، به خصوص براى طالب علم متكفل شده است.»
بر این اساس مبلّغ با توكّل و امید به خدا باید با تمام تلاش و استعداد و امكانات موجود در راه تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم كوشش نماید و بداند خداوند هم طبق وعده حقّى كه فرموده، زندگى او را با آبرومندى تأمین خواهد نمود.