مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

فلسفه تحریم بدعت

فلسفه تحریم بدعت چیست و چرا این‌قدر در تحریم بدعت احادیث سنگینى وارد شده است؟
دلیل آن روشن است، اگر بنا شود احكام اسلام دستخوش سلیقه‌ها گردد بعد از گذشت مدّتى چیزى از اسلام باقى نمى‌ماند. اصالت اسلام زمانى حفظ مى‌شود كه بدعت‌ها در آن راه نیابد.
به‌عنوان مثال ممكن است جمعیّتى پیدا شوند و بدعت بگذارند كه وضو و غسل براى زمانى بوده كه مردم موازین بهداشتى را رعایت نمى‌كردند، ولى در حال حاضر علاوه بر رعایت بهداشت وشستشوى دست‌ورو با صابون، گاه هر روز حمام مى‌كنند، بنابراین نیازى به وضو و غسل نیست!
یا این‌كه زكات براى عصر جامعه كشاورزى و دامدارى بوده است و در جامعه صنعتى امروز، نیازى به آن نیست و مالیات‌ها جایگزین آن مى‌شود!
یا حج براى رؤیت عظمت اسلام است و در حال حاضر كه با فیلم‌بردارى این كار میسر است، ضرورتى براى اعمال حج وجود ندارد! و امثال این موارد كه اگر اعتنا شود بعد از مدتى ماهیّت اسلام تغییر اساسى پیدا خواهد كرد.
بنیان‌گذار اسلام با آینده‌نگرى روشنى كه داشته از ابتدا مسیر این انحرافات را بسته است و از این روایت استفاده مى‌شود كه «هیچ‌كس حقّ تغییر احكام اسلام را ندارد و باید اصالت آن باقى بماند».

تحریف خطرناك در معنى بدعت

با وجود آنچه گذشت دو گروه دچار تحریف شده و مسئله بدعت را تبدیل به مفهوم ضدّ آن كرده‌اند.
گروه اوّل : گروهى هستند كه اخیراً به‌وجود آمده‌اند و از آیات واحكام اسلام قرائت تازه‌اى ارائه مى‌دهند؛ به‌عنوان مثال مى‌گویند : احكام جزائى اسلام مربوط به زمان ما نیست! و یا رباخوارى مربوط به زمان سابق بود و بانكدارى امروز بدون رباخوارى اداره نمى‌شود! یعنى بدعت اسلامى را با نام «قرائت تازه» مطرح مى‌كنند.
در پاسخ مى‌گوییم: مفاهیم اسلام مانند اصول صَرف و نحو ولغت هر زبانى، مشخص و آشكار است و آیا قرائت تازه، چیزى جز تحمیل سلیقه خود بر آیات قرآن واحكام اسلامى چیز دیگرى است؟
باید مراقب باشیم بدعت‌ها در قالب قرائت تازه ما را فریب ندهند كه باعث محو اسلام خواهد شد.
گروه دوم : وهابیون تكفیرى هستند كه هر كار نویى را بدعت مى‌دانند. حتّى در تاریخ آمده است كه دوچرخه را بدعت مى‌دانستند و مى‌گفتند: زمان پیامبر (ص) و خلفا دوچرخه نبوده است، و آن را «مركب شیطان» نامیدند! ولى امروزه تجدیدنظر كرده‌اند و از بهترین اتومبیل‌هاى دنیا استفاده مى‌كنند.
و یا زمانى كه خط تلفن در سربازخانه یا قصر پادشاه آن زمان كشیده شد، عدّه‌اى از وهابیون آن را «خط شیطان» نامیدند!
الآن نیز به همین صورت مثلاً مراسم عید ولادت پیامبر (ص) و هر مراسم جدیدى را بدعت مى‌دانند!
در پاسخ آن‌ها مى‌گوییم: نوآورى، یا عرفى است یا شرعى. نوآورى عرفى مانند قوانین و ساختمان‌ها و تكنولوژى‌هاى روز است كه به تصدیق همه عقلا مانعى ندارد. حتّى ساختمان مسجدالحرام ومسجدالنبى در حال حاضر با زمان پیامبر (ص) قابل مقایسه نیست. وهیچ‌كس این تغییرات را به پیامبر (ص) نسبت نمى‌دهد و نمى‌گوید این‌ها دستور پیامبر (ص) بوده است تا تصوّر شود بدعت شرعى است.
ولى گاهى نوآورى‌ها شرعى است یعنى مى‌گوییم: وضو كه پیامبر (ص) دستور داده‌اند، براى آن زمان است و در حال حاضر نیاز به آن نیست؛ این امر از نظر ما شیعیان نیز مردود است.
بنابراین توجّه داشته باشند كه نوآورى‌هاى عرفى را با نوآورى شرعى مخلوط نكنند و مسلمانان را تكفیر ننمایند و به این بهانه خون بى‌گناهان را نریزند و آلوده خلاف نشوند.

اهمیّت ولایت

آخرین مطلبى كه با آن، مباحث مفاهیم تحریف شده را پایان مى‌دهیم مسئله مبارك «ولایت ائمه هدى :» است كه گاه از سوى برخى تحریف شده است.
در كتاب شریف «كافى» كه جزء كتب شیعه محسوب مى‌شود روایتى به نقل از «زراره»[98] آمده است كه امام باقر(ع) مى‌فرماید :
«بُنِیَ الاِْسْلاَمُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْیَاءَ: عَلَى الصَّلاَةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَالصَّوْمِ وَ الْوَلاَیَةِ». اسلام بر پنج پایه بنا شده است : نماز، زكات، روزه ماه رمضان، زیارت خانه خدا و ولایت امامان معصوم :.
ممكن است كسانى تصوّر كنند هر كدام از این پنج مورد به تنهایى مدّنظر است، ولى با دقّت درمى‌یابیم كه هر كدام كلیدى است براى ورود به مسئله وسیع‌ترى. نماز: رابطه با خداست، یكى از اركان نماز ارتباط خلق با خالق است.
زكات: رابطه با خلق است، یكى از دستورات اسلام رابطه خلق با مخلوقات دیگر خداست.
روزه ماه رمضان: مظهر مبارزه با هواى نفس است كه بخش دیگرى از احكام اسلام را تشكیل مى‌دهد.
حج: مسائل اجتماعى اسلام را دربر مى‌گیرد.
و ولایت: اشاره به مسئله حكومت اسلامى است.
سپس راوى عرض مى‌كند: «فَقُلْتُ: وَ أَیُّ شَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ» كدام یك از این پنج مورد برتر است؟ «فَقَالَ: الْوَلاَیَةُ أَفْضَلُ» حضرت مى‌فرمایند: ولایت معصومین :، كه البته به دنبالش ولایت فقها قرار دارد افضل است. در ادامه دلیل آن را فرمودند: «لاَِنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِی هُوَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِنَّ» اگر حكومتى براى راهنمایى مردم نباشد ممكن است تمام احكام فوق تعطیل شود، چون به‌وسیله قدرت حكومت است كه احكام اسلامى اجرا مى‌شود؛ پس كلید همه آن‌ها ولایت است.
زراره مى‌گوید: سؤال كردم كه بعد از ولایت، كدام‌یك مهم‌تر است؟ امام(ع) فرمود: بعد از آن نماز است چون پیامبر(ص) فرمودند : «الصَّلاَةُ عَمُودُ دِینِكُمْ» ستون دین شما، نماز است.
در حقیقت اگر همه مردم، نماز را در اوّل وقت و با حضور قلب به‌جا آورند بسیارى از خطاها از بین خواهد رفت. امیدوارم جوانان به مسئله نماز اهمیّت فوق‌العاده‌اى دهند كه مى‌تواند ضامن سعادت آن‌ها در دنیا و آخرت باشد.
زراره مى‌گوید: سؤال كردم: بعد از نماز كدام‌یك افضل است؟ امام باقر(ع) فرمودند: بعد از نماز زكات افضل است چون باعث از بین رفتن گناهان مى‌شود.
آرى، پیوند با خلق خدا و كمك به نیازمندان اسباب نابودى گناهان است.
راوى سؤال مى‌كند: بعد از آن چه؟ امام (ع) مى‌فرمایند: حج، چون مظهر عظمت اسلام و مسلمین است.[99]
چنانچه دقّت كنیم درمى‌یابیم كه نقش ولایت در مسائل اسلامى، نقش مهم و كلیدى است و در واقع وقتى سؤال مى‌كنیم : مردم چگونه وظایف اسلامى خود را انجام دهند؟ مى‌گویند: لازم است رسانه، آموزش و پرورش، دانشگاه، اقتصاد و حتى ارتش، اسلامى باشند تا احكام اسلامى پیاده شود.