مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

احتیاط در روایات اسلامى

در منابع اسلامى نیز درمورد احتیاط روایات زیادى وارد شده است كه به‌عنوان نمونه به بعضى از آن‌ها اشاره مى‌كنیم.
امیرمؤمنان على (ع) به كمیل بن زیاد مى‌فرمایند :
«أَخُوکَ دِینُکَ فَاحْتَطْ لِدِینِکَ بِمَا شِئْت»[83] دین تو برادر توست، درباره دینت احتیاط كن. همان‌گونه كه وقتى احتمال ضرر وخطرى براى برادرت مى‌دهى، احتیاط مى‌كنى، همان‌گونه هم اگر احتمال مى‌دهى به دینت آسیب برسد، احتیاط كن.
در حدیث دیگر امام صادق (ع) مى‌فرمایند :
«إِنَّمَا الاُْمُورُ ثَلاَثَةٌ أَمْرٌ بَیِّنٌ رُشْدُهُ فَیُتَّبَعُ» كارها به سه گروه تقسیم مى‌شوند: كارهایى كه در ظاهر هیچ مشكلى ندارند، درباره آن‌ها اقدام كن و شكّى به خود راه نده. «وَ أَمْرٌ بَیِّنٌ غَیُّهُ فَیُجْتَنَب» كارهایى كه حرام بودن و گمراهى آن‌ها واضح است، درباره آنها اقدام نكن. و در ادامه از پیامبر اكرم (ص) نقل مى‌كنند كه گروه سوم : «وَ شُبُهَاتٌ بَیْنَ ذَلِکَ» مواردى است كه مشتبه است. مثلاً فلان مال، مشتبه به حرام است، ممكن است حقّ یتیم در آن باشد یا غصبى یا نجس وآلوده باشد. سپس فرمودند: «فَمَنْ تَرَکَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ» كسى كه شبهات را ترك كند، از محرمات نیز نجات پیدا مى‌كند «وَمَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَات»[84] و كسى كه به شبهات عمل كند مرتكب محرمات خواهد شد.
در حدیثى، امیرمؤمنان (ع) تعبیر جالبى دارند، مى‌فرمایند :
«الْمَعَاصِی حِمَى اللَّه» آنچه حرام است منطقه ممنوعه و خط قرمز خداست نزدیك آن نشو، (ممكن است نفس، تو را وسوسه كند واز آن عبور كنى) در ادامه فرمودند: شبهات نیز نزدیك شدن به خط قرمز است.[85] (ابتدا مال مشتبه به حرام مى‌خورى، در آینده خوردن مال حرام آسان مى‌شود). به همین دلیل كسانى كه احتیاط مى‌كنند، كمتر آلوده مى‌شوند وافرادى كه هرگونه مشتبهات را حلال مى‌دانند و انجام مى‌دهند، به‌سرعت به حرام آلوده مى‌شوند.
در روایات به نقل از پیامبر اكرم (ص) آمده است كه اگر چوپان گوسفندانش را به منطقه ممنوعه نزدیك كند ممكن است علف‌هاى سبز آن‌طرف، گوسفندها را جذب كند و از خط قرمز عبور كنند. پس نباید گوسفندانش را نزدیك منطقه ممنوعه ببرد.[86]

تحریف در احتیاط

دو گروه احتیاط را تحریف كرده‌اند :
گروه اوّل : كسانى كه احتیاط را پوششى براى فرار از زیر بار مسئولیت‌ها قرار داده‌اند. مثلاً مى‌پرسیم: چرا اجازه شركت فرزندت را در جنگ تحمیلى ندادى؟ مى‌گوید: احتیاط كردم، آن‌طرف عراقى و مسلمان و این‌طرف ایرانى و مسلمان، احتیاط این بود كه فرزندم نرود. غافل از این‌كه آن‌ها مهاجم هستند و ما در مقام دفاع؛ اگر دزدِ مسلمانى به خانه تو حمله كند دفاع نمى‌كنى؟
و یا این‌كه مى‌پرسیم: چرا در انتخابات شركت نكردى؟ مى‌گوید: من نمى‌دانستم فرد مورد نظر، صالح است یا نه و احتیاط كردم. آیا فكر نمى‌كند كه اگر همه مردم احتیاط كنند انتخابات لَنگ مى‌شود و آبروى نظام به خطر مى‌افتد؟ این گروه احتیاط را پوششى براى فرار از مسئولیت‌ها قرار داده‌اند.
گروه دوم : كسانى كه از سویى دیگر منحرف شده‌اند، وسواس دارند و هر احتمالى به ذهنشان برسد انجام مى‌دهند. وسواس واقعاً خطرناك است و نامه‌هایى كه به ما مى‌رسد نشان مى‌دهد چقدر مسئله بااهمیّت است.
در این‌جا مناسب است به عزیزانى كه وسواس دارند توصیه‌اى كنیم :
گاهى وسواس به جایى مى‌رسد كه افراد براى استحمام، 3 الى 9 ساعت در حمام مى‌مانند و گاهى دو قالب صابون براى برطرف شدن آلودگى بدن استفاده مى‌كنند. آن‌ها براى درمان از داروها و روش‌هاى مختلف استفاده مى‌كنند، ولى ما مى‌گوییم كه نیاز به مصرف دارو و مراجعه به روان‌كاو و غیره ندارید. كافى است مسائل شرعى را یاد بگیرید و به وسواس خود اعتنا نكنید. باید بدانید یقین و شكّ وسواسى هیچ اعتبارى ندارد و مانند افراد عادى عمل كنید. اگر این‌ها را بدانید و عمل كنید نجات پیدا مى‌كنید. وحتّى ما مسئولیت اعمال شما را برعهده مى‌گیریم.

اهمیّت امر به معروف و نهى از منكر در آموزه‌هاى اسلامى

اسلام در حدود 1400 سال پیش به مسئله «امر به معروف و نهى از منكر» كه جزء مهم‌ترین مسائل جامعه بشرى است توجّه داشته در حالى كه متأسّفانه دنیاى امروز هنوز توجّهى به آن ندارد.
در روایتى امیرمؤمنان (ع) مى‌فرمایند :
«مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا ... عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلاَّ كَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی»[87] همه كارهاى خیر یك طرف و امر به معروف ونهى از منكر یك طرف، امر به معروف و نهى از منكر همچون دریاست و كارهاى خیر دیگر به‌اندازه آب دهان. یعنى ضامن اجراى كارهاى خیر، امر به معروف و نهى از منكر است و اگر این كار تعطیل شود، كارهاى خیر دیگر نیز تعطیل مى‌شوند.
انسان‌ها در زندگى مشترك مسئولیّت مشترك دارند، اگر در محلّه ما جوانى معتاد پیدا شود احتمال سرایت اعتیاد به جوانان دیگر محلّه بسیار قوى است. بنابراین همه وظیفه نهى از منكر دارند.
در احادیث اسلامى تشبیه شفّاف و خوبى براى امر به معروف ونهى از منكر وجود دارد: اگر در یك بازار بزرگ، مغازه‌اى آتش بگیرد آیا بقیه اهل بازار بى‌تفاوت مى‌مانند و مى‌گویند: به ما ارتباطى ندارد؟ یا چون بازار، سرنوشت مشترك دارد و امكان سرایت آتش به دیگران نیز هست همه اقدام به خاموش كردن آن مى‌كنند؟