مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

هدایت یا ضلالت

از آنچه گذشت مى‌توان به مسئله هدایت و ضلالت منتقل شد. خداوند در قرآن مى‌فرماید :
(فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ)[72] خداوند بعضى را گمراه و بعضى را هدایت مى‌كند.
برخى، از این آیه بلافاصله به مسئله جبر پناه مى‌برند ومى‌گویند: وقتى خداوند مى‌خواهد من گمراه شوم، چگونه هدایت گردم؟! یا وقتى خداوند مى‌خواهد من هدایت شوم، چه افتخارى براى من است؟!
ولى با توجّه به تفسیر این آیه توسّط آیات دیگر، به حقیقت مطلب پى مى‌بریم. در سوره مباركه ابراهیم مى‌فرماید :
(وَیُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِینَ)[73] خداوند ظالمان را گمراه مى‌كند. یعنى ابتدا ظالم، نه یك بار بلكه مرتّب در مسیر ظلم قرار مى‌گیرد و سپس خداوند توفیقش را سلب مى‌كند و نور هدایت را به قلبش نمى‌تاباند. در سوره غافر نیز مى‌فرماید : (كَذَلِكَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ)[74] خداوند آدم اسراف‌كار واهل تردید را كه به همه‌چیز با بدبینى نگاه مى‌كند، گمراه مى‌نماید. بنابراین گمراهى از سوى خود انسان شروع مى‌شود.
اگر دقّت كنیم در پرتو آیات قرآن و تعلیمات اهل‌بیت : مى‌توانیم این مسائل پیچیده را كاملاً روشن كنیم. امیدوارم در سایه لطف خداوند همگى سعادتمند و خوشبخت و داراى مقدّرات خیر باشیم.

اهمیّت توحید

یكى دیگر از مسائل مهمّ اسلامى كه از سوى برخى تحریف شده مسئله توحید و شرك است.
مى‌دانیم توحید مهم‌ترین اصل از اصول اسلامى است تا حدّى كه پیامبر اكرم (ص) ده سال در مكّه تلاش كردند تا مفهوم «لا إله الّا الله» ایجاد شود. یعنى: بگویید معبودى جز خداوند یگانه نیست، توحید را بپذیرید و بت‌ها را بشكنید تا سعادتمند شوید.
یكى از مهم‌ترین مشكلات جامعه عرب جاهلى، شرك بود. آن‌ها تعداد 360 بت یعنى 360 نقطه اختلاف ساخته بودند و هر كدام طرفدار بتى بودند كه نتیجه‌اى جز جنگ‌ها و خونریزى‌هاى زیاد نداشت و اگر ملّتى از خارج به آن‌ها حمله‌ور مى‌شد هیچ انسجامى در مقابل او نداشتند. و اگر به همان حال باقى مى‌ماندند چه‌بسا جمعیّت آن‌ها منقرض مى‌شد. ولى آفتاب اسلام درخشید وتوحید جایگزین بت‌ها شد و عبارت (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ)[75] باعث یكپارچگى و انسجام و ایجاد انگیزه‌هاى عالى در آن‌ها شد.
چیزى نگذشت كه شمال آفریقا و قسمت مهمّى از آسیا تا كنار دیواره چین یعنى بخش عمده جهان آن روز، و به عبارتى بخش متمدّن، در سیطره اسلام قرار گرفت، به شكلى كه اكنون همه در اذان و اقامه و برنامه‌هاى دینى، توحید را تكرار مى‌كنند، ونتیجه‌اش شكستن بت‌ها در اشكال مختلف چه سنگى و چوبى یا بت‌هایى كه جانشین آن‌ها شده‌اند خواهد بود.

غُلو و شرك

در مقابل توحیدِ این‌چنین شفّاف و زلال، گروهى به نام «غُلات» به تحریف آن پرداختند. «غُلات» جمع «غالى» است به معنى آن‌هایى كه درباره پیامبر اكرم (ص) یا ائمّه هدى: غلو كردند وگفتند على(ع) «خالق السماوات و الأرضین» آفریننده آسمان‌ها وزمین است. یا در اشعار گفتند: «من حسین اللّهى‌ام» یا العیاذ باللّه گفتند: «لا اله الّا زینب» و از این قبیل حرف‌ها كه باعث شكسته شدن اصل توحید شدند.
مى‌دانیم «غلات» از نظر فقه اسلامى و شیعه مشرك و ناپاك هستند و ارتباطى با اسلام ندارند.
در این‌جا به چند جمله از كلام مرحوم علّامه مجلسى؛ كه از بزرگان مذهب و موالیان اهل بیت : و طرفداران سخت ولایت واحیا كنندگان مذهب شیعه هستند اشاره مى‌كنیم تا مراقب جلسات خود باشیم كه آلوده به غلو نشود زیرا غلو وادى خطرناكى است و انسان را به‌كلّى از اسلام جدا مى‌كند.
محدّث قمى در سفینة‌البحار، كلام علّامه را نقل مى‌كند و قبل از آن حدیثى از امام صادق (ع) مى‌آورد كه مى‌فرمایند :
«احْذَرُوا عَلَى شَبَابِكُمْ الْغُلاَةَ» مراقب باشید غلات به سراغ جوان‌هایتان نیایند (از این جمله معلوم مى‌شود جوانان بیشتر ممكن است آلوده به غلو شوند) «لاَ یُفْسِدُونَهُمْ» مبادا جوانان شما را فاسد كنند «فَإِنَّ الْغُلاَةَ شَرُّ خَلْقِ اللَّهِ» این افراد بدترین خلق خدا هستند. «یُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ» عظمت خدا را كم مى‌كنند. «وَ یَدَّعُونَ الرُّبُوبِیَّةَ لِعِبَادِ اللَّهِ» و ادّعاى ربوبیّت براى بندگان خدا مى‌نمایند.
در ادامه، كلام علّامه را نقل مى‌كند كه «اعلم أن الغلو فی النبی (ص) و الأئمة: إنما یكون بالقول بألوهیتهم...» غلو درباره پیامبر (ص) وائمّه : این است كه قائل به خدایى آن‌ها شویم و ایشان را شریك خدا بدانیم و خلق و روزى را در دست آن‌ها بدانیم وبگوییم خدا در آن‌ها حلول كرده و با آن‌ها متّحد شده است و علم غیب ایشان از ناحیه غیر خداست. «و القول بكل منها إلحاد و كفر» كسى كه قائل به این مطالب شود، ملحد و كافر و از دایره ایمان بیرون است وائمه: درباره چنین افرادى اظهار بیزارى كرده‌اند.
البته مسلّم است كه مقامات آن بزرگواران، والا و عالى است ولى اگر آنچه بدان معتقدیم و مى‌گوییم، به سرحدّ توحید و شرك رسید باید توقّف كرد. اهل بیت : انحراف از اصل توحید و رفتن به سمت غلو را هرگز نپذیرفته‌اند وهیچ فقیهى آن را نمى‌پذیرد.