مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

قضا و قدر تكوینى

شاخه دوم: «قضا و قدر تكوینى» است. به این معنا كه خداوند امورى را در شب قدر مقدّر مى‌كند یا به عقیده بعضى: از روز ازل مقدّر شده است.
در این‌جا همان سؤال مهمّ ابتداى بحث مطرح مى‌شود كه آیا مقدّرات ما به‌صورت اجبارى تعیین مى‌گردد؟
در پاسخ مى‌گوییم: در واقع ما خودمان سرنوشت خود را تعیین مى‌كنیم. یعنى هم خداوند سرنوشت ما را تعیین مى‌كند و هم خودمان! و این مسئله با جبرِ مطلق متفاوت است.
فرض كنید نیرویى نظامى تصمیم دارد افرادش را در میدان جنگ مطابق آرایش خاصّى بچیند. تمام فرماندهان برنامه خود را با یكدیگر تنظیم مى‌كنند كه چه گروهى در خط اوّل باشد و چه گروهى در صف دوم و تداركات و اطّلاعات چگونه باشد. آیا این تقسیم‌ها بى‌حساب است یا بر اساس لیاقت‌ها و تخصّص‌هاست؟
یا مدیر اداره‌اى كه معاونین و منشى و خدمه را تعیین مى‌كند. آیا اگر بدون حساب افراد را معیّن كند، مدیر خوبى است؟ قطعاً تقسیم كارها بر اساس لیاقت است.
در شب قدر نیز عیناً مطلب به همین صورت است؛ خداوند براى تنظیم سرنوشت ما و مقدّر كردن آن، بر اساس شایستگى ما عمل مى‌كند. در واقع ما هستیم كه سرنوشت خود را تعیین مى‌كنیم. اگر خودساخته باشیم و پیرو هوا و هوس و ظلم و ستم نباشیم، خداوند سرنوشتى مطابق آن تعیین مى‌كند. ولى اگر فردى تاریك‌دل و تاریك‌فكر، و به‌دنبال هوى و هوس باشیم، سرنوشت ما مطابق همان تعیین مى‌شود.
آرى، خداوند در شب قدر فرشتگان را براى آوردن برنامه‌هاى یك سال مى‌فرستد ولى با توجّه به آنچه اشاره كردیم خود ما سرنوشت خودمان را تعیین مى‌كنیم. و به همین دلیل شب قدر را
احیا مى‌گیریم و توبه مى‌كنیم و گناه خود را مى‌شوییم و تصمیم مى‌گیریم در آینده فرد خوبى باشیم و خطاهاى گذشته را جبران كنیم تا لایق و شایسته شویم و مقدّرات ما بر همان اساس تعیین شود.
در بعضى از عبارات بزرگان آمده است كه تحصیل علم در شب قدر از هر دعایى بهتر است، یعنى خداوند سرنوشت او را در صف عالمان و دانایان و كسانى كه در مسیر علم و دانش و داراى اندیشه پاك و تابناك هستند مقدّر مى‌كند. در تمام این مطالب رموزى است كه مسائل را روشن مى‌كند.

هدایت یا ضلالت

از آنچه گذشت مى‌توان به مسئله هدایت و ضلالت منتقل شد. خداوند در قرآن مى‌فرماید :
(فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ)[72] خداوند بعضى را گمراه و بعضى را هدایت مى‌كند.
برخى، از این آیه بلافاصله به مسئله جبر پناه مى‌برند ومى‌گویند: وقتى خداوند مى‌خواهد من گمراه شوم، چگونه هدایت گردم؟! یا وقتى خداوند مى‌خواهد من هدایت شوم، چه افتخارى براى من است؟!
ولى با توجّه به تفسیر این آیه توسّط آیات دیگر، به حقیقت مطلب پى مى‌بریم. در سوره مباركه ابراهیم مى‌فرماید :
(وَیُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِینَ)[73] خداوند ظالمان را گمراه مى‌كند. یعنى ابتدا ظالم، نه یك بار بلكه مرتّب در مسیر ظلم قرار مى‌گیرد و سپس خداوند توفیقش را سلب مى‌كند و نور هدایت را به قلبش نمى‌تاباند. در سوره غافر نیز مى‌فرماید : (كَذَلِكَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ)[74] خداوند آدم اسراف‌كار واهل تردید را كه به همه‌چیز با بدبینى نگاه مى‌كند، گمراه مى‌نماید. بنابراین گمراهى از سوى خود انسان شروع مى‌شود.
اگر دقّت كنیم در پرتو آیات قرآن و تعلیمات اهل‌بیت : مى‌توانیم این مسائل پیچیده را كاملاً روشن كنیم. امیدوارم در سایه لطف خداوند همگى سعادتمند و خوشبخت و داراى مقدّرات خیر باشیم.

اهمیّت توحید

یكى دیگر از مسائل مهمّ اسلامى كه از سوى برخى تحریف شده مسئله توحید و شرك است.
مى‌دانیم توحید مهم‌ترین اصل از اصول اسلامى است تا حدّى كه پیامبر اكرم (ص) ده سال در مكّه تلاش كردند تا مفهوم «لا إله الّا الله» ایجاد شود. یعنى: بگویید معبودى جز خداوند یگانه نیست، توحید را بپذیرید و بت‌ها را بشكنید تا سعادتمند شوید.
یكى از مهم‌ترین مشكلات جامعه عرب جاهلى، شرك بود. آن‌ها تعداد 360 بت یعنى 360 نقطه اختلاف ساخته بودند و هر كدام طرفدار بتى بودند كه نتیجه‌اى جز جنگ‌ها و خونریزى‌هاى زیاد نداشت و اگر ملّتى از خارج به آن‌ها حمله‌ور مى‌شد هیچ انسجامى در مقابل او نداشتند. و اگر به همان حال باقى مى‌ماندند چه‌بسا جمعیّت آن‌ها منقرض مى‌شد. ولى آفتاب اسلام درخشید وتوحید جایگزین بت‌ها شد و عبارت (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ)[75] باعث یكپارچگى و انسجام و ایجاد انگیزه‌هاى عالى در آن‌ها شد.
چیزى نگذشت كه شمال آفریقا و قسمت مهمّى از آسیا تا كنار دیواره چین یعنى بخش عمده جهان آن روز، و به عبارتى بخش متمدّن، در سیطره اسلام قرار گرفت، به شكلى كه اكنون همه در اذان و اقامه و برنامه‌هاى دینى، توحید را تكرار مى‌كنند، ونتیجه‌اش شكستن بت‌ها در اشكال مختلف چه سنگى و چوبى یا بت‌هایى كه جانشین آن‌ها شده‌اند خواهد بود.