مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

مفهوم قضا و قدر

یكى دیگر از مفاهیم والاى اسلامى كه جنبه ارزشى مهمّى دارد و بر اثر تحریف‌ها تبدیل به ضد ارزش شده است، مسئله «قضا وقدر» است.
ما معتقدیم كه خداوند هر سال، مقدرات آن سال انسان‌ها را در شب قدر تعیین مى‌كند و به عقیده ما بر امام زمان هر عصر نازل مى‌گرداند. به همین دلیل است كه شب‌هاى قدر را احیا مى‌گیریم تا خداوند مقدّرات نیكوترى براى ما مقدّر كند.
سؤال مهمّى كه در این‌جا مطرح مى‌شود این است كه آیا مقدّرات یك سال، به‌صورت اجبارى و بدون مشورت با ما تعیین مى‌شود؟ اگر این‌گونه باشد ما اختیارى از خود نداریم! در جواب، بحث پیچیده جبر و تفویض[62] مطرح مى‌شود كه ابعاد آن را به‌طور فشرده و شفّاف بیان مى‌كنیم.

طرفداران جبر و طرفداران تفویض

از قدیم‌الایّام مسئله تفویض، طرفداران بسیارى داشته ازجمله فلاسفه و علماى روان‌شناس و روان‌كاو و اجتماعیون. طرفداران جبر نیز دلایل متفاوتى داشته‌اند كه ازجمله آن، مسئله قانون علیّت است[63] و همچنین مسائل مربوط به توحید و اراده پروردگار.[64] به همین دلیل بعضى تصوّر مى‌كردند اگر انسان سرنوشت خود را به دست بگیرد،شرك است وباتوحیدافعالى خداوند سازگار نیست.[65]
گاهى نیز افراد سست و تنبل و كسانى كه نمى‌خواهند به خطا وكاستى خود اعتراف كنند تمام امور را به گردن قضا و قدر مى‌اندازند. و شكست خود را به‌دلیل قضا و قدر مى‌دانند نه مشكلات و كاستى‌هایشان. مانند جوانى كه به‌دلیل درس نخواندن قبول نمى‌شود و اشتباهش را با قضا و قدر توجیه مى‌كند.

آثار سوء اعتقاد به جبر

اگر معتقد به جبر شویم، چند سؤال مهمّ به‌وجود مى‌آید.
اوّل: اگر تمام انسان‌ها مجبور به انجام كارهاى خود باشند، پس دستگاه‌هاى قضایى دنیا با این وسعت، ظالمانه است. چون به‌عنوان مثال، قاتل مجبور بوده قتل كند، بنابراین به چه دلیل او را محاكمه كنند و به زندان بیاندازند و در نهایت قصاص و اعدام كنند! آیا طرفداران جبر خودشان این مطلب را مى‌پذیرند؟ و آیا اگر فردى به حقوقشان تجاوز كند، شكایت نمى‌كنند؟ و یا سیلى به صورتشان بزند اعتراض نمى‌كنند؟ اگر قائل به جبر هستند، اعتراض معنا ندارد چون او مجبور به زدن است.
دوم: با این اعتقاد، قیامت و حساب و كتاب آن نیز ظالمانه است؛ زیرا افرادى كه كار خوب یا بد كردند مجبور بودند، نه آن‌ها سزاوار بهشت هستند و نه این‌ها مستحق جهنّم. پس تعجّب است كه برخى طرفداران جبر چگونه به معاد اعتقاد دارند؟!
سوم: انبیا و اولیا و كتاب‌هاى آسمانى براى چه آمده‌اند؟ اگر مجبور هستیم، تعلیم و تربیت معنا ندارد. آیا انبیا آمده‌اند فردى را كه مجبور به ظلم است هدایت و فردى را كه مجبور به نیكى است تشویق كنند؟
بنابراین قائلین به جبر براى اصلاح توحید (به گمان خودشان)، نبوّت و معاد را ویران مى‌كنند.
متأسّفانه مسئله جبر به‌طور گسترده توسّط شعرا در ادبیات ما مطرح شده است: در پس آینه طوطى صفتم داشته‌اند آنچه استاد ازل گفت بگو، مى‌گویم
من اگر خارم اگر گل، چمن‌آرایى هست كه از آن دست كه او مى‌كشدم مى‌رویم[66]
یا در جایى مى‌گوید :
در كار گلاب و گل حكم ازلى این بود آن شاهد بازارى وین پرده‌نشین باشد[67]
از روز اوّل، سرنوشت گل در بازار بود و گلاب در پرده‌نشینى، ما نیز مانند گلاب و گل هستیم. آرى، اگر این اشعار را توجیه نكنیم، بوى جبر مى‌دهد.
خدا را شكر مى‌كنیم كه در پرتو هدایت اهل بیت : به این ورته‌هاى هولناك انحراف نیفتاده‌ایم و مطابق فرمایش امام صادق(ع) معتقدیم :
«لاَ جَبْرَ وَ لاَ تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْن»[68] نه قائل به جبر مطلقیم ونه اختیار مطلق، بلكه حالتى میان این دو.
اسلام اراده را اساس برنامه‌هاى تكلیفى و مسئولیت‌ها قرار داده است. اگر آزادى اراده نداشته باشیم، مسئولیت‌پذیر نخواهیم بود. واگر مسئولیت‌پذیر نباشیم، تكلیف معنایى ندارد.