مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

نمونه‌اى آشكار

در ذیل دعاى توسّل كه بسیار قرائت مى‌شود، جملاتى است كه در آن «دوازده» مرتبه نام خدا «اللّه» تكرار شده است. به این معنى كه در توسّل نیز هدف، خداوند است هرچند به‌واسطه این بزرگان باشد :
«یَا سَادَتِی وَ مَوَالِیَّ» اى آقایان و موالیان من! «إِنِّی تَوَجَّهْتُ بِكُمْ أَئِمَّتِی وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حَاجَتِی إِلَى اللَّهِ وَ تَوَسَّلْتُ بِكُمْ إِلَى اللَّهِ» به‌وسیله شما پیشوایانم و ذخیره‌ام براى روز فقر و نیازم، به خدا رو نموده‌ام. به‌واسطه شما به خدا متوسّل شده‌ام. «وَ اسْتَشْفَعْتُ بِكُمْ إِلَى اللَّهِ» شفاعت مى‌طلبم از شما در نزد خدا. «فَاشْفَعُوا لِی عِنْدَ اللَّهِ» مرا نزد خدا شفاعت كنید. «وَ اسْتَنْقِذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اللَّهِ» مرا از گناهانم در پیشگاه خدا نجات دهید تا دعایم مستجاب شود. «فَإِنَّكُمْ وَسِیلَتِی إِلَى اللَّهِ» شما وسیله (ارتباط) من با پروردگار هستید. «وَ بِحُبِّكُمْ وَبِقُرْبِكُمْ أَرْجُو نَجَاتاً مِنَ اللَّهِ» به‌وسیله دوستى وتقرّب به شما امید نجات از سوى خدا دارم. «فَكُونُوا عِنْدَ اللَّهِ رَجَائِی، یَا سَادَتِی یَا أَوْلِیَاءَ اللَّه» اى اولیاءاللّه، مایه امیدم نزد خدا باشید.
ملاحظه مى‌كنید كه همه مطالب به خدا ختم مى‌شود و غیر خدا وسیله است. منتها بى‌خبران و غافلان چون اطّلاعات كمى از كتاب و سنّت دارند، به همه مسلمانان برچسب مى‌زنند كه متوسلین به اولیاءاللّه، راه شرك را مى‌پیمایند.

مفهوم قضا و قدر

یكى دیگر از مفاهیم والاى اسلامى كه جنبه ارزشى مهمّى دارد و بر اثر تحریف‌ها تبدیل به ضد ارزش شده است، مسئله «قضا وقدر» است.
ما معتقدیم كه خداوند هر سال، مقدرات آن سال انسان‌ها را در شب قدر تعیین مى‌كند و به عقیده ما بر امام زمان هر عصر نازل مى‌گرداند. به همین دلیل است كه شب‌هاى قدر را احیا مى‌گیریم تا خداوند مقدّرات نیكوترى براى ما مقدّر كند.
سؤال مهمّى كه در این‌جا مطرح مى‌شود این است كه آیا مقدّرات یك سال، به‌صورت اجبارى و بدون مشورت با ما تعیین مى‌شود؟ اگر این‌گونه باشد ما اختیارى از خود نداریم! در جواب، بحث پیچیده جبر و تفویض[62] مطرح مى‌شود كه ابعاد آن را به‌طور فشرده و شفّاف بیان مى‌كنیم.

طرفداران جبر و طرفداران تفویض

از قدیم‌الایّام مسئله تفویض، طرفداران بسیارى داشته ازجمله فلاسفه و علماى روان‌شناس و روان‌كاو و اجتماعیون. طرفداران جبر نیز دلایل متفاوتى داشته‌اند كه ازجمله آن، مسئله قانون علیّت است[63] و همچنین مسائل مربوط به توحید و اراده پروردگار.[64] به همین دلیل بعضى تصوّر مى‌كردند اگر انسان سرنوشت خود را به دست بگیرد،شرك است وباتوحیدافعالى خداوند سازگار نیست.[65]
گاهى نیز افراد سست و تنبل و كسانى كه نمى‌خواهند به خطا وكاستى خود اعتراف كنند تمام امور را به گردن قضا و قدر مى‌اندازند. و شكست خود را به‌دلیل قضا و قدر مى‌دانند نه مشكلات و كاستى‌هایشان. مانند جوانى كه به‌دلیل درس نخواندن قبول نمى‌شود و اشتباهش را با قضا و قدر توجیه مى‌كند.