مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

تحریف در مفهوم سازنده توسّل

گاهى برخى توسّل را به یك تشریفات تبدیل مى‌كنند به‌گونه‌اى كه كتاب مفاتیح را زیر بغل زده و مرتّب دعاى توسّل مى‌خوانند بدون این‌كه شباهتى با آن بزرگواران داشته باشند. رباخوار، محتكر و ظالم هستند و اموال یتیمان را مى‌برند و بعد مى‌گویند: «یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه». آیا همین اندازه كه در ماه مبارك رمضان بدون ارتباط با مفاهیم وتعلیمات قرآن، آن را بر سر بگیریم، توسّل به قرآن محسوب مى‌شود؟ یا این حركت، جنبه سمبلیك دارد یعنى قرآنى كه بر سر ماست، راهنما، رهبر و پیشواى ماست. قطعاً چنان برخوردى با مفهوم توسّل، نادرست است.
گروه دیگر در مقابل گروه اوّل تصوّر مى‌كنند توسّل شرك است! آن‌ها نیز در اشتباه هستند، زیرا شرك در عبادت است و كسانى كه متوسّل مى‌شوند، عبادت نمى‌كنند. در توسّل تكوینى ـ همان‌طور كه گذشت ـ آیا وقتى از دیگران كمك مى‌گیریم دچار شرك شده‌ایم؟
توسّل تشریعى نیز مانند آن است، زیرا از آبرومندان نزد خدا براى رفع مشكلات و برآورده شدن حوائج طلب كمك مى‌كنیم.

نمونه‌اى آشكار

در ذیل دعاى توسّل كه بسیار قرائت مى‌شود، جملاتى است كه در آن «دوازده» مرتبه نام خدا «اللّه» تكرار شده است. به این معنى كه در توسّل نیز هدف، خداوند است هرچند به‌واسطه این بزرگان باشد :
«یَا سَادَتِی وَ مَوَالِیَّ» اى آقایان و موالیان من! «إِنِّی تَوَجَّهْتُ بِكُمْ أَئِمَّتِی وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حَاجَتِی إِلَى اللَّهِ وَ تَوَسَّلْتُ بِكُمْ إِلَى اللَّهِ» به‌وسیله شما پیشوایانم و ذخیره‌ام براى روز فقر و نیازم، به خدا رو نموده‌ام. به‌واسطه شما به خدا متوسّل شده‌ام. «وَ اسْتَشْفَعْتُ بِكُمْ إِلَى اللَّهِ» شفاعت مى‌طلبم از شما در نزد خدا. «فَاشْفَعُوا لِی عِنْدَ اللَّهِ» مرا نزد خدا شفاعت كنید. «وَ اسْتَنْقِذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اللَّهِ» مرا از گناهانم در پیشگاه خدا نجات دهید تا دعایم مستجاب شود. «فَإِنَّكُمْ وَسِیلَتِی إِلَى اللَّهِ» شما وسیله (ارتباط) من با پروردگار هستید. «وَ بِحُبِّكُمْ وَبِقُرْبِكُمْ أَرْجُو نَجَاتاً مِنَ اللَّهِ» به‌وسیله دوستى وتقرّب به شما امید نجات از سوى خدا دارم. «فَكُونُوا عِنْدَ اللَّهِ رَجَائِی، یَا سَادَتِی یَا أَوْلِیَاءَ اللَّه» اى اولیاءاللّه، مایه امیدم نزد خدا باشید.
ملاحظه مى‌كنید كه همه مطالب به خدا ختم مى‌شود و غیر خدا وسیله است. منتها بى‌خبران و غافلان چون اطّلاعات كمى از كتاب و سنّت دارند، به همه مسلمانان برچسب مى‌زنند كه متوسلین به اولیاءاللّه، راه شرك را مى‌پیمایند.

مفهوم قضا و قدر

یكى دیگر از مفاهیم والاى اسلامى كه جنبه ارزشى مهمّى دارد و بر اثر تحریف‌ها تبدیل به ضد ارزش شده است، مسئله «قضا وقدر» است.
ما معتقدیم كه خداوند هر سال، مقدرات آن سال انسان‌ها را در شب قدر تعیین مى‌كند و به عقیده ما بر امام زمان هر عصر نازل مى‌گرداند. به همین دلیل است كه شب‌هاى قدر را احیا مى‌گیریم تا خداوند مقدّرات نیكوترى براى ما مقدّر كند.
سؤال مهمّى كه در این‌جا مطرح مى‌شود این است كه آیا مقدّرات یك سال، به‌صورت اجبارى و بدون مشورت با ما تعیین مى‌شود؟ اگر این‌گونه باشد ما اختیارى از خود نداریم! در جواب، بحث پیچیده جبر و تفویض[62] مطرح مى‌شود كه ابعاد آن را به‌طور فشرده و شفّاف بیان مى‌كنیم.