مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

راه و روش دعا كردن

روش دعا كردن را پیامبر اكرم (ص) به ما آموخته است. در جنگ احزاب تمام دشمنان اسلام دست به دست هم دادند تا به پیامبر (ص) حمله كنند. آیا پیامبر (ص) در مسجد نشست و فقط دعا كرد؟ هرگز! اوّل دستور عجیب كندن خندق را به دور مدینه صادر كرد. با وسائل آن روز كندن خندق به دور یك شهر به طورى كه دشمن توان عبور از آن را نداشته باشد، طاقت‌فرسا بود. مسلمانان شب وروز كار كردند و خندق را آماده نمودند.
هنگامى كه در مقابل صفوف دشمن قرار گرفتند و عمربن عبدود شروع به رجزخوانى كرد و حرف‌هاى توهین‌آمیز به مسلمانان زد. پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (ع) را فراخواند، إمامه بر سرش پیچید و شمشیر به دستش داد و روانه میدان كرد. سپس دست به دعا برداشته و فرمود: «خداوندا! على را بر دشمنش پیروز كن».[33]
این معنى و روش دعا كردن است كه پیامبر (ص) به ما مى‌آموزند به این‌صورت كه تا آن‌جا كه مى‌توانند آرایش جنگى را ایجاد كرده و قوى‌ترین افسر سپاه را به میدان مى‌فرستند، سپس دعا مى‌كنند.
به عنوان نمونه دیگر، در روایات اسلامى این‌گونه آمده است :
كشاورز زمین را آماده كند، بذر را بیافشاند، آبیارى كند و آفات را دفع نماید، سپس دعا كند و بگوید : «اللَّهُمَ اجْعَلْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً» خدایا این زراعت من را پربركت كن.[34]
از این روایت و امثال آن درمى‌یابیم كه چرا هر دعایى مستجاب نمى‌شود! زیرا دعا را جانشین تلاش و كوشش مى‌كنیم؛ مى‌خواهیم تلاش نكنیم و با دعا مشكل را حل كنیم.
جوانى در نامه‌اى به ما نوشته بود: مى‌خواهم ذكرى به من یاد دهید كه به‌وسیله آن، قلبم را باصفا شود، مشكلات خانوادگى‌ام رفع گردد، روزى‌ام وسیع شود و مردم مرا دوست داشته باشند وغیره. در جواب گفتیم: این جوان عزیز تصوّر مى‌كند همه چیز با ذكر، حل مى‌شود در حالى كه ما باید قبل از ذكر براى رفع مشكلات تلاش كنیم، آن وقت به سراغ ذكر برویم. «اوّل فكر و بعد ذكر».

آثار دعا در زندگى انسان‌ها

كتاب‌هایى درباره دعا نوشته شده و آثار آن را از نظر علوم روانشناسى، روانكاوى و اجتماعى بررسى كرده‌اند. امّا آنچه در این بحث كوتاه مى‌گنجد سه اثر مهمّ دعاست :
اثر اوّل : دعا روح امید به انسان مى‌بخشد و به او آرامش مى‌دهد.
گاهى انسان، گرفتار مشكلات عظیمى مى‌شود و گمان مى‌كند به بن‌بست رسیده است امّا وقتى به این فكر فرو مى‌رود كه پروردگارم قادر به هر أمرى است و در یك لحظه مى‌تواند جهانى به مانند جهان فعلى بیافریند، (إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ)[35] هر چه اراده‌كند انجام مى‌شود و مشكل براى او معنى ندارد، «یَا مَنِ الْعَسِیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسِیر»[36] اى خدایى كه مشكل‌ترین مشكل‌ها براى تو سهل و آسان است؛ ابرهاى تیره و تار یأس از آسمان روحش كنار مى‌رود و نور امید به قلبش پاشیده مى‌شود. آرامش مى‌گیرد
ودر انتظار گشوده شدن گره‌هاى زندگى است. و به همین دلیل افرادى كه چنین اعتقادى به دعا دارند هرگز مأیوس نمى‌شوند و هرگز دست به خودكشى و امثال آن نمى‌زنند.
اثر دوم : تحصیل شرایط دعاست.
مى‌دانیم دعا بدون شرایط نیست و براى این‌كه مستجاب شود باید به دنبال شرایطش برویم.
اوّلین شرط دعا توبه از گناه است. یعنى دعا ما را دعوت به توبه از گناه و بازگشت به‌سوى حق مى‌كند.
شرط دیگر این است كه لقمه ما از حرام نباشد؛ در روایتى از پیامبر اكرم (ص) آمده است :
«أَطِبِ كَسْبَکَ تُسْتَجَبْ دَعْوَتُکَ فَإِنَّ الرَّجُلَ یَرْفَعُ اللُّقْمَةَ إِلى فِیهِ فَمَا تُسْتَجَابُ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ یَوْما»[37] كسب و درآمدت را پاك كن تا دعاهایت مستجاب شود؛ زیرا یك لقمه حرام باعث مى‌شود دعا تا چهل روز مستجاب نشود.
لقمه حرام آن چیزى است كه از رشوه‌خوارى، دزدى، بردن حقوق دیگران، رباخوارى و احتكار وامثال آن به‌دست مى‌آید. یعنى زندگى باید پاك شود تا بتوانیم در انتظار استجابت دعا باشیم. پس توبه از گناه شرط اوّل و پاك شدن زندگى از اموال حرام شرط دوم است و سوم، امر به معروف و نهى از منكر است. یعنى انسانى صالح و مصلح شود.
اثر سوم : محتواى ادعیه است.
وقتى دعا را مى‌خوانیم، اگر به‌جاى این‌كه از الفاظ، انتظار تأثیر
اعجازآمیزى داشته باشیم، به محتواى آن، كه مهمّ است، توجّه كنیم وبا مفاهیم آن آشنا شویم، آثار تربیتى بسیارى در آن است.
در فرازى از دعاى كمیل مى‌خوانیم :
«اللَّهُمَ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِیمَةِ جَوَانِحِی وَهَبْ لِیَ الْجِدَّ فِی خَشْیَتِکَ وَ الدَّوَامَ فِی الاِتِّصَالِ بِخِدْمَتِک»[38] در همین چند جمله كوتاه چهار برنامه تربیتى مهمّ به دعا كننده القا مى‌شود. 1. خدایا به من قوّت و قدرت بدنى بده تا بتوانم در راه تو كار كنم وگام بردارم. 2. قدرت عنایت كن تا اراده‌اى قوى داشته باشم. 3. احساس مسئولیت دربرابر خودت را عنایت فرما. 4. كمكم كن یك لحظه در غیر مسیر فرمان تو نباشم و همیشه گوش به فرمان تو باشم.
نمونه دیگر، دعاهایى است براى ایّام هفته كه منسوب به امام سجّاد(ع) است. تمام این دعاهاى كوتاه آثار تربیتى دارد و بسیار پرمعناست. ازجمله در دعاى روز یكشنبه مى‌خوانیم :
«وَ اجْعَلْ غَدِی وَ مَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِی وَ یَوْمِی»[39] خدایا! فرداى من بهتر از امروزم و ساعت بعدم بهتر از این ساعت باشد. یعنى : خدایا! همیشه در مسیر تكامل باشم. مصداق این جمله نباشم كه «هرچه آید سال نو گویم دریغ از پارسال».[40] بلكه امسال از سال گذشته، امروز از دیروز و این ساعت از ساعت قبل بهتر باشم.
یا دعایى كه در آستانه نماز خوانده مى‌شود :
«یَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاکَ الْمُسِیءُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الْمُحْسِنَ أَنْ یَتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسِیء»[41] اى خداوند نیكوكار! بنده گنهكارت به در خانه تو آمده است. تو دستور دادى انسان‌ها درباره یكدیگر گذشت داشته باشند و اگر لغزش و خطایى از همسر، فرزند، یا دوست خود دیدند آن را ببخشند. خدایا! تو خود در عمل به این برنامه كه دستور دادى اولویت دارى، پس، از ما درگذر.
در این دعا از خداوند چنین تقاضایى مى‌كنیم و به خودمان نیز القاء مى‌كنیم كه داراى روح گذشت و عفو باشیم.
متأسّفانه بسیارى از اختلافات و پرونده‌هایى كه در دادگسترى‌ها موجود است به‌واسطه عدم گذشت افراد است. اگر گذشت باشد در همان مراحل اوّلیّه، اختلاف پایان مى‌یابد. امّا اصرار و تعصّب و لجاجت باعث بسیارى از مشكلات عظیم در جوامع انسانى شده است.

توجّه به محتواى دعاها

برخى از مردم تصوّر مى‌كنند الفاظ دعا براى تأثیرگذارى آن كافى است و درباره محتواى آن بى‌تفاوت‌اند. ولى حقیقت این است كه الفاظ دعا مانند نسخه طبیب است، نسخه را باید عمل كرد
نه این‌كه فقط قرائت كرد. آرى، الفاظ دعا و قرآن محترم است ولى همه، مقدّمه‌اى است براى محتوایى كه در این الفاظ نهفته شده است.
دعایى همانند دعاهایى كه معصومین : بیان فرموده‌اند در هیچ‌كدام از فرق اسلامى وجود ندارد؛ دعاى كمیل، عرفه، ندبه ومانند آن یا صحیفه سجّادیّه به‌تنهایى براى حقّانیّت معصومین : نزد هر مُنصفى كافى است.
در نتیجه با نظر محتوایى به دعا مى‌توانیم از آثار تربیتى آن استفاده كنیم ولى تبدیل دعا تنها به الفاظ و اُوراد، شایسته نیست.
با نگاه اجمالى به ادعیه درمى‌یابیم هر كدام به بخشى از بخش‌هاى زندگى مربوط است و برخى از آن‌ها دوره عرفان وخداشناسى كاملى است. ما را با الفاظ بسیار فصیح و دقیق وعباراتى بسیار شیرین به خداشناسى نزدیك مى‌كند. مانند: دعاى «صباح» كه داراى فصاحت بسیار كم‌نظیر و جمله‌هایى در حدّ اعلاى عرفان است :
«اللَّهُمَّ یَا مَنْ دَلَعَ لِسَانَ الصَّبَاحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ، وَ سَرَّحَ قِطَعَ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ بِغَیَاهِبِ تَلَجْلُجِهِ، وَ أَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَکِ الدَّوَّارِ فِی مَقَادِیرِ تَبَرُّجِهِ، وَ شَعْشَعَ ضِیَاءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَأَجُّجِهِ، یَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ، وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجَانَسَةِ مَخْلُوقَاتِهِ»[42] اى خدایى كه زبان صبح را به نطق گشودى، و پاره‌هاى شب ظلمانى را پراكنده ساختى، و نور آفتاب عالم‌تاب را همه‌جا گستردى، اى كسى كه ذات تو دلیل بر ذات توست و آثارت همه هستى را پر كرده (سپس به دنبال این مطالب عرض مى‌كنیم:) خدایا! كودكى ناتوان بودیم، ما را پرورش دادى و از آفات وخطرات زیادى كه حیات ما را در آن دوران ضعف تهدید مى‌كرد نجات بخشیدى. اى خدایى كه از چشم ما دور و به قلب ما بسیار نزدیكى.
نمونه دیگر، دعاى «ندبه»[43] است كه یك دوره كامل فشرده تاریخچه انبیا و اوصیاست از آدم (ع) تا خاتم (ص) تا ائمّه هدى :. از امیرالمؤمنین (ع) تا اوج مطلب كه درباره حضرت مهدى(عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) است. مى‌فرماید: خدایا، آدم (ع) را مبعوث كردى و در دورانش چنین شد، نوح (ع) را فرستادى چنین شد، ابراهیم (ع) آمد، عیسى (ع) آمد تا بعثت خاتم انبیا (ص)، و دوران ختم انبیا چنین گذشت، جانشین رسول خدا (ص) را امیرالمؤمنین على بن ابیطالب(ع) قرار دادى. سپس اوصاف على(ع) را یكى بعد از دیگرى مى‌شماریم تا به فرزندان ایشان مى‌رسیم كه به حضرت مهدى(عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) منتهى مى‌شود كه جان دعا درمورد ایشان است.
ملاحظه مى‌كنید كه با خواندن این دعا، دوره تاریخ انبیا واوصیا مرور مى‌شود و سپس تعبیرات عاشقانه‌اى را درباره حضرت مهدى(ارواحنا له الفداء) مى‌خوانیم و قلب و جانمان را با نور عشق به ولایت حضرت روشن مى‌كنیم.
این دعا با آن فصاحت عجیب كه آشنایان به زبان عربى از فصاحت و بلاغت آن اطّلاع دارند، در جان و روح انسان مى‌نشیند.
در دعاى دیگرى به نام «مكارم الاخلاق» همان‌گونه كه از نامش پیداست، یك دوره فضایل اخلاقى بیان مى‌شود.
تمام صفات اخلاقى و پرهیز از رذایل كه لازمه یك انسان كامل است در این دعا منعكس شده است. امام سجّاد (ع) در این دعا مى‌فرمایند :
«فَإِذَا كَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ»[44] خدایا! من عمرم را براى چه مى‌خواهم؟ براى این كه به تو نزدیك شوم و پرورش و تكامل انسانى پیدا كنم. اگر عمر من مرتع و چراگاه شیطان است و من از این عمر استفاده منفى مى‌كنم، پیش از آن‌كه خشم و غضب تو، مرا فراگیرد به عمرم پایان بده.
به سراغ دعاى كمیل امیرمؤمنان (ع) مى‌رویم، آن نیز داراى محتواى جامعى است كه حتى فقط چند جمله آن، درس‌هاى عالى به انسان مى‌دهد. در اوایل دعاى كمیل مى‌خوانیم: خدایا! پنج گروه از گناهان مرا ببخش : «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ» گناهانى را كه پیوند مرا با تو قطع مى‌كند ببخش. «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ» گناهانى را كه باعث مى‌شود مجازات الهى دامن‌گیر من شود ببخش. «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمِ» گناهانى را كه نعمت‌ها را تغییر مى‌دهد، امنیت را مى‌گیرد و ناامنى مى‌آورد. حكومت حق را مى‌گیرد و حكومت ظالمان را مى‌آورد. اتّحاد را مى‌گیرد واختلاف مى‌آورد ببخش. «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» گناهانى را كه دعاها را حبس مى‌كند و مانع قبولى آن‌ها مى‌شود ببخش. «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاءَ» گناهانى را كه سبب نزول بلا مى‌شود بر من ببخش.
از این جملات پرمعنا آشكار مى‌گردد كه گناهان هر یك اثرى دارد؛ بعضى رابطه ما را با خدا قطع مى‌كند و بعضى سبب مجازات‌هاى الهى مى‌شود. باید مراقب آثار گناهان باشیم.
درس‌هایى كه زیارت‌نامه‌هاى معصومین : مى‌دهد به محتواى دعاها و عدم تحریف در آن پرداختیم و به همین مناسبت به محتواى زیارت‌نامه‌ها نیز اشاره مى‌كنیم.
ما زیارت‌نامه‌هاى زیادى براى معصومین : داریم كه گاهى تنها با آن‌ها برخورد لفظى مى‌شود. همان‌طور كه گفتیم این نوع برخورد، تحریف است. زیرا الفاظ، مقدّمه معانى و معانى، مقدّمه تفكّر و تفكّر، مقدّمه عمل است. اگر به این زیارات آن‌گونه كه باید و شاید عمل كنیم، آن‌وقت آثار تربیتى مهمّى در ما خواهد داشت.