مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

مفهوم زهد

زهد به چه معناست كه علم، حكمت، بصیرت و تمام خیرات را به دنبال خواهد داشت؟
قرآن مجید در سوره مباركه حدید، زهد را تفسیر مى‌كند :
(لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ) براى آنچه از دست دادى عزادارى نكن؛ اگر براى اموال خود تدبیر كردى ولى عواملى آن را از بین برد، نشستن و گریستن، بیهوده و خلاف زهد است (وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ)[23] و آنچه در دست دارى، اسیر ووابسته‌اش نباش بلكه امیر و حاكم آن‌ها باش. مانند حضرت سلیمان (ع)، اگر تمام دنیا را نیز داشتى، وابسته آن نباش.
به تعبیر دیگر چنانچه زهد را در یك جمله خلاصه كنیم به این معنى خواهد بود: خانواده، جامعه و كشور، زندگى ساده و به دور از تشریفات داشته باشند.
اگر وابسته به تشریفات، تجمّلات و زندگى پرزرق و برق شویم كه مثلاً باید اتومبیل ما آخرین سیستم باشد و خانواده از آخرین مدهاى لباس استفاده كنند، در هتل‌هاى درجه یك اقامت كنیم، براى مراسم ازدواج تشریفات آنچنانى قائل شویم و غیره، این روش زندگى، انسان را بیچاره و قوى‌ترین اشخاص را ضعیف مى‌كند و مایه انواع بدبختى‌ها و بیچارگى‌ها مى‌شود.
زندگى اگر ساده باشد از طریق حلال و پاك تأمین خواهد شد ولى اگر با تشریفات همراه شود معمولاً از طریق حلال اداره آن ممكن نیست؛ و چون فرد باید از طریقى این تشریفات را به‌دست آورد مجبور است به ربا، احتكار، رشوه و تضییع حقوق ایتام مبتلا گردد. متأسّفانه دختران بسیارى هستند كه به‌دلیل نداشتن جهیزیه‌هاى پرتشریفات موفّق به ازدواج نمى‌شوند و پسرانى كه هزینه‌هاى این‌گونه ازدواج‌ها را ندارند. مگر ازدواج بانوى اسلام (س) بالاترین شخصیت زن در جهان بشریت با حضرت على(ع) بزرگ‌ترین انسان بعد از پیامبر اكرم(ص) با چه تشریفاتى همراه بود؟ بسیار شنیده‌اید و خوانده‌اید كه چقدر ساده بود.[24]
بیایید بت‌هاى تشریفات و تجمّلات، چشم و هم‌چشمى‌ها را بشكنیم، مستقل فكر كنیم و به‌سوى زندگى ساده‌اى برویم. جوانانمان خوشبخت شوند و خودمان نیز با آرامش زندگى كنیم

اهمیّت مسئله انتظار

در ادامه به بحث «انتظار ظهور حضرت مهدى (عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) و تشكیل حكومت جهانى» مى‌رسیم.
متأسّفانه این حقیقت والا و كلاس عالى تربیت از جهاتى دچار انحرافى خطرناك شده است. آیا انتظار كشیدن براى آن حكومت جهانى به معنى فرار از زیر بار مسئولیت‌هاست، یا آماده شدن براى پذیرش مسئولیت‌ها؟ فاصله بسیار زیادى بین این دو مفهوم است.
دو روایت درباره اهمیّت مسئله انتظار و حكومت جهانى مطرح مى‌كنیم تا اهمیّت آن را دریابیم. امام سجّاد(ع) مى‌فرمایند :
«إِنَ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ» كسانى كه در زمان غیبت آن امام در انتظار ظهور ایشان هستند برترین مردم همه زمان‌ها مى‌باشند، یعنى مقامشان از همه بالاتر است. امّا به چه دلیل؟ «لاِنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالاَْفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ» زیرا خداوند به‌قدرى معرفت به آن‌ها داده كه غیبت امامشان مانند زمان مشاهده و حضور ایشان است. و چنان در زمان غیبت احساس مسئولیت مى‌كنند كه اگر در خدمت و حضور امام باشند نیز همان مقدار احساس مسئولیت دارند؛ به همین دلیل از مردم همه زمان‌ها برترند. در ادامه مى‌فرمایند: «وَجَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ»[25] این منتظران واقعى در این زمان مانند مجاهدانى هستند كه در كنار پیامبر اكرم (ص) در غزوات اسلامى شركت داشتند.
مرحوم علّامه مجلسى در بحارالانوار روایت دیگرى نقل مى‌كند كه از آن مى‌توان نتیجه گرفت: انتظار كشیدن براى ظهور آن حكومت جهانى، از افضل اعمال، و محبوب‌ترین عبادت نزد خداست.[26]

مفهوم انتظار

برخورد افراد نادان با این مسئله مهمّ به‌گونه‌اى بوده است كه هرگاه از آن‌ها سؤال مى‌كنیم: چرا برنمى‌خیزى و امر به معروف ونهى از منكر نمى‌كنى و با فساد مبارزه نمى‌نمایى؟ مى‌گوید: دنیا فاسد شده است، ما هم از عهده آن برنمى‌آییم، دعا كنید صاحب شریعت بیاید و خودش همه امور را اصلاح كند. به او مى‌گوییم :
حداقل مراقب خانواده و جوانان و فرزندانت باش و از همان كودكى ایشان را تحت تعلیمات اسلامى قرار بده. مى‌گوید: این كار نیز از من ساخته نیست، و تلاش من بى‌فایده است چون محیط ورسانه‌ها و در كل، دنیا فاسد است؛ باید منتظر باشیم و دعا كنیم صاحب شریعت بیاید.
در مطالب فوق، مسئله انتظار تبدیل به عامل تنبلى، سستى وناتوانى و فرار از زیر بار مسئولیت‌ها شده است.
در حالى كه حقیقت مطلب كاملاً عكس آن است.
به‌عنوان مثال: در این ایّام دشمنان، ما را تهدید مى‌كنند، مى‌گویند: گزینه جنگ و حمله به تأسیسات اتمى مدّنظر ماست. همان‌طور كه مى‌دانیم غالباً تهدید آن‌ها توخالى است ولى در میان احتمالات، یك احتمال این است كه این تهدیدات واقعیت داشته باشد. آیا ما در انتظار مى‌مانیم كه صاحب شریعت بیاید و مشكل را حل كند؟ یا بهترین سلاح‌هاى دفاعى را تهیّه وزبده‌ترین نیروها را آماده مى‌كنیم، رزمایش‌هاى جنگى برپا مى‌كنیم و نقشه‌ها واطّلاعات لازم را آماده مى‌سازیم. این معنى حقیقى انتظار است. این‌ها در حالى است كه تنها یك درصد احتمال حمله باشد. امّا اگر بدانیم دشمن صددرصد حمله مى‌كند مسئله انتظار ماهیّت دیگرى پیدا مى‌نماید و آمادگى كامل براى آن پیدا مى‌كنیم.
براى روشن شدن بیشتر مفهوم انتظار، دو آیه از قرآن را ضمیمه مى‌كنیم و نتیجه آن را مى‌بینیم. در سوره انبیاء مى‌فرماید :
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ)[27] ما در زبور و توراتِ موسى و در كتاب‌هاى آسمانى نوشته‌ایم و ثبت كرده‌ایم كه زمین به دست بندگان صالح مى‌افتد (كه تقریباً همه دانشمندان، این آیه را اشاره به ظهور حضرت مهدى(ارواحنا فداه) مى‌دانند) اگر بخواهیم در زمره آیه شریفه قرار گیریم باید مصداق (عِبادِیَ الصَّالِحُونَ) باشیم. یعنى جزء بندگان صالح خدا شویم.
در آیه‌اى دیگر در سوره حجر درباره بندگان واقعى خدا خطاب به شیطان مى‌فرماید :
(إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ)[28] اى شیطان! تو سلطه‌اى بر بندگان خاصّ من پیدا نمى‌كنى.
با كنار هم قرار دادن این دو آیه درمى‌یابیم كه از یك طرف، زمین در اختیار بندگان صالح قرار مى‌گیرد و از طرفى دیگر، بندگان صالح آن‌هایى هستند كه تحت سلطه شیطان نیستند. پس اگر ما منتظر واقعى هستیم باید تحت سلطه شیطان نباشیم. امّا اگر بازیچه شیطان هستیم دلیل بر این است كه نتوانسته‌ایم منتظر واقعى باشیم.
درباره صالحون كه در آیه اوّل اشاره شد نیز قرآن مى‌فرماید :
(یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ)[29] در كارهاى نیك با یكدیگر مسابقه مى‌دهند. اگر این‌چنین باشیم جزء منتظران واقعى خواهیم بود.
امید است خداوند به همه ما توفیق دهد كه مصداق منتظران واقعى و(عِبادِیَ الصَّالِحُونَ) باشیم.