مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

اهمیّت زهد و پارسایى

«زهد» یكى دیگر از واژه‌هاى والاى اسلامى است كه مورد تحریف قرار گرفته است.
این واژه تنها یك‌بار در قرآن مجید و در سوره مباركه یوسف آمده است[20] ولى در روایات اسلامى درباره اهمیّت آن بحث بسیار گسترده‌اى شده است. در تاریخ زندگى زاهدانه پیامبر (ص) وهمچنین امیرمؤمنان (ع) و ائمه هدى : و اصحابى مانند سلمان فارسى، ابوذر غفارى، مقداد، میثم، عمّاریاسر و امثال این بزرگواران، واژه زهد فراوان دیده مى‌شود حتّى (اگر باعث تعجّب نشود) در روایات درباره زهد حضرت سلمان آمده است كه زندگى ایشان در كنار آن حشمت و قدرتى كه خدا در اختیار او قرار داده بود، بسیار ساده و زاهدانه بوده است.
دشمنان ما واژه «زهد» را تحریف كرده‌اند و زهد اسلامى را به این صورت تعریف مى‌كنند: ثروت‌ها و حكومت‌ها را به دنیاپرستان واگذارید و دنیا را به اهلش بسپارید. به عبارت دیگر، این تعریف، عامل تخدیر براى توده‌ها و تضعیف شدن در مقابل جهان‌خواران ومستكبران دنیا شده است.
امّا روایات اسلامى درباره زهد چه مى‌گویند؟ مرحوم كلینى در كتاب كافى از امام صادق (ع) این تعبیر زیبا را نقل مى‌كند كه مى‌فرماید :
«جُعِلَ الْخَیْرُ كُلُّهُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا» اگر تمام نیكى‌ها، افتخارات، موفقیّت‌ها و فضایل را در اتاقى بگذارند و قفل كنند كلید درب این اتاق زهد است. از این‌جا معلوم مى‌شود زهد عامل تمام نیكى‌ها و موفقیّت‌هاست. در ادامه این روایت آمده است: «حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلاَوَةَ الاِْیمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِی الدُّنْیَا»[21] آن‌هایى كه اهل زهد در دنیا نباشند، حلاوت ایمان را نخواهند چشید. از این حدیث و احادیث دیگر استفاده مى‌شود كه ایمان به خدا شیرینى خاصّى دارد و این شیرینى ایمان را همه افراد نمى‌چشند.
در روایت دیگر، مرحوم علامّه مجلسى در بحارالانوار از امام صادق (ع) نقل مى‌كند :
«مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَبَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنْیَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلاَمِ».[22] كسى كه زهد در دنیا را پیشه كند خداوند علم وحكمت و دانش را در قلب او قرار مى‌دهد و زبانش را به علم وحكمت مى‌گرداند و عیوب و درمان دردهاى اخلاقى‌اش را به او نشان مى‌دهد و هنگامى كه از دنیا مى‌رود، به‌سوى سراى آرامش خواهد رفت.

مفهوم زهد

زهد به چه معناست كه علم، حكمت، بصیرت و تمام خیرات را به دنبال خواهد داشت؟
قرآن مجید در سوره مباركه حدید، زهد را تفسیر مى‌كند :
(لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ) براى آنچه از دست دادى عزادارى نكن؛ اگر براى اموال خود تدبیر كردى ولى عواملى آن را از بین برد، نشستن و گریستن، بیهوده و خلاف زهد است (وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ)[23] و آنچه در دست دارى، اسیر ووابسته‌اش نباش بلكه امیر و حاكم آن‌ها باش. مانند حضرت سلیمان (ع)، اگر تمام دنیا را نیز داشتى، وابسته آن نباش.
به تعبیر دیگر چنانچه زهد را در یك جمله خلاصه كنیم به این معنى خواهد بود: خانواده، جامعه و كشور، زندگى ساده و به دور از تشریفات داشته باشند.
اگر وابسته به تشریفات، تجمّلات و زندگى پرزرق و برق شویم كه مثلاً باید اتومبیل ما آخرین سیستم باشد و خانواده از آخرین مدهاى لباس استفاده كنند، در هتل‌هاى درجه یك اقامت كنیم، براى مراسم ازدواج تشریفات آنچنانى قائل شویم و غیره، این روش زندگى، انسان را بیچاره و قوى‌ترین اشخاص را ضعیف مى‌كند و مایه انواع بدبختى‌ها و بیچارگى‌ها مى‌شود.
زندگى اگر ساده باشد از طریق حلال و پاك تأمین خواهد شد ولى اگر با تشریفات همراه شود معمولاً از طریق حلال اداره آن ممكن نیست؛ و چون فرد باید از طریقى این تشریفات را به‌دست آورد مجبور است به ربا، احتكار، رشوه و تضییع حقوق ایتام مبتلا گردد. متأسّفانه دختران بسیارى هستند كه به‌دلیل نداشتن جهیزیه‌هاى پرتشریفات موفّق به ازدواج نمى‌شوند و پسرانى كه هزینه‌هاى این‌گونه ازدواج‌ها را ندارند. مگر ازدواج بانوى اسلام (س) بالاترین شخصیت زن در جهان بشریت با حضرت على(ع) بزرگ‌ترین انسان بعد از پیامبر اكرم(ص) با چه تشریفاتى همراه بود؟ بسیار شنیده‌اید و خوانده‌اید كه چقدر ساده بود.[24]
بیایید بت‌هاى تشریفات و تجمّلات، چشم و هم‌چشمى‌ها را بشكنیم، مستقل فكر كنیم و به‌سوى زندگى ساده‌اى برویم. جوانانمان خوشبخت شوند و خودمان نیز با آرامش زندگى كنیم

اهمیّت مسئله انتظار

در ادامه به بحث «انتظار ظهور حضرت مهدى (عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) و تشكیل حكومت جهانى» مى‌رسیم.
متأسّفانه این حقیقت والا و كلاس عالى تربیت از جهاتى دچار انحرافى خطرناك شده است. آیا انتظار كشیدن براى آن حكومت جهانى به معنى فرار از زیر بار مسئولیت‌هاست، یا آماده شدن براى پذیرش مسئولیت‌ها؟ فاصله بسیار زیادى بین این دو مفهوم است.
دو روایت درباره اهمیّت مسئله انتظار و حكومت جهانى مطرح مى‌كنیم تا اهمیّت آن را دریابیم. امام سجّاد(ع) مى‌فرمایند :
«إِنَ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ» كسانى كه در زمان غیبت آن امام در انتظار ظهور ایشان هستند برترین مردم همه زمان‌ها مى‌باشند، یعنى مقامشان از همه بالاتر است. امّا به چه دلیل؟ «لاِنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالاَْفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ» زیرا خداوند به‌قدرى معرفت به آن‌ها داده كه غیبت امامشان مانند زمان مشاهده و حضور ایشان است. و چنان در زمان غیبت احساس مسئولیت مى‌كنند كه اگر در خدمت و حضور امام باشند نیز همان مقدار احساس مسئولیت دارند؛ به همین دلیل از مردم همه زمان‌ها برترند. در ادامه مى‌فرمایند: «وَجَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ»[25] این منتظران واقعى در این زمان مانند مجاهدانى هستند كه در كنار پیامبر اكرم (ص) در غزوات اسلامى شركت داشتند.
مرحوم علّامه مجلسى در بحارالانوار روایت دیگرى نقل مى‌كند كه از آن مى‌توان نتیجه گرفت: انتظار كشیدن براى ظهور آن حكومت جهانى، از افضل اعمال، و محبوب‌ترین عبادت نزد خداست.[26]