مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

آثار مثبت توكّل

در جریان انقلاب اسلامى ما، مسئله بسیار آموزنده‌اى واقع شد؛ در زمان امام راحل(ره) كه مملكت به جوش، و توده‌هاى مردم به خروش آمدند، تفكّرى در میان سیاستمداران و حتّى عدّه‌اى از دانشمندان بود كه دنیا دو قطب دارد: قطب شرق و غرب. و در حقیقت نیز همین‌گونه بود و این دو قطب بر تمام دنیا سیطره داشتند و دولت‌هاى دیگر بدون وابستگى به یكى از آن‌ها نمى‌توانستند رشد كنند. امام(ره) سخن تازه‌اى را بیان كرد و فرمود : «نه شرقى، نه غربى» نه به این قطب تكیه كنید نه به آن قطب، بلكه توكّل شما بر خدا و بر توده‌هاى ملّت خودمان باشد. بسیارى این برنامه را شكست خورده مى‌دانستند و مى‌گفتند: با این روش، مشكلى حل نخواهد شد و انقلاب گرفتار شكست مى‌شود و لازم است به یكى از آن دو، چراغ سبز نشان دهیم تا در مشكلات از ما حمایت كنند. ولى دیدند توكّل بر خدا چنان مشكلات را حل كرد كه الگویى براى سایر جوامع طالب استقلال حقیقى شد.
آرى، استقلال با وابستگى، استقلال نیست بلكه استعمار است.
وقتى مستقل هستیم كه اعتماد به ملّت خود و نیروهاى داخلى داشته باشیم و بر مسبّب الأسباب توكّل كنیم.
مشابه آنچه گذشت توسّط حزب‌اللّه در جنوب لبنان اتّفاق افتاد كه از نظر عدد و كیفیت و كمیت و وسایل، بسیار پایین‌تر از دشمن غاصب بودند ولى در عین حال با توكّل بر خدا و چشم دوختن به ذات مسبّب الاسباب سبب درخشش شگفت‌آورى شدند چراكه هیچ كس باور نمى‌كرد بتوانند ارتش شكست‌ناپذیر اسرائیل را در سایه این توكّل، این‌چنین شكست دهند. مردم خاورمیانه تصوّر مى‌كردند بدون سیطره اسرائیل نمى‌توان حكومت كرد چون آمریكا و كشورهاى اروپایى پشتوانه او هستند و حتماً باید با آن‌ها كنار آمد. ولى معلوم شد این تفكّر باطل است و ابهّت توخالى اسرائیل از بین رفتنى است.
امیدواریم با استفاده از این مفهوم والاى قرآنى، ما و همه مسلمانان دنیا بتوانیم عزّت، عظمت، استقلال و سربلندى خود را حفظ كنیم و بر ذات پاك مسبّب الأسباب توكّل داشته باشیم إن‌شاءاللّه.

اهمیّت زهد و پارسایى

«زهد» یكى دیگر از واژه‌هاى والاى اسلامى است كه مورد تحریف قرار گرفته است.
این واژه تنها یك‌بار در قرآن مجید و در سوره مباركه یوسف آمده است[20] ولى در روایات اسلامى درباره اهمیّت آن بحث بسیار گسترده‌اى شده است. در تاریخ زندگى زاهدانه پیامبر (ص) وهمچنین امیرمؤمنان (ع) و ائمه هدى : و اصحابى مانند سلمان فارسى، ابوذر غفارى، مقداد، میثم، عمّاریاسر و امثال این بزرگواران، واژه زهد فراوان دیده مى‌شود حتّى (اگر باعث تعجّب نشود) در روایات درباره زهد حضرت سلمان آمده است كه زندگى ایشان در كنار آن حشمت و قدرتى كه خدا در اختیار او قرار داده بود، بسیار ساده و زاهدانه بوده است.
دشمنان ما واژه «زهد» را تحریف كرده‌اند و زهد اسلامى را به این صورت تعریف مى‌كنند: ثروت‌ها و حكومت‌ها را به دنیاپرستان واگذارید و دنیا را به اهلش بسپارید. به عبارت دیگر، این تعریف، عامل تخدیر براى توده‌ها و تضعیف شدن در مقابل جهان‌خواران ومستكبران دنیا شده است.
امّا روایات اسلامى درباره زهد چه مى‌گویند؟ مرحوم كلینى در كتاب كافى از امام صادق (ع) این تعبیر زیبا را نقل مى‌كند كه مى‌فرماید :
«جُعِلَ الْخَیْرُ كُلُّهُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا» اگر تمام نیكى‌ها، افتخارات، موفقیّت‌ها و فضایل را در اتاقى بگذارند و قفل كنند كلید درب این اتاق زهد است. از این‌جا معلوم مى‌شود زهد عامل تمام نیكى‌ها و موفقیّت‌هاست. در ادامه این روایت آمده است: «حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلاَوَةَ الاِْیمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِی الدُّنْیَا»[21] آن‌هایى كه اهل زهد در دنیا نباشند، حلاوت ایمان را نخواهند چشید. از این حدیث و احادیث دیگر استفاده مى‌شود كه ایمان به خدا شیرینى خاصّى دارد و این شیرینى ایمان را همه افراد نمى‌چشند.
در روایت دیگر، مرحوم علامّه مجلسى در بحارالانوار از امام صادق (ع) نقل مى‌كند :
«مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَبَصَّرَهُ عُیُوبَ الدُّنْیَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلاَمِ».[22] كسى كه زهد در دنیا را پیشه كند خداوند علم وحكمت و دانش را در قلب او قرار مى‌دهد و زبانش را به علم وحكمت مى‌گرداند و عیوب و درمان دردهاى اخلاقى‌اش را به او نشان مى‌دهد و هنگامى كه از دنیا مى‌رود، به‌سوى سراى آرامش خواهد رفت.

مفهوم زهد

زهد به چه معناست كه علم، حكمت، بصیرت و تمام خیرات را به دنبال خواهد داشت؟
قرآن مجید در سوره مباركه حدید، زهد را تفسیر مى‌كند :
(لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ) براى آنچه از دست دادى عزادارى نكن؛ اگر براى اموال خود تدبیر كردى ولى عواملى آن را از بین برد، نشستن و گریستن، بیهوده و خلاف زهد است (وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ)[23] و آنچه در دست دارى، اسیر ووابسته‌اش نباش بلكه امیر و حاكم آن‌ها باش. مانند حضرت سلیمان (ع)، اگر تمام دنیا را نیز داشتى، وابسته آن نباش.
به تعبیر دیگر چنانچه زهد را در یك جمله خلاصه كنیم به این معنى خواهد بود: خانواده، جامعه و كشور، زندگى ساده و به دور از تشریفات داشته باشند.
اگر وابسته به تشریفات، تجمّلات و زندگى پرزرق و برق شویم كه مثلاً باید اتومبیل ما آخرین سیستم باشد و خانواده از آخرین مدهاى لباس استفاده كنند، در هتل‌هاى درجه یك اقامت كنیم، براى مراسم ازدواج تشریفات آنچنانى قائل شویم و غیره، این روش زندگى، انسان را بیچاره و قوى‌ترین اشخاص را ضعیف مى‌كند و مایه انواع بدبختى‌ها و بیچارگى‌ها مى‌شود.
زندگى اگر ساده باشد از طریق حلال و پاك تأمین خواهد شد ولى اگر با تشریفات همراه شود معمولاً از طریق حلال اداره آن ممكن نیست؛ و چون فرد باید از طریقى این تشریفات را به‌دست آورد مجبور است به ربا، احتكار، رشوه و تضییع حقوق ایتام مبتلا گردد. متأسّفانه دختران بسیارى هستند كه به‌دلیل نداشتن جهیزیه‌هاى پرتشریفات موفّق به ازدواج نمى‌شوند و پسرانى كه هزینه‌هاى این‌گونه ازدواج‌ها را ندارند. مگر ازدواج بانوى اسلام (س) بالاترین شخصیت زن در جهان بشریت با حضرت على(ع) بزرگ‌ترین انسان بعد از پیامبر اكرم(ص) با چه تشریفاتى همراه بود؟ بسیار شنیده‌اید و خوانده‌اید كه چقدر ساده بود.[24]
بیایید بت‌هاى تشریفات و تجمّلات، چشم و هم‌چشمى‌ها را بشكنیم، مستقل فكر كنیم و به‌سوى زندگى ساده‌اى برویم. جوانانمان خوشبخت شوند و خودمان نیز با آرامش زندگى كنیم