مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

صبر دربرابر انگیزه‌هاى گناه

و امّا شاخه سوم: صبر دربرابر انگیزه‌هاى گناه است.
مى‌دانیم انگیزه‌هاى متعدّدى براى گناه وجود دارد كه یكى از آن‌ها وسوسه‌هاى شیطان است.
برخلاف آنچه برخى تصوّر كرده‌اند، شیطان بدون موافقت ما سلطه‌اى بر ما ندارد. قرآن مجید مى‌فرماید :
(إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ)[16] . در این آیه شریفه، قرآن از لفظ «إنّما» استفاده مى‌كند، یعنى شیطان «فقط» بر كسانى تسلّط دارد كه دست دوستى به‌سوى او دراز مى‌كنند و به او مجوز ورود به روح و جانشان را مى‌دهند.
دومین انگیزه، هواى نفس است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مى‌كند. مانند: ظلم، ستم، خوردن حق دیگران، اشغال پست‌هایى كه انسان لایق آن نیست، شهوات و هوس‌هاى مختلف.
و سومین انگیزه، جاذبه‌ها، زرق و برق و تجمّلات دنیاست كه گاهى براى رسیدن به آن‌ها انسان به انجام هر كارى تن مى‌دهد.
آیا اگر دربرابر این انگیزه‌ها صبر و استقامت نباشد انسان مى‌تواند خودش را از آلودگى به گناه نجات دهد؟ آیا صبر در مقابل این عوامل فضیلت است یا رذیله اخلاقى؟ قرآن مجید مى‌فرماید :
(وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى)[17] بهشت براى كسانى است كه در مقابل فرمان خدا احساس مسئولیت كنند و از پیروى هواى نفس خوددارى نمایند.
در سوره مباركه انفال در تعبیر دیگرى واژه صبر به طرز زیبایى به‌كار رفته، مى‌فرماید :
(وَ لا تَنازَعُوا) اى مسلمانان! با یكدیگر به جنگ و جدال برنخیزید و از عوامل نزاع كه معمولاً خودخواهى‌ها، انحصارطلبى‌ها، فریفته بودن در مقابل مظاهر مادّى دنیا و گاهى تعصّب‌هاى كوركورانه ودفاع از جمعیّت خاصّى است، دورى كنید. (فَتَفْشَلُوا) چون باعث سستى شما مى‌شود. زیرا نیروهاى انسان محدود است و اگر این نیروها را در مقابل یكدیگر به كار بگیریم و آن‌ها را خنثى كنیم، براى ایستادگى در مقابل دشمن نیرویى باقى نمى‌ماند. (وَ تَذْهَبَ رِیحُكُمْ) مفسّران بزرگ براى «ریح دو معنى آورده‌اند: اوّل به معنى روح است یعنى روح شما بر اثر جنگ با یكدیگر از بین مى‌رود وجمعیّتى مرده مى‌شوید. و دوم كنایه از این مثال است كه هرگاه جمعیّتى داراى عزّت و عظمت باشند گفته مى‌شود: باد به پرچمشان مى‌وزد؛ یعنى قدرت و عظمت آن‌ها برپاست. بنابراین، معنى آیه به این صورت خواهد شد كه نزاع و اختلاف سبب از بین رفتن عزّت و عظمت شما خواهد شد. و در ادامه مى‌فرماید: (وَ اصْبِرُوا) در مقابل عوامل نزاع، صبر و استقامت كنید. (إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ)[18] خداوند با صابران است.
به نكته مهمّى در این‌جا به‌صورت گذرا اشاره مى‌كنیم: در هیچ عصر و زمانى انگیزه‌هاى گناه به میزان عصر و زمان ما نبوده است. رسانه‌ها، ماهواره‌ها و شبكه‌هاى اینترنتى دائماً بذر فساد را مى‌پراكنند، و فریبندگى‌هاى مظاهر زندگى بیشتر شده است و از همه این‌ها گذشته، تلاش حكومت‌هاى خودكامه براى افشاندن بذر فساد، از آن جمله است.
در مقابل این عوامل عجیب عصر ما، تقواى فوق‌العاده و صبر وشكیبایى زیادى لازم است.

مفهوم توكّل

مفهوم والاى دیگرى كه دستخوش تحریف قرار گرفته، مسئله توكّل است.
توكّل بر خدا یعنى چه؟ بعضى هر كارى را كه بدون حساب انجام مى‌شود توكّل مى‌نامند. مثلاً به فردى مى‌گوییم از این مسیر جادّه نرو، خطرناك است. یا این غذا را نخور ضرر دارد. یا با فلان خانواده وصلت نكن مناسب شما نیستند. چرا در ایّام امتحان، دَرس نمى‌خوانى و تلاش نمى‌كنى؟ چرا براى پیشرفت كار با افراد ماهر مشورت نمى‌كنى؟ در جواب همه این پرسش‌ها مى‌گوید : توكّل بر خدا! یعنى هر كارى كه بدون حساب انجام شود نام آن را توكّل مى‌گذارند.
مرحوم محدّث قمى در سفینة‌البحار، مادّه توكّل، نقل مى‌كند كه پیامبر اكرم (ص) به جبرئیل فرمودند :
«مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟» توكّل بر خدا به چه معناست؟ (با توجّه به این كه قطعاً علم پیامبر (ص) از جبرئیل بالاتر بود، آیا صحیح است از او سؤال كند و توضیح بخواهد؟ بله، مانعى ندارد انسان از دوست و حتّى شاگردش هم سؤال كند و این عیب نیست.
در این‌جا سؤال كننده پیامبر (ص) و جواب‌دهنده پیك وحى خداست) جبرئیل جواب مى‌دهد: «فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لاَ یَضُرُّ وَ لاَ یَنْفَعُ وَلاَیُعْطِی وَلاَ یَمْنَعُ» توكّل به این معناست كه ما یقین داشته باشیم مخلوقات نمى‌توانند از پیشرفت ما جلوگیرى كنند، نه زیان یا نفعى به ما برسانند و عطا یا منعى كنند. بلكه آنچه هست از سوى خداوند است. به این معنى كه ما تلاش و كوشش مى‌كنیم و به رحمت پروردگار امیدواریم. «فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِکَ لَمْ یَعْمَلْ لاَِحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَلَمْ یَرْجُ وَ لَمْ یَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ یَطْمَعْ فِی أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ» زمانى كه انسان به این مقام رسید، تنها امیدش به ذات پاك پروردگار است وتنها از او فرمان مى‌برد و تنها به او وابسته است وبه هیچ انسان دیگرى وابستگى پیدا نمى‌كند.
مرحوم علّامه مجلسى نیز در بحارالانوار مى‌گوید :
«ثم إن التوكل لیس معناه ترک السعی فی الأمور الضروریة و عدم الحذر عن الأمور المحذورة بالكلیة بل لا بدّ من التوسل بالوسائل والأسباب على ما ورد فی الشریعة من غیر حرص و مبالغة فیه و مع ذلک لا یعتمد على سعیه و ما یحصله من الأسباب بل یعتمد على مسبّب الأسباب».[19] توكّل به این معنى نیست كه انسان درپى كارهاى ضرورى و تدبیر امور نباشد، و در كارش حساب و كتاب نداشته باشد، و دنبال عالم أسباب نباشد. بلكه توكّل به این معنى است كه همه این امور را انجام دهد امّا چشم امید و تمام توجّهش تنها به مسبّب الأسباب باشد.

آثار مثبت توكّل

در جریان انقلاب اسلامى ما، مسئله بسیار آموزنده‌اى واقع شد؛ در زمان امام راحل(ره) كه مملكت به جوش، و توده‌هاى مردم به خروش آمدند، تفكّرى در میان سیاستمداران و حتّى عدّه‌اى از دانشمندان بود كه دنیا دو قطب دارد: قطب شرق و غرب. و در حقیقت نیز همین‌گونه بود و این دو قطب بر تمام دنیا سیطره داشتند و دولت‌هاى دیگر بدون وابستگى به یكى از آن‌ها نمى‌توانستند رشد كنند. امام(ره) سخن تازه‌اى را بیان كرد و فرمود : «نه شرقى، نه غربى» نه به این قطب تكیه كنید نه به آن قطب، بلكه توكّل شما بر خدا و بر توده‌هاى ملّت خودمان باشد. بسیارى این برنامه را شكست خورده مى‌دانستند و مى‌گفتند: با این روش، مشكلى حل نخواهد شد و انقلاب گرفتار شكست مى‌شود و لازم است به یكى از آن دو، چراغ سبز نشان دهیم تا در مشكلات از ما حمایت كنند. ولى دیدند توكّل بر خدا چنان مشكلات را حل كرد كه الگویى براى سایر جوامع طالب استقلال حقیقى شد.
آرى، استقلال با وابستگى، استقلال نیست بلكه استعمار است.
وقتى مستقل هستیم كه اعتماد به ملّت خود و نیروهاى داخلى داشته باشیم و بر مسبّب الأسباب توكّل كنیم.
مشابه آنچه گذشت توسّط حزب‌اللّه در جنوب لبنان اتّفاق افتاد كه از نظر عدد و كیفیت و كمیت و وسایل، بسیار پایین‌تر از دشمن غاصب بودند ولى در عین حال با توكّل بر خدا و چشم دوختن به ذات مسبّب الاسباب سبب درخشش شگفت‌آورى شدند چراكه هیچ كس باور نمى‌كرد بتوانند ارتش شكست‌ناپذیر اسرائیل را در سایه این توكّل، این‌چنین شكست دهند. مردم خاورمیانه تصوّر مى‌كردند بدون سیطره اسرائیل نمى‌توان حكومت كرد چون آمریكا و كشورهاى اروپایى پشتوانه او هستند و حتماً باید با آن‌ها كنار آمد. ولى معلوم شد این تفكّر باطل است و ابهّت توخالى اسرائیل از بین رفتنى است.
امیدواریم با استفاده از این مفهوم والاى قرآنى، ما و همه مسلمانان دنیا بتوانیم عزّت، عظمت، استقلال و سربلندى خود را حفظ كنیم و بر ذات پاك مسبّب الأسباب توكّل داشته باشیم إن‌شاءاللّه.