مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

صبر دربرابر مصائب و حوادث دردناك

علماى اخلاق صبر را به سه شاخه تقسیم مى‌كنند كه شاخه اوّل : صبر بر مصیبت‌هاست.
برخى مصائب كه در زندگى پیش مى‌آید، در طول تاریخ براى تمامى انسان‌ها بوده است و باز هم خواهد بود. مانند: جنگ تحمیلى و ناراحتى‌هاىِ شدید آن یا آفات آسمانى و زلزله و امثال آن یا آفاتى كه براى مزارع و باغات به‌وجود مى‌آید و یا بیمارى‌هاى دوران كهولت و حوادث مختلف كه باعث از دست رفتن عزیزان مى‌شود. البته منظور، آفتى است كه غیر قابل اجتناب باشد؛ زیرا اگر بتوان از آن اجتناب كرد باید با كوشش، آن را رفع كنیم.
قرآن مجید در سوره بقره به برخى آفات ازجمله: خوف (جنگ وناامنى)، از دست رفتن عزیزان وآفات دیگر اشاره مى‌كند ومى‌فرماید : (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ).[9] دربرابر این حوادث مى‌توان به دو صورت برخورد كرد: عدّه‌اى حالت انفعالى دارند، بى‌تابى مى‌كنند و فریاد مى‌كشند و گریبان چاك كرده و سر به دیوار مى‌كوبند و گاهى خدایى ناكرده دست به خودكشى مى‌زنند. امّا عدّه‌اى به برنامه پیشنهادى اسلام كه صبر دربرابر مصیبت است عمل مى‌كنند و بر لطف خدا توكّل كرده وپاداش را از خدا مى‌خواهند و خدا اجر صابران را به ایشان عنایت مى‌كند.
آیه فوق اشاره به این معنى مى‌كند و مى‌فرماید: به صبركنندگان بشارت بده. چنین صبرى در مقابل مصیبت غیرقابل اجتناب، فضیلت است و باعث آرامش انسان مى‌شود و از بى‌تابى وخودكشى و ابتلا به انواع بیمارى‌ها و ناراحت كردن اطرافیان جلوگیرى مى‌كند.
در روایتى امیرمؤمنان (ع) مى‌فرمایند :
«إِنَّکَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَأَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ»[10] اگر صبر كنید، هرچند این حوادث غیرقابل پیشگیرى، اتّفاق مى‌افتد ولى خداوند اجر صابران را عنایت مى‌فرماید، اما اگر جزع و بى‌تابى كنید این‌گونه مصیبت‌ها از بین نمى‌رود ولى اجر و پاداش شما از بین خواهد رفت و حتّى ممكن است دربرابر این بى‌تابى، براى شما گناه نوشته شود.
آیا اگر این تعلیم اسلامى نبود، مادران و پدران شهدا وخانواده‌هاى آن‌ها در طول جنگ تحمیلى مقاومت مى‌كردند؟
بعضى چندین شهید تقدیم اسلام كرده و مانند كوه، مقاوم ایستاده‌اند. این نتیجه تعلیمات اسلام است. بنابراین اگر صبر تحریف نشود خواهیم دید چه آثار فراوانى در زندگى انسان دارد.

صبر در مسیر اطاعت فرمان پروردگار

شاخه دوم: صبر در مسیر اطاعت است.
همه باید توجّه داشته باشند كه رسیدن به اوج قلّه افتخار، خواه در جنبه مادّى یا معنوى، بدون عبور از سنگلاخ‌ها، مشكلات وفرازونشیب‌ها ممكن نیست. در مسیر افتخار همیشه موانعى بوده وهست. كسانى مى‌توانند به اوج برسند كه ناهموارى‌هاى مسیر را تحمّل كنند كه همان «صبر در مسیر اطاعت» نام دارد.
لازم است همه به‌خصوص جوانان حالات مخترعان ومكتشفان را مطالعه كنند. بعضى از آن‌ها براى حل یك مسئله علمى سال‌ها زحمت مى‌كشیدند. دانشمندى اروپایى بیست سال درمورد زندگى مورچگان مطالعه كرد تا كتابى در این زمینه نوشت. در مسائل معنوى و پیشرفت‌هاى افتخارآمیز هم، باید مشكلات را تحمّل كرد.
یكى از عبادات مهمّ، روزه ماه رمضان است كه در قرآن مجید «صبر» نامیده شده است :
(وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ)[11] یارى بجویید از صبر (روزه) و از نماز. به این معنا كه روزه، اراده انسان را قوى مى‌كند، او را در مقابل مشكلات مقاوم مى‌سازد، به او درس استقامت مى‌دهد ودر زندگى انسان بسیار تأثیرگذار است. مخصوصاً روزه ماه مبارك رمضان در ایّام گرم تابستان و یا در مناطقى كه به قطب شمال و یا جنوب نزدیك‌اند و روزهاى طولانى دارند، به‌گونه‌اى كه در بعضى مناطق روزها 22 ساعت طول مى‌كشد و هوا در حالى كه هنوز تاریك نشده، روشن مى‌شود.[12]
لازم است به این مناسبت، مسئله مهمّى را به پدران و مادران تذكّر دهیم: جوانان ما در شرایطى زندگى مى‌كنند كه اسباب انحراف براى آنان بسیار است، باید در تربیت فرزندان، با حوصله واز كودكى اقدام كنید تا بیشتر مؤثّر شود. قرآن مجید مى‌فرماید :
(فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ)[13] اى پیامبر! در هدایت مردم عجله نكن و مانند یونسِ پیامبر نباش، كه مدّتى مردم را به‌سوى خدا دعوت كرد ولى بعد از مدّتى حوصله‌اش تمام شد وآن‌ها را ترك كرد. خداوند نیز او را نبخشید چون اگر بیشتر مى‌ماند قابل هدایت بودند، همان‌طور كه در آینده هدایت شدند. ودر مقابل این كم‌حوصلگى، او را در شكم ماهى زندانى كرد.
خداوند در قرآن، داستان نوح پیامبر را این‌گونه بیان مى‌كند :
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً)[14]
خداوند نهصد و پنجاه سال عمر طولانى به ایشان داده بود. در این مدّت چه تعداد هدایت شدند؟ قرآن در این‌باره مطلبى بیان نمى‌كند ولى احادیث و تواریخ حدود هشتاد نفر را ذكر مى‌كنند.[15] یعنى هر دوازده سال یك نفر را توانست هدایت كند.
آیا پدران و مادران نباید نسبت به فرزندانشان چنین صبر وحوصله‌اى داشته باشند؟ این‌ها سرمایه‌هاى وجود ما هستند. فرزند بد، مصیبت بزرگى براى خانواده است؛ یك فرزند معتاد ممكن است چندین خانواده را نابود كند. امّا یك فرزند خوب آبروى پدر و مادر است و در سنین بالا بهترین وسیله براى افتخار ونگهدارى آن‌ها مى‌باشد.
بنابراین، اى پدران و مادران عزیز! براى تربیت فرزندانتان دلسوز باشید و هرگز از ناملایمات مأیوس نشوید. خصوصاً از آغاز، آن‌ها را با مسجد و مجالس دینى آشنا كنید، اگر از ابتدا با این محافل ومجالس آشنا شوند در سنین بالا سبب آرامش شما مى‌شوند واسباب افتخار شما را فراهم مى‌آورند. امّا اگر با محافل انحرافى ارتباط پیدا كنند و شما نیز قائل به آزادى بى‌حدّ باشید، در آینده گرفتار مشكلات عجیب و بسیار مهمّى خواهید شد.

صبر دربرابر انگیزه‌هاى گناه

و امّا شاخه سوم: صبر دربرابر انگیزه‌هاى گناه است.
مى‌دانیم انگیزه‌هاى متعدّدى براى گناه وجود دارد كه یكى از آن‌ها وسوسه‌هاى شیطان است.
برخلاف آنچه برخى تصوّر كرده‌اند، شیطان بدون موافقت ما سلطه‌اى بر ما ندارد. قرآن مجید مى‌فرماید :
(إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ)[16] . در این آیه شریفه، قرآن از لفظ «إنّما» استفاده مى‌كند، یعنى شیطان «فقط» بر كسانى تسلّط دارد كه دست دوستى به‌سوى او دراز مى‌كنند و به او مجوز ورود به روح و جانشان را مى‌دهند.
دومین انگیزه، هواى نفس است كه انسان را به انواع گناهان دعوت مى‌كند. مانند: ظلم، ستم، خوردن حق دیگران، اشغال پست‌هایى كه انسان لایق آن نیست، شهوات و هوس‌هاى مختلف.
و سومین انگیزه، جاذبه‌ها، زرق و برق و تجمّلات دنیاست كه گاهى براى رسیدن به آن‌ها انسان به انجام هر كارى تن مى‌دهد.
آیا اگر دربرابر این انگیزه‌ها صبر و استقامت نباشد انسان مى‌تواند خودش را از آلودگى به گناه نجات دهد؟ آیا صبر در مقابل این عوامل فضیلت است یا رذیله اخلاقى؟ قرآن مجید مى‌فرماید :
(وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى)[17] بهشت براى كسانى است كه در مقابل فرمان خدا احساس مسئولیت كنند و از پیروى هواى نفس خوددارى نمایند.
در سوره مباركه انفال در تعبیر دیگرى واژه صبر به طرز زیبایى به‌كار رفته، مى‌فرماید :
(وَ لا تَنازَعُوا) اى مسلمانان! با یكدیگر به جنگ و جدال برنخیزید و از عوامل نزاع كه معمولاً خودخواهى‌ها، انحصارطلبى‌ها، فریفته بودن در مقابل مظاهر مادّى دنیا و گاهى تعصّب‌هاى كوركورانه ودفاع از جمعیّت خاصّى است، دورى كنید. (فَتَفْشَلُوا) چون باعث سستى شما مى‌شود. زیرا نیروهاى انسان محدود است و اگر این نیروها را در مقابل یكدیگر به كار بگیریم و آن‌ها را خنثى كنیم، براى ایستادگى در مقابل دشمن نیرویى باقى نمى‌ماند. (وَ تَذْهَبَ رِیحُكُمْ) مفسّران بزرگ براى «ریح دو معنى آورده‌اند: اوّل به معنى روح است یعنى روح شما بر اثر جنگ با یكدیگر از بین مى‌رود وجمعیّتى مرده مى‌شوید. و دوم كنایه از این مثال است كه هرگاه جمعیّتى داراى عزّت و عظمت باشند گفته مى‌شود: باد به پرچمشان مى‌وزد؛ یعنى قدرت و عظمت آن‌ها برپاست. بنابراین، معنى آیه به این صورت خواهد شد كه نزاع و اختلاف سبب از بین رفتن عزّت و عظمت شما خواهد شد. و در ادامه مى‌فرماید: (وَ اصْبِرُوا) در مقابل عوامل نزاع، صبر و استقامت كنید. (إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ)[18] خداوند با صابران است.
به نكته مهمّى در این‌جا به‌صورت گذرا اشاره مى‌كنیم: در هیچ عصر و زمانى انگیزه‌هاى گناه به میزان عصر و زمان ما نبوده است. رسانه‌ها، ماهواره‌ها و شبكه‌هاى اینترنتى دائماً بذر فساد را مى‌پراكنند، و فریبندگى‌هاى مظاهر زندگى بیشتر شده است و از همه این‌ها گذشته، تلاش حكومت‌هاى خودكامه براى افشاندن بذر فساد، از آن جمله است.
در مقابل این عوامل عجیب عصر ما، تقواى فوق‌العاده و صبر وشكیبایى زیادى لازم است.