مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

مفهوم صبر

اوّلین مفهوم مورد بحث، مسئله صبر است. صبر در مفاهیم اسلامى بسیار اهمیّت دارد. امیرمؤمنان (ع) در نهج‌البلاغه در كلام معروفشان مى‌فرمایند :
«الصَّبْرُ مِنَ الاِْیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»[3] ارزش صبر براى ایمان مانند ارزش سر براى تن است. «لاَ خَیْرَ فِی جَسَدٍ لاَ رَأْسَ مَعَهُ وَلاَ فِی إِیمَانٍ لاَ صَبْرَ مَعَه»[4] و ایمانى كه صبر نداشته باشد مانند بدنى كه سر نداشته باشد فایده‌اى ندارد.
طبق آیات قرآن نیز در روز قیامت آنگاه كه بهشتیان به استقبال نیكوكاران مى‌آیند وایشان را به‌سوى بهشت دعوت مى‌كنند، مى‌گویند : (سَلاَمٌ عَلَیْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ)[5] درود بر شما، این پاداش عظیم الهى به‌دلیل صبر و استقامت شماست.
قرآن و روایات اسلامى درمورد صبر چه مى‌فرمایند؟ به‌عنوان مثال در سوره مباركه انفال آمده است :
(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ)[6] اى پیامبر! مؤمنان را آماده مبارزه با دشمنان مهاجم كن، (و چون مسلمانان در اقلیّت بودند و به‌دلیل همین نابرابرى، بعضى حاضر به جنگ نبودند مى‌فرماید:) بیست نفر از شما در مقابل دویست نفر از آن‌ها مى‌تواند بایستد (امّا به شرط این‌كه بیست نفر مقاوم و بااستقامت باشند). متأسّفانه كسانى كه از روى نادانى یا غرض، این مفهوم را تحریف كرده‌اند، صبر را تسلیم شدن در مقابل زورگویان و تحمّل هرگونه محرومیّت تعریف مى‌كنند. در آیه بعد خداوند تخفیف مى‌دهد و مى‌فرماید: عدد یك دربرابر ده به‌دلیل ضعف شما مشكل است ولى اگر جمعیّت شما نصف جمعیّت دشمن باشد نیز بایستید؛ و باز هم تأكید بر افراد صابر و شكیبا مى‌كند.[7]
آیا صبر در آنچه گذشت به معنى تسلیم شدن است یا مقاومت وایستادگى در مقابل دشمن؟
تعبیر امیرالمؤمنین (ع) درمورد صبر نیز، كه در ابتداى مطلب گذشت، معنى صبر را روشن مى‌سازد و قیاس ارزش صبر براى ایمان با ارزش سر براى بدن، مى‌رساند: همان‌طور كه ارزش آدمى به تفكر و اندیشه و تدبر اوست كه از عقل سرچشمه مى‌گیرد، صبر نیز جزء مسائل مهمّ انسانى است و به‌معناى ایستادگى و مقاومت دربرابر دشمن مى‌باشد.
در تعبیر دیگرى قرآن مجید در سوره احقاف مى‌فرماید: (فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ)[8] اى پیامبر! صبر كن، اگر این جمعیّت نادان در مرحله اوّل ایمان نیاوردند مأیوس نباش، ناراحتى‌ها را تحمّل كن، همان‌گونه كه پیامبران اولوالعزم صبر كردند و عجله نكن این‌ها ده‌ها و گاهى صدها سال در عصر جاهلیّت به كارهاى خلاف خو گرفته‌اند و یك روزه نمى‌توان آن‌ها را تغییر داد. دراین آیه نیزصبربه عنوان یك فضیلت اخلاقى مطرح شده است.
آنچه به‌وسیله امام(ره) تبلیغ شد و باعث موفقیّت در انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلى گشت و با آن توانستیم كشور را از تجاوز بیگانگان حفظ كنیم مفهوم والاى صبر بود. درحالى كه دشمن در بهترین شرایط جنگى و ما در بدترین شرایط بودیم؛ ولى استقامتى كه از ایمان ناشى مى‌شود باعث نجات ما شد. آیا صبر با این معانى، یك فضیلت اخلاقى و مهمّ انسانى است یا باعث عقب‌افتادگى؟ ولى زمانى كه به دست افراد نادان و یا مغرض مى‌افتد تبدیل به رذیله اخلاقى مى‌شود یا مسئله‌اى كه باعث عقب‌افتادگى خواهد شد.

صبر دربرابر مصائب و حوادث دردناك

علماى اخلاق صبر را به سه شاخه تقسیم مى‌كنند كه شاخه اوّل : صبر بر مصیبت‌هاست.
برخى مصائب كه در زندگى پیش مى‌آید، در طول تاریخ براى تمامى انسان‌ها بوده است و باز هم خواهد بود. مانند: جنگ تحمیلى و ناراحتى‌هاىِ شدید آن یا آفات آسمانى و زلزله و امثال آن یا آفاتى كه براى مزارع و باغات به‌وجود مى‌آید و یا بیمارى‌هاى دوران كهولت و حوادث مختلف كه باعث از دست رفتن عزیزان مى‌شود. البته منظور، آفتى است كه غیر قابل اجتناب باشد؛ زیرا اگر بتوان از آن اجتناب كرد باید با كوشش، آن را رفع كنیم.
قرآن مجید در سوره بقره به برخى آفات ازجمله: خوف (جنگ وناامنى)، از دست رفتن عزیزان وآفات دیگر اشاره مى‌كند ومى‌فرماید : (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ).[9] دربرابر این حوادث مى‌توان به دو صورت برخورد كرد: عدّه‌اى حالت انفعالى دارند، بى‌تابى مى‌كنند و فریاد مى‌كشند و گریبان چاك كرده و سر به دیوار مى‌كوبند و گاهى خدایى ناكرده دست به خودكشى مى‌زنند. امّا عدّه‌اى به برنامه پیشنهادى اسلام كه صبر دربرابر مصیبت است عمل مى‌كنند و بر لطف خدا توكّل كرده وپاداش را از خدا مى‌خواهند و خدا اجر صابران را به ایشان عنایت مى‌كند.
آیه فوق اشاره به این معنى مى‌كند و مى‌فرماید: به صبركنندگان بشارت بده. چنین صبرى در مقابل مصیبت غیرقابل اجتناب، فضیلت است و باعث آرامش انسان مى‌شود و از بى‌تابى وخودكشى و ابتلا به انواع بیمارى‌ها و ناراحت كردن اطرافیان جلوگیرى مى‌كند.
در روایتى امیرمؤمنان (ع) مى‌فرمایند :
«إِنَّکَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَأَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ»[10] اگر صبر كنید، هرچند این حوادث غیرقابل پیشگیرى، اتّفاق مى‌افتد ولى خداوند اجر صابران را عنایت مى‌فرماید، اما اگر جزع و بى‌تابى كنید این‌گونه مصیبت‌ها از بین نمى‌رود ولى اجر و پاداش شما از بین خواهد رفت و حتّى ممكن است دربرابر این بى‌تابى، براى شما گناه نوشته شود.
آیا اگر این تعلیم اسلامى نبود، مادران و پدران شهدا وخانواده‌هاى آن‌ها در طول جنگ تحمیلى مقاومت مى‌كردند؟
بعضى چندین شهید تقدیم اسلام كرده و مانند كوه، مقاوم ایستاده‌اند. این نتیجه تعلیمات اسلام است. بنابراین اگر صبر تحریف نشود خواهیم دید چه آثار فراوانى در زندگى انسان دارد.

صبر در مسیر اطاعت فرمان پروردگار

شاخه دوم: صبر در مسیر اطاعت است.
همه باید توجّه داشته باشند كه رسیدن به اوج قلّه افتخار، خواه در جنبه مادّى یا معنوى، بدون عبور از سنگلاخ‌ها، مشكلات وفرازونشیب‌ها ممكن نیست. در مسیر افتخار همیشه موانعى بوده وهست. كسانى مى‌توانند به اوج برسند كه ناهموارى‌هاى مسیر را تحمّل كنند كه همان «صبر در مسیر اطاعت» نام دارد.
لازم است همه به‌خصوص جوانان حالات مخترعان ومكتشفان را مطالعه كنند. بعضى از آن‌ها براى حل یك مسئله علمى سال‌ها زحمت مى‌كشیدند. دانشمندى اروپایى بیست سال درمورد زندگى مورچگان مطالعه كرد تا كتابى در این زمینه نوشت. در مسائل معنوى و پیشرفت‌هاى افتخارآمیز هم، باید مشكلات را تحمّل كرد.
یكى از عبادات مهمّ، روزه ماه رمضان است كه در قرآن مجید «صبر» نامیده شده است :
(وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ)[11] یارى بجویید از صبر (روزه) و از نماز. به این معنا كه روزه، اراده انسان را قوى مى‌كند، او را در مقابل مشكلات مقاوم مى‌سازد، به او درس استقامت مى‌دهد ودر زندگى انسان بسیار تأثیرگذار است. مخصوصاً روزه ماه مبارك رمضان در ایّام گرم تابستان و یا در مناطقى كه به قطب شمال و یا جنوب نزدیك‌اند و روزهاى طولانى دارند، به‌گونه‌اى كه در بعضى مناطق روزها 22 ساعت طول مى‌كشد و هوا در حالى كه هنوز تاریك نشده، روشن مى‌شود.[12]
لازم است به این مناسبت، مسئله مهمّى را به پدران و مادران تذكّر دهیم: جوانان ما در شرایطى زندگى مى‌كنند كه اسباب انحراف براى آنان بسیار است، باید در تربیت فرزندان، با حوصله واز كودكى اقدام كنید تا بیشتر مؤثّر شود. قرآن مجید مى‌فرماید :
(فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ)[13] اى پیامبر! در هدایت مردم عجله نكن و مانند یونسِ پیامبر نباش، كه مدّتى مردم را به‌سوى خدا دعوت كرد ولى بعد از مدّتى حوصله‌اش تمام شد وآن‌ها را ترك كرد. خداوند نیز او را نبخشید چون اگر بیشتر مى‌ماند قابل هدایت بودند، همان‌طور كه در آینده هدایت شدند. ودر مقابل این كم‌حوصلگى، او را در شكم ماهى زندانى كرد.
خداوند در قرآن، داستان نوح پیامبر را این‌گونه بیان مى‌كند :
(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً)[14]
خداوند نهصد و پنجاه سال عمر طولانى به ایشان داده بود. در این مدّت چه تعداد هدایت شدند؟ قرآن در این‌باره مطلبى بیان نمى‌كند ولى احادیث و تواریخ حدود هشتاد نفر را ذكر مى‌كنند.[15] یعنى هر دوازده سال یك نفر را توانست هدایت كند.
آیا پدران و مادران نباید نسبت به فرزندانشان چنین صبر وحوصله‌اى داشته باشند؟ این‌ها سرمایه‌هاى وجود ما هستند. فرزند بد، مصیبت بزرگى براى خانواده است؛ یك فرزند معتاد ممكن است چندین خانواده را نابود كند. امّا یك فرزند خوب آبروى پدر و مادر است و در سنین بالا بهترین وسیله براى افتخار ونگهدارى آن‌ها مى‌باشد.
بنابراین، اى پدران و مادران عزیز! براى تربیت فرزندانتان دلسوز باشید و هرگز از ناملایمات مأیوس نشوید. خصوصاً از آغاز، آن‌ها را با مسجد و مجالس دینى آشنا كنید، اگر از ابتدا با این محافل ومجالس آشنا شوند در سنین بالا سبب آرامش شما مى‌شوند واسباب افتخار شما را فراهم مى‌آورند. امّا اگر با محافل انحرافى ارتباط پیدا كنند و شما نیز قائل به آزادى بى‌حدّ باشید، در آینده گرفتار مشكلات عجیب و بسیار مهمّى خواهید شد.