مفاهیم تحریف شده

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

مفاهیم تحریف شده

با استفاده از آیه 24 سوره مباركه ابراهیم (ع)، اركان دین به یك درخت تشبیه مى‌شود : (أَلَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء)[2]
یك درخت از سه قسمت اصلى تشكیل شده است: ریشه‌ها، ساقه و میوه‌ها. ریشه درخت دین، همان باورها و اعتقادات است كه به تمام این درخت نیرو مى‌دهد. شاخه‌ها و ساقه، برنامه‌هاى عملى اسلام است، مانند: نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف ونهى از منكر. و میوه این درخت: فضایل اخلاقى، تقوا، شجاعت، عدالت، خوش‌بینى، محبّت و... است. همچنین هر درختى آفاتى نیز دارد كه گاه به ریشه و گاه به ساقه یا به میوه‌ها مى‌زند. درخت دین هم ممكن است این سه نوع آفت را داشته باشد. آفت در باورهاى دینى، آفت در برنامه‌هاى دینى یا آفت در اخلاق. یكى از این آفت‌ها كه موضوع بحث ماست، آفت تحریف است كه گاه در عقاید یا اعمال یا مسائل اخلاقى به‌وجود مى‌آید.
آنچه در این مجال، مورد بحث ماست، تحریف در مفاهیم والاى دینى است كه بسیار ظرافت دارد و اگر تحریفى در آن به‌وجود آید به مفهومى ضدّ آن تبدیل مى‌شود؛ اگر مسئله آموزنده‌اى تحریف شود به بدآموزى تبدیل مى‌گردد؛ یك فضیلت اخلاقى تحریف شود تبدیل به یك رذیله اخلاقى مى‌شود؛ یك مسئله منطقى خردمندانه تحریف شود به خرافه تبدیل مى‌گردد. موضوعاتى مانند: صبر، توكّل، زهد، عزادارى، انتظار، دعا، توسّل ومانند آن اگر تحریف شوند وسیله سوء استفاده دشمنان مى‌شود وآن را دلیل بر عدم اصالت اسلام مى‌شمارند.
كمونیست‌ها مهارت خاصى در سوء استفاده از تحریف مفاهیم والاى اسلامى داشتند و مى‌گفتند: «دین،افیون توده‌ها و مادّه مخدر است و نشانه‌اش صبر، توكّل، توسّل، دعا و انتظار است؛ زیرا سرمایه‌داران جهان، مذهب را اختراع و به‌صورت ماهرانه تبلیغ كردند تا جمعیّت محرومان در مقابل آن‌ها مقاومت نكنند.» آن‌ها با تحریف مفاهیم دینى نتیجه‌گیرى بسیار خطرناكى كردند و افرادى كه آگاهى نداشتند نیز تسلیم شدند. در این زمان نیز با تحریفات فراوانى روبه‌رو هستیم كه به‌صورت فشرده بخش‌هاى زیادى از آن را مطرح خواهیم كرد.

مفهوم صبر

اوّلین مفهوم مورد بحث، مسئله صبر است. صبر در مفاهیم اسلامى بسیار اهمیّت دارد. امیرمؤمنان (ع) در نهج‌البلاغه در كلام معروفشان مى‌فرمایند :
«الصَّبْرُ مِنَ الاِْیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»[3] ارزش صبر براى ایمان مانند ارزش سر براى تن است. «لاَ خَیْرَ فِی جَسَدٍ لاَ رَأْسَ مَعَهُ وَلاَ فِی إِیمَانٍ لاَ صَبْرَ مَعَه»[4] و ایمانى كه صبر نداشته باشد مانند بدنى كه سر نداشته باشد فایده‌اى ندارد.
طبق آیات قرآن نیز در روز قیامت آنگاه كه بهشتیان به استقبال نیكوكاران مى‌آیند وایشان را به‌سوى بهشت دعوت مى‌كنند، مى‌گویند : (سَلاَمٌ عَلَیْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ)[5] درود بر شما، این پاداش عظیم الهى به‌دلیل صبر و استقامت شماست.
قرآن و روایات اسلامى درمورد صبر چه مى‌فرمایند؟ به‌عنوان مثال در سوره مباركه انفال آمده است :
(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ)[6] اى پیامبر! مؤمنان را آماده مبارزه با دشمنان مهاجم كن، (و چون مسلمانان در اقلیّت بودند و به‌دلیل همین نابرابرى، بعضى حاضر به جنگ نبودند مى‌فرماید:) بیست نفر از شما در مقابل دویست نفر از آن‌ها مى‌تواند بایستد (امّا به شرط این‌كه بیست نفر مقاوم و بااستقامت باشند). متأسّفانه كسانى كه از روى نادانى یا غرض، این مفهوم را تحریف كرده‌اند، صبر را تسلیم شدن در مقابل زورگویان و تحمّل هرگونه محرومیّت تعریف مى‌كنند. در آیه بعد خداوند تخفیف مى‌دهد و مى‌فرماید: عدد یك دربرابر ده به‌دلیل ضعف شما مشكل است ولى اگر جمعیّت شما نصف جمعیّت دشمن باشد نیز بایستید؛ و باز هم تأكید بر افراد صابر و شكیبا مى‌كند.[7]
آیا صبر در آنچه گذشت به معنى تسلیم شدن است یا مقاومت وایستادگى در مقابل دشمن؟
تعبیر امیرالمؤمنین (ع) درمورد صبر نیز، كه در ابتداى مطلب گذشت، معنى صبر را روشن مى‌سازد و قیاس ارزش صبر براى ایمان با ارزش سر براى بدن، مى‌رساند: همان‌طور كه ارزش آدمى به تفكر و اندیشه و تدبر اوست كه از عقل سرچشمه مى‌گیرد، صبر نیز جزء مسائل مهمّ انسانى است و به‌معناى ایستادگى و مقاومت دربرابر دشمن مى‌باشد.
در تعبیر دیگرى قرآن مجید در سوره احقاف مى‌فرماید: (فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ)[8] اى پیامبر! صبر كن، اگر این جمعیّت نادان در مرحله اوّل ایمان نیاوردند مأیوس نباش، ناراحتى‌ها را تحمّل كن، همان‌گونه كه پیامبران اولوالعزم صبر كردند و عجله نكن این‌ها ده‌ها و گاهى صدها سال در عصر جاهلیّت به كارهاى خلاف خو گرفته‌اند و یك روزه نمى‌توان آن‌ها را تغییر داد. دراین آیه نیزصبربه عنوان یك فضیلت اخلاقى مطرح شده است.
آنچه به‌وسیله امام(ره) تبلیغ شد و باعث موفقیّت در انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلى گشت و با آن توانستیم كشور را از تجاوز بیگانگان حفظ كنیم مفهوم والاى صبر بود. درحالى كه دشمن در بهترین شرایط جنگى و ما در بدترین شرایط بودیم؛ ولى استقامتى كه از ایمان ناشى مى‌شود باعث نجات ما شد. آیا صبر با این معانى، یك فضیلت اخلاقى و مهمّ انسانى است یا باعث عقب‌افتادگى؟ ولى زمانى كه به دست افراد نادان و یا مغرض مى‌افتد تبدیل به رذیله اخلاقى مى‌شود یا مسئله‌اى كه باعث عقب‌افتادگى خواهد شد.

صبر دربرابر مصائب و حوادث دردناك

علماى اخلاق صبر را به سه شاخه تقسیم مى‌كنند كه شاخه اوّل : صبر بر مصیبت‌هاست.
برخى مصائب كه در زندگى پیش مى‌آید، در طول تاریخ براى تمامى انسان‌ها بوده است و باز هم خواهد بود. مانند: جنگ تحمیلى و ناراحتى‌هاىِ شدید آن یا آفات آسمانى و زلزله و امثال آن یا آفاتى كه براى مزارع و باغات به‌وجود مى‌آید و یا بیمارى‌هاى دوران كهولت و حوادث مختلف كه باعث از دست رفتن عزیزان مى‌شود. البته منظور، آفتى است كه غیر قابل اجتناب باشد؛ زیرا اگر بتوان از آن اجتناب كرد باید با كوشش، آن را رفع كنیم.
قرآن مجید در سوره بقره به برخى آفات ازجمله: خوف (جنگ وناامنى)، از دست رفتن عزیزان وآفات دیگر اشاره مى‌كند ومى‌فرماید : (وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ).[9] دربرابر این حوادث مى‌توان به دو صورت برخورد كرد: عدّه‌اى حالت انفعالى دارند، بى‌تابى مى‌كنند و فریاد مى‌كشند و گریبان چاك كرده و سر به دیوار مى‌كوبند و گاهى خدایى ناكرده دست به خودكشى مى‌زنند. امّا عدّه‌اى به برنامه پیشنهادى اسلام كه صبر دربرابر مصیبت است عمل مى‌كنند و بر لطف خدا توكّل كرده وپاداش را از خدا مى‌خواهند و خدا اجر صابران را به ایشان عنایت مى‌كند.
آیه فوق اشاره به این معنى مى‌كند و مى‌فرماید: به صبركنندگان بشارت بده. چنین صبرى در مقابل مصیبت غیرقابل اجتناب، فضیلت است و باعث آرامش انسان مى‌شود و از بى‌تابى وخودكشى و ابتلا به انواع بیمارى‌ها و ناراحت كردن اطرافیان جلوگیرى مى‌كند.
در روایتى امیرمؤمنان (ع) مى‌فرمایند :
«إِنَّکَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَأَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ»[10] اگر صبر كنید، هرچند این حوادث غیرقابل پیشگیرى، اتّفاق مى‌افتد ولى خداوند اجر صابران را عنایت مى‌فرماید، اما اگر جزع و بى‌تابى كنید این‌گونه مصیبت‌ها از بین نمى‌رود ولى اجر و پاداش شما از بین خواهد رفت و حتّى ممكن است دربرابر این بى‌تابى، براى شما گناه نوشته شود.
آیا اگر این تعلیم اسلامى نبود، مادران و پدران شهدا وخانواده‌هاى آن‌ها در طول جنگ تحمیلى مقاومت مى‌كردند؟
بعضى چندین شهید تقدیم اسلام كرده و مانند كوه، مقاوم ایستاده‌اند. این نتیجه تعلیمات اسلام است. بنابراین اگر صبر تحریف نشود خواهیم دید چه آثار فراوانى در زندگى انسان دارد.