پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

مرز انسانیت و حیوانیت‌

تفاوت اساسى حیوان و انسان در برخورد با این گرایش‌ها و امیال الهى در همین نكته نهفته است كه امیال اساسى و روحى در انسان قابل تقویت و تضعیف و تعدیل است و آدمى به دست خود مقدمات این تغییرات را فراهم مى‌سازد، ولى حیوانات به هیچ وجه از این قابلیت‌ها برخوردار نیستند. در واقع انسانیت انسان در همین تفاوت به دست مى‌آید كه او افزون بر خواسته‌هاى مشترك حیوانى، برخى خواسته‌هاى اختصاصى نیز دارد.
او مى‌تواند خواسته‌هاى الهى و معنوى را بر خواسته‌هاى مادّى و دنیایى ترجیح دهد و در تعارض بین آنها، خواسته‌هاى مؤثرتر و مهم‌تر؛ یعنى امیال الهى و معنوى را مقدّم بدارد. از سوى دیگر مى‌تواند با بهره‌گیرى از شیوه‌هایى هم‌چون موعظه، تحصیل، تعلیم و تربیت و... به تعدیل یا تقویت یا تضعیف خواسته‌ها و امیال خود بپردازد؛ در حالى كه حیوانات از تمام این مواهب محرومند. حیوان محكوم این امیال است و از خود هیچ اراده‌اى جز تن سپردن به گرایش‌هاى غریزى و فطرى ندارد؛ مثلاً به هنگام احساس گرسنگى سر خود را پایین انداخته، بدون این‌كه بداند غذایش از كجا و چگونه آمده، تا آن‌جا كه احساس گرسنگى مى‌كند مى‌خورد. اگر انسان نیز این‌گونه باشد دیگر تفاوتى با حیوان نخواهد داشت. جاى تعجب نیست كه قرآن مى‌فرماید: وَ الَّذِینَ كَفَرُواْ یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الاَْنْعَمُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُم؛(111) كسانى
﴿ صفحه 300 ﴾
كه كافر شده‌اند، بهره مى‌برند و همان‌گونه كه چارپایان مى‌خورند، مى‌خورند و جایگاه آنها آتش است. انسان‌هاى عارى از عقیده و فكر، كه مصداق كامل آن، كفار هستند، همانند چهارپایان مى‌خورند و مى‌آشامند و... . البته مؤمنان نیز غذا مى‌خورند و از لذایذ دنیا بهره مى‌برند؛ ولى بهره‌مندى كفار از دنیا به‌گونه‌اى است كه خواسته‌هاى الهى را زیر پا مى‌گذارند و به لذت‌هاى عالى انسانى خود ضرر مى‌رسانند و سعادت ابدى و هدایت الهى را از كف مى‌دهند. در واقع با وجود برخوردارى از نعمتى منحصر به فرد كه هرگز در اختیار حیوانات نیست؛ همانند حیوانات، بدون برخوردارى از لذات معنوى و الهى زندگى مى‌كنند. روشن است كه چنین موجوداتى با این درجه از حرمان، از چهارپایان نیز گم‌راه‌تر و فرومایه‌ترند: بَلْ هُمْ اَضَل.(112)
براى این‌كه به میزان انسانیت خود پى ببریم باید بررسى كنیم كه در تعارض بین خواسته‌هاى حیوانى و انسانى كدام‌یك را انتخاب مى‌كنیم و آن‌جا كه خواسته‌هاى حیوانى با امیال الهى و معنوى تعارض دارد، پیرو عقل و ایمان و اعتقادات خود هستیم یا دنباله‌رو خواسته‌هاى گذراى مادّى و حیوانى!؟ آیا مى‌توانیم خود را از چنگال قدرتمند خواسته‌هاى غریزى و حیوانى نجات دهیم؟ مرز حیوانیت و انسانیت از همین مسیر مى‌گذرد و این‌جاست كه حیوانیت و انسانیت رقم مى‌خورد. صدافسوس كه گاه ممكن است برخى حیوانات از خواسته‌هاى حیوانى و دنیایى خود دست بشویند ولى انسان نه. برخى حیوانات وقتى وارد مزرعه دیگران مى‌شوند به محض این‌كه مشاهده مى‌كنند صاحب مزرعه مى‌خواهد با چوب بر سرشان بزند، فرار مى‌كنند و دیگر وارد آن مزرعه نمى‌شوند و همان یك تجربه براى همیشه آنها را تربیت مى‌كند؛ ولى برخى انسان‌ها على‌رغم هزاران بار تجربه تلخ درس نمى‌گیرند و تربیت نمى‌پذیرند و هم‌چنان مرتكب خلاف مى‌شوند. برخى حیوانات با كمك شیوه‌هایى تربیت مى‌پذیرند؛ ولى برخى انسان‌ها حتى طى سال‌ها تماس مستقیم با انبیاى الهى نیز تربیت نمى‌شوند؛ در واقع حیوان تربیت‌پذیرتر از این انسان‌هاست. آیا چنین حیوانى برتر از انسان نیست و آن انسان بدتر و فرومایه‌تر از این حیوان نیست؟ به یقین بَلْ هُمْ اَضَل.(113)
باید توجه داشت كه اگر انسان بعد از تجربه‌كردن تربیت شود و به سمت گرایش‌هاى الهى
﴿ صفحه 301 ﴾
حركت كند باز هم برتر از حیوان نیست. اگر آدمیزاده به‌گونه‌اى باشد كه بعد از ابتلا به درد و بلا، دست از گناه و خلاف بكشد از حیوان برتر نیست؛ چه، حیوان باركش هم اگر روزى در جایى پاهایش در گل فرو رود دیگر از آن منطقه عبور نخواهد كرد و براى مرتبه دوم به سراغ آن مكان نمى‌رود. انسان كسى است كه رفتار خود را بر اساس محبت و انس با خدا شكل دهد نه بر پایه تجربه‌هاى تلخ و گرفتارى‌هایى كه دامن‌گیر او شده است.
امیر مؤمنان(علیه السلام) نیز در این قسمت وصیّتشان به فرزند خود امام حسن(علیه السلام) مى‌فرمایند: اگر مى‌خواهید پاى از مرز حیوانیت فراتر بگذارید و به جایگاه انسان‌هاى متعالى نزدیك شوید، باید سعى كنید تا بر هواى نفس و خواسته‌هاى حیوانى خویش غالب شوید و از طریق موعظه و پند ناصحان و انس با حضرت دوست و اولیاى خداوند و محبت به ائمه هدى(علیهم السلام) كه از شئون محبت به خداست(114) به كوى سعادت و هدایت قدم بگذارید. مبادا همانند حیوانات باشید كه فقط با تازیانه ره مى‌یابند؛ كه انسان عاقل به كمك نیروى عقل و تربیت‌پذیرى به سرمنزل مقصود مى‌رسد.
﴿ صفحه 302 ﴾
‌﴿ صفحه 303 ﴾

درس چهل و دوم: حق‌شناسى

حق‌شناسى نسبت به حق‌شناسان‌
مفهوم حقوقى حق‌
معیار رعایت حقوق دیگران در اخلاق‌
مشكلات، همزاد بشر‌
راه‌هاى مقابله با مشكلات‌
الف) صبر
ب) حسن یقین
‌﴿ صفحه 304 ﴾
‌﴿ صفحه 305 ﴾

حق‌شناسى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
اِعْرِفِ الْحَقَّ لِمَنْ عَرَفَهُ لَكَ، رَفِیعًا كَانَ أَوْ وَضِیعًا، وَاطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیَقِینِ؛
نسبت به آن‌كه حق تو را شناسد، حق‌شناس باش؛ بلندمرتبه باشد یا فروپایه. با دل نهادن بر شكیبایى و اعتقاد عارى از گمان و تردید اندوه‌هایى را كه به تو روى مى‌آورند از خود دور ساز.