پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

پاداش كفران نعمت‌

مناسب است در این‌جا با تأملى كوتاه و مختصر در قرآن، مواردى از شكر نعمت و كفران آن و پیامدهاى هر یك را بررسى كنیم.
خداوند متعال در قرآن كریم در موارد متعددى نسبت به كفران نعمت هشدار مى‌دهد و آثار كفران یا شكر نعمت را بیان مى‌دارد. یكى از آن موارد این آیه مباركه است: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِید.(99) در زبان عربى باب تفعل را براى تشدید مفهوم به كار مى‌برند. در این‌جا نیز حضرت حق، جلّ جلاله، با شدّت و حِدّت مطلب بسیار مهمى را اعلان مى‌دارد: اگر از نعمتى كه به شما داده‌ایم قدردانى كنید حتماً آن نعمت فزونى مى‌یابد. در عبارت لَئِنْ شَكَرْتُم لاََزِیدَنَّكُم لامِ قسم همراه با تأكید لفظى، اصرار بر این حقیقت را مى‌رساند، و در ادامه مى‌فرماید؛ اما اگر كفران نعمت و حق‌ناشناسى كردید، بدانید كه عذاب الهى در انتظار شماست. این از سنت‌هاى قطعى الهى است كه اگر كسانى قدر نعمت را بدانند، خداوند منّان آن نعمت را براى آنها فزونى مى‌بخشد و هركس ناسپاسى كند، دیر یا زود نعمت از او گرفته
﴿ صفحه 278 ﴾
مى‌شود. در طول تاریخ نمونه‌هاى فراوانى وجود دارد كه طبق سنت الهى كفران نعمت موجب محرومیت و شكر نعمت موجب فراوانى آن گشته است كه پرداختن به آن نمونه‌ها از حوصله این گفتار خارج است. ولى لازم مى‌نماید كه بر دو نعمت برزگ الهى تأكید و تكیه كنیم: یكى نعمت عظیم انقلاب اسلامى و دیگرى نعمت ولایت فقیه. این دو نعمت از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى الهى است كه خداى متعال در این زمان به ما اعطا كرده است.
اگر این انقلاب اسلامى و ولایت فقیه نبود امروز این عزت و پیروزى و سربلندى را نداشتیم. تمام سربلندى و عزت ایران و ایرانى محصول انقلاب اسلامى و وجود ولایت فقیه است. پیشرفت‌هاى مادّى و معنوى این كشور مرهون این دو نعمت بزرگ و بى‌بدیل است و به بركت این دو نعمت كه خداوند به ما عطا فرموده راه هزاران پیشرفت و ترقى به روى ما گشوده مى‌شود. فراموش نكنیم كه این دو نعمت به قیمت بیش از هزاران سال تلاش و زحمت مجاهدان و علما به دست آمده و این چراغ فروزان از جوهر جان آنها فروغ و زندگى یافته است. به یاد آوریم حكم معروف مرحوم میرزاى شیرازى را كه وقتى در قضیه تنباكو، حكم به حرمت استعمال توتون و تنباكو داد و آن را مخالفت با امام زمان(علیه السلام) دانست، همه مردم از پیر و جوان، دست از استعمال تنباكو كشیدند و بدون چون و چرا حكم آن بزرگوار را گردن نهادند. این بدان سبب بود كه اعتقاد و باور مردم این بود كه ایشان نایب امام زمان(علیه السلام) است و حكمش واجب الاطاعه مى‌باشد. از زمان همان حكم دشمنان به قدرت این نیروى عظیم پى بردند و براى دور ساختن مردم از محور ولایت فقیه و شستشوى اذهان و افكار مردم از اندیشه ولایت فقیه برنامه‌ریزى كردند تا بلكه این نعمت الهى را از ما بگیرند. آنها گمان مى‌كردند كه بعد از دوران پهلوى و در طول پنجاه سال حكومت شاهنشاهى، حاكمیت این نیروى عظیمِ الهى در دل‌هاى مردم كم‌رنگ شده است؛ ولى نمى‌دانستند كه عشق به ولایت فقیه و ارادت به امام زمان(علیه السلام) و نایب او در دل‌هاى مردم چنان ریشه دوانیده است كه هرگز خشك‌شدنى نیست و این نعمت و آن فرهنگ، شكوفایى روز افزون دارد و آثار و بركاتش جهان‌گیر و پرتوافشان خواهد بود. ان شاء الله.
‌﴿ صفحه 279 ﴾

درس چهلم: درس تاریخ (2)

تكرار یا مشابهت حوادث‌
آینده؛ متفاوت با گذشته ‌
قانون‌مندى حوادث اجتماعى‌
خلاصه و نتیجه بحث‌
‌﴿ صفحه 280 ﴾
‌﴿ صفحه 281 ﴾

درس تاریخ (2)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ اسْتَدْلِلْ عَلَى مَا لَمْ یَكُنْ بِمَا كَانَ فَإِنَّمَا الاُْمُورُ اَشْبَاهٌ وَ لاَ تَكْفُرَنَّ ذَانِعْمَة فَاِنَّ كُفْرَ الِنّعْمَةِ مِنْ اَلاَْمِ الكُفْرِ وَاقْبَلِ الْعُذْرَ؛
از آنچه بوده بر آنچه نبوده استدلال كن؛ چه كارها همانند هم و نظیر یكدیگرند. ناسپاس ولى‌نعمت مباش كه ناسپاسى نعمت، پست‌ترین كفر است و عذرپذیر باش.
همان گونه كه در بحث قبل بیان شد امیرالمؤمنین(علیه السلام) براى عبرت و موعظه فرزند گرامیش امام حسن(علیه السلام) چنین فرمودند كه قضایاى گذشته را چراغ راه آینده كن و از رهگذر گذشته‌ها به آینده‌ها استدلال كن؛ چه، حوادث عالم شبیه یكدیگرند و وقتى در گذشته حادثه‌اى اتفاق افتاده باشد شبیه آن در آینده نیز اتفاق خواهد افتاد. اگر در گذشته دقت كنى مى‌توانى از آن عبرت بگیرى.
به منظور تبیین بهتر این قسمت از وصیت، در جلسه قبل سؤالى مطرح كردیم كه گاهى در گذشته حوادثى اتفاق افتاده است كه صحیح نیست انسان آنها را دلیل راه و عملكرد آینده خود قرار دهد. مثال‌هایى نیز در این‌باره ذكر كردیم؛ همانند نهضت روحانیت و حركت امام خمینى(رحمه الله) كه عده‌اى مى‌گفتند در گذشته روحانیت قیام‌ها و نهضت‌هایى را رهبرى كرده؛ ولى به جایى نرسیده و شكست خورده است؛ پس باید طبق فرمایش امام على(علیه السلام) روحانیت از شكست‌هاى قبلى عبرت بگیرد و اندیشه قیام را از ذهن خود بشوید؛ چون در آینده نیز شكست خواهد خورد.
در جلسه گذشته جوابى اجمالى به این سؤال داده شد كه اینك باید آن را كامل كنیم و به پرسش‌هاى دیگرى در این باره پاسخ دهیم.
‌﴿ صفحه 282 ﴾