پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

دنیا غصه ندارد‌

در ادامه این وصیت، امام متقین على(علیه السلام) موعظه دیگرى به امام حسن(علیه السلام) مى‌فرمایند. بى‌تردید مردم بر اثر تعلقى كه به امور دنیا و لذت‌ها و متاع آن دارند، اگر اندكى از این متاع و ثروت را از دست بدهند، یا آن را مفقود ببینند، دلتنگ مى‌شوند و غصه فراوان مى‌خورند. شاید همه ما برخى از مراتب این دلتنگى و ناراحتىِ ناشى از فقدان متاع دنیا را تجربه كرده باشیم؛ مثلا با گم‌كردن یك جلد كتاب یا انگشترى یا قطعه‌اى اسكناس؛ حتى در حال نماز قادر به تمركز حواس نبوده، بارها دچار حواس‌پرتى مى‌شویم و شىء مفقود شده را مى‌جوییم. چه بسا به پرخاشگرى پرداخته، باعث ناراحتى خود و دیگران مى‌شویم و ممكن است اعمال خلاف ادب و اخلاق از ما سرزند. این روحیه ما به هنگام گم‌شدن یك قطعه اسكناس است. حال اگر مال‌التجاره كسى در دریا غرق شود چه مى‌كند؟ اگر زلزله یا سیل خانه و سرمایه كسى را از بین ببرد، او چه بر سر روز و روزگار خود و دیگران مى‌آورد؟ به هر حال گاه مفقود شدن یك انگشترى یا یك تسبیح قیمتى، چندین روز آدمى را غصه‌دار و چه بسا مریض مى‌كند یا او را از كارهاى مهم دیگر باز مى‌دارد و تمام ذهن و فكر او را مشغول مى‌دارد و نیرویى كه باید صرف كار و عبادت شود صرف دل‌مشغولى فقدان متاع دنیا مى‌كند. این نگرانى و غصه و
‌﴿ صفحه 264 ﴾
دل‌مشغولى گاه انسان را فلج مى‌كند و شیرینى زندگى را در كام وى چون زهر مى‌نماید. در حالى كه همگان مى‌دانیم زندگى این دنیا هرگز بدون آفت و بلا و گرفتارى و از دست دادن اموال و حتى خداى ناكرده عزیزان نیست و به طور حتم آدمى به این امور مبتلا مى‌شود. لذا آنچه مهم مى‌نماید كیفیت برخورد با این حوادث و پدیده‌هاى حتمى است. اگر بنا باشد آدمى با از دست دادن اندك ذره‌اى از متاع دنیا ماتم بگیرد هیچ وقت در زندگى روى خوش نخواهد دید. چنین كسى از انجام وظایف عبادى و دینى خود باز مى‌ماند و كار و تحصیل و شغل خود را نمى‌تواند دنبال كند. به هنگام نماز تمركز حواس نخواهد داشت و با دیگران تلخى مى‌كند. رفتار و اخلاقش را در زندگى با زن و بچه‌اش هم تغییر مى‌دهد و... .
این روحیه و انجام این گونه اعمال نشانه نوعى بیمارى است و امام على(علیه السلام) بر اساس همین تلقى، براى علاج آن مى‌فرماید: با خود بیندیش كه كل دارایى تو در دنیا چه‌قدر است و چه چیزهایى در دنیا هست كه تو آنها را ندارى. بى‌تردید ما در دنیا خیلى چیزها را نداریم. اموال بسیارى در دست دیگران هست كه ما هیچ‌یك از آنها را نداریم. هزاران گنج در زیر زمین نهفته است كه ما آنها را نداریم. انبوه معادن طلا و نقره و نفت و الماس و... در دنیا و در اختیار انسان‌هاست كه ما ذره‌اى از آن را نداریم. حال آیا هیچ عاقلى غصه مى‌خورد كه چرا آن معادن نفت و طلا و نقره و آن جواهرات مال من نیست؟ بى‌تردید هرگز هیچ عاقلى چنین غصه‌اى نمى‌خورد. پس اگر تو هم چیزى را از دست داده‌اى، این‌گونه تصور كن كه این شىء هم از جمله آن امورى است كه از ابتدا تو آن را نداشته‌اى. چگونه براى اموالى كه در اختیار تو نیست غصه نمى‌خورى، حال نسبت به اموالى كه از دست تو رفته است نیز غصه نخور و غمگین مباش؛ به دیگران تعرض نكن و هستى خود را نباز؛ بلكه خداوند را شاكر باش كه توانستى مدتى از آن بهره بگیرى و از این لحظه كه آن را از دست داده‌اى مثل سایر چیزهایى است كه مال تو نیست. چیزهاى زیادى وجود دارند كه شما آنها را ندارید. مگر باید براى هر چیزى كه در دست ما نیست غصه بخوریم؟! باید خداوند منان را شاكر باشیم كه مدتى از این نعمت استفاده كردیم و اكنون نیز مدت آن به سر رسیده و از بین رفته یا در دست فرد دیگرى است و او از آن استفاده مى‌كند و بود و نبود آن به ما ربطى ندارد تا در اندیشه آن باشیم. اگر دوباره به
‌﴿ صفحه 265 ﴾
دست ما رسید، نعمت جدیدى است كه خداوند بخشنده و مهربان به ما داده است و باید شكر آن را به جا آوریم.
پس بهترین راه رهایى از غصه فقدان اموال از دست رفته این است كه آن شىء را همانند بسیارى از اشیایى بدانیم كه هرگز در اختیار نداشته‌ایم. مگر نداشتن آنها غصه داشت كه از دست‌دادن این یكى موجب غصه گردد!؟ إِنْ كُنْتَ جَازِعًا عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِن بَیْنِ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَى كُلِّ مَا لَمْ یَصِلْ اِلَیْك؛ اگر بناست وقتى چیزى از دستت رفت نارحت بشوى و جَزَع و فزَع كنى پس باید براى هر چه به تو نرسیده و ندارى نیز غصه بخورى و ماتم بگیرى. اینها از آن جهت كه الان در اختیار تو نیستند مثل هم مى‌باشند؛ چه هر دو، نداشتن است. همان‌طور كه این نداشتن غصه ندارد، اگر از نعمتى برخوردار بودى و استفاده كردى و اكنون آن را ندارى نیز غصه مخور؛ چه مثل چیزهاى دیگرى است كه اصلاً تو مالك آنها نبوده‌اى.
‌﴿ صفحه 266 ﴾
‌﴿ صفحه 267 ﴾

درس سى و نهم: درس تاریخ (1)

گذشته، چراغ راه آینده
منطقِ عبرت آموزى‌
عبرتِ بى‌منطق‌
یك نمونه و یك نكته‌
برگى از تاریخ‌
پاداش كفران نعمت‌
‌﴿ صفحه 268 ﴾
‌﴿ صفحه 269 ﴾

درس تاریخ (1)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ اسْتَدْلِلْ عَلَى مَا لَمْ یَكُنْ بِمَا كَانَ فَاِنَّمَا الاُْمُورُ اَشْبَاهٌ وَ لاَ تَكْفُرَنَّ ذَا نِعْمَة فَإِنَّ كُفْرَ النِّعْمَةِ مِنَ أَلاَْمِ الْكُفْرِ وَاقْبَلِ العُذْرَ؛
از آنچه بوده بر آنچه نبوده استدلال كن؛ چه كارها مانند هم و نظیر یكدیگرند. ناسپاس ولى‌نعمت مباش كه‌ناسپاسى نعمت، پست‌ترین كفر است وعذرپذیر باش.