پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و هشتم: دنیاى ایده‌آل

شیوه زندگى‌
حقیقت زندگى دنیایى در فرهنگ انبیا
سرانجام زندگى غیر الهى‌
تجارت قرآنى‌
خرید رضا و رضوان الهى‌
دنیا غصه ندارد‌
‌﴿ صفحه 250 ﴾
‌﴿ صفحه 251 ﴾

دنیاى ایده‌آل

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
إِنَّمَا لَكَ مِنْ دَنْیَاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِه مَثْوَاكَ فَأَنْفِقْ فِى حقٍّ وَ لاَ تَكُنْ خَازِنًا لِغَیْرِكَ وَ إِنْ كُنْتَ جَازِعًا عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَى كُلِّ مَا لَمْ یَصِلْ إِلَیْكَ؛
همانا بهره تو از دنیایت همان است كه خانه آخرت خود را آباد ساخته‌اى. پس به‌جا انفاق كن و خزانه‌دار دیگران مباش. اگر بر آنچه از دستت رفته زارى مى‌كنى پس بر همه آنچه به آن دست نیافته‌اى زارى كن.
مولى‌الموحدین على(علیه السلام) در این نامه در موارد بسیارى بر ماهیت گذرا بودن دنیا، زندگى در آن و بى‌ارزشى آن تصریح نموده‌اند و این واقعیت را به تعابیر مختلف بیان فرموده‌اند كه لذایذ دنیا را مى‌باید در راه كسب سعادت آخرت به كار گرفت و اِلاّ نه پایدار مى‌مانند نه ارزشى دارند. تكرار این حقیقت در خطبه‌ها و نامه‌هاى ایشان كه گاه در یك خطبه یا نامه چندین بار تكرار مى‌شود، نشان از شدت اهمیت آن دارد، كه اگر بیش از این هم تكرار مى‌شد مفید مى‌بود؛ چون انسان آن‌چنان در این جهت گرفتار غفلت مى‌شود كه اگر هر روز و هر شب هم به او متذكّر شوند باز هم احتمال دارد كه آن را فراموش كند و در انتخاب مسیر زندگى و بهره‌بردارى از لذایذ دنیا طریق انحراف پیش گیرد؛ لذا بیان شیوه صحیح زندگى و بهره‌مندى از دنیا، براى سعادت او بسیار مهم است.

شیوه زندگى‌

تصور ابتدایى انسان از شیوه صحیح زندگى این است كه باید به فكر تأمین نیازهاى دنیایى و
‌﴿ صفحه 252 ﴾
لذت‌بردن از دنیا باشد؛ لذا نخست مى‌باید در فكر تأمین نیازهاى ضرورى؛ مانند خوراك و پوشاك و در مرحله بعد در پى نیازهایى هم‌چون همسر و مسكن و لوازم زندگى برآید. در حالى كه انسان مسلمانِ معتقد به خداوند و روز جزا، با خود مى‌گوید كه براى زندگى آخرت نیز باید اندیشه‌اى نمود و در كنار امر معاش در امر آخرت نیز مى‌باید تلاش كرد تا در آخرت از ثمرات آن برخوردار باشیم. پایین‌ترین حد این تلاش آن است كه در كنار كسب درآمد و برخوردارى از لذایذ و نعمت‌هاى دنیایى، بخشى از تلاش‌هایمان را نیز صرف آخرت كنیم و نماز و روزه‌اى هم در پرونده اعمالمان ثبت نماییم. درصد زیادى از افراد جامعه ما چنین روشى دارند. گروه كمترى از اهل ایمان و آنان كه كم و بیش در ایمان خود راسخند، سعى مى‌كنند افزون بر این، امور دنیاى خود را نیز به‌گونه‌اى تنظیم كنند كه محدوده واجبات و محرمات الهى رعایت شود. شكى نیست كه این گروه دوم، انسان‌هایى خوب و صالحند و در مسیر خدا و پیامبر و ائمه(علیهم السلام) گام برمى‌دارند؛ اما باید بدانیم حد تربیت در مكتب انبیا و ائمه(علیهم السلام) و قرآن كریم منحصر به این حدود نازل نیست. افق‌هاى بسیار بالاتر و وسیع‌ترى پیش روى آدمى وجود دارد كه انبیا و ائمه(علیهم السلام) ما را به آن دعوت مى‌كنند و از این منظر، انجام تكالیف شرعى و رعایت دستورات اخلاقى از مراتب بسیار نازل كمال محسوب مى‌گردد. در واقع، انجام واجبات و ترك محرمات، قدم اول است و همّت انسان باید بسیار بلندتر و عالى‌تر از این حد باشد. براى عبور از این حد و ورود به آن مراتب عالى‌تر، نخستین قدم این است كه انسان بینش خود را نسبت به زندگى دنیا اصلاح كند. باید جایگاه خود و خداوند را در هستى بشناسد و هدف از خلقت خویش را دریابد.
اما باید اعتراف كنیم كه معمولا معرفت ما در این زمینه بسیار ناقص و ناچیز است. گاه به دلیل معرفت كم و ناقص دچار اشتباهات فاحشى مى‌شویم كه خسارات جبران‌ناپذیرى به بار مى‌آورد. حتى برخى افراد گاه تا درجه‌اى از سقوط پیش مى‌روند كه مى‌گویند: اصولا تكالیف شرعى به چه كار مى‌آیند و براى چه هستند؟ عصر تعیین تكلیف مربوط به دوران برده‌دارى و جوامع عقب‌افتاده بود و گذشت. انسان این عصر در پى تكلیف نیست؛ بلكه به دنبال استیفاى حقوق خویش است و به مطالبه آنها آمده است؛ حقوقى كه طى صدها و هزاران سال از انسان
‌﴿ صفحه 253 ﴾
دریغ داشته شده و نادیده انگاشته شده است. «تكلیف» براى انسان امروزى واژه‌اى ناآشنا و غریب است. امروزه ما نه‌تنها در پى شناخت تكالیف خود در برابر خدا نیستیم؛ بلكه حتى از خدا نیز حقوق انسانى خود را مطالبه مى‌كنیم!
ریشه این تفكر در تلقى خاص فرهنگ غرب از هستى، خدا و انسان نهفته است و با مقایسه این دو نوع بینش مى‌توان به اختلاف عمیق فرهنگ انبیا و آنچه فرهنگ غرب القا مى‌كند، پى برد. به هر حال فرهنگ مادّى الحادى همیشه وجود داشته و خواهد داشت. تا شیطان هست این فرهنگ هم وجود دارد و نزاع بین فرهنگ الهى انبیا با فرهنگ شیطان، كه در فرهنگ امروز غرب متجلى است، براى همیشه باقى است. به همین دلیل اگر روز و شب با فرهنگ انبیا ارتباط داشته باشیم، باز هم كم است؛ چون القائات فرهنگ شیطانى غرب دست از سر بشر برنخواهد داشت.