پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و هفتم: انواع روزى

تقدیر و قضاى الهى‌
تأثیر تربیتى قضا و قدر‌
مقدرات و تكلیف شرعى‌
تعادل روحى در تحول روزگار‌
‌﴿ صفحه 234 ﴾
‌﴿ صفحه 235 ﴾

انواع روزى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَالرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ، فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ، وَاعْلَمْ یَابُنَىَّ أَنَّ الدَّهْرَ ذُو صُرُوف فَلاَ تَكُنْ مِمَّنْ یَشْتَدُّ لاَئِمَتُهُ وَ یَقِلُّ عِنْدَ النَّاسَ عُذْرُهُ، مَا أقْبَحَ الخْضُوُعُ عِنْدَ الْحَاجَةِ وَ الجَفَاءُ عِنْدَ الْغِنَى؛
و روزى دو قسم است: یكى آن كه تو آن را مى‌جویى و دیگرى، آن كه تو را مى‌جوید و اگر تو نزد آن نروى او در پى تو مى‌آید، و بدان پسركم كه روزگار پر تحول است. از جمله آنان كه ملامتشان سخت و زیاد و عذرشان نزد مردم اندك است، مباش. چه زشت است فروتنى به هنگام نیازمندى، و درشتى در وقت بى‌نیازى.
در شرح و توضیح نامه امیرالمؤمنین، على(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) به این قسمت رسیدیم كه حضرت مى‌فرماید: وَالرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ، فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاك. این بخش از وصیت بریكى از مباحث اعتقادى تكیه دارد كه در قرآن كریم و در روایات اهل‌بیت(علیهم السلام)بارها مورد تأكید واقع شده است. به بیان دیگر این بخش از وصیت، از نتایج عملى این بحث اعتقادى است كه مى‌گوید: خداى متعال براى هر یك از بندگانش روزى خاص او را مقرر فرموده و تقدیم كرده است. لذا ابتدا به شرح مختصرى از آن اصل اعتقادى مى‌پردازیم و بعد نكات عملى این اصل اعتقادى را بررسى مى‌كنیم.

تقدیر و قضاى الهى‌

یكى از آموزه‌هاى مسلّم دینى ما این است كه خداوند متعال براى هر موجود روزى‌خوارى، روزى خاصى را مقدر و مقرر فرموه است: وَ مَا مِنْ دَابَّة فِى الاَْرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا(75). در واقع
﴿ صفحه 236 ﴾
این نكته اعتقادى اثر مستقیم حكمت الهى است. لازمه حكمت خداوند این است كه وقتى موجودى را خلق مى‌كند شرایط حیات و بقاى آن را نیز فراهم مى‌آورد. اگر بنا باشد كه خدا موجوداتى را خلق كند و شرایط زندگى آنها را فراهم نیاورد، آفریدن آنها كارى لغو و عبث است و با حكمت الهى سازگار نیست. حكمت الهى اقتضا مى‌كند كه وقتى موجودى روزى‌خوار را مى‌آفریند، ابتدا احتیاجات اولیه زندگى او را فراهم مى‌سازد. هر موجودى كه خداوند در هر نقطه عالم خلق مى‌كند،(76) شرایط زندگى‌اش را در همان‌جا فراهم مى‌نماید. از جمله، نیازمندى‌هاى انسان‌هایى را كه در قسمت‌هاى مختلف زمین زندگى مى‌كنند، در پوشش گیاهى و حیوانى و معدنى آن مناطق قرار داده است؛ مثلا این‌گونه نیست كه انسان‌هایى در منطقه استوا خلق كند ولى خوراكشان را در قطب شمال قرار دهد؛ چه این كارى لغو است و با حكمت خداوند سازگار نیست. هر انسان یا حیوانى در هر منطقه‌اى كه آفریده مى‌شود، مى‌باید امكانات بقا و حیاتش در همان منطقه فراهم شود. اعتقاد به این اصل لازمه اعتقاد به حكمت خداست.
خداوند، در یك تقدیر كلى، روزى همه موجودات را اعم از انسان و حیوان مقرر فرموده است. در واقع خداى متعال زمین را به‌گونه‌اى آفریده است كه مخلوقات مختلف بتوانند در آن ادامه حیات بدهند، و براى هر مخلوقى روزى مخصوصى، در محل زندگى‌اش فراهم مى‌دارد. تمام این امور مقتضاى حكمت الهى است. حتى اگر هر یك از اینها به یك نوع روزى خاص احتیاج داشته باشد، خداوند براى او روزى خاص خودش را مقدر كرده است. در این‌جا ممكن است این سؤال به ذهن بیاید كه اگر خداى متعال براى هر یك از انسان‌ها و دیگر موجودات، روزى مخصوص خودشان را مقدر كرده است پس چرا هركسى باید خود تلاش كند تا روزى شخصى خود را از مجموعه آن روزى‌ها به دست آورد؟ اگر خداوند روزى مخصوص هر فرد را برایش مقدر كرده است پس دیگر تلاش و كوشش ما لازم نیست و بیهوده است كه در پى كسب روزى مقدرى كه به ما خواهد رسید تلاش كنیم؟ و سؤال اساسى این كه آیا قضاى یقینى الهى با اختیار انسان منافات دارد ؟
﴿ صفحه 237 ﴾
جواب اجمالى این سؤال آن است كه اختیار انسان نیز یكى از اسباب آن تقدیر الهى است. خداوند سبحان چنین مقدر فرموده است كه این شخص از آن مجراى خاص، تلاش خواهد كرد و به آن روزى مخصوص خواهد رسید و تا وقتى كه اجلش نرسیده این مقدار معیّن روزى نصیب وى خواهد شد.پس تقدیر الهى نه‌تنها با تلاش و كوشش خودِ فرد منافات ندارد بلكه به وسیله كوشش وى رقم مى‌خورد. در واقع تقدیر این است كه از راه این نوع تلاشِ خاص، این مقدارِ معینِ روزى به دست آید. این سخن یك جواب كلى است كه در همه موارد تقدیر و قضاى الهى قابل تطبیق مى‌باشد.
یك مورد دیگر از مصادیق قضا و تقدیر الهى اعمالى است كه ما انجام مى‌دهیم؛ مثلاً اگر خداى نكرده كسى با اتومبیل با فردى تصادف كرد و این تصادف منجر به قطع عضوى از او شد، یا خداى نكرده از دنیا رفت، آیا مى‌توانیم بگوییم كسى مقصر نیست و قسمت او بوده است و در تقدیر او نوشته بوده كه با اتومبیل من برخورد كند و از دنیا برود؟ بله، البته چنین پیامدى مقدر بوده است؛ ولى به واسطه شما كه با تخلف از مقررات راهنمایى و رانندگى موجب چنین حادثه‌اى شده‌اید؛ چه شما خطا و بى‌احتیاطى كرده‌اید و باعث مرگ او شده‌اید. پس هم تقدیر است و هم اختیار شما و این دو با هم منافات ندارند. این‌جا نیز در پاسخ، همان كلام كلى تطبیق مى‌شود كه هم تقدیر الهى است و هم تلاش اشخاص، و مناقاتى بااختیار ندارد. تلاش و انتخاب خود افراد هم جزء تقدیر و از مصادیق همان قاعده كلى روزى و رزق مقدر است كه در روایات مورد تأكید فراوان قرار گرفته است.
همین‌طور از جمله مقدرات، اجل و تحدید حیات است. براى هر انسانى مدت معیّنى از زندگى در روى زمین مقدر شده است. از دیگرْ مقدرات، صحت و مرض است كه در این مورد نیز در روایات متعددى نقل شده است. به عنوان نمونه به فرمایشات حضرت ابراهیم(علیه السلام) در پاسخ به سؤال نمرود اشاره مى‌كنیم كه پرسید خداى تو چه كسى است؟ حضرت ابراهیم(علیه السلام)در قسمتى از پاسخ، مى‌فرماید: خداى من آن كسى است كه غذا مى‌دهد، آب مى‌نوشاند، و آن گاه كه بیمار مى‌شوم، هم او است كه شفایم مى‌دهد: وَ الَّذَى هُوَ یُطْعِمُنِى وَ یَسْقِینِ، وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ، وَالَّذِى یُمِتُنِى ثُمَّ یُحْیِین.(77) اِماته و اِحیا، شفا و مرض و رزق و روزى به دست
﴿ صفحه 238 ﴾
خداست. حضرت ابراهیم(علیه السلام) این عبارات را در مقام معرفى خدا بیان نموده، مى‌فرماید: خداى من كسى است كه حیات و مرگ من، سلامت و بیمارى من و رزق و روزى من به دست او است. به هر حال این موارد به طور خاص در روایات ذكر شده است و از جلمه مقدرات معرفى و معین گردیده؛ اما باید توجه داشته باشیم كه برشمردن این تقدیرات هرگز به معناى جبر و سلب اختیار و مسؤولیت از انسان نیست. براى ورود به مباحث مورد نظر، همین میزان از شرح و تفصیل كافى است. براى عمق بخشیدن و گسترش اطلاعات در این زمینه مى‌توان به كتاب‌هاى اعتقادى، كلامى، فلسفى و تفسیر قرآن و كتاب‌هایى كه در شرح و تحلیل روایاتِ تقدیر نوشته شده است و به بیانات بزرگان در شرح معضلات اخبار، مراجعه كرد.