پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

ظلم به خود‌

بى‌تردید عفو از انتقام و مقابله به مثل بهتر است، و البته در ارتباط با دوستان وظایف سنگین‌ترى وجود دارد. مشاهده ظلم از جانب یك دوست بسیار تلخ‌تر از جفاى دیگران است و حساسیت انسان نسبت به رفیقش بیشتر است و لذا مى‌گویند اگر از طرف دوست گلى پرتاب شود خیلى دردناك‌تر از سنگى است كه دشمن بیندازد. حال اگر من خواستم نسبت به رفتار ناپسند دوست خودم عكس‌العمل خوبى داشته باشم و از جانب دیگر خودم را هم قانع كنم، چه رفتارى مناسب است و چگونه باید عمل كنم؟ در این‌باره على(علیه السلام) مى‌فرماید: با خود بیندیش آیا كسى كه به تو ظلم مى‌كند، در واقع به تو بیشتر ضرر مى‌رساند یا به خودش؟ او با آن عملى كه انجام مى‌دهد، مرتكب گناه مى‌شود و این گناه موجب ناخشنودى خداوند مى‌شود و او را سزاوار عذاب الهى مى‌گرداند. به هرحال عوارض متعددى بر عمل او مترتب خواهد شد؛ از جمله این كه خداوند متعال این عمل را نادیده نمى‌گیرد و براى كسانى كه به دیگران ستم روا دارند در همین دنیا مكافات مقرر مى‌نماید؛ به علاوه این گناه در آخرت باعث عذاب او است.
با نگاهى دقیق پى مى‌بریم او با اندك‌ظلمى كه در حق شما كرده است، ظلم فراوانى در حق خود روا داشته و در واقع بیش از آنچه به شما ضرر رسانیده، نسبت به خود ستم كرده است. ممكن است سرمایه و ثروت مختصرى از شما سلب شده باشد یا در حق شما بى‌احترامى اندكى شده باشد، اما تمام اینها امورى جزیى و گذراست و چه بسا بعد از مدتى آن را فراموش مى‌كنید؛ در حالى كه در پى این عمل، او گناهى مرتكب شده است كه اثر آن براى وى تا قیامت باقى خواهد ماند و تا شما او را نبخشید، خداوند متعال هم از او راضى نمى‌شود و او را نمى‌بخشد. پس در واقع او بیشتر به ضرر خودش اقدام كرده است تا به زیان شما. از طرف
‌﴿ صفحه 230 ﴾
دیگر زمینه‌اى فراهم شده است تا شما با اغماض و گذشت از او به ثوابى بزرگ نایل آیید؛ چه به سبب عفوى كه انجام مى‌دهید به ثواب مى‌رسید. بنابراین زمینه سود بردن را براى شما فراهم نموده و ضرر قطعى را متوجه خود ساخته است. پس اگر درست تصور كنید متوجه مى‌شوید كه وقتى كسى ظلم مى‌كند در واقع بیشتر به خودش ضرر مى‌رساند و زمینه نفع شما را فراهم مى‌آورد. با این محاسبه ساده، گذشت كردن از چنین فردى براى شما آسان مى‌گردد؛ اما برعكس اگر تصور كنید كه عجب شخص ناجوان‌مردى است كه على‌رغم سال‌ها رفاقت، این‌گونه حق خدمت‌هاى فراوان مرا ادا مى‌كند، و در ذهن خود، عمل وى را یك دشمنى و خصومت بزرگ تلقى كنید و از كاه كوهى بسازید هرگز ثمرى نخواهید برد و چه بسا شما هم مرتكب خطا مى‌شوید. به جاى این ذهنیتِ بدون پشتوانه و بچگانه باید این‌گونه فكر كنید كه با این كار اولا چه ستم بزرگى در حق خود كرده است و مرتكب گناه شده و آخرت خود را به خطر انداخته است و ثانیاً از طرفى براى شما زمینه‌اى فراهم كرده است كه اگر از آن استفاده كنید و عفو نمایید، پاداش بزرگى نصیب خود مى‌كنید؛ یعنى با عفو و گذشت، به ثواب نایل مى‌شوید.
البته مفهوم این سخن آن نیست كه انسان روحیه ظلم‌پذیرى داشته باشد. آن‌جا كه ظلم، ظلم اجتماعى است نباید به‌راحتى گذشت كرد. آدمى باید ظلم‌ستیز باشد و با ظالمان و اشخاصى كه به جامعه اسلامى و مخصوصاً به دین ظلم مى‌كنند، با سرسختى برخورد كند؛ اما در مسایل شخصى اگر به شخص من یا شما ظلم شود و اغماض موجب مفسده نباشد، مى‌باید با عفو و گذشت برخورد كنیم. براى این‌كه زمینه روانى عفو و گذشت فراهم گردد، اشاره كردیم كه باید این‌گونه بیندیشد كه این ظلم، قبل از آن‌كه به ضرر شما تمام شود به خود او ضرر رسانیده و حتى زمینه بهره‌برى شما را فراهم كرده است: وَلاَیَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَك؛ اگر كسى به تو ظلم كرد مبادا این ظلم بر تو گران آید. به خود تلقین نكن كه عجب كار بد و گناه سنگینى مرتكب شده است؛ بلكه كارى كن كه در نظر تو این عمل زشت، كوچك و بى‌اهمیت تلقى شود. اما چگونه؟ چه باید كرد تا ظلم دیگران در نظر ما كوچك و قابل اغماض جلوه كند؟ حضرت على(علیه السلام)مى‌فرمایند: إنَّمَا یَسْعَى فِى مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِه؛ توجه داشته باشید این كارى كه
‌﴿ صفحه 231 ﴾
وى انجام مى‌دهد بیشتر به زیان خودش تمام مى‌شود. وقتى به این صورت فكر كنید و از این زاویه به مسأله بنگرید از پیامدهاى عملكرد دیگران در امان خواهید ماند و به‌راحتى مى‌توانید از ظلم و عملكرد زشت دیگران بگذرید. پس مبادا عمل او را در ذهن خود خیلى بزرگ و فاحش جلوه دهید كه در این صورت موجب دشمنى و مشكلات بعد مى‌گردد.
در پایان این قسمت حضرت(علیه السلام) یك دستور اخلاقى و اجتماعى دیگر را یادآور مى‌شوند: لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسوءُه؛ پاداش كسى كه تو را شاد كرده است، بدى نیست. ما باید به اشخاصى كه به ما خدمت مى‌كنند پاداشى مناسب بدهیم. مبادا خدمات دوستانمان را نادیده بگیریم و به جاى پاسخ مناسب و پاداش درخور، خوبى‌هاى آنها را با بدى پاسخ دهیم؛ چه بسا تقصیراتى نیز از ما سر بزند.
‌﴿ صفحه 233 ﴾

درس سى و هفتم: انواع روزى

تقدیر و قضاى الهى‌
تأثیر تربیتى قضا و قدر‌
مقدرات و تكلیف شرعى‌
تعادل روحى در تحول روزگار‌
‌﴿ صفحه 234 ﴾
‌﴿ صفحه 235 ﴾

انواع روزى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَالرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ، فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ، وَاعْلَمْ یَابُنَىَّ أَنَّ الدَّهْرَ ذُو صُرُوف فَلاَ تَكُنْ مِمَّنْ یَشْتَدُّ لاَئِمَتُهُ وَ یَقِلُّ عِنْدَ النَّاسَ عُذْرُهُ، مَا أقْبَحَ الخْضُوُعُ عِنْدَ الْحَاجَةِ وَ الجَفَاءُ عِنْدَ الْغِنَى؛
و روزى دو قسم است: یكى آن كه تو آن را مى‌جویى و دیگرى، آن كه تو را مى‌جوید و اگر تو نزد آن نروى او در پى تو مى‌آید، و بدان پسركم كه روزگار پر تحول است. از جمله آنان كه ملامتشان سخت و زیاد و عذرشان نزد مردم اندك است، مباش. چه زشت است فروتنى به هنگام نیازمندى، و درشتى در وقت بى‌نیازى.
در شرح و توضیح نامه امیرالمؤمنین، على(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) به این قسمت رسیدیم كه حضرت مى‌فرماید: وَالرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ، فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاك. این بخش از وصیت بریكى از مباحث اعتقادى تكیه دارد كه در قرآن كریم و در روایات اهل‌بیت(علیهم السلام)بارها مورد تأكید واقع شده است. به بیان دیگر این بخش از وصیت، از نتایج عملى این بحث اعتقادى است كه مى‌گوید: خداى متعال براى هر یك از بندگانش روزى خاص او را مقرر فرموده و تقدیم كرده است. لذا ابتدا به شرح مختصرى از آن اصل اعتقادى مى‌پردازیم و بعد نكات عملى این اصل اعتقادى را بررسى مى‌كنیم.